ويژه نامه مصدق

 خرداد 96

     فهرست ويژه نامه مصدق خرداد 96 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - وي‍ژه نامه مصدق خرداد 1396

 

آموزه‌هایی از دولت ملی*

فرشاد مؤمنی

ملت ایران در صد سال اخیر سه کوشش بزرگ را برای خروج از دورهای باطل توسعه‌نیافتگی سامان داده‌اند و از این نظر جزو کشورهای منحصربه‌فرد محسوب می‌شوند: کوشش نخست در ابتدای قرن بیستم و با انقلاب مشروطیت رقم خورد و کوشش سوم در ربع پایانی این قرن با انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. در این میان کوشش خارق‌العاده دیگری نیز در سال‌های میانی قرن بیستم اتفاق افتاد که جنبش ملی شدن صنعت نفت است. این سه اتفاق گرچه هریک ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارند، اما برخی وجوه مشترک هم در بین آن‌ها دیده می‌شود که شناخت این وجوه می‌تواند در بهره‌برداری از تجربه‌هایی که جامعه هزینه آن را پرداخته است، کمک کند.

 ویژگی نخست این است که هر سه این کوشش‌ها گرچه در کوتاه‌مدت دستاوردهای خارق‌العاده داشته‌اند، هیچ‌یک در بلندمدت نتوانسته‌اند به خروج از دور باطل توسعه‌نیافتگی بینجامند.

ویژگی دوم این است که در هر سه این تجارب خلأهای جدی فکری وجود دارد که کانون اصلی عدم توفیق ماست. یکی از این خلأهای فکری که حتی ریشه‌هایی عمیق‌تر از این سه تجربه دارد، غربت اندیشه توسعه درباره چارچوب وضعیت مطلوب است. جان فوران در کتاب مقاومت شکننده از آغاز سلسله صفویه تا پایان دوره دولت مرحوم هاشمی تحولات جامعه ایران را بررسی کرده و بیان می‌کند ایرانیان در این دوره‌ها در فهم اینکه چه نمی‌خواهند تفاهم بیشتری داشته‌اند و اقدامات عملی موفقیت‌آمیزتری انجام داده‌اند اما به‌محض اینکه این دوره تمام شد بر سر نظم مطلوب جایگزین با هم اختلاف پیدا می‌کنند و این باعث بازگشت به همان دور باطل «استبداد، ناکارآمدی، فساد، هرج و مرج و تکرار استبداد» می‌شود. این رویه را می‌توان با عنوان پارادوکس توسعه‌خواهی در یک ساخت رانتی و کوته‌نگر مطرح کرد. خلأ فکری دوم که به نظر من بسیار تعیین‌کننده است و به‌مرور اهمیت آن افزایش می‌یابد، نحوه اثرپذیری توسعه ملی از عوامل خارجی است. فوکوتساوا یوکیشی، از نظریه‌پردازان دوره میجی در ژاپن، در کتاب نظریه تمدن، فصلی را به استقلال ملی ژاپن اختصاص می‌دهد و مداخله خارجی در سرنوشت یک کشور را به شوک‌های بزرگ و کوچک برون‌زای جبری تعبیر می‌کند. وی بیان می‌کند ما نمی‌توانیم برای این شوک‌ها تعیین تکلیف کنیم، پس تنها راه مقابله با این شوک‌ها این است که خانه‌ای محکم بسازیم و این مهم هم از مسیر تنظیم اصولی رابطه ملت و دولت می‌گذرد. مطالعه تاریخ ایران به‌ویژه در قرن بیستم نشان می‌دهد ما ضربه‌های بزرگی از عامل خارجی خورده‌ایم با این وجود هنوز مطالعات جامعی درباره اینکه ضریب اهمیت این عامل در دوره‌های گوناگون چه اندازه بوده انجام نشده است.

خلأ فکری بسیار مهم دیگر، موضوع عدالت اجتماعی است. ما هنوز درک درستی از کارکردهای نابرابری‌های موجه و ناموجه و نحوه رفتار در برابر آن‌ها نداریم. این نقص در اقدامات عملی ما هم کاملاً مشخص است. زمانی که نابرابری اجتماعی در جامعه‌ای افزایش می‌یابد الگوی روابط اجتماعی الگوی ستیز و حذف خواهد بود. این الگوی رفتاری هم در رابطه مردم با مردم و هم در رابطه مردم با دولت و بالعکس دیده می‌شود و هزینه‌های بسیاری برای کشور به دنبال داشته است. در مناسبات بین‌المللی نیز نابرابری ثروت و قدرت عامل وابستگی است و ما هنوز در درک پویایی ها و کارکردهای این وابستگی در شکل نوین آن دچار مشکل هستیم.

ویژگی مشترک سوم در سه تجربه تاریخی ما دستکاری واقعیت‌های این تجارب و ایجاد اختلال در حافظه تاریخی ملت است. ما آن‌قدر تحت تأثیر این دستکاری‌ها هستیم که هنوز نتوانسته‌ایم یک جمع‌بندی مبتنی بر وفاق نسبی در زمینه مشروطه یا مشروعه داشته باشیم. همین وضعیت در تجربه ملی شدن نفت و نقش آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق دیده می‌شود و در تجربه انقلاب هم به چشم می‌خورد. نمونه واضح این دستکاری واقعیت، در دوره پهلوی دیده می‌شود. در آن دوره اتفاقات 28 مرداد سال 1332 به‌عنوان قیام ملی معروف شده بود و عوامل کودتا با عنوان ملت خوانده می‌شدند و در مقابل از یاران مصدق با عنوان مزدور خارجی نام برده می‌شد و این عبارت ها آن قدر تکرار می شد که برای برخی، باور جدی ایجاد کرده بود روایتی که مارک گازیورفسکی با استفاده از اسناد MI6 و CIA منتشر کرده است، نشان می‌دهد دستکاری واقعیت و ترساندن مردم و همسایگان یکی از راهبردهای آن‌ها برای ضربه‌زدن به پشتوانه مردمی دکتر مصدق بوده است.

ویژگی چهارم، نقش مشترک گزاره‌های دینی و ملی در این تلاش‌های ملی است. سه تجربه فوق در کنار آموزه‌های دینی که نقش مهمی داشته است، به‌شدت ناسیونالیستی نیز بوده‌اند. جالب است که هر سه مورد بیشترین ضربه را از افرادی خورده‌اند که با افراط‌گرایی به سمت یکی از این دو قطب کشیده شده‌اند. البته تمرکز ما در این جلسه بر روی جنبش ملی شدن نفت است.

اگر بخواهیم بر تجربه ملی شدن صنعت نفت و تجربه دوران زمامداری دکتر مصدق تمرکز کنیم باید چارچوب رفتاری مصدق در عرصه حکومتداری را بشناسیم. به نظر من مصدق با آگاهی عمیقی که از وضعیت ایران داشت راهبردهای خود را حول سه محور «پرهیز از شوک‌درمانی، پرهیز از افراط گری و پرهیز از تشنج» شکل داد که برای اثبات هریک از این موارد، شواهد بسیار حیرت‌انگیزی وجود دارد و واکاوی دستاوردهای این سه راهبرد نیز قابل تامل و حیرت انگیز است.

پرهیز از شوک‌درمانی: پس از جنگ جهانی دوم، در سطح جهانی، دولت امریکا به اقمار خود تأکید می‌کرد به سمت اصلاحات ارضی یک‌باره بروند و این سیاست بدون توجه به زمینه‌های نهادی آن تشویق می‌شد، اما دکتر مصدق دقت بسیاری برای پرهیز از واردکردن این نوع شوک داشت و در مقابل تلاش کرد به‌صورت گام‌به‌گام مناسبات جامعه کشاورزی ایران را بر محور کاهش تدریجی قدرت ملاکین، افزایش تدریجی قدرت تولیدکنندگان (دهقانان) و در نظر گرفتن جایگاهی ویژه برای آن‌ها در نظام تصمیم‌گیری و توزیع منافع جلو ببرد. شاید یکی از مهم‌ترین دقت‌هایی که دکتر مصدق در این زمینه از خود به‌جای گذاشته است و حتی امروز هم برای ما آموزنده است تأکید وی بر این موضوع است که حذف یک‌باره ملاکین و منحصرکردن کل نقش‌های آن‌ها به مالکیت زمین و ندیدن سایر نقش‌های آن تا چه اندازه می‌تواند خسارت‌زا باشد. تجربه‌های بعدی، به ویژه در آغاز دهه 1340 و اصلاحات ارضی ناگهانی به شیوه حسن ارسنجانی درستی این دیدگاه را ثابت کرد. تنها یک دهه پس از کودتا و ذیل برنامه انقلاب سفید اصلاحات ارضی به‌صورت شوک‌درمانی و بدون توجه به پیش نیازهای نهادی به اجرا درآمد که در نتیجه آن حکومت وقت با هزینه‌های بسیار سنگین روبه‌رو شد و بعد از این هزینه‌ها به نتیجه رسید که ملاکان تنها مالک زمین نبودند بلکه مسئولیت تقسیم کار، نوع کشت، سرمایه‌گذاری، مدیریت تولید و تعیین زمین مناسب را هم داشته‌اند. به دلیل نادیده‌انگاشتن این نقش‌ها اصلاحات ارضی در کشور ما در سه دوره و هر بار به‌صورت شتابزده برای جبران نقایص پیشین دستخوش تجدید نظرهای پرهزینه شد.

پرهیز از تشنج و افراط‌گرایی: تجربه تاریخی می‌گوید رویکردها و رویه‌های پرتنش ظاهری رادیکال و باطنی مشکوک و کارکردهایی ضد توسعه‌ای برای ما داشته‌اند پرهیز از ایجاد تشنج در رفتار مصدق مثال‌های متعددی دارد: یکی از معروف‌ترین آن‌ها ماجرای سفر به آبادان است. در سفر به آبادان با هدف خلع ید مصدق اصرار داشت هیئت اعزامی با قطار سلطنتی به آبادان برود. وی در مقابل منتقدان این کار، استدلال می‌کند که مشکلات ما با دربار هنوز سر جای خود است، اما طرف خارجی باید بداند ملی شدن نفت مطالبه چند سیاستمدار یا روشنفکر نیست، بلکه مطالبه‌ای ملی است و حتی سلطنت هم با ما همدلی دارد.

برخی استدلال می‌کنند اگر هدف مصدق دوری از تنش بوده است پس چرا دوره نخست‌وزیری مصدق تا این حد کوتاه است (2 سال و 3 ماه و 15 روز). در پاسخ باید گفت برای تشخیص کوتاه یا بلند بودن این دوره باید آن را در ظرف زمانی خودش بررسی کرد. دکتر فخرالدین عظیمی در مطالعه‌ای نشان می‌دهند در دوره 1320 تا 1332 مجموعاً 12 نخست‌وزیر 17 کابینه تشکیل و این کابینه‌ها 23 بار ترمیم شده‌اند. اگر ما ترمیم‌ها را در نظر نگیریم میانگین عمر هر کابینه 8 ماه و اگر ترمیم‌ها را در نظر بگیریم میانگین آن 3.5 ماه است. درواقع کابینه مصدق 10 برابر این میانگین طول عمر داشته است که این موضوع نشان‌دهنده پشتوانه ملی از یک سو و کارکرد فهم سیاست تنش‌زدای مصدق از سوی دیگر است.

در حوزه اقتصاد نیز رویکرد دکتر مصدق را می‌توان حول دو ویژگی تولیدمحوری و افزایش هزینه فرصت مفت‌خوارگی تعریف کرد که برای هریک مثال‌هایی می‌توان ذکر کرد.

تولیدمحوری: تولیدمحوری در حقیقت نوعی نظام حیات جمعی است. در نظریه‌های اقتصاد گفته می‌شود اگر کشوری می‌خواهد پیشرفت کند باید فعالیت‌های مولد پاداشی بیشتر از فعالیت‌های غیرمولد داشته باشند و تحقق این موضوع منحصر به تمهید لوازم در حوزه اقتصاد نیست. یک اقتصاد تولیدمحور نمی‌تواند در نظام سیاسی‌ای موفق شود که اجازه خلاقیت فکری نمی‌دهد. تولیدمحوری در دوره مصدق شواهد گوناگون دارد که در کتاب اقتصاد ایران در دوران دولت ملی شرح داده شده است. در اینجا به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود:

-         مدیریت صادرات و واردات: یکی از شروط گذار از توسعه‌نیافتگی به توسعه نحوه برخورد با واردات کالاهاست. یکی از ویژگی‌های کشورهای در حال توسعه این است که آن‌ها فاقد صنایع صنعت‌ساز هستند و به همین دلیل مدیریت ورود کالاهای سرمایه‌ای و محدود ساختن مصارف لوکس و تجملی می‌تواند به ایجاد صنعت در این کشورها کمک کند. آمار گمرک نشان می‌دهد در سال‌های 1331 و 1332 که دوره ثبات نسبی دولت بوده است، بالاترین رشد واردات مربوط به کالاهای سرمایه‌ای است و در مقابل واردات کالاهای مصرفی قابل تولید در داخل کاهش یافته است. یکی از سیاست‌های اصلی اقتصادی پس از کودتا آزادسازی افراطی اقتصادی بود. این سیاست نه‌تنها ریشه صنایع نوپا در کشور را زد، بلکه در بین واردکنندگان هم وضعیت به‌گونه‌ای بود که اگر کالا مدت کوتاهی در گمرک می‌ماند به‌قدری قیمت‌ها کاهش‌یافته بود که دیگر برای کسی صرف نمی‌کرد کالا را از گمرک خارج کند.

-         فعال‌کردن معادن: پیش از دوران مصدق مهم‌ترین معادن ما با هدف بهره‌برداری در اختیار خارجیان قرار داشت. بر اساس گزارشی که انور خامه‌ای تهیه کرده است در آغاز به کار دوره مصدق تعداد 45 معدن فعال بود که در دوران دکتر مصدق به 1186 معدن افزایش پیدا کرد.

-         استفاده از توان ارتش برای ارتقای تولید: در دولت مصدق بدون آن که به نظامیان اجازه مداخله در اقتصاد داده شود از ظرفیت نیروی ارتش به‌عنوان پشتوانه تولید ملی استفاده شد. برای مثال ارتش مسئول تولید 2 هزار گاوآهن شد که در نتیجه آن هم اختلال در تولید کشاورزی به وجود نمی‌آمد و هم 40 هزار دلار صرفه‌جویی ارزی به دنبال داشت.

در اینجا بد نیست به یکی از نقدهای واردشده به دولت ملی نیز پاسخ داده شود. برخی در نقد دکتر مصدق بیان می‌کنند توقف اجرای برنامه اول عمرانی با تصمیم مصدق است و از این رو مصدق را به‌عنوان کسی معرفی می‌کنند که قائل به برنامه نیست. در کتاب نامه‌های مصدق از قول او آمده است زمانی که مسئولیت را به عهده گرفتم کل موجودی نقدی سازمان برنامه حدود 260 تومان بود. درواقع اصلاً بودجه‌ای وجود نداشت تا آن پروژه‌ها که در سند برنامه اول پیش‌بینی شده بود به اجرا درآید و آن مبلغ حتی کفاف پرداخت هزینه‌های جاری سازمان برنامه را هم نمی‌داد. وی اشاره می‌کند 5 ماه پیش از روی کار آمدن من قرارداد انجام برنامه با شرکت خارجی مسئول آن لغو شده بود.

مبارزه با فساد و افزایش هزینه مفت‌خوارگی: در دوره دولت مصدق بی‌سابقه‌ترین سطح آزادی رسانه‌ها و احزاب دیده می‌شود که این موضوع به جلوگیری از فساد و مقابله با آن کمک می‌کند. همچنین دولت در مسیر استفاده از سازوکارهای نهادمند برای افزایش مشارکت مردم گام برمی‌داشت که نمونه آن قانون شورای ده بود. در این قانون تأکید شده بود رعایا نیز باید در شورا حضور داشته باشند. در همین دوره شاهد آن هستیم که قوانینی مانند قانون منع احتکار، قانون ایجاد پلیس گمرک و قانون تعدیل اجاره‌بها برای مسکن شهری به تصویب رسید که هریک از این قوانین به‌نوبه خود هزینه مفت‌خوارگی را افزایش می‌دهند.

این‌ها نمونه‌هایی از اقدامات مصدق در دوران دولت ملی است که حتی امروز هم می‌تواند برای ما درس‌های بزرگ داشته باشد. امید آن است که با درس‌گیری از این تجربه‌ها، تجربه‌هایی که هزینه آن را ملت ایران داده‌اند، راهی برای برون‌رفت از دورهای باطل توسعه‌نیافتگی کشور ساخته شود.

*برگرفته از سخنرانی دکتر مؤمنی در مؤسسه دین و اقتصاد به مناسبت سالگرد ملی شدن صنعت نفت

 

 

     فهرست ويژه نامه مصدق خرداد 96 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |