گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

    | فهرست يادنامه دكتر شريعتي صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |    

 چشم انداز ایران - دكتر شريعتي - خرداد 1392

شریعتی و علوم اجتماعی:  دینی یا غیردینی

گزارشی از آرای دکتر حسین کچوئیان پیرامون دکتر علی شریعتی و علوم اجتماعی

 

چشم‌انداز ایران: دکتر حسین کچوئیان، مدیر سابق و عضو هیات علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و نماینده رهبری در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. ایشان از حدود دو دهه قبل مباحثی را پیرامون آرای دکتر شریعتی در قالب مقالات، مصاحبه‌ها و کتاب‌هایشان طرح نموده اند که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد.  

 

مقدمه دکتر کچوئیان بر کتاب «اندیشه موضوعی دکتر علی شریعتی: فلسفه و جامعه‌شناسی سیاسی» تدوین شده توسط محمدعلی زکریایی در سال 1374، جزء اولین پرداخت‌های منسجم دکتر کچوئیان به آرای شریعتی محسوب می‌شود.

در این مقدمه دکتر کچوئیان به نسبت آرای شریعتی با فلسفه، فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی پرداخته است. او می‌نویسد «هنگامی که دیدگاه وی (شریعتی) در مورد تمایزات، ایدئولوژی، فلسفه و علم جمع گردد، این تلقی را می‌رساند که از نظر او اصولاً عقل ایدئولوژی ساز، از قسم عقلی نیست که محصول آن علم و فلسفه باشد.»(زکریایی، 1374: 22)

دکتر کچوئیان در ادامه با اشاره به اختلافات دیدگاه‌های مختلف در باب فلسفه سیاسی نهایتاً نتیجه می‌گیرد که «ما بهتر می‌دانیم که به کارهای مرحوم شریعتی به عنوان فلسفه سیاسی نظر شود. از آن جهت که به طور مقدماتی مایه‌های لازم برای ایجاد یک فلسفه سیاسی و دیدگاه‌هایی قابل طرح در این حوزه را فراهم کرده است»(همان: 24) ایشان در ادامه به این مسئله اشاره می‌کنند که «آغشتگی کارها و اندیشه‌های مرحوم دکتر شریعتی به حساسیت‌های ایدئولوژیک و دغدغه‌های عملی، باید از لحاظی مثبت تلقی شود و از لحاظی منفی؛ بی‌شک با توجه به زمینه‌های ذهنی موجود و تصویر نه چندان درستی که از علم و رابطه آن با ارزش‌ها در جامعه ما رایج است، به راحتی امکان به تصور درآوردن وجوه منفی وجود دارد. در واقع همین وجوه است که مانع از این شده تا اندیشه‌ها و کارهای مرحوم شریعتی در زمینه امور سیاسی حتی به عنوان فلسفه سیاسی نیز به راحتی پذیرفته نشود چه برسد به جامعه‌شناسی سیاسی»(همان: 27) «فقدان احتیاط‌های روشی به طور خاص و عدم انشقاق شقوق و بررسی همه‌جانبه که یکی مورد تاکید اهل علم تجربی است و دیگری مورد توجه فیلسوفان»(همان: 27) علل این عدم پذیرش در نگاه دکتر کچوئیان است.

ایشان سپس به بحث در روش شریعتی در فلسفه سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی پرداخته و در فلسفه سیاسی، روش او را «عقلی» (همان: 29) و در «جامعه‌شناسی سیاسی به طور عمده تاریخی» (همان: 30) می‌داند.

کچوئیان سپس در باب محتوای اندیشه سیاسی شریعتی می‌نویسد: «شریعتی چه در فهم تجربی از عالم سیاست و عمل سیاسی و چه در حوزه فلسفه سیاسی بیش از هر چیز به محتوا نظر دارد و از این رو نسبت به اشکال و صورت‌ها غفلت می‌کند. حتی می‌توان گفت که وی نه از روی جهل، که عامدانه دست به چنین تغافلی می‌زند. او به دنبال این است که دیکتاتوری و استبداد را در زیر نقاب‌های مختلف و اشکال متفاوت افشا کند و به پرده‌دری و نقاب‌افکنی دست زند. از نظر وی آنچه متمایزکننده واقعیت حکومت‌ها و ماهیت رهبری از لحاظ دیکتاتورمآبی و آزادمنشی آنها است، محتوای آنها است. بسته به اینکه آنها چه سیاستی را انتخاب کرده‌اند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند، می‌توان در این مورد داوری کرد. اینکه آنها چه لباسی به تن کرده‌اند و چه نقابی بر صورت زده‌اند، تعیین‌کننده نیست. معیار دموکراسی و دیکتاتوری چیزی بیش از صورت حکومت‌ها و رهبر‌‌ها است»(همان: 41).

از سوی دیگر «بخش مهمی از نظریات سیاسی مرحوم شریعتی آنهایی است که دربردارنده نقد فلسفه‌های سیاسی و جامعه معاصر غرب است؛ این بخش‌ها که در دوران پس از انقلاب اسلامی نسبت بدان بی توجهی و حتی غفلت کامل شده است، از چند جهت مهم است. یکی از این جهت که این نقدها ماهیتاً در فهم اندیشه‌های وی جایگاه مهمی دارد؛ زیرا همان طوری که گفته شد اساساً نقد، نقش محوری در توسعه و بسط نظریات وی دارد. اما از یک نظر دیگر نیز اساسی است، چون حاوی نظریات مهمی در باب فهم جامعه‌شناسی معاصر است. شاید بتوان گفت این بخش از نظریات او ماندگارترین نظریات است.» (همان: 43).

ایشان در اواخر مقدمه، پاره‌ای انتقادات را نیز به شریعتی طرح کرده و می‌نویسد «از پیامدهای جدی‌تر امتزاج شدید کارهای شریعتی با علایق ایدئولوژیک، همان‌طوری که گفته شد، عدم توجه مرحوم شریعتی به مسائل سیاسی مربوط به دوران تاسیس است... جالب اینجا است که نه تنها وی به مسئله چگونگی عملی پی‌ریزی نظام تازه و شکل‌دهی به دوران استقرار نپرداخته است، بلکه در عمل توجه اصلی وی معطوف به مسائل و موانعی است که تبدیل انقلاب به نظام و حرکت به نهاد منجر می‌شود.» (همان: 44-45).

در پایان این مقدمه دکتر کچوئیان ضمن اشاره به اینکه «آنچه در ایران و طی انقلاب اسلامی ایران اتفاق افتاد در اساسی ترین مسائل در امتداد اندیشه‌های او قرار داشت و به قطع، مسیر آتی رشد فقه سیاسی اسلام نمی‌تواند وی را نادیده بگیرد و تاثیری بر ندارد» به «بومی و متعلق به این سرزمین بودن و ریشه در این فرهنگ» داشتن آثار شریعتی می‌پردازد و با اشاره به نقدهای وارده بر شریعتی به واسطه «تاثیرپذیری از اندیشه‌های غربی به عنوان امری مخدوش‌کننده»،  تذکر می‌دهد که «اصولاً تاریخ جدید تفکر و اندیشه ما و تمامی آنهایی که جهان سومی خوانده می‌شوند گریزی از این نداشته و ندارند» (همان: 46).

دکتر حسین کچوئیان در همان سال مقاله «عدالت اجتماعی در دیدگاه مرحوم شریعتی و شهید مطهری» (مندرج در کتاب سفر سبز (مجموعه مقالات)) را نیز به چاپ رساند. ده سال بعد، در 1384، بخش‌هایی از کتاب «تطورات گفتمان‌های هویتی: ایران در کشاکش تجدد و مابعد تجدد» منعکس‌کننده مهمترین دیدگاه‌های دکتر کچوئیان در باب شریعتی بود. در این کتاب دکتر کچوئیان منظومه فکری شریعتی را به سبب اینکه «در این گفتمان، اندیشه تجدد، سهم عمده آن را تشکیل می‌دهد» و «عمده بودن سهم تجدد در این گفتمان فراتر از وزن بیشتر به محوریت منطق تجدد در آن مربوط می‌شود» مورد انتقاد قرار می‌دهد. زیرا این گفتمان «برپایه رویکردی بیرونی به دین شکل گرفته که از مختصات نگاه تجدد بوده» و  آن را «به تمامه متمایز از گفتمان سنت ساخته و  به گفتمانی کاملاً تجددی مبدل می‌سازد» که با «به کارگیری علوم اجتماعی سکولار به سمت ارائه تفسیری دنیاگرایانه از اسلام جهت‌گیری پیدا می‌کند.» (کچوئیان، 1384: 146).  

در همین سال‌ها در مجموعه پراکنده‌ای از مصاحبه‌ها و مقاله‌ها نیز به آثار شریعتی پرداخته شده است. «منشور شریعتی؛ عرفان شریعتی» به عنوان مثال، عنوان گفت‌وگوی ایشان با روزنامه ایران (30 و 31 خرداد 1383) است که در آن اشاره می‌شود که «از منظر کلی تمام نظام روشنفکری ایران از ابتدا تا کنون هیچ موقع روشنفکر دینی نبودند. چون اصالت را به فکر غرب می‌دادند و بر مبنای آن مبادی وارد حوزه دین شده‌اند. به این معنا همان‌قدر شریعتی اندیشمندی غیردینی است، که روشنفکران اخیر غیردینی‌اند. و از یک جهت شریعتی مقدار زیادتری غیردینی است چون تحت تأثیر اندیشه‌های چپ قرار دارد. از میان جریان‌های موجود در غرب اگر شما نگاه کنید می‌بینید که مارکسیست‌ها شکل بی‌دینی‌شان شدیدتر است» در نهایت وجه «چپ» اندیشه شریعتی تا «جایی» می‌تواند سبب همدلی با او گردد، چون به «همین دلیل که چپ ناقد درونی تجدد است، گیرها و اشکالات آن را به خوبی تشخیص داده و ذخیره‌ای برای جهان سوم پدید آورد که تعارض اصلی‌اش، نظر مارکس با جناح راست تجدد است. ما و روشنفکری چپ در نقد تجدد مشترکاتی داریم. هر دو از موقعیت فعلی متضرر می‌شویم. تسلط گفتمان راست به ما آسیب جدی می‌رساند. اینها یک مبنای مشترک ایجاد می‌کند که ما می‌توانیم از آن مبناهای مشترک استفاده کنیم. تفکر چپ، چون از درون، تجدد را می‌بیند، به ما عمق تئوریک و غنای فکری می‌بخشد.» همین گفت‌وگو بعدها با عنوان  «شریعتی روشنفکر غیر دینی از جناح چپ تجدد» در سال 1390 در کتاب «هویت ما» منتشر شده است. 

 

منابع:

زکریایی، محمدعلی، فلسفه و جامعه‌شناسی سیاسی، با مقدمه‌ای از حسین کچوئیان، چاپ اول، 1374، تهران: انتشارات الهام.

کچوئیان، حسین، هویت ما، چاپ اول، 1390، تهران : نشر کتاب فردا

کچوئیان، حسین، تطورات گفتمان‌های هویتی در ایران؛ ایران در کشاکش تجدد با مابعد تجدد، چاپ اول، 1384، تهران: نشر نی.

 

 

    | فهرست يادنامه دكتر شريعتي صفحه اول |  بايگاني سال 1393 |