گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

    |  صفحه اول  |  بایگانی ترجمه ها  |  بایگانی مطالب وارده |      

 

 

   مطلب وارده  

11 دی ماه 1386 - 2007 Jan 04

 

 

گزارش

کمیته منتخب اطلاعاتی سنای امریکا در مورد

 ارزیابی سازمانهای اطلاعاتی امریکا- قبل از حمله به عراق

ترجمه و تخلیص از: دکتر محمد حسین رفیعی

مقدمه

1- پس از حمله امریکا به عراق که در آوریل 2003 (فروردیـن1382) انـجام شد، سـنای امریـکا، کمیته ای منتخب را مامور ارزیابی اطلاعاتی کرد که بوش بر پایۀ آن اطلاعات حمله به عراق را انجام داده است. این کمیته در جون 2003 (خرداد 1382)، تشکیل و تحقیقات خود را شروع کرد.

2- تا کنون، این کمیته، دو گزارش از یافته های خود را منتشر کرده است. گزارش اول را در 9 جولای 2004 (18 تیر 1383) و گزارش دوم را در می 2007 (خرداد 1386).

3- گزارش اول با ملحقات و ضمائم خود 511 صفحه و گزارش دوم 266 صفحه می باشد. در هر دوی این گزارش که در سایت سنای امریکا قابل دسترسی است، مواردی که مربوط به منافع ملی امریکا، یا ما فوق منـافع احزاب هیـات حاکمه امریکا می شود، پاک شـده اند. گزارش دوم که بسیـار با اهمیت تر می باشد، پس از اینکه دموکراتهای امریکا در سنا به اکثریت رسیدند، امکان انتشار یافت، تا یک مبارزه جناحی در امریکا را هم به پیش برد و تخلف های دستگاه بوش را عیان سازد.

4- گزارش اول، منابع اطلاعاتی امریکا در مورد وجود سلاح کشتار جمعی در عراق (سلاح شیمیایی، بیولوژیکی و هسته ای)، ارتباط عراق با تروریسم، تهدید امنیت منطقه و نقض حقوق بشر و معامله اورانیوم عراق نیجریه را مورد مطالعه و ارزیابی قرار داده است.

5- گزارش دوم، ارزیابی اطلاعاتی سازمان های اطلاعاتی امریکا (قبل از حمله) در مورد پیش بینی تحولاتی که پس از سقوط صدام حسین به وقوع خواهد پیوست یا احتمال وقوع آن خواهد بود را مورد توجه و مطالعه قرار داده است.

6- در گزارش اول، مقامات امریکا، برای کمیته منتخب سنا در مرحله اول 19 جلد (حدود 15هزار نسخه) سند و مدرک ارائه می دهد و کمیته پس از یک سال کار، یکصد سوال مطرح می کند و تقاضای مدارک بیشتری می نماید که به منظور پاسخ به این سوالات مقامات اطلاعاتی امریکا30 هزار صفحه جدید ارائه می دهند. معهذا، کمیته منتخب تقاضای خلاصه مطالب روزانه تهیه شده برای رئیس جمهور (Presidential Daily Briefs) در مورد سلاح کشتار جمعی و ارتباط عراق با تروریسم را می نماید، این تقاضا از طرف کاخ سفید پذیرفته نمی شود. کمیته اعلام می کند که بدون مطالعه این مدارک، قادر به ارزیابی قضاوت مقامات اطلاعاتی و ارائه آن به سیاست سازان اجرایی نخواهد بود.

7- کمیتۀ منتخب، علاوه بر ارزیابی مدارک، با200 نفر از افراد تحلیل گر اطلاعاتی، افراد سیا، سازمان اطلاعات وزارت دفاع، وزارت دفاع، وزارت انرژی، وزارت خارجه، مرکز اطلاعات نیروی زمینی، هوایی و دفتر بررسی فدرال، بازرسان سازمان ملل و آژانس انرژی هسته ای، سفرای امریکا در خارج، متخصصین سلاح کشتار جمعی و ... مصاحبه کرده است.

8- کمیتۀ منتخب، چهار گزارش شفاهی مقامات اطلاعاتی امریکا در مورد ارتباط عراق- نیجریه، بازرسان سیا و وزارت خارجه در مورد این ارتباط، تاریخ و تداوم ارزیابی مربوط به سلاح کشتار جمعی عراق و اطلاعات قبل از جنگ را گوش کرده است.

9- کمیتۀ منتخب که اکثر آنها از تحلیلگران اطلاعاتی قبلی بوده اند، ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی امریکا در ده سال گذشته را، مورد ارزیابی قرار داده است. برای این منظور، با روش این دستگاهها در تربیت تحلیلگران اطلاعاتی به لحاظ نظری و عملی و چگونگی تولید محصول نهایی اطلاعاتی، مطلع شده است.

10- در مورد توانایی صدام در ساخـت سلاح کشـتار جمـعی، کمیتـۀ منـتخب، تـمرکز بیـشـتری مبذول داشت و روی گزارش اکتـبر 2002 (مـهر1381) که تحت نام "تخمـین اطـلاعات ملی" (National Intelligence Estimate) تهیه شده بود و عنوان "تداوم برنامه عراق برای سلاح کشتار جمعی"، را داشت، دقیق شد. "تخمین اطلاعات ملی"، معمولا گزارش های اطلاعاتی است که توسط قدرتمندترین بخش جامعۀ اطلاعاتی امریکا در مورد مسایل امنیتی امریکا تدوین می شود.

ارزیابی کمیته منتخب سنا در مورد قضاوت های اطلاعاتی - گزارش اول:

11- سلاح کشتار جمعی

نتیجه گیری کمیتۀ منتخب در مورد اطلاعات و تحلیل آنها در مورد سلاح کشتار جمعی در عراق به شرح زیر آمده است:

11-1- اکثر قضاوت های "تخمین اطلاعات ملی" در گزارش اکتبر 2002 در مورد سلاح کشتار جمعی عراق، اغراق آمیز بوده و یا از تایید گزارش های اطلاعاتی گذشته برخوردار نبوده اند.

11-2- جامـعۀ اطـلاعاتی امریکا، به طور دقیـق و مکـفی عدم قطـعیت این قضـاوت ها را برای سیـاست سازان امریکا، توضیح نداده اند.

11-3- جامعۀ اطلاعاتی امریکا، از پیش فرضی رنج می برده است که عراق یک برنامه فعال در حال رشدی در مورد سلاح کشتار جمعی، دارد و شواهد مربوط به عکس آن پیش فرض ها را نادیده گرفته و یا به حداقل کاهش می داده است. این پیش فرض آنقدر قوی بوده که مکانیسم های معمولی مربوط به چالش فرضیات را نادیده می گرفته اند.

11-4- در موارد مهمی که ارزیابی بر پایۀ قضاوت های گذشته استوار بوده، "تخمین اطلاعات ملی"، اطلاعات گذشته را می پوشانده، بدون اینکه عدم قطعیت قضاوت های قبلی را بررسی کند.

11-5- مدیریت جامعۀ اطلاعاتی در سراسر رهبری زنجیری خود کار گردآوران و تحلیل گران اطلاعات را، نظارت نمی کرده است. آنها [مدیریت] تحلیلگران را تشویق برای به چالش کشـیدن فرضیاتشـان نمی کرده اند تا استدلال های مغایر را مورد ملاحظه قرار دهند، گزارش های اطلاعاتی را دقیقا هویت شناسی کنند و یا با تحلیل گرانی که هدف خود را رها کرده اند، مشورت کنند.

11-6- کمبود نیروی انسانی در جامعۀ اطلاعاتی در موارد متضاد با فعالیت های سلاح کشتار جمعی عراق، مشهود است. مشخصا، جامعۀ اطلاعاتی بعد از 1998 هیچ منبعی که اطلاعات متضاد را جمع آوری کند، نداشته است. اکثر، اگر نه همه، این مشکلات از فرهنگ عدم همکاری و فقر مدیریت، ناشی می شده است که به دلیل عدم تامین بودجه و پرسنل، حل نشده است.

11-7- سیا، در موارد متعدد مهمی، از موقعیت انحصاری خود در جامعۀ اطلاعاتی سوء استفاده کرده است. مخصوصا، تحت عنوان "اطلاعات مشترک"، به تحلیل قبل از جنگ جامعۀ اطلاعاتی در مورد سلاح کشتار جمعی عراق، زیان وارد کرده است.

12- ارتباط عراق با تروریسم:

کمیتۀ منتخب در مورد رابطه صدام حسین با تروریسم چنین نتیجه گیری کرده است:

12-1- تحلیل گران جامعۀ اطلاعاتی بعد از 11 سپتامبر فاقد یک رویکرد ثابتی در رابطه با گزارش ها و تحلیل های تهدیدهای تروریستی بوده اند.

12-2- سیاست های حفاظت از منابع در جامعۀ اطلاعاتی، مسئوولان گزارش ها را تشویق می کرده که جزئیات مربوط به طبیعت منابعشان را حذف کنند. در نتیجه، تحلیلگران قادر نبوده اند که قضاوت کاملی درباره اطلاعات دریافت شده داشته باشند و مجبور بوده اند به جای کانال های منابع، به ارزیابی خودشان متکی باشند. علاوه بر آن، اطلاعات عملیـاتی مربوطه، تقریبا همیشه، از تحلـیلگران مضایقه می شده است.

12-3- جامعۀ اطلاعاتی امریکا خیلی زیاد متکی به سرویس های اطلاعاتی حکومت های خارجی بوده و در نتیجه شرایطی فراهم می شده که سیاست امریکا بالقوه بیش از پیش توسط منافع خارجی، هدایت می شده است.

12-4- کمیته اعتقاد دارد که تحلیلگران جامعۀ اطلاعاتی انتظار سوالات تکراری مربوط به تهدید اطلاعات را باید داشته باشند. پس از واقعۀ 11سپتامبر، شرایط محیطی، آستانه تحمل گزارشگری جامعۀ اطلاعاتی را، پایین آورده است. هم چنین، بر شدت بررسی و پرسشگری سیاست سازان در مورد تهدید اطلاعات، تاثیر گذاشته است.

13- نیجریه

13-1- در 15 اکتبر 2001 (مهر1380) سیا بر پایه گزارش سرویس های اطلاعاتی یک کشور خارجی گزارشی تهیه کرد که یک موافقت بین نیجریه و عراق در مورد فروش "کیک زرد" انجام شده است. از این تاریخ جامعۀ اطلاعاتی امریکا وسیعا مشغول جمع آوری اطلاعات در این مورد شد. گزارش ها حکایت از این داشت که اسـتخراج اورانیـوم نیـجریه توسط یک کنسرسیوم فرانسوی به دقت کنترل می شود و احتمال این معامله وجود ندارد.

در20 نوامبر 2001 (29 آبان1380) رئیس فرانسوی کنسرسیوم فوق الذکّر با صراحت به سفیر امریکا در نیجریه گفته بود که: "هیچ امکانی جهت انتقال3000 تُن کیک زرد تولیدی در دو معدن، توسط حکومت نیجریه وجود ندارد". وزیر انرژی و معدن وقت نیجریه به مقامات اطلاعاتی گفته بود که از اواسط دهه 1980 هیچ فروشی خارج از اطلاع آژانس بین المللی انرژی اتمی انجام نشده است. او تاکید کرده بود یک هیات از ایران در سال 1998 برای خرید 400 تن کیک زرد تمایل داشتند ولی هیچ قراردادی در این مورد امضاء نشده است. در 24 سپتامبر 2002 (2مهر 1381) دولت انگلیس با انتشار کتاب سفید در مورد سلاح کشتار جمعی عراق اعلام کرد که: "اطلاعاتی وجود دارد که عراق در جستجوی تهیه مقدار کافی اورانیوم از افریقا بوده است". در4 اکتبر2002 (12مهر1381)، شورای امنیت ملی، NSC، پیش نویس نطق رئیس جمهور را که باید در اوهایو ایراد می شد تهیه کردند. در این سخنرانی آمده بود که: "رژیم عراق در صدد بوده است که500 تُن اکسید اورانیوم از افریقا خریداری کند. چیـزی که برای فرآیـند غنی سازی اساسی است". در 9 اکتـبر 2002 (17مهر1381) یک روزنامه نگار ایتالیایی مجله پانوراما مدرکی به سفارت امریکا در رُم داد که مربوط می شد به معامله اورانیوم بین عراق و نیجریه. بعدا این مدرک به آژانس انرژی اتمی داده شد و ثابت گردید که جعلی است.

در 22 نوامبر 2002 (اول آذر1381) یک مسئول فرانسوی عدم تکثیر سلاح اتمی در ملاقاتی رسمی به امریکایی ها خبر داد که عراق درصدد خرید اورانیوم از نیجریه می باشد. در 25 نوامبر 2002 (چهارم آذر1381) گزارشی به امریکایی ها رسید که مقدار زیادی اورانیوم در انباری در کشور بنین وجود دارد که برای عراق توسط یک تاجر افریقایی خریداری شده است. مقامات اطلاعاتی امریکا از آن انبار بازدید کردند و در آن آثاری از اورانیوم نبود، لذا دلیلی برای بازجویی از تاجر فوق الذکّر هم ندیدند.

در 18 دسامبر 2002 وزارت خارجه امریکا در تدارک جوابی بوده است که به اظهارات 7 دسامبر 2002 (16 آذر1381) عراق مبنی بر عدم فعالیت هسته ای آن کشور به سازمان ملل داده شده بود. این جواب پس از مشورت های متعدد مقامات اطلاعاتی و وزارت خارجه امریکا تهیه می شود و به جای "نیجریه"، "افریقا" به عنوان محل تامین اورانیوم عراق ذکر می شود که نگروپونته نماینده امریکا در سازمان ملل آن را در نطق خود ذکر می کند و بعدا منتشر می شود.

در24 دسامبر 2002 (3 دی ماه1381) نخست وزیر نیجریه علنا اعلام کرد که از سال2000 که نخست وزیر شده است هیچ اورانیومی به عراق فروخته نشده و اصلا چنین موضوعی مطرح هم نبوده است. رئیس جمهور و وزیر معادن نیجریه هم منکر چنین معامله ای شدند.

در6 ژانویه 2003 (16 دی1382) آژانس انرژی اتمی اطلاعات مربوط به معامله اورانیوم عراق نیجریه را که در بیانیه وزارت خارجه امریکا آمده بود، درخواست کرد. در 13 ژانویه 2003 (23 دی1382) تحلیل گر مسـئله هسـته ای عراق در دفتر اطـلاعات و تحـقیق وزارت خارجه امریکاINR ، با ارسال E- mail به تحلیل گران متعددی از جامعۀ اطلاعاتی امریکا اعلام کرد که: "موافقت نامه معامله اورانیوم عراق احتمالا یک شوخی فریب آمیز، است". نامبرده ضمن توضیح جعلی بودن مدارک در پایان E- mail خود تاکید می کند که:"به طور وضوح موافقت نامه خرید اورانیوم عراق جعلی است".

در20 ژانـویه 2003 (30 دی1382) رئیـس جمهـور درگـزارش خود به کـنگـره اعـلام کرد که:"عراق می کوشد که اورانیوم به دست آورده و آن را غنی سازد". جامعۀ اطلاعاتی امریکا به کمیته منتخب سنا گفته اند که در تنظیم این سخنرانی رئیس جمهور نقشی نداشته اند.

در 26 ژانویه 2003 (6 بهمن1382) وزیر خارجه امریکا، پاول، در اجلاس اقتصاد جهانی در داووس گفت که: "چرا هنوز عراق کوشش می کند تا اورانیوم و تجهیزات ویژه به دست آورد تا آن را به موادی برای سلاح هسته ای، تبدیل کند"؟

در سوم مارچ 2003 (13 اسفند1382) آژانس انرژی اتمی نتیجه گرفت که مدارک فراهم شده از طرف امریکا جعلی بوده و این ارزیابی را تقویت نمی کند که عراق از نیجریه اورانیوم خریده باشد. در 11 مارچ 2003 (21 اسفند1382) سیا ارزیابی خود را که توزیع محدود شده بود، چنین بیان کرد: "ما قصد مناقشه با تحلیل مسئوول آژانس انرژی اتمی که جمعه گذشته انجام شد، قبل از تشکیل شورای امنیت، را نداریم. مدارک مربوط به توافق عراق با نیجریه جهت خریدار اورانیوم، موثق نمی باشند".

13-2- کمیتۀ منتخب سنا چنین نتیجه گیری می کند که: "وقتی در مارچ 2002 (اسفند1381) گزارش جعلی بودن آن مدرک خارجی در مورد معامله عراق نیجریه منتشر شد، اطلاعات این گزارش گویی گزارش اصلی سیا را در مورد تحقق معامله موثق تر کرد! در حالیکه تحلیل گران دفتر اطلاعات و تحقیق وزرات خارجه معتقد بودند که این گزارش ارزیابی آنها را که احتمال معامله عراق با نیجریه غیر محتمل است، تقویت کرده است".

13-3- کمیتۀ منتخب سنا نتیجه گیری می کند که: "سیا باید به معاون ریاست جمهوری و سایر سیاست سازان ارشد امریکایی می گفت که سفیر سابق امریکا در نیجریه را به منظور تحقیق در مورد معاملۀ اورانیوم عراق- نیجریه، به آن کشور ارسال داشته اند و یافته ها چه بوده اند".

13-4- کمیتۀ منتخب می نویسد که: لحن گزارش اکتبر 2002 (مهر1381) "تخمین اطلاعات ملی" که "عراق شدیدا کوشش می کند تا سنگ معدن و کیک زرد اورانیوم را به دست آورد، نسبت به اطلاعات جامعۀ اطلاعاتی امریکا، اغراق آمیز بوده است".

13-5- موقعی که گزارش مربوط به معامله عراق - نیجریه در اکتبر 2002 قابل دسترسی شد، سیا باید می کوشید تا نسخه ای از آن را به دست آورد در حالیکه تحلیلگران هسته ای عراق در سیا به تدوین گزارش های خود هم چنان ادامه می دادند که عراق در صدد کسب اورانیوم است و با همان زبان برای انتشار و استفاده در سخنرانی های شخصیت های کاخ سفید، می فرستادند.

14- نتیجه گیری در مورد سلاح هسته ای عراق:

کمیته پس از بررسی تمامی مدارک اطلاعاتی موجود به این نتیجه رسیده است که:

14-1- قضاوت "تخمین اطلاعات ملی" در مورد اینکه عراق، برنامه های هسته ای خود را تجدید بنا می کند، با اطلاعات همخوانی نداشته و اطلاعات آن را تائید نمی کرده است. کمیته با دفتر اطلاعات و تحقیق وزارت خارجه (INR) که نظر دیگری داشته است، هم عقیده می باشد که اطلاعات موجود، تحلیلگران "تخمین اطلاعات ملی" را "مجبور نمی کرده است که اظهار دارند که عراق برنامه های هسته ای خود را تجدید بنا می کند".

14-2- ارزیابی "تخـمین اطـلاعات ملی" در مورد زمان شروع تجدید بنای برنامه های هسته ای عراق ناروشن و گیج کننده است.

14-3- ادعای، کوشش عراق برای خرید لوله های مقاوم آلومینیومی، مدارک موجود کمیته را به این رسانده است که لوله های فوق الذکّر برای برنامه های راکت های معمولی عراق بوده اند نه برنامه های هسته ای آن.

14-4- ازریابی سیا در 2 جولای 2001 (11 تیر1380) که ابعاد لوله های آلومینیوم "همانهایی هستند که از دهۀ 1950 برای سانتریفوژهای گازی به کار می روند و آنها را سانتریفوژهایZippe  می گویند" غلط بوده است. چنین اطلاعاتی بارها توسط سیا در یک سال و نیم بعد از آن در گزارشات "تخمین اطلاعات ملی" و "آژانس اطلاعات دفاعی" گذاشته شده است.

14-5- موضع جامعۀ اطلاعاتی که ترکیب و ابعاد لوله های آلومینیومی فراتر از کاربرد غیر هسته ای آن بوده، غلط بوده است.

14-6- گزارش های اطلاعاتی ... که اولویت صدام برنامه هسته ای بوده، غلط بوده است.

14-7- پیشنهاد تخمین اطلاعات ملی که عراق مبلغ بیش از ارزش لوله های آلومینیوم پرداخته است، غلط می باشد. علاوه بر آن، آلومینیوم 7075-T6 گران تر از سایر موادی که برای راکت های معمولی به کار می روند، نمی باشد.

14-8- تحلیل مرکز اطلاعات نیروی زمینی(NGIC)، که ترکیب مواد لوله ها برای پوشش موتور راکت غیر معمول بوده، غلط بوده است.

14-9- گزارش اولیه سیـا در مورد تست سرعت لوله ها، حداقل گمراه کننده و در بعضی موارد، غلط می باشد.

14-10- عبارت "تعداد زیادی پرسنل برای تولید مگنت های جدید، قبل از جنگ خلیج [فارس] برای برنامه سانتریفوژها کار می کرده اند" که در گزارش "تخمین اطلاعات ملی" آمده است، غلط بوده است.

14-11- عبارت "سازمان انرژی اتمی عراق زیر ساخت ها، آزمایشگاه های تحقیقاتی، تسهیلات تولیدی و شبکه خرید خود را به منظور تولید سلاح هسته ای" گسترش می داده که در گزارش "تخمین اطلاعات ملی" آمده است، همخوانی با اطلاعات فراهم شده برای کمیته، ندارد.

15- سلاح بیولوژیکی عراق:

نتیجه گیری کمیتۀ منتخب سنا در مورد سلاح بیولوژیکی عراق به شرح زیر آمده است:

15-1- ارزیابی "تخمین اطلاعات ملی" در اکتبر 2002 که "قضاوت ما در مورد موارد کلیدی - تحقیق و توسعه، تولید و تولید سلاح - این است که؛ برنامه های سلاح تهاجمی بیولوژیکی عراق فعال هستند و مهم ترین عناصر آن قوی تر و پیشرفته تر از قبل از جنگ خلیج [فارس]، می باشند" مورد تایید اطلاعات فراهم شده برای کمیته، نمی باشد.

15-2- ارزیابی گزارش "تخمین اطلاعات ملی" در اکتبر 2002 که "بغداد سلاح بیولوژیکی دارد"، اغراق آمیز بوده است. این گزارش مواردی که عدم قطعیت این قضاوت را بیان می کرده، توضیح نداده است.

15-3- ارزیابی گزارش"تخمین اطلاعات ملی" که "بغداد تسهیلات متحرک برای تولید سلاح بیولوژیکی باکتری وسّمی دارد" اغراق آمیز کردن اطلاعات بوده و موارد نقض آن بیان نشده است.

15-4- سیا اطلاعات مهمی را از تحلیل گران جامعۀ اطلاعاتی امریکا مضایقه کرده است.

15-5- این قضاوت اصلی در گزارش "تخمین اطلاعات ملی" که "احتمالات زیادی وجود دارد که میکروب آبله (Smallpox) بخشی از برنامه سلاح بیولوژیکی عراق است" با اطلاعات فراهم شده برای کمیته، تایید نشده است.

15-6- "تخمین اطلاعات ملی"، ارزیابی غلطی را از توانایی تحقیقات بیولوژیکی عراق در سال 1999 به کمیسیون ویژه سازمان ملل (UNSCOM)، داده است.

15-7- این عبارت در قضاوت کلیدی گزارش "تخمین اطلاعات ملی" که "عراق، احتمالا، عوامل پیشرفته سلاح بیولوژیکی مهندسی ژنتیکی را در اختیار دارد". اغراق آمیز کردن، گزارش های اطلاعاتی و ارزیابی تحلیلگران، بوده است.

15-8- این ارزیابی "تخمین اطلاعات ملی" که "عراق در زرادخانه خود سلاح بیولوژیکی خشک دارد"، با اطلاعات فراهم شده برای کمیته تایید نمی شود.

16- سلاح شیمیایی:

16-1- عبارت کلیدی در گزارش اکتبر 2002 "تخمین اطلاعات ملی" در مورد سلاح کشتار جمعی عراق که می گوید "بغداد سلاح شیمیایی دارد..."، هم داشتن سلاح شیمیایی و هم قضاوت تحلیل گران اطلاعاتی، اغراق آمیز بوده است.

16-2- در گزارش فوق الذکّر آمده است که عراق به منظور تولید سلاح شیمیایی، صنایع شیمیایی خود را توسعه می دهد، هم در مورد توسعه صنایع شیمیایی عراق و هم در مورد تحلیل اطلاعات مربوطه اغراق شده است.

16-3- در گزارش فوق الذکر تصریح نشده است که قضاوتها بر پایه گزارش های اطلاعاتی نبوده اند بلکه بر پایه تحلیل حقوق دانان از گزارش های اطلاعاتی تدوین شده اند.

16-4- ارزیابی جامعه اطلاعاتی که "صدام احتمالا حداقل صد تن و شاید بیش از500 تن عوامل سلاح شیمیایی- که بیشتر آن را سال گذشته فراهم کرده - ذخیره کرده است"، یک قضاوت تحلیلی و نه بر پایه گزارشات اطلاعاتی، بوده است.

16-5- ارزیابی "تخمین اطلاعات ملی" که : "بغداد مخفیانه انواع قابل ملاحظه ای از مواد شیمیایی و تجهیزات کافی فراهم کرده تا بتواند تولید سلاح شیمیایی را در واحدهای صنایع شیمیایی خود، مخفی کند"، توسط اطلاعات فراهم شده برای کمیتۀ منتخب سنا، تایید نشده است.

17- صنایع موشکی:

17-1- این قضاوت جامعۀ اطلاعاتی که عراق در فرایند تولید هواپیمای بدون سرنشین است "احتمالا برای حمل سلاح بیولوژیکی"، هم به لحاظ واقعیت و هم به لحاظ تجزیه و تحلیل اطلاعات، اغراق آمیز بوده است. پاورقی نیروی هوایی بر این قضاوت که بیان می کند: "حمل سلاح بیولوژیکی یک احتمال، هر چند بعید، است". دقیق تر واقعیت گزارش اطلاعاتی را منعکس می کند.

17-2- علاوه بر پاورقی نیروی هوایی، جامعۀ اطلاعاتی در مورد هواپیمای بدون سرنشین معمولی عراق بحث نکرده. در حالیکه اکثر تحلیل گران معتقد بوده اند که عراق در مراحل اولیه این تکنولوژی است.

17-3- این ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی که عراق نرم افزار ویژه اداره نقشه کشی امریکا برای هواپیمای بدون سرنشین را به دست آورده و "قویا توصیه می شود که عراق در جستجوی به کار بردن این هوایپمای بدون سرنشین برای حمله به امریکاست"، با اطلاعات فراهم شده برای کمیته تایید نشده است.

18- اطلاعات فراهم شده برای آقای پاول (وزیر خارجه امریکا):

18-1- اکثر اطلاعات فراهم شده برای آقای پاول، وزیر خارجه، که توسط سیا فراهم یا تایید شده، اغراق آمیز، گمراه کننده یا غلط بوده اند.

18-2- بعضی از اطـلاعات فراهم شده توسط سـیا برای سخنرانی آقای پاول که مورد استفاده واقع نشده اند هم، غلط بوده اند. چنین اطلاعاتی هرگز نباید برای یک سخنرانی عمومی، فراهم شوند.

18-3- سیا، باید آقای پاول را در مورد منابع سلاح بیولوژیکی متحرک که در نطق او آمده است، آگاهی می داد.

18-4- آژانس ملی نقشه کشی و تصویر سازی (National Imagery and Mapping Agency) باید به آقای پاول این آگاهی را می داد که در مفهوم آنچه در نوامبر 2002 در مرکز تهیه سرم و واکسن امیریه(Amiriyah)  عراق دیده شده در آژانس ملی نقشه کشی و تصویرسازی، اختلاف نظر وجود دارد.

این آژانس باید مکانیسمی برای ارزیابی موارد اختلافی تجزیه و تحلیل، داشته باشد.

18-5- اطلاعات انسانی جمع آوری شده پس از گزارش "تخمین اطلاعات ملی" حکایت از آن دارد که بر پایه نطق آقای پاول، فرماندهان عراقی مجاز به استفاده از سلاح شیمیایی بوده اند.

19- جمع آوری اطلاات مربوط به سلاح کشتار جمعی

19-1- جامعۀ اطلاعاتی، بسیار زیاد، به اطلاعات .... بازرسان سازمان ملل در مورد برنامه های سلاح کشتار جمعی عراق متکی بوده و هیچ کوششی نکرده تا این اطلاعات یک جانبه را توسط اطلاعات تکمیلی تایید کند تا پس از خروج بازرسان سازمان ملل جایگاهی برای خود داشته باشد.

19-2- جامعۀ اطلاعاتی، بسیار زیاد، به اطلاعات غیررسمی و سرویس های کشورهای خارجی در مورد اطلاعات انسانی وابسته بوده و به دلیل اینکه به این منابع دسترسی مستقیم نداشته، امکان تشخیص معتبر بودن آن را نداشته است.

19-3- حتی پس از خروج بازرسان سازمان ملل از عراق، استقرار عوامل اطلاعات انسانی و توسعۀ منابع یک طرفه در داخل عراق، در اولویت جامعه اطلاعاتی نبوده است.

19-4- سیا، حساسیت بسیار کمی به گزارش های اطلاعات انسانی داشته و در سهیم کردن سایر تحلیل گران دستگاه های اطلاعاتی، که محتاج این اطلاعات مهم بوده اند، موفق نبوده است.

20- پیوند با تروریسم

20-1- ارزیابی سیا در مورد اینکه صدام حسین به احتمال زیاد سرویس های عملیاتی اطلاعاتی خود را به خدمت خواهد گرفت تا حملات را اداره کند، منطقی به نظر می رسد و صحت آن اثبات شده است.

20-2- ارزیابی سیا که عراق پیوندهایی با گروههای سکولار فلسطینی و مجاهدین خلق داشته، تایید شده است. این قضاوت سیا منطقی بوده که عراق به گروه های موثر تروریستی، مانند حزب الله و حماس، نزدیک می شود و ممکن است در جنگ آنها را به عنوان قائم مقام خود به خدمت گیرد.

20-3- کوشش سیا در مورد تماس، آموزش، پناه دادن و همکاری عملیاتی به عنوان شاخص هایی از ارتباط احتمالی عراق- القاعده، یک رویکرد منطقی و عینی به این سوال بوده است.

20-4- سیا ارزیابی منطقی کرده است که در سراسر دهه 1990 در موارد متعددی، تماس هایی، بین عراق و القاعده بوده ولی این تماس ها منجر به یک رابطه پایدار رسمی نشده است.

20-5- این ارزیابی سیا منطقی و عینی بوده است که عراق از تروریسم حمایت می کند ولی مسئله سازترین بخش آن تربیت القاعده در عراق جهت به کار بردن سلاح های غیرمتعارف، مخصوصا سلاح شیمیایی و میکروبی، بوده است [یعنی دروغ بوده است.]

20-6- ارزیابی سیا در مورد پناه دادن - القاعده و یا نیروهای عملیاتی در بغداد و شمال شرق عراق در منطقه تحت کنترل کردها- منطقی بوده است.

20-7- این ارزیابی سیا که تا آن تاریخ هیچ مدرکی وجود نداشته که همراهی و مشارکت عراق را با حمله القاعده نشان دهد، منطقی و عینی بوده است. اطلاعاتی که غیر از این را نشان دهد، به دست نیامده است.

20-8- هیچ اطلاعاتی به دست نیامده که صدام کوشیده باشد تا القاعده را در حملات تروریستی به خدمت گیرد. هر چند قضاوت سیا در اینکه اگر صدام حسین مایوس شود ممکن است تروریست های جهانی القاعده را به منظور حملات تروریستی در صورت جنگ، استخدام کند، منطقی است.

20-9- علیرغم چهار دهه گزارش در مورد عراق، اطلاعات مفید بسیار کمی وجود داشت که به تحلیل گران کمک کند تا احتمال ارتباط رژیم عراق با القاعده را، بررسی کنند.

20-10- سیا تا 2002 یک استراتژی برای جمع آوری اطلاعات انسانی در مورد ارتباط عراق با تروریسم نداشته است. سیا هیچ منبعی در سرزمین عراق برای تهیۀ گزارش در مورد تروریسم نداشته است.

21- تهدید پایداری و امنیت منطقه توسط عراق

21-1- جامعۀ اطلاعاتی هیچ قدمی جهت روشن کردن تغییرات تهدیدآمیز عراق در ثبات و امنیت منطقه بر نداشته و این واقعیت را به حساب نیاورده که نیروهای نظامی معمولی عراق به طور پیوسته، پس از 1990، تخریب شده اند.

21-2- کمیت و کیفیت گزارش اطلاعات انسانی در مورد ثبات و امنیت منطقه، مخصوصا در موضوع علائق رژیم بغداد، نقصان داشته و نیازهای سیاست سازان را برآورده نمی کرده است.

21-3- جامعۀ اطلاعاتی می بایست در سطح "تخمین اطلاعات ملی" یک ارزیابی در مورد تهدید عراق، قبل از عملیات آزاد سازی عراق، ارائه می داد. چنین مدرکی می بایست کلیۀ عوامل تهدید آمیز عراق در ثبات و امنیت عراق را، در یک جا و به شکل سیستماتیک، مشخص می کرد.

22- حقوق بشر و صدام

22-1- در فاصله سالهای 1991 تا 2003 مطالب اطلاعاتی مربوط به حقوق بشر در عراق محدود بوده، لیکن یک توصیف درست از انواع بدرفتاری ها در رژیم صدام، فراهم شده بود. محدودیت تحلیل در این مورد، به علت مشکلات جمع آوری اطلاعات از داخل عراق و تقاضا برای جمع آوری منابعی که سایر اولویت ها را در بر می گرفته اند، معقول به نظر می رسد. آن اولویت هایی که با موضوع حقوق بشر رقابت می کرده اند، عبارتند از سلاح کشتار جمعی، تروریسم، پایداری رژیم و امنیت منطقه.

22-2- توسعۀ یک روش تحلیل سیستماتیک در جامعۀ اطلاعاتی- "روش موزاییکی" که در بالکان به سمت "بی رحمی های اطلاعاتی" رشد کرد- یک بدعت گزاری برای کسب فهم بهتر از شرایط حقوق بشر در عراق، بود. محیط، صحنۀ خصومت و انکار طوری بود که اکثر اطلاعات جمع آوری شده توسط سازمان ها، به موضوع حقوق بشر هدایت می شد.

23- اطلاعات مشترک جامعۀ اطلاعاتی امریکا و بازرسان سازمان ملل در مورد پایگاههای سلاح کشتار جمعی

23-1- جامعۀ اطلاعاتی، اطلاعات محدود عملیاتی در مورد پایگاههای سلاح کشتار جمعی عراق داشته است.

23-2- جامعۀ اطلاعاتی، قصد رهبران اجرایی امریکا را در مورد سهیم کردن سازمان ملل در اطلاعات، اجرا کرده است.

23-3- بیان عمومی مسئولان اجرایی که سیا اطلاعات مشترکی در مورد پایگاه های مشکوک عراق، با بازرسان سازمان ملل دارد، حقیقتا دروغ بوده است.

24-4- عقلانیت به کار گرفته شده از طرف سیا جهت سهیم کردن سازمان ملل در اطلاعات، ذاتا ذهنی، به لحاظ کاربردی متناقض و به خوبی مستند نبوده است.

23-5- لیست های متعدد جامعۀ اطلاعاتی در مورد سلاح پایگاه های کشتار جمعی عراق، فاقد اعتبار بوده است.

23-6- پاسخ سیا در جواب نامه سناتورلوین در مورد سهیم کردن سازمان ملل در اطلاعات، در مواردی، نامربوط، ناقص و متناقض بوده است.

24- نظرات مکمل اعضاء کمیته منتخب سنا

24-1- اهم نظرات رئیس کمیته،Pat Robert ، همراه با سناتور Chris Topher S.Band و سناتور Orrin G.Hatch که ممکن است به فهم مطلب کمک کند عبارتند از :

- شکی ندارم که موضوع آزاد سازی عراق ده ها سال مورد مناقشه و بحث خواهد بود.

- به طور خلاصه، ارزیابی های راهبردی قبل از جنگ جامعۀ اطلاعاتی امریکا در مورد عراق غلط بوده و این گزارش در جستجوی چرایی این اتفاق می باشد.

- کمیته اطلاعاتی سنای امریکا در سال 1976 شکل گرفت و این، به دنبال بحران اعتماد عمومی در امریکا بود تا اعتماد عمومی به نهادهای حکومت، از جمله نهادهای اطلاعاتی، را بازسازی کند. با کوشش وسیعی که انجام دادیم تا چیزی از دید ما پنهان نماند، بسیار مشکل خواهد بود که اعتماد مردم امریکا به کار ما جلب شده باشد.

24-2- نظرات معاون کمیته،John D.Rockefller IV ، سناتور Carl Levin و سناتور Richard Durbin . مهم ترین بخش این نظرات عبارتند از:

- زمانی که در پاییز 2002 دستگاه بوش خود را برای جنگ با عراق آماده می کرد، قضاوت های جامعۀ اطلاعاتی به طور موثری از ارزیابی های تحلیلی اولیه، تغییر جهت دادند.

- ارزیابی "تخمین اطلاعات ملی" [در اکتبر 2002] و تحلیل مدارک مربوط به آن در مورد ارتباط عراق با تروریسم، توسط جامعۀ اطلاعاتی در شرایط اعمال فشاری شکل گرفت که مسئولان ارشد کاخ سفید، حمله نظامی علیه عراق را، از طریق بیانات عمومی، مطرح کرده بودند.

- در بعد از ظهر11 سپتامبر 2001 چند ساعت بعد از برخورد هواپیما توسط تروریست های القاعده به ساختمان پنتاگون و کشتن 184 نفر و به آتش کشیدن ساختمان، وزیر دفاع، دونالد رامسفلد، تمرکز خود را بر این قرارداد که از این تحول ناگهانی به منظور حمله به رژیم عراق سوء استفاده کند. بر طبق دست نوشته های کارمندان او، رامسفلد مردد بوده است که آیا این حمله به امریکا اجازه خواهد داد که ص.ح را و نه تنها ا.ب.ل را مورد حمله قرار دهد. حروف اول ص.ح، مخفف صدام حسین و ا.ب.ل، مخفف اسامه بن لادن می باشند.

- بر طبل جنگ کوبیدن عالی ترین سطوح حکومت و مکررا اغراق آمیز بیان کردن ارزیابی های جامعۀ اطلاعاتی توسط آنها، در ماههایی بود که "تخمین اطلاعات ملی" تدوین می شد. نمونه هایی از این بزرگ نمایی ها عبارتند از :

- "به وضوح تایید شده است که [محمد عطا رباینده هواپیما در واقعۀ 11 سپتامبر]، در اواخر آوریل، چندین ماه قبل از حمله، به پراک رفته و با یک مقام عالی رتبه اطلاعاتی عراق در چکسلواکی ملاقات کرده است". (دیک چینی، معاون رئیس جمهور، کنفرانس مطبوعاتی، 9 دسامبر2001)

- "[صدام حسین] یک مرد خطرناک است که خطرناک ترین سلاح جهان را صاحب شده است". (بوش، کنفرانس مطبوعاتی، 22 مارچ 2002)

- "اما، ما می دانیم که صدام کوشش های خود را جهت کسب سلاح هسته ای از سر گرفته ... خیلی از ما قانع شده ایم که خیلی زود به سلاح اتمی دست خواهد یافت" (دیک چینی، سخنرانی در 103 مین پیمان ملیVFW  ، 26 اوت 2002 )

- "ما می دانیم، کشتی هایی به عراق رفته اند...، به عنوان مثال، لوله های آلومینیومی که فقط برای ابزار آلومینیومی با کیفیت بالا و فقط مناسب برای برنامه های هسته ای هستند، برنامه های سانتریفوژ" (خانم رایس، مشاور امنیت ملی، 8 سپتامبر 2002)

- به احتمال زیاد، آنچه آنها نیاز دارند که یک اسلحه را کامل کنند ماده قابل شکافت [اورانیوم] است- و در این لحظه در جستجوی آن هستند- از هر دو منبع؛ خارجی و یا کسب توانایی تولید داخلی آن" (رامسلفد، قبل از شهادت در کمیته نیروهای مسلح سنا، 19 سپتامبر 2002 )

- "[صدام حسین]، با عباراتی مبهم گفته است که سلاح کشتار جمعی را بر علیه امریکا به کار خواهد برد. در زمان حال، او انبارهایی از سلاح شیمیـایی و بیولوژیـکی دارد و درصدد کسب سلاح هسته ای است". (رامسلفد، قبل از شهادت در کمیته نیروهای مسلح سنا، 19 سپتامبر2002)

- "[عراق] سلاح کشتار جمعی دارد و میدان جنگ به امریکا منتقل شده است". (اظهارات رئیس جمهور بوش، در مجتمع OHS ، 19 سپتامبر 2002)

- "خوب، من فکر می کنم که اطلاعات جدیدی وجود دارد، مشخصا در مورد اینکه صدام در مدت 45 دقیقه می تواند سلاح شیمیایی و بیولوژیکی خود را به کار اندازد. اطلاعات جدیدی وجود دارد که صدام حسین کوشش می کند از کشورهای افریقایی، اورانیوم به دست آورد". (وزیر مطبوعات، Fleischer ، در کنفرانس مطبوعاتی، 24 سپتامبر 2002)

- "شما نمی توانـید بین صدام و القاعده تفکـیک قائل شـوید، وقـتی در مورد جنگ با ترور سخن می گویند" (رئیس جمهور بوش، 25 سپتامبر 2002)

- "مدارک مستندی داریم که رهبران القاعده تماس هایی در عراق که می تواند برای به دست آوردن اسحله- توانایی سلاح کشتار جمعی- به آنها کمک کند، داشته اند". (رامسفلد، خلاصه اخبار وزارت دفاع، 26 سپتامبر 2002)

- "رژیم عراق سلاح شیمیایی و بیولوژیکی دارد... و بر طبق نظر حکومت انگلستان، حملات شیمیایی و بیولوژیکی خود را 45 دقیقه پس از فرمان می تواند انجام دهد". (بوش، پیام رادیویی، 28 سپتامبر 2002)

- "خطراتی که با آن روبرو هستیم و هر ماه بدتر از ماه قبل و هر سال بدتر از سال قبل می شود... و هر روز که می گذرد ممکن است روزی باشد که رژیم عراق Anthrax یا VX (گازهای عصبی)، یا روزی سلاح هسته ای را به گروه های تروریستی بدهد". (بوش، پیام رادیویی، 28 سپتامبر 2002)

این بیانات تند و قاطع به منظور تقویت تصمیم دستگاه بوش برای تغییر رژیم عراق، ایراد می شده است. قبل از آنکه یک تحلیل اطلاعاتی معنی داری انجام شود. فشار روی جامعه اطلاعاتی امریکا می آوردند تا تاییدی بر این اظهارات خلق کند.

شکل دیگری از فشار بر جامعه اطلاعاتی در سال 2002 مکررا از طرف سیاست سازان وارد می شد تا قضاوت های خود را، بررسی مجدد، مرور مجدد و تجدید نظر کنند.مستندات این فشارها از چند منبع معتبر به دست آمده اند.

مرور مستقل سیا در مورد عملکرد سازمانهای اطلاعات امریکا درباره عراق، توسط گروهی از تحلیل گران قبلی آن به سرپرستی ریچارد کِر (Richard Kerr) ، معاون سابق سازمان سیا، انجام شده است. در این گزارش آمده است که :

"فشار شدیدی برای تولید گزارش و تحلیل در مورد رابطه عراق با القاعده در دوره ای که به سوی جنـگ هدایـت می شده ایم، وجود داشـته تا مستـنداتی را پـیدا کنـند که این ارتباط را تایـید کند". ( گزارش Kerr جولای 2003 )

کِر تاکید می کند "بدون شک فشارهای زیادی وارد می شد"، از طرف "کاخ سفید، وزارت خارجه، وزارت دفاع، معاون رئیس جمهور، ستاد مشترک..." که گزارش جدیدی بنویسند، آنقدر این فشارها تکرار می شد تا آنچه می خواستند، تهیه می گردید.

آنچه کِر (Kerr) یافته بود، توسط دومین منبع مستقل، مامور رسیدگی به تخلفات سیا، تایید شده است. این مامور به درخواست کسانی رسیدگی می کرده که از عملکرد سیا شکایت داشته اند. این مامور به کمـیته سنا گفته است: "فشاری که از طرف کاخ سفید روی ماموران اطـلاعاتی قضیه عراق اعمال می شد در 32 سال سابقه کار او در سیا، بی سابقه بوده است".

انتشار نظرات جامعه اطلاعاتی در مورد سلاح کشتار جمعی و متعاقب آن، تصویب کنگره در مجوز دادن به قوه مجریه برای حمله به عراق، بیانات علنی مسوولین کاخ سفید در راستای هدایت به جنگ را اغراق آمیز و عجولانه افزایش داده است.

نمونه هایی از اظهارات مسوولین امریکایی در زیر می آیند:

- "خطر رژیم عراق برای امریکا وخیم و در حال رشد است... تاخیر در بی تصمیمی و بی عملی انتخاب ما نیست، زیرا آنها می توانند سبب وحشت و ترس شوند". (پیام رادیویی بوش، 5 اکتبر 2002)

- "بعد از11سپتامبر ما وارد دوران و جنگ جدیدی شده ایم. مردی وجود دارد که می دانیم با القاعده مرتبط است. مردی است که، به نظر من، می خواهد القاعده را به عنوان یک ارتش مقدم، مورد استفاده قرار دهد". (بوش، 14 اکتبر2002 )

- "ما نمی توانیم آنقدر صبر کنیم که صدام حسین یا تروریست های تربیت شده او با سلاح شیمیایی و بیولوژیکی و یا بدتر از آن با سلاح هسته ای به ما حمله کنند، تا خطری که با آن روبرو هستیم را لمس کنیم. چیزی که سرنخ های آن را همه می توانند ببینند. نباید برای یک واقعه وحشتناک که این سر نخ ها را به ما مربوط می کند، صبر کنیم". (معاون وزارت دفاع، ولفوویتز، در کنفرانس 16 اکتبر 2002)

- "[صدام حسین] می تواند مخفیانه تصمیم بگیرد و برای تروریست ها سلاح کشتار جمعی علیه ما فراهم کند. همان طور که رئیس جمهور در سه شنـبه شب گفـت، یک بطری، یک جعبه، یک ظرف؛ می تواند یک روز وحشتناک را برای ملت ما به ارمغان آورد، چیزی که تصور آن هم ممکن نیست". (چنی، 30 ژانویه 2003)

- "همانطوری که مکررا گفته ام، صدام حسین چیزی غیر از این نمی خواهد که شبکه تروریستی را بر علیه ما به کار برد، حمله کند، بکشد و اثر انگشتی از خود باقی نگذارد". (جرج بوش، کنفرانس مطبوعاتی همراه بلر، 31 ژانویه 2003)

- "ما می دانیم که عراق یک شبکه تروریستی را با رهبری یک طراح ارشد القاعده پناه داده است. خطر صدام حسین به سراسر جهان می رسد". (بوش، بیانیۀ 6 فوریه 2003)

- "[صدام حسین] برای تروریست ها بودجه، آموزش و پناهگاه امن فراهم می کند، تروریست هایی که مشتاقانه سلاح کشتارجمعی را بر علیه امریکا و سایر کشورهای عاشق صلح، به کار خواهند برد". (بوش، کنفرانس مطبوعاتی 6 مارچ 2003)

- "قوی ترین پیوند- پیوند صدام حسین با القاعده- با کسانی که درگیر واقعه 11 سپتامبر بودند". (دکتر رایس، 9 مارچ 2003)

- "[صدام حسین] ادعا می کند که سلاح شیمیایی و بیولوژیکی ندارد، در حالی که ما می دانیم مرتبا، حتی هر 12 تا 24 ساعت، جای آنها را عوض می کند و آنها را در محل سکونت همسایگان قرار می دهد". (رامسفلد، 11 مارچ 2003)

- "ما می دانیم، که در واقع، سلاح شیمیایی و بیولوژیکی را توسعه داده است... ما می دانیم که از زمان جنگ خلیج [فارس] این برنامه ها را بازسازی کرده است. ما می دانیم کوشش می کند که دوباره سلاح هسته ای تولید کند و می دانیم که ارتباط طولانی با گروه های تروریستی، از جمله القاعده، دارد". (چنی، در ملاقات با مطبوعات، 16 مارچ 2003)

24-3 نظرات تکمیلی سناتور Dianne Feinstein، عضو کمیته اطلاعات سنا.

بیانات متعددی توسط مسوولین اجرایی امریکا، همراه با تحلیل های اطلاعاتی، بیان شده اند که مبّین تهدید جدّی و آنی عراق برای منافع امریکا و امریکا می باشد.

من پنج مورد از این بیانات را در اینجا می آورم:

- پاول، وزیر خارجه، در 8 سپتامبر 2002 به فاکس نیوز (Fox News) گفته است که: "هیچ شکی وجود ندارد که او ذخائری از سلاح شیمیایی دارد"... "همچنین سلاح بیولوژیکی. ما مطمئن هستیم که ذخائری از این سلاح دارد و توسعه آنها را ادامه می دهد".

- بوش، در 12 سپتامبر 2002 در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: "همین حالا، عراق امکانات مربوط به تولید سلاح بیولوژیکی خود را توسعه و ارتقاء می دهد".

- بوش در سخنرانی 7 اکتبر 2002 خود گفت: "ما می دانیم که رژیم عراق هزاران تُن مواد شیمیایی، از جمله گاز خردل، سارین (گاز اعصاب) و VX (گاز اعصاب) تولید کرده است".

- وزیر خارجه، پاول، در 5 فوریه 2003 در سخنرانی خود خطاب به شورای امنیت سازمان ملل گفت:

"تخمین محافظه کارانه ما این است که امروزه عراق بین 100 تا 500 تُن مواد سلاح شیمیایی دارد. این مواد آنقدر هستند که 16000 راکت جنگی را تغذیه کنند. حتی اگر کمترین آن، یعنی 100 تُن را در نظر بگیریم این مقدار صدام حسین را قادر می سازد که بیش از 100 مایل مربع را آلوده سازد، چیزی بیش از 5 برابر منهتن ... کی می خواهیم بقیۀ این کوه یخ شناور را ببینیم؟ صدام حسین سلاح شیمیایی دارد. صدام حسین چنین سلاحی را به کار برده است. و صدام حسین هیچ تردیدی در به کار بردن دوباره آن علیه همسایگان و مردم خود ندارد".

- بوش در 2 اکتبر 2002 در شهری در ایالت اوهایو: "با خطری روشن مواجه هستیم، نمی توانیم برای اثبات نهایی صبر کنیم، تفنگ دودی ممکن است به شکل ابر اتمی ظاهر شود".

روشن است که هیچ برنامۀ هسته ای وجود نداشت. در اوت 2002 که سنا به دولت مجوز جنگ می داد، روزی را در وین و در مقّر آژانس بین المللی انرژی اتمی گذراندم. این آژانس که مسئولیت بازرسی تحولات هسته ای را به عهده دارد، هیچ علائمی از برنامه هسته ای عراق مشاهده نکرده بود. آنها مرا قانع ساختند که عراق برنامه ای برای سلاح هسته ای ندارد. گزارش های اطلاعاتی مربوط به برنامه هسته ای احتمالی عراق درست نبود.

25- جمع بندی گزارش شماره اول کمیته منتخب سنای امریکا

25-1- نو محافظه کاران امریکا در کاخ سفید، وزارت دفاع، معاونت ریاست جمهوری، وزارت خارجه به هر دلیلی پس از 11 سپتامبر 2001، تصمیم گرفته اند که صدام حسین را سرنگون سازند.

25-2- به جامعۀ اطلاعاتی امریکا مستقیم و غیرمستقیم، تلویحا و تصریحا فشار می آورده اند که گزارش و تحلیل های اطلاعاتی لازم را فراهم سازند تا حمله به عراق، عوام پسند شود.

25-3- بهانۀ حمله به عراق، داشتن سلاح کشتارجمعی (شیمیایی، بیولوژیکی و هسته ای)، ارتباط با گروههای تروریستی، به ویژه با القاعده، عدم رعایت حقوق بشر و ناپایدار کردن امنیت منطقه، بوده است.

25-4- پس از شکست عراق در حمله به کویت و تحریم ده ساله، عملا عراق توانایی قبلی را نداشته و پرونده سازی اطلاعاتی برای او ضرورت تام داشته است. در این پرونده سازی کمترین توجه به حقوق بشر بوده، چیزی که صدام حسین بیش از هر مورد دیگری مجرم به آن بوده است.

25-5- علیرغم گزارش های بازرسان سازمان ملل در عدم یافتن سلاح کشتارجمعی در عراق، امریکا، پرونده سازی بر علیه صدام را تکمیل و حمله را شروع می کند.

25-6- پس از عدم موفقیت امریکا در اهداف اعلام شده، شک و تردید بخش دیگر هیات حاکمه امریکا- دموکرات ها- و فشار افکار عمومی و روشنفکران امریکایی، تحقیق در مورد منابع اطلاعاتی امریکا را- حتی به ظاهر- ضروری ساخته است.

25-7- پس از سقوط صدام و اشغال عراق توسط امریکا و متحدانش و روشن شدن پرونده سازی، بوش اعلام کرد که "اشتباه کرده ام ولی دروغ نگفته ام". با گزارش کمیته منتخب سنای امریکا، مشخص شد که تمامی نئوکان های جنگ طلب، دروغ گفته اند و پرونده سازی کرده اند.

 

26- گزارش دوم کمیته منتخب سنا، "ارزیابی قبل از جنگ جامعۀ اطلاعاتی"، در مورد وقایع بعد از جنگ

در 12 فوریه 2004 کمیتۀ منتخب سنا موافقت کرد که بررسی های خود را در مورد عراق ادامه دهد و در میان موارد متنوعی که وجود داشت، تصمیم گرفت که در مورد ارزیابی های اطلاعاتی قبل از جنگ، در مورد وقایع پیش آمده بعد از جنگ، تحقیق کند.

27- به ابتکار رئیس سیا (DCI)، دو گزارش مطالعاتی، در مورد عراق که حاوی ارزیابی شرایط بعد از جنگ هم می باشد، تهیه شده اند. یکی از این مطالعات توسط گروه مطالعاتی کِر (Kerr) که از چهار مقام اطلاعاتی ارشد بازنشسته تشکیل شده بود در دوفاز، انجام شده است. این گروه، ارزیابی های سیا و شورای اطلاعاتی ملی (NIC)، که در خلال 18 ماهه قبل از جنگ تهیه شده بودند، را بررسی کرده است. فاز اول تا زمان شروع جنگ و فاز دوم که در 2004 منتشر شد، ارزیابی های فاز اول را با اطلاعات به دست آمدۀ پس از جنگ، مقایسه کرده است.

مطالعۀ دوم، گزارش رئیس سیا در مورد "درس های اطلاعاتی آموزنده" از حملۀ نظامی به عراق می باشد که حمایت های جامعه اطلاعاتی را در کل، از تصمیم سازان سیاسی و نظامی، در قبل و در دوران حمله به عراق به دست می دهد.

افراد کمیته منتخب جهت وقوف بر سابقه امر، با تهیه کنندگان هر دو گزارش مصاحبه کرده اند. جمع بندی کمیته، مستقل از یافته های گروه کِر و "درس های اطلاعاتی آموزنده" می باشد.

28- در ژانویه 2003 شورای اطلاعات ملی، (NIC) ، دو گزارش به عنوان "ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی" (ICA) که روی وقایع بعد از حمله به عراق متمرکز بوده اند تهیه و آنها را در بین حدود 800 نفر از مسئولان سیاست ساز رده بالای امریکا و جامعه اطلاعاتی امریکا، توزیع نموده است. این دو گزارش به درخواست مدیر برنامه ریزی وزارت خارجه و همکاری مسئول اطلاعات ملی در بخش خاور نزدیک و جنوب آسیا، تهیه شده اند. گزارش اول "ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی،" تحت عنوان "چالش های اصلی در عراق بعد از صدام"، چالش های میان مدت تا طولانی مدت را که پس از صدام با آن روبرو خواهیم شد، مطالعه و ارزیابی، کرده است. در گزارش دوم، که تحت عنوان "عواقب منطقه ای تغییر رژیم عراق" تهیه شده، به موضوع به هم تنیده منطقه ای اشغال عراق توسط امریکا، اختصاص یافته است. لذا، کمیته معتقد است که ارزیابی این دو گزارش پایه ای، در مورد ارزیابی جامعه اطلاعاتی در مورد وقایع بعد از جنگ در عراق می باشند و به همین دلیل، کمیته از رئیس اطلاعات ملی خواست که این دو سند را به طور کمال و تمام منتشر کند و البته با [حذفیاتی] در گزارش کمیته سنا آمده اند.

 

 

 

29- عواقب منطقه ای تغییر رژیم عراق

جامعۀ اطلاعاتی، "مهم ترین عواقب سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تغییر رژیم عراق در چارچوب شرایط کنونی خاورمیانه و جنوب آسیا، برای اطراف منطقه و برای یک دوره پنج ساله" را تجزیه و تحلیل کرده است.

30- چالش های اصلی در عراق بعد از صدام

در ارزیابی گزارش دوم که در ژانویه 2003 در بین مقامات امریکایی توزیع شده بود، "دینامیسم درونی عراق که چالش ها را شکل خواهد داد تا هم چون رژیم صدام حسین حکومتی موفق به وجود آید"، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

31- نتایج

در دو گزارش فوق الذکّر، نتایج زیر بیان شده اند:

31-1- دموکراسی

ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی، ایجاد یک دموکراسی پایدار در عراق بعد از جنگ را؛ "طولانی، مشکل و احتمالا با چالش هایی پُرتلاطم، ارزیابی کرده، با این پتانسیل بالقوه که به سنت خودکامه و استبدادی بر می گردد". جامعۀ اطلاعاتی توجه داده است که فرهنگ سیاسی عراق "دموکراسی و لیبرالیسم را در خودش پرورش نداده است". و "جامعه را از پشتیبانی اجتماعی که مستقیما دموکراسی مشارکتی را تحقق دهد، محروم کرده است". و "وسیله عملی قانون دموکراتیک در کشوری بدون مفهوم اپوزیسون صادق و بدون سابقۀ حکومت جایگزین، مشکل خواهد بود".

جامعۀ اطلاعاتی، ضمن این که عوامل موثر برای ایجاد دموکراسی را بر می شمارد از "مشارکت سیاسی نسبتا کم شیعیان عراق" و "نپذیرفتن" آن توسط ناسیونالیسم سکولار خودکامه، سخن گفته است. البته گزارش تصریح می کند که "معهذا، این به این معنی نیست که روند اسلام سیاسی نخواهد توانست در عراق بعد از جنگ ریشه بگیرد، به ویژه اگر بازسازی اقتصادی کُند باشد و نیروهای خارجی برای مدت طولانی در عراق بمانند". البته گزارش اطلاعاتی ترس از ریشه گیری شیعه های عراق را برای سیاست سازان عراق کمی کمرنگ می کند، آنجا که می گوید: "مشارکت 4 میلیون عراقی درتبعید- که خیلی از آنها غرب زده و تحصیلکرده هستند- و عراقی های طبقه متوسط مستمند شده و بیکار، پس از صدام می توانند مفید باشند". ولی گزارش اضافه می کند که: "احزاب اپوزیسیون در تبعید معروف نبوده و فاقد توانایی های سیاسی و نظامی هستید که پس از صدام نقش رهبری ایفا کنند مگر با حمایت طولانی و موثر سیاسی، اقتصادی و نظامی، خارجی".

31-2- تروریسم

جامعه اطلاعاتی ارزیابی کرده است که "القاعده پس از جنگ فرصتی به دست خواهد آورد که شتاب عملیات خود را افزایش دهد و حملات تروریستی را در خلال حمله امریکا به عراق و پس از آن، زیاد کند". در ژانویه 2003 و قبل از حمله امریکا به عراق، جامعه اطلاعاتی امریکا گفته است که: "القاعده خواهد کوشید تا از شرایط انتقالی عراق، پس از حمله، بهره برداری کند و هم چون تجربه خود در افغانستان در خلال سالهای گذشته، عملیات حمله - فرار را بر علیه پرسنل امریکایی، به کار برد". بر طبق ارزیابی جامعه اطلاعاتی "بعضی از رزمندگان مسلمان ممکن است از افزایش حمایتهای مالی و اجتماعی استفاده کرده و حملات تروریستی را بر علیه نیروهای امریکا در عراق انجام دهند". و "اگر بغداد قادر نباشد که کنترل سراسر عراق را به دست گیرد، القاعده و سایر گروه های تروریستی خواهند توانست عملیات خود را در نقاط دور دست، انجام دهند".

جامعۀ اطلاعاتی توجه داده است که "به کار گرفتن خشونت توسط گروه های رقیب عراقی علیه یکدیگر یا علیه امریکا- سنی علیه شیـعه، کُرد علـیه کُرد، کُرد علـیه عرب و هر کدام علیه امریـکا- احتمالا گروه های تروریستی را تشویق خواهد کرد تا از امنیت سوء استفاده کرده و حملات در داخل عراق را شروع کنند". علاوه بر آن افراد فراری رژیم گذشته "می توانند با گروه های تروریستی موجود متحد شوند و یا مستقلا جنگجو اجیر کنند و بر علیه حکومت جدید یا نیروهای ائتلاف وارد جنگ شوند". جامعۀ اطلاعاتی امریکا پیش بینی کرده است که "پس از حمله امریکا به عراق، حملات تروریستی افزایش یافته و پس از یک جهش فوق العاده در ابتدا، به آهستگی در ظرف سه تا 5 سال نزول خواهد کرد". "ضمن اینکه القاعده با حمله امریکا به عراق، حملات خود را تشدید خواهد کرد" لیکن با تحریک حمله امریکا به عراق و ضد حمله القاعده و گروه های جهادی، خط فاصل بین القاعده و سایر گروه های تروریست در جهان، نامشخص خواهد شد. و "شهروندان امریکا اهداف تحریک آمیزی برای تروریست ها، حتی گروه های کم توان، خواهند بود". هم چنین القاعده "خواهد کوشید تا از توجه امریکا به جنگ عراق استفاده کند و حضور خود را در افغانستان تثبیت کند."

31-3- تعارضات داخلی عراق

ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی در جنگ با "عراق، قبل از حمله، این بوده است که عراق عمیقا یک جامعۀ تفکیک شده می باشد و احتمالا در تضادهای خشونت آمیزی درگیر خواهد شد مگر اینکه قدرت خارجی اشغالگر از آن جلوگیری کند". تهدید انتقام شیعیان از سرکوب دوران صدام"، مسئله اصلی برای نخبگان سّنی خواهد بود که اگر اشغالگران جلوی آن را نگیرند، فوران خواهد کرد". عرب های سّنی موقعیت طولانی حکومت خود را از دست خواهند داد و شیعیان در جستجو کسب قدرت خواهند شد. اگرچه بعضی از سنّی ها که ارتباطات نزدیکی با شیعیان در شهرها دارند ممکن است نمایندگی یک سیستم سیاسی را به عهده گیرند ولی بعضی از گزارشات حاکی از آن است که رژیمی که اجازه مشارکت در سرویس های امنیتی - نظامی حکومت را به آنها ندهد، با آن به مخالفت برخواهند خاست. کُردها، پس از صدام خواهـند کوشـید تا میدان های نفـتی وسیع شمال را تصاحب کنند، چیزی که مورد اعتراض عرب های سُنی واقع خواهد شد. خصومت شدیدی بین همراهان صدام و کسانی که در دوران او رنج برده اند، به وجود خواهد آمد. خصومت سیاسی این نیروها بیش از آنچه خواهد بود که از نژاد و فرقه آنها بر می آید.

31-4- اسلام سیاسی

جامعۀ اطلاعاتی امریکا ارزیابی می کند که پیروزی و اشغال عراق توسط امریکا باعث ایجاد موج بزرگی از اسلام سیاسی و افزایش حمایت های مالی از گروه های تروریستی خواهد شد. در ژانویه 2003 در ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی آمده است که "پیروزی و اشغال عراق عرب، به رهبری امریکا هواداران اسلام سیاسی را افزایش خواهد داد". و باعث خواهد شد که "اسلام گرایان از مردم منطقه بخواهند که متحد شوند و بر علیه غرب مقاومت کنند." و این ارزیابی نتیجه می گیرد که "حمایت مالی از گروه های تروریستی احتمالا خشونت مسلمانان را بر علیه عمل امریکا، افزایش خواهد داد". جامعۀ اطلاعاتی نتیجه می گیرد که "در بعضی از کشورها افزایش احساسات اسلامی سبب حمایت بیشتر احزاب سیاسی اسلامی خواهد شد تا از طریق قانونی کسب قدرت را جستجو کنند".

31-5- اثر گذاری همسایگان عراق

جامعۀ اطلاعاتی چنین ارزیابی می کند که "همسایگان موقعیت مناسبی برای نفوذ در عراق به دست خواهند آورد. این امر، با فعالیت هایی از کمک های انسانی تا به شورش واداشتن و ستیز بین گروه های قومی و نژادی، را دربر خواهد گرفت". این همسایگان ضمن حفاظت از منافع خود اهداف امریکا در دوران پس از صدام را به چالش خواهند کشید.

"رهبران ایران خواهند کوشید تا در شکل گیری عراق بعد از صدام موثر بوده، امنیت ایران را تامین کنند و نشان دهند که ایران بازیگر مهّمی در منطقه است".

گزارش جامعۀ اطلاعاتی امریکا پیش بینی می کند که "حد اینکه ایران چه سیاستی را تعقیب کند؛ اهداف امریکا در عراق را حمایت یا تخریب کند، بستگی دارد به اینکه تهران تهدیدهای منافع خود و واکنش بالقوه امریکا را چگونه نگاه کند".

این ارزیابی به رهبران ایران چنین توصیه می کند که "پیش از آنکه رهبران ایران پی ببرند که اهداف امریکا منافع تهران را به چالش نخواهد کشید و یا مستقیما ایران را تهدید نخواهد کرد، بهتر است که از این موقعیت استفاده کرده در دوران پس از جنگ همکاری کنند، یا حداقل به اهداف امریکا صدمه نزنند".

پیش بینی جامعۀ اطلاعاتی چنین ارائه می شود "بعضی عناصر در حکومت ایران بعد از سقوط صدام می توانند تصمیم بگیرند که به طور تهاجمی با حضور امریکا در عراق و یا اهداف امریکا، با بکارگیری ارتباطات خود با کُردها و شیعیان و کاشتن تخم مخالفت، مقابله کنند و تشکیل دولت جدید طرفدار امریکا را پیچیده کنند". هم چنین این عناصر می توانند "عوامل خود را بر علیه پرسنل امریکا به کار گیرند، اگرچه مخفی کردن این رویکرد بسیار مشکل خواهد بود" پیش بینی این گزارش اطلاعاتی در مورد ایران چنین ادامه پیدا می کند که "اگر نقش ایران بر سرنوشت عراق بعد از صدام با قراردادهایی تضمین شود، ممکن است بعضی از رهبران ایران تشویق شوند که تاثیری علنی و سازنده در بازسازی عراق، داشته باشند" و این موقعی تحقق خواهد یافت که "مکانیسمی برای مسوولان ایرانی و امریکایی یافت شود که ارتباط برقرار کننده و دیالوگ را تسهیل نماید... "

31-6- سلاح کشتار جمعی

جامعۀ اطلاعاتی امریکا چنین ارزیابی می کند که "حمله نظامی به منظور حذف سلاح کشتار جمعی عراق باعث نخواهد شد که دولت های منطقه برنامه های سلاح کشتار جمعی خود را متوقف کنند یا اینکه چنین برنامه ای را توسعه دهند". ارزیابی تصریح می کند که کشورهای خاورمیانه و جنوب آسیا، برنامه های سلاح کشتار جمعی خود را "ادامه خواهند داد زیرا آن را لازم و جزء اصلی امنیت ملی خود می دانند". دلایل زیادی در این ارزیابی آمده است که دولت های سایر مناطق نیز برنامه های سلاح کشتار جمعی خود را متوقف نخواهند کرد. زیرا احتیاج به "زنده ماندن در همسایگی های خطرناک، تقویت پرستیژ، جبران کمبود سلاح های متعارف و جلوگیری از تهدید دشمنان دارند". باز هم تاکید می شود که "دولت ها به سوی کسب توانایی برای سلاح شیمیایی و یا سرعت بخشیدن به برنامه های در دست اجرا، با این امید خواهند رفت که توانایی جلوگیری از دشمنان خود را قبل از تخریب پیش گیرانه، داشته باشند".

31-7- امنیت

در ژانویه 2003 جامعۀ اطلاعاتی امریکا شرایط امنیتی عراق را در پس از صدام چنین ارزیابی می کند: "اگر مسوولیت امنیت داخلی بخواهد از یک نیروی اشغالگر به یک دولت عراقی منتقل شود، آن حکومت مجبور خواهد بود که بر لبه تیغ حرکت کند. از بین بردن بدترین وجوه پلیس، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی صدام و حفظ ظرفیت آنها برای امنیت ملی". این گزارش روشن می کند که "ارتش رسمی عراق در رده های پایین تر از سطح فرماندهی غیر سیاسی هستند، تصفیه مسوولین امنیتی و اطلاعاتی درون آنها را می توان تا ایجاد نیروهای پلیس و ژاندارمری، به عنوان امنیت و اعمال قانون، به کار برد". در دراز مدت نیروهای پلیس و امنیتی "لازم خواهد بود که بازسازی شوند اگر اطمینان مردم عراق را جلب نمایند و از اعمالی همانند دوران صدام اجتناب کنند".

31-8- نفت

بنابه ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی امریکا، با منابع عظیم نفت عراق، بازسازی اقتصادی چالش کمتری از تحولات سیاسی خواهد داشت. هر چند که پس از جنگ، عراق با چالش های اقتصادی مهمی روبرو خواهد شد. این ارزیابی پیش بینی می کند که اگر تجهیزات نفتی عراق در جنگ صدمه نبیند، بغداد خواهد توانست، در ظرف چند ماه تولید نفت را از 4/2 میلیون بشکه در روز به 1/3 میلیون بشکه افزایش دهد. جامعۀ اطلاعاتی تصریح می کند در حالیکه عراق با منابع نفتی خود خواهد توانست بازسازی اقتصادی اش را انجام دهد، لیکن در زمینه انتقال سیاسی از چنین منبع بومی برخوردار نمی باشد. صرف نظر از نفت، اقتصاد عراق بدون بخشیدن قروض عراق و کاهش خسارت های جنگ خلیج [فارس]، یا چیزی شبیه طرح مارشال، ضعیف خواهد بود.

 

 

31-9- پیامدهای انسانی

در ژانویه 2003 جامعۀ اطلاعاتی امریکا ارزیابی کرده است که "مبارزه طولانی برای حذف صدام و استقرار یک رژیم جدید سبب مهاجرت و جابجایی افراد زیادی در داخل کشور خواهد شد و توزیع مواد غذایی و خدمات بهداشتی را مختل خواهد کرد".

در این گزارش تصریح شده است که "شرایط امنیت داخلی بر چالش های انسانی تاثیر خواهد گذاشت" و این تاثیر "بستگی به طول جنگ و شدت آن خواهد داشت".

گزارش جامعۀ اطلاعاتی پیش بینی می کند که تمرکز عملیات نظامی روی شهر بغداد سبب جابجایی 900 هزار نفر در داخل و 45/1 میلیون مهاجر خواهد شد. این ارزیابی تاکید می کند که توزیع جمعیت در عراق شدیدا به چگونگی عقلانیت حکومت در این توزیع و امنیت فروشگاه های بزرگ دولتی توزیع کننده مواد غذایی در بعد از جنگ و سیستم توزیع مواد غذایی، بر می گردد "تا از بحران گرسنگی اجتناب شود". شرایط مراقبت های پزشکی احتمالا "به طوری جدی با جنگ و گسترش کشمکش های داخلی صدمه خواهند خورد".

31-10- زیر ساخت ها

بر طبق ارزیابی جامعۀ اطلاعاتی امریکا "حکومت جدید برای بازسازی آب و فاضلاب عراق احتیاج به کمک جدّی خارجی خواهد داشت". این گزارش پیش بینی می کند که "خدمات پایه ای، چون الکتریسیته و آب بهداشتی به کمتر از نصف جمعیت قبل از جنگ خواهد رسید". ارزیابی اطلاعاتی می گوید که: "مشکلات برقراری خدماتی چون آب و برق بعد از جنگ بستگی به حّد تخریب آنها در درگیری های شهری خواهد داشت. این ارزیابی اشاره می کند که "کشمکش شهری سبب قطع برق، آب سالم و توزیع آنها خواهد شد، اگر ژنراتورها، پمپ ها و واحدهای صنعتی خسارت ببینند یا تسخیر و یا غارت شوند". گزارش تاکید دارد که "قطع برق یا غارت شبکه توزیع آن سبب بحران های شدیدی در بیمارستانها خواهد شد، مخصوصا موقعی که درگیری ها شدید شوند".

32- ارزیابی و نتیجه گیری از گزارش های کمیتۀ منتخب سنای امریکا

32-1- بخشی از هیات حاکمه ایران و گروهی از اصحاب رسانه و روشنفکری ایران چنین بیان می کنند که امریکا از روی جهالت و عدم اطلاع از شرایط عراق، اقدام به اشغال این کشور نموده و الان در "لجن زار" عراق گیر افتاده است. با آنچه در دو گزارش "کمیته منتخب سنای امریکا" آمده است، این برداشت دور از واقعیت می باشد.

32-2- هر دو گزارش مفصل "کمیته منتخب سنا" تصریح دارند که گزارشگران و تحلیل گران جامعۀ اطلاعاتی امریکا، شرایط عراق را با تقریب بسیار خوبی می شناخته اند و در گزارش اول آمده است که اتهامات بوش به صدام که بهانه حمله امریکا و اشغال عراق را به دنبال داشته، به جز عدم رعایت حقوق بشر از طرف صدام که اتفاقا بر خلاف تبلیغات وسیع امریکا، مورد توجه مقامات اطلاعاتی امریکا هم نبوده است، غیر واقعی و نادرست بوده اند.

در گزارش دوم "کمیته منتخب سنا" هم پیش بینی گزارش ها و تحلیل های اطلاعاتی امریکا، قبل از حمله به عراق، بسیار نزدیک به واقعیت های پیش آمده پس از حمله بوده اند. حال این سوال پیش می آید که امریکا با چه مکانیسمی به عراق حمله کرده است.

32-3- واقعیت این است که نئوکان های امریکا، اول تصمیم به اشغال عراق گرفته بودند و بعد، بهانه جور کردند، و امروز معلوم شده است که بهانه ها، درست نبوده اند.

تصمیم گیران امریکایی می دانسته اند که نادرستی بهانه ها، روزی عیان خواهد شد و امکان فرار از تخلف و خطا برایشان فراهم خواهد بود.

32-4- تصمیم نئوکان ها، علی القاعده، نمی توانسته است جدا از تصمیم مجموعه هیات حاکمه امریکا در مورد منطقه باشد. امریکا در سال 1930 منطقه خلیج فارس را "منطقه منافع ملی" خود تعریف کرده است و تمامی اقدامات بعد از آن، مانند تشکیل پاکستان و اسرائیل، کودتا بر علیه دولت ملی مصدق و ...، در راستای آن "تعریف" بوده است.

32-5- ساخت سفارت امریکا در بغداد با وسعت 42 هکتار و 3800 نفر پرسنل، قانون پیشنهادی نفت عراق و خصوصی کردن این صنعت، اظهارات گیتس، وزیر دفاع، که "توقف امریکا در عراق مانند توقف ما در کُره جنوبی خواهد بود". پایگاههای نظامی متعدد و متنوعی که در عراق، امریکایی ها می سازند، و صدها اظهار نظر مشابه اینها توسط مسوولان امریکایی، نشان می دهد که سرنگونی صدام و اشغال کویت برای ایجاد دموکراسی نبوده است.

32-6- نفت خاورمیانه و برخورد تمدن ها؛ دو عامل مهمی هستند که توجه امریکا را برای اولی از 1930 و برای دومی از 1979 انقلاب ایران و مشخصا از 1990 (فروپاشی شوروی) معطوف به خاورمیانه کرده است. امریکا در دهه 1950 تا نیمه 1970 جنوب شرقی آسیا- به ویژه ویتنام و کامبوج- را به سرزمین سوخته تبدیل کرده و از دهه 1970 تا 1990 امریکای لاتین را با روش های نظامی و اقتصادی دچار بحران های غیر قابل تغییر نموده و امروز نوبت خاورمیانه است.

32-7- رشد جمعیت جهان و توسعۀ اقتصادی دو کشور پر جمعیت چین و هند، منافع جهان سرمایه داری به رهبری امپراطوری امریکا را در آینده به خطر خواهد انداخت. برخورد تمدن ها، حتما، پس از خاورمیانه، راهی شرق آسیا خواهد شد؛ ولی امروز حلقه ضعیف، خاورمیانه است. هم جمعیت این منطقه باید کم شود و هم کنترل انرژی به طور کمال و تمام در دست امپراطور قرار گیرد. حملات ماه های اخیر نیروهای ناتو به مردم عادی افغانستان و تروریسم عراق؛ در راستای اهداف دراز مدت امریکاست و خاورمیانه دوران طولانی کشت و کشتار را باید پشت سرگذارد تا کاملا در چارچوب منافع امریکا تعریف شود.

32-8- ایران از 1943 "منطقه منافع ملی" امریکا تعریف شده است. و این تنها کشور به تصرف نیامده، امپراطوری را غلغلک می دهد تا تصرف را در منطقه کامل کند. گفتگو، دیپلماسی، هماهنگی با اروپا، مذاکرات 1+5 ، و ... از نظر امپراطور برای "تامین دلیل" انجام می شوند تا شرایط تصرف فراهم شود که در این مقطع زمانی، به تاخیر افتاده، ولی کاملا منتفی نشده است.

32-9- هیات حاکمه ما باید بدانند که راه مقابله با تصرف ایران توسط امپراطوری، "تصرف" افکار عمومی جهان که بزرگ تر و قوی تر از امپراطوری می باشد، می باشد. این تصرف با توسعۀ دموکراسی و آزادی های مدنی و حقوق بشر مقدور خواهد شد. وحدت ملت دولت از کانال تامین حقوق اجتماعی آحاد جمعیت، خاصه، نخبگان می گذرد. امید که به هوش باشند.

32-10- وقایع اخیر؛ برخورد با دانشجویان، سازمان های سیاسی، مطبوعات، معلمان، کارگران و ... موارد نگران کننده ای هستند که نئوکان ها را دلشاد می کنند تا بتوانند برنامه هایش را در مورد ایران هم به عمل نزدیک کند.

    |  صفحه اول  |  بایگانی ترجمه ها  بایگانی مطالب وارده