گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

    | فهرست يادنامه آيت... طاهري صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |    

 چشم انداز ایران - يادنامه آيت... طاهري - بهار 1393

ملاقاتي زاينده با آيت‌الله طاهري در بهداري زندان قصر

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام شيخ‌محمدجعفرسعیدیان فر

با تشکر از بذل محبتی که فرمودید و وقتی که در اختیارما برای کاویدن و بازیابی شخصیت‌های انقلابی و به‌ویژه آیت‌الله طاهری اصفهانی که اكنون در سالگرد ارتحال ایشان هستیم قراردادید.

¡اولین پرسش من بیشتر درباره سرنوشت نسل جوان است که چه ضرورتی دارد چهره‌های تأثیرگذار انقلاب را بشناسند، آیا برای یک جوان ضرورتی دارد با توجه به این همه بار منفی که از طریق دوستان ناآگاه القا شد؟ واقعیت این است که نسل جوان را به این جمع‌بندی می‌رسانند که حضور در این انقلاب اساساً گزینه درستی نبود!

£ضمن تشکر از شما که به مناسبت سالگرد  درگذشت آیت‌الله طاهری(ره) به این کار پسندیده اقدام کردید. درباره پرسش اول که ضروت انجام این کار چیست؟ دو دلیل دارد؛ 1- مسئله مهم برای هر ملتی هویت آن ملت است و این  هویت در مذهب، ایدئولوژی و تفکر تاریخی و مسائل پیرامونی آن شکل می‌گیرد. هر نسلی باید قطعاً توجه به تاریخ پیشنیان داشته باشد و چون سوگمندانه، تاریخ را ارباب  قدرت و مطامع دنیوی آن‌گونه که خود می‌خواهند می‌نویسند و حقایق را در پیشگاه مصلحت و منفعت قربانی می‌کنند، افرادی که خود شاهد بوده ودیدگاه معطوف به قدرت ندارند باید حقایق تاریخی رابیان و ثبت کنند تا ازتحریف  تاریخ جلوگیری شود.

2ـ الگوپذیری و اسوه‌خواهی دو ویژگی  مهم  انسان‌هاست. پس از پیامبر(ص) اُسوه کامل وائمه معصومین(ع)، علما و اندیشمندان و فرهیختگان و پشتازان انقلاب‌ها و جنبش‌های اجتماعی تأثیرگذار و الگو هستند. برای همین باید به زندگی و خاطرات درباره آنها توجه کرد  و حضرت آیت‌الله طاهری یکی از این افراد پيشتاز و برجسته است. در آغاز گفت‌وگو توجه شما را به دو آیه قرآن جلب می‌کنم؛ الف ـ وَ مَا لَكمُ‏ْ أَلَّا تُنفِقُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَا يَسْتَوِى مِنكمُ مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَاتَلَ  أُوْلَئكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِِنَ الَّذِينَ أَنفَقُواْ مِن بَعْدُ وَ قَاتَلُواْ  وَ كُلاًُّ وَعَدَ اللَّهُ الحُْسْنىَ‏  وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (حدید:10)، نکته‌ای که در این آیه شریفه بر آن تأکید شده این است که براساس هزینه‌کردن انسان‌ها قضاوت درباره آنها باید صورت بگیرد، ایمان تنها بدون عمل صالح در نظام ارزش‌گذاری قرآن جایگاهی ندارد. مخصوصاً هزینه‌کردن جهادی که جان و مال در آن مطرح است. قرآن این نکته را صریح مطرح می‌کند که کسانی بعد از پیروزی و در نتیجه ـ فتح مکه ـ به اسلام پیوستند با کسانی قبل از پیروزی سختی‌ها را به جان خریدند مساوی نیستند. ب ـ آیه بعدی که بیشتر از آیه قبلی به وضعیت فعلی ما می‌خورد می‌فرماید «لَا تحَْسَبنَ‏َّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّ يحُِبُّونَ أَن يحُْمَدُواْ بمَِا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلَا تحَْسَبَنهَُّم بِمَفَازَهٍ مِّنَ الْعَذَابِ  وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (آل‌عمران: 188)، «مپندار آن كسان را كه بدانچه [از كارهاى بد و زشت‏] كرده‏اند شادى مى‏كنند و دوست مى‏دارند كه بدانچه نكرده‏اند ستايش شوند، مپندارشان كه از عذاب برهند و آنان را عذابى دردناك است». پس در این دو جهت که ما باید مسئله الگوپذیری هویت تاریخی ملی ـ دينی و دوم اینکه اصلا نظام ارزش‌گذاری باید براساس عمل‌کردن باشد. براساس صرف ـ شهادتین‌ ـ ممکن است از نظر حقوقی کسی وارد جرگه مسلمین باشد ولی چیزی که قرآن روی آن تکیه دارد ایمان و عمل صالح است. آیت‌الله طاهری کسی بود که هزینه کرد.

¡شما وقتی سخن از آیت‌الله طاهری می‌شود چه تصویر و چه تحلیلی ازابعاد مختلف شخصیت ایشان دارید؟

£ ایشان کسی بود که با مبارزه مخصوصاً در استان اصفهان عجین بود. من یادم است که اولین‌بار ایشان آمده بود به نجف‌آباد  و فقیه عالیقدر آیت‌الله‌العظمي منتظری به ایشان اصرار داشت که نمازجمعه را شروع کنند. گفته نمي‌شود ایشان هم اصرار داشت که می‌شود. اولین خاطره‌ من این است اما شناختی که از بافت سنتی روحانیت آن زمان داشتم؛ ایشان یک ويژگي‌هاي منحصر به‌فردی داشت که مختص به خودش بود. البته دیگران هم داشتند اما کم بود. یکی اینکه ایشان با اینکه از موقعیت علمی بالایی برخوردار بود، یعنی از شاگردهای خیلی خوب آقای داماد بود. خیلی از بزرگان فعلی، هم‌مباحثه ایشان بودند. یک ویژگی مهم ديگر ایشان این بود که منبر را ترک نمی‌کرد. آقایون روحانی وقتی یک مقداری علمیت پیدا می‌کنند منبر را کسر شأن خودشان می‌دانند. من یادم است که ایشان در اصفهان جلسات زیادی داشت. حتی به خانه‌ها می‌رفت و این مواجهه حضوری بهترین شیوه ایشان بود و ما به ایشان منعکس می‌کردیم. ما در تابستان سال 1348، نزد ایشان رسائل را شروع کردیم. بخشي از رسائل را پیش ایشان خواندیم بعد من به ایشان گفتم می‌گویند شما درس آقاي طاهري می‌روید، ایشان منبری است. خیلی خندید. در پاسخ من گفت اصلاً من از قم آمدم که بروم با مردم  كار كنم و من به منبر افتخار می‌کنم و این راه ماست. اصلاً ما باید در کنار مردم باشیم و این نکته بسیار مثبت ایشان بود. وقتی من هزینه‌کردن را مطرح می‌کنم خیلی از علما برای اینکه حیثیت علمی‌شان آسیب نبیند می‌گویند آقا منبر نروید، ولی ایشان اصرار داشت. من یادم است که ایشان چندین جلسه داشت. ویژگی‌های مبارزاتی هم داشت. من خودم بیشتر قم و تهران بودم. من به یاد دارم که شهید محمد مرا  براي گرفتن کمک‌های مالی نزد ايشان فرستاد و گرفتم و آمدم. می‌دانید که مبارزین آن زمان به دلیل شرايط امنیتی در عسرت بودند. شرايط بسيار سختی بود و راحت نبود. برای تكثير خیلی مشکل داشتیم. آقای طاهری خیلی تلاش می‌کرد که کمک کند، دوستان و مریدانی داشت که خیلی کمک می‌کردند.

¡به نظر حضرتعالی با شناختی که از ایشان دارید چه عواملی ‌دست به‌دست هم داد تا این علما ظهور کنند چون اینها می‌توانستند روال سنتی را طی کنند و آیت‌الله‌العظمی بشوند

£در دهه 40 از لحاظ فکری ظلم و شکاف‌های طبقاتی مذهب را به‌شدت آسیب‌پذیر کرده بود. چرا، برای اینکه اولاً دفاع فکری و ایدئولوژیک از علمای سنتی چون خودشان هزینه نمی‌کردند. برای نسل جوان خیلی جاذب نبود به هر دلیل که برای خود داشتند روحانیون سنتی نمی‌توانستند. مسئله دیگر اینکه رژیم هم آمده بود که از ظاهر مذهب دفاع می‌کرد. مثلاً بعضی مسائل را رعایت می‌کرد. این بخش از روحانیون که وارد صحنه شدند اولاً از پایگاه دین وارد شدند. هم پایگاه دین و هم پایگاه عدالت‌طلبی چون اگر دین منهای  عدالت طلبی بود اینها هم وارد نمی شدند .یادم است وقتی ما وارد زندان شدیم با حضور طلبه های جوان درکنار دیگر گروه‌های اسلامی، فضای زندان به نفع نیروهای اسلامی تغییرکرد. افرادي مانند آیت الله طاهری و فقیه عالیقدر که درس 300 نفره را رها می‌کردند و همچنين علمای دیگری هم كه هزینه‌های زیادی دادند از همين پايگاه عدالت‌طلبي و دين بود. البته نقش روشنفکران هم خیلی روشن بود خود مرحوم بازرگان و دیگران هم نقش زیادی داشتند.

¡یعنی جنابعالی عنصر زمان، عدالت‌طلبي و دین‌مداری آقایان را باعث ظهور وبروز انقلاب می دانید؟

£البته من دو دین را از هم تفکیک می‌کنم؛ 1- دینی است که با همه‌چیز می‌سازد وبیشتر تمرکز بر ظاهر و مناسک دینی دارد. 2- بینش دینی عدالت‌طلبانه که ضمن توجه به مناسک دینی به محتوی وروح عدالت‌طلبانه دین نيز تأکید دارد که امام علی(ع) می‌‌فرماید: «العدل حیاه الاحکام:  عدالت حیات و جان احکام وقوانین الهی است.» (غررالحکم ج2ص589)

عامل‌های دیگر  مثل نقش خود رژیم هم بود. رژیم آزادی بیان را محدود کرد و مساجد را تحت کنترل داشت. به هر حال اینها عوامل محدودکننده بود. درواقع اسلام به صورت ظاهری در آمده بود و لذا این بخش از روحانیت كه موقعيت علمي‌اي هم داشتند، داراي نقش مهمي بودند که یکی از آنها آیت‌الله طاهری بود.

¡در تحلیل‌های انقلاب حرفهای متفاوتی را ایده‌پردازان بیان کردند، علی‌رغم همه محدودیت‌ها و حاکمیت سیاهی که در این کشور وجود داشت و آن بستری که حوزه به سوی آن می‌رفت ـ همان سمت‌وسوی سنتی خودش، ورودی به این مسائل نداشت ـ ولی ظهور و  بروز چهره‌های تأثیرگذار تحلیل خاص خود را می‌طلبد. حال سؤال این است به نظر شما به صلاح نبود ایشان  با همان تفکر در حوزه می‌ماند؟

£من نمی‌توانم قضاوت کنم، اما اگر ايشان در حوزه مي‌ماند ارتباط اجتماعی ایشان چه می‌شد؟ آن موقع در سازوکارهای حوزه باید با همان سازوکارها عمل می‌کرد، کما اینکه فقیه عالیقدر با آن ید و بیضا نتوانست در آن ساز وکار عمل کند، درنهايت هم که آمد قم  برایش جواب نداد.

¡اگر در خصوص خود نماز جمعه و چگونگی شکل گیری آن و همچنین نقش مدیریت اجتماعی ایشان و حواشی آن مطالبی دارید بفرمایید

£به یاد دارم كه آقای منتظری به ایشان فرمود که نمازجمعه را شروع کن ایشان تردید داشت که آیا می‌‌‌شود این کار را انجام دهند. آقاي منتظري اصرار به شروع داشت، بعد که شروع شد اصولاً محور نمازجمعه نجف‌آباد، نمازجمعه اصفهان شد. نمازجمعه مرکزی برای تمام بچه‌های انقلاب شد. چون اولاً آنجا همه همدیگر را می‌دیدند و خود شما می‌دانید این جلسات چقدر تأثیر دارد چون کشور ما هیچ‌گاه حزب در آن شکل نگرفته است ولی همیشه مساجد و حسینیه‌ها از زمان مشروطه، مرکز بودند. ما نمازجمعه که می‌رفتیم بسیاری از دوستان انقلابی را آنجا می‌دیدیم. حتی با خیلی از جوان‌هایی که آنجا بودند آشنا شدیم مثل مرحوم شاه‌کرمی،  مجید شریف‌واقفي و دوستان دیگر که آن موقع نوجوان بودند. البته بزرگان هم می‌آمدند مثلاً آیت‌الله بهشتی كه وقتی اصفهان می‌آمدند در نمازجمعه شرکت می‌کردند و آیت‌الله طاهری هم فرموده بود تا ایشان حضور دارند باید نماز را اقامه کنند. نمازجمعه خیلی مؤثر بود. ساواک هم بعد از مدتی خیلی حساس شد. البته گاهی هم مرحوم آقای احمدی به جای ایشان می‌خواند ایشان هم از مبارزین بود. درواقع نمازجمعه یکی از کارهای بزرگ آقاي طاهري برای نگه‌داشتن نهضت عدالت‌طلبی در مقابل سنتی‌هایی که برنمی‌تابیدند بود، حتی بعضی‌ها موضع شدیدي داشتند و فکر می‌کردند نمازجمعه از شیعه‌ها نیست. من خودم در مدرسه جده ازآقایی شنيدم كه مي‌گفت مگر شیخ مفید نمازجمعه می‌خوانده است كه اینها نمازجمعه راه انداخته‌اند.

¡مورد بعدی که از محضر شما استفاده می‌کنیم، مسئله جنگ است که استکبار برای کندن ریشه انقلاب، جنگ تحمیلی را راه انداخت. امثال آقای طاهری خوب درک کردند و خوب هم همراهی کردند، اما متأسفانه می‌بینیم در این تنازعات سیاسی  بعضی از بدخواهان  اصلاً حضور آقای طاهری در جنگ را یک حضور منفی معرفی کرده‌اند، شما نقش آقای طاهری را در زمینه دفاع مقدس چگونه ارزیابی می‌کنید؟

£وقتی جنگ شروع شد من فرمانده سپاه قم بودم.  به هر حال ما مشکلات زیادی داشتیم. به هر دلیل جنگ شروع شده بود. خاک ایران را گرفته بودند. در مورد جنگ، اولین کسی که به من زنگ زد آیت‌الله طاهری بود. به من گفت من شنیدم وقتی می‌خواستی نیرو بفرستی تدارکات مشکل داشته است. گفتم بله. گفت ما سریع برای شما  کمک می‌فرستیم. گفت با آقای صدوقی در يزد هم صحبت کردم. بعد گفتند که من برای شما کمک تهیه می‌کنم. ما وسايل ابتدایی می‌خواستیم. مثلاً پلاستیک می‌خواستیم که روی سنگرها بکشیم تا آب داخل سنگرها نیاید. از نظر پوتین مشكل داشتيم. من یادم است که فوري تماس گرفت و کمک خوبی از سوي مردم اصفهان به سمت جبهه‌های خرمشهر فرستاد. بعد که من نماینده مجلس شورای اسلامی شدم بیشتر پدافند غیرعامل را پیگیری می‌کردم. در تمام صحنه‌ها و عملیات‌ها آقای طاهری را نزد سردار شهيد حسين خرازي می‌دیدم. حتی یک‌بار پيش از ورود  به مجلس رفتم جبهه به‌عنوان یک فرد عادی نامه از دفتر تبلیغات گرفتم و با بقیه طلبه‌ها رفتم. بعد رفتم لشکر امام‌حسین، حاج‌حسین خرازي دوست قديم من نبود. مرا به خط مقدم فرستادند، سپس در سنگر رزمندگان عزیز تخریبچی بودم که گفتند آیت‌الله طاهری هم شب اینجاست. بعد ایشان آمدند و در یک سنگر بزرگتر امام جماعت شدند و بچه‌ها عاشقانه دور او می‌چرخیدند. در بیشتر عملیات‌ها تقریباً ایشان حضور داشتند و قوت قلب رزمندگان بودند. بعد حاج حسین فهمیده بود که من رفتم خط مقدم یکی را فرستاد و گفت باید به بیت برگردی. آقای منتظری فهمیدند شما به این قسمت‌ها آمدی. بعد که آمدم دیدم حاج حسین مي‌گويد آیت‌الله طاهری را هم برگرداندیم چون حالش خوب نیست. آیت‌الله طاهری حالش خوب نبود به همين دليل او را به اهواز بردند. گرچه ایشان از نظر جسمی مشکل داشت ولی جنگ و جبهه یکی از محکمات ایشان بود. فرزند  خودش هم   در جبهه شهید شد. ايشان آدمی نبود که گوشه‌ای بنشيند و صحبت کند. وقتی از جبهه و جنگ صحبت می‌شود از این شخصیت‌ها چیزی گفته نمی‌شود متأسفم.

¡اگر خاطره ویژه‌ و مطلب خاصی دارید بفرماييد.

£یک خاطره‌ای دارم از سال‌های زندان زمان شاه که دوران محکومیت راسپری می‌کردم. رمضان 57 به‌دليل دستگيري آيت‌الله طاهري تظاهرات و تحصن‌هايي شد و اصفهان حکومت نظامی اعلام كردند. آیت‌الله طالقانی را آورده بودند بیمارستان قصر و آنجا بستری بود. می‌خواستند یک خرده حالش را کنترل کنند چون احتمال دادند اوضاع عوض شود و ایشان را باید آزاد کنند. من هم چون شکنجه شده بودم ناراحتی داخلی پیدا کرده و روده‌هایم دچار مشکل شده بود. به همين دليل بسياری از اوقات به بهداري می‌رفتم،  به‌خاطر آقای طالقانی می‌رفتم و می‌خواستم ایشان را ببینم، حتی طوری شده بود که وقتی می‌گفتم می‌‌خواهم بروم بهداری کلیددار می‌گفت دلت درد می‌کند یا دل طالقانی‌ات درد می‌کند. بعد یک روز که من به بهداري قصر رفتم ایشان گفت که همشهری تو را آورده‌اند اینجا و خیلی ناراحت است. من رفتم خدمت آيت‌الله طاهري دیدم که موهاي يك‌طرف صورتش كنده شده است. ايشان گفت که  شما هم اینجا هستید؟ گفتم من چند سال است اینجا هستم دیدم خیلی ناراحت است. به‌خاطر اینکه مردم کشته شده‌اند به شدت ناراحت بودند، می‌گفت چرا این‌طوری شده. بعد که با او صحبت می‌کردیم آقای طالقانی بلند شد آمد پیش ما گفت سیدنا اگر مردم نیایند به میدان كارها درست نمي‌شود. گفت این جوان را می‌بینی این چند سال است اینجاست. بالاخره مردم باید به ميدان بیایند. سپس به ایشان گفتم حاج‌آقا شلاق هم خوردید، چون با آمدن حقوق‌بشري‌ها به زندان تقریباً شکنجه‌هايی مثل شلاق قطع شده بود. ایشان گفتند فقط به من سیلی زدند. من روز بعد یک‌بار دیگر پیش ایشان رفتم و دیدم حالش بهتر شده است. من تأسفم این است که یادبود پنج رمضان  57 اصفهان را می‌گیرند و در برنامه‌هایش کسانی را می‌آورند که اصلاً هیچ نقشی نداشتند و یا نقش کمی داشتند و نمی‌گویند که اصلاً این حکومت نظامی و برنامه‌ها برای دستگیری چه کسی اتفاق افتاد. در سالگرد انقلاب اسلامی دراصفهان و رسانه‌های عمومی از مبارز نستوه، دانشمند فرهیخته دکتر فضل‌الله صلواتی که نقش بزرگی در اصفهان  و کشور در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی داشتند یادی نمي‌شود، این قضایا جای تأسف دارد.

 

 

     | فهرست يادنامه آيت... طاهري صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |