گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

    | فهرست يادنامه آيت... طاهري صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |    

 چشم انداز ایران - يادنامه آيت... طاهري - بهار 1393

در آستانه سالگشت ارتحال آیت‌الله طاهری(ره)

من المؤمنین رِجال صَدَقُوا ...

فضل‌الله صلواتی

گذشت زمان در جهان، چه بسیار حوادثی را که پدید می‌آورد و چه بزرگ‌مردان و بزرگ زنانی را که در دامان خود پرورش می‌دهد، آنان کاروان بشریت را به سوی پیشرفت و تکامل سوق می‌دهند، آنها در دنیای انسانیت و برای اعتلای شرافت و محبت مفید و مؤثرند، قافله تمدن به وسیله فرهیختگان و اندیشمندان تعالی پیدا می‌کند، با وجود خردمندان و شایستگان است که انسانیت مفهوم پیدا کرده و با پندارهای نیک و نیکوکاری و صداقت و پاکدامنی است که حقیقت در جهان هستی خود را می‌نمایاند.

انبیا، اولیا، رهبران الهی، منادیان وحی، پیشوایان برحق، اندیشمندان و خردمندان هستند که با تلاش‌های مداوم و کوشش‌های کارآمد، مسیر بشریت را روشن کرده و جامعه را از لحاظ مادی و معنوی سعادتمند می‌کنند و راهیان نور را به حق رهنمون می‌شوند، لازمه انسان‌بودن رفتن به سوی کمال است و اگر مربیان بزرگ و حق پرست نباشند، آدم‌ها به طرف انحطاط و جنگ و خونریزی و تجاوز و تعدی کشانده می‌شوند، این الگوها و اسوه‌ها هستند که چون ماه درخشان در میان ستارگان در شب جلوه‌گری فوق العاده دارند.

این عالمان، این مبارزان، این هنرمندان، این قهرمانان و حتی این شهیدان خدايی، برای ملک و ملت و نسل‌های آینده افتخار می‌آفرینند، آنها جاودانه‌اند، یادشان و نامشان می‌ماند.

چه بسیار قهرمان‌های ملی و انقلابی که در برابر استعمارگران و سلطه‌گران و زیاده‌طلبان و قلدران تاریخ ایستادند، مردانه پایداری و استقامت کردند، رنج‌های زیادی را تحمل کردند، باشد که ملت‌هايی را از زیر یوغ ستم نجات بخشند، عدالت و آزادی، رفاه و آبادانی را ارمغان مردم نمایند، آنها هستند که دنیا را گلستان می‌کنند و بهشت خدا را می‌نمایانند.

آن شایستگان پیروز، با ایمان و اطمینان به خدا، به مردم و به خود، زندگی کردند و در اوج موفقیت «راضیهً مرضیه» بدرود زندگی گفتند و به ملکوت اعلی عروج کردند، یا آنکه در حصر و زندان و تبعید، شاهد شهادت را در آغوش گرفتند و به «اِحدی الحُسنیین» یکی از دو خوبی رسیدند و با لذت و نشاط به دنبال شهیدان خدايی تا بهشت موعود خدا پرواز کردند، «طوبی لهم و حسنُ مآب» خوشا به حالشان که خوش زندگانی و نیکو سرانجامی داشتند.

به تماشای رخش ذره صفت رقص کنان                            تا به سرچشمه خورشید درخشان بروم  (حافظ)

مرگ برای همه مردم پایان زندگی است «جز مرد حق، که مرگ وی آغاز دفتر است»

آیا زورگویان و تجاوزکاران و ستمگران می‌دانند که به زودی خواهند مرد؟ و در این جهان و آن جهان باید پاسخگوی اعمال خود باشند. «جهان به ظالم و مظلوم هر دو می‌گذرد» افرادی کارنامه زندگیشان سیاه است و گروهی سفید، که نامه اعمالشان به دست راست داده می‌شود، آنها نیکوکارانند، آنها  بودند که توحید و قیامت را باور داشتند، سعی می‌کردند که زندگی و مرگشان جهت دار و با تفکر و تعهّد باشد.

حسین (ع) و یارانش در دشت کربلا ایستادگی کردند، زیر بار ظلم نرفتند و جان بر سر این تعهد گذاشتند و در راه خدا شهید شدند، این مردن است که فنا نمی‌شود، تباهی ندارد، مرگ که نه، بلکه زندگی است، روزی خواری است، جاودانگی است، مگر در تاریخ، در دل‌ها، در اندیشه ها نام حسین (ع) محو شد؟

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                            ثبت است در جریدة عالم دوام ما (حافظ)

مبارزان علیه ظلم ، جهادگران راه عدالت و آزادی، عالمان با عمل، هنرمندان متعهد، خدمتگذاران به مردم، همه زنده‌اند و نزد خداوند روزی خوارند، تا انسانها هستند و زندگی وجود دارد، مردم از فکر، اندیشه، آثار و خاطرات آنها بهره می‌برند، آنها اسوه و الگوی ایمان و حق پرستی و مردم دوستی هستند، در دلها جای دارند و هماره یادشان در دل‌هاست.

مرحوم آیت‌الله سیدجلال‌الدین طاهری اصفهانی از شایسته انسان‌هايی بود که از ابتدا هدف والای خود را مشخص کرده بود، همه عمر با ایمان و تعهد زندگی کرد، او می‌دانست که چه می‌خواهد و چه می‌کند و به کجا می‌رود؟ در مسیر آن هدفی که انتخاب کرده بود، جدی و قاطع قدم بر می‌داشت، او از نوجوانی راه علم و دین را برگزید و با صبر و بردباری مسیر پر رنج آن را طی کرد، هر گامی که بر می‌داشت حساب شده و با مطالعه و تدبیر بود.

طاغوت را بر حق نمی‌دانست و با تحمل زندان و شکنجه و تبعید، با آن مبارزه می‌کرد، فریاد و سکوتش همه برای حق بود، با ستم‌ها، بدعت‌ها و انحراف‌ها می‌جنگید و از تهدیدها، هراسی به دل راه نمی‌داد، در مبارزات که هرگز منافع و مقامی در کار نبود، رنج‌هايی بود که مردان خدا به جان می‌خریدند، او حقیقت را یافته و آن را رها نمی‌کرد، به هر قیمتی که تمام می‌شد، هزینه آن را می‌پرداخت، منبرها و خطبه‌های نمازجمعه و سخنرانی‌ها و نوشته‌ها، همه وسیله بود تا در راه حق به بهترین نحو انجام وظیفه نماید. بالاخره با تلاش و پایداری امثال آیت‌الله طاهری و رهبری امام امت، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، شاه رفت و امام آمد، انتظار عدالت و آزادی و رفع تبعیض و ثروت‌اندوزی، امیدی بود که مردم بدان داشتند و دارند.

مرحوم آیت‌الله طاهری پس از پیروزی انقلاب هم هماره در خدمت مردم بود، برای به‌دست‌آمدن آسایش و آرامش برای مردم و روی‌کارآمدن افراد صالح کوشش داشت، لحظه‌ای از فکر رفاه مردم غافل نبود، خود را سرباز انقلاب و اسلام می‌دانست و سرباز باید برای رفع مشکلات جامعه بکوشد، طاهری در تمام عمر برای اعتلای اسلام و پیروزی مسلمانان در جهان تلاش می‌کرد و فریاد بر می‌آورد.

 آیت‌الله طاهری از ابتدا، طلبه‌ای درس‌خوان، جدی و متفکّر بود، دروس استادان حوزه را به خوبی می‌فهمید و تقریرات آنان را یادداشت می‌کرد و به نظر استادان می‌رسانید، مورد تقدیر و تشویق آنها قرار می‌گرفت، بسیاری بودند که در حوزه استعداد داشتند و خوب درس می‌خواندند ولی طاهری نشدند، «از هزاران تن یکی شان صوفیند»

آیت‌الله طاهری با جثه‌ای ضعیف و ظاهری ناتوان روحیه‌ای والا و بینشی متعالی داشت، عالمی با عمل، خطیبی توانا، شیر روز و زاهد شب بود.

با عالمان بزرگ شهر پیوسته تعامل، تعاون و همکاری داشت، مخصوصاً مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا حسین خادمی و مرحوم آیت‌الله سیدمحمد احمدی فروشانی و دیگر روحانیون مبارز، همه مورد توجه و احترام ایشان بودند، با آنها روابط حسنه داشت به دیدار آنها می‌رفت و احترام لازم را مرعی می‌داشت، با آنکه افراد ناآگاه سعی داشتند که روحانیون را دو دسته کنند و آب را گل‌آلود نمایند، ولی هرگز موفق نشدند که در وجود آیت‌الله طاهری تشتت و تیرگی ایجاد کنند، مریدان کم اطلاع، خود به جان هم می‌افتادند، این عالمان بزرگوار  در دوران مبارزه و کوران انقلاب جنبه محوریت داشتند و راهنمای توده‌های خلق و مورد تعرض ساواکی‌ها و اطلاعاتی‌ها قرار می‌گرفتند.

آیت‌الله طاهری عاشق امام خمینی و انقلاب بود، دوستداران امام را نیز دوست می‌داشت، از آنها حمایت می‌کرد، تا می‌توانست از گروه‌های فرصت‌طلب، باندها و خط‌گرایان دوری می‌جست، درگیر توطئه‌ها و اختلافات داخلی نمی‌شد، خط او خط امام و راه او راه امام بود، امام را باور کرده بود و به عنوان یک مرید، یک وابسته، یک پیرو به دنبال خمینی بزرگ حرکت می‌کرد.

بنده بارها ناظر بودم که حضرت امام چون فرزندی مهربان به جناب ایشان ابراز علاقه می‌کردند و طاهری را به عنوان عالمی مؤمن و مخلص قبول داشتند.

آیت‌الله طاهری در دوران جنگ تحمیلی، روح و فکرش در جبهه‌ها و دائم نگران حال رزمندگان بود،  هر چند یک‌بار به جبهه‌ها می‌رفت از جان و مال برای خدمت به سربازان مدافع اسلام و ایران دریغ نمی‌کرد، چه بسیار که نیاز جنگ‌آوران را برآورده می‌کرد، در حد توان مشکلات آنها را برطرف می‌ساخت، به مقرها، سنگرها، پادگان‌ها و... سر می‌زد. به نظامیان، ارتشیان، سپاهیان و بسیجیان روحیه می‌داد، در کنار آنها می‌نشست و در سنگرها با آنها غذا می‌خورد و به سخنانشان گوش می‌داد، شهیدان بزرگوار، سرداران لایق اسلام، شهیدان: خرازی، همت، روح‌الامین، زین‌الدین، بختیاری، صیاد شیرازی و... پیوسته با او بودند، دوستش می‌داشتند و نیازهای جبهه را به او می‌گفتند.

تصویر آیت‌الله طاهری، حضرت امام و حضرت آیت‌العظمی منتظری در کنار هم چاپ شده و در همة مقرها و سنگرها نصب شده بود، حضور مرحوم طاهری باعث دلگرمی، الهام‌بخشی،  امید و و تلاش بیشتر رزمندگان می‌شد.

آیت‌الله طاهری در هر شرایطی وظیفه و تکلیف خود را نسبت به خدا و مردم به خوبی انجام می‌داد، حق امامت جمعه و لباس روحانیت را به خوبی ادا کرد، با اینکه خود پدر شهید مفقودالجسد بود، در مراسم شهدای اصفهان شرکت می‌کرد و به خانواده‌های آنها سرکشی و از آنها دلجويی می‌کرد، با روحانیون بزرگی چون آیت عظام: منتظری و شبیری زنجانی ارتباط صمیمانه داشت. «اللهم لا نعلم منه الاّ خیرا».

از سال 1379 رفتارهای نامناسب افراد، بی‌وفايی بعضی یاران، بی‌توجهی‌های برخی مسئولین و مدیران به امور مردم، بیماری جسمی و... روح وی را افسرده کرد و بالاخره در تابستان سال 1381، هنگامی که احساس کرد، تلاشهایش دیگر مفید واقع نمی‌شود و جمعی فریب‌خورده و فرصت‌طلب، به ساحت مقدس وی اهانت روا داشتند، از امامت جمعه اصفهان که یکی از حساس‌ترین، پرجمعیت‌ترین و پربارترین نمازهای جمعه کشور بود، کناره گرفت و به مردم استعفا داد و خویشتن را از مسئولیت‌های مربوطه رها کرد.

سرانجام در ماه خرداد، سال 1392، در همان ایام رحلت مرادش حضرت امام خمینی، از رنج‌ها، غم‌ها و نامردمی‌های دنیا آزاد شد و روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست و در کنار شهیدان گلگون کفن اصفهان که فرزندان معنویش بودند، مدفون گردید (رضوان‌الله تعالی علیه)

سالگرد ارتحال آن عالم جلیل و آن روحانی مجاهد و مبارز و آن انقلابی مرد ایمان و تقوی را بر دوستداران انقلاب اسلامی و همگامان واقعی انقلاب تسلیت و تعزیت می‌گویم.

« و سلام علیه یومَ وُلدَ ویومَ یموتُ و یومَ یُبعث حیّا  »

اردیبهشت 1393، اصفهان                                   

 

 

     | فهرست يادنامه آيت... طاهري صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |