ويژه نامه مصدق

 خرداد 96

     فهرست ويژه نامه مصدق خرداد 96 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - وي‍ژه نامه مصدق خرداد 1396

 

مصدق، بنیانگذار استراتژی «شعار محدود و مقاومت نامحدود»

گزارشی از مراسم رونمایی مستند «مصدق از نگاهی دیگر»

 مراسم رونمایی از مستند «مصدق از نگاهی دیگر؛ دریچه‌ای بر منش، روش و بینش» ساخته زنده‌یاد هدی صابر بعدازظهر روز سه‌شنبه دوم تیرماه 1394 در جمع محدودی از علاقه‌مندان برگزار شد. رونمایی از این مستند که قرار بود مقارن با سالروز خلع ید در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به همراه سخنرانی آقایان فرشاد مؤمنی، محمد ستاریفر و لطف‌الله میثمی صورت گیرد، لغو شد. اکنون ضمن انتشار این مستند، مراسمی با حضور شماری از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی برای نمایش این مستند برگزار شد و حسین شاه‌حسینی و لطف‌الله میثمی به ایراد سخنرانی پرداختند.

در ابتدای این مراسم، حاضران سرود «ای ایران» را به‌صورت جمعی خواندند و سپس فیروزه صابر، خواهر زنده‌یاد صابر، به بیان توضیحاتی پیرامون محتوای این مستند و روند تهیه آن توسط هدی صابر پرداخت. به گفته وی، در این مستند، هدی صابر با چهارده نفر از کسانی که با مصدق همراه و همکار بوده‌اند، ازجمله نوه ایشان (محمود مصدق)، رئیس دفتر (نصرالله خازنی)، سرآشپز، خدمتگزاران و اهالی و معمرین روستای احمدآباد درباره منش و شخصیت دکتر مصدق گفت‌وگو کرده است.

فیروزه صابر یادآور شد که هدی صابر برای گفت‌وگو با برخی از این شخصیت‌ها، مکرراً مراجعه کرده تا موفق به انجام گفت‌وگو شده است. ازجمله برای راضی‌کردن یکی از این شخصیت‌ها به گفت‌وگو، بیست‌وپنج مرتبه به منزل وی رجوع کرد تا در نهایت خانواده وی که به سبب نگرانی حاضر به فراهم‌آوردن زمینه برای انجام این گفت‌وگو نبودند، راضی شدند چنین گفت‌وگویی صورت گیرد. فیروزه صابر افزود: با دیدن این مستند خواهیم دید که نگاه کنجکاوانه و پژوهشگرانه هدی صابر ارزش این همه پیگیری و پشتکار را داشته است. وی سپس از حسین شاه‌حسینی که در مستند نیز حضور دارد برای سخنرانی دعوت کرد.

 

شاه‌حسینی: هدی صابر عاشق بود

شاه‌حسینی، پیش‌کسوت جبهه ملی که بخت حضور در دوران نهضت ملی و مصاحبت با مصدق را داشته، در آغاز سخنان خود با تشکر از خانواده هدی صابر، با صدایی بغض‌آلود از هدی صابر یاد کرد که جایش در میان کسانی که ارادت خاصی به وی داشتند، خالی است و از خدا خواست که توفیقی دهد که ما بتوانیم با تمام نیرو جهت اعاده آزادی ـ که خدا حق آن را به ما داده ـ اقدام کنیم.

شاه‌حسینی در ادامه اظهار داشت: من پیش از انقلاب هدی را نمی‌شناختم، چون هم‌سن او نبودم، اما بعد از انقلاب توفیق پیدا کردم در کنار مرحوم عزت‌الله سحابی با هدی صابر آشنایی پیدا کردم. هدی صابر عاشق بود، عاشق حقیقی. نه برای پست و مقام آمده بود و نه برای کثرت ارتباطات و اینکه خودش را در جامعه مطرح کند. او آمده بود برای مردم کار کند و برای مردم کارکردن برایش افتخار بود. به همه کارها در راه رسیدن به هدفش و کمک و یاری به تمام مردم مبادرت می‌کرد.

شاه‌حسینی درباره مستند اظهار داشت: خیلی‌ها به دلیل اینکه من از هیئت‌امنای قلعه احمدآباد بودم، مراجعه می‌کردند که فیلمی از زندگی دکتر مصدق تهیه کنند. از ایتالیا، هند و کشور کمونیستی سابق اتحاد جماهیر شوروی، اما به هیچ وجه دولت اجازه نمی‌داد که فیلمی از ایشان تهیه شود و حتی خانواده ایشان را تهدید می‌کردند که شما حق مذاکره و گفت‌وگو ندارید. تا اینکه به‌تدریج برخی می‌آمدند و به‌صورت فردی با بعضی نزدیکان صحبت می‌کردند که خیلی مؤثر نبود و به تدریج به‌گونه‌ای شد که از خانواده مصدق کسی نماند که بشود با او گفت‌وگو کرد.

شاه‌حسینی اظهار داشت: هر کسی از خارجی‌ها مایل به فیلمبرداری از قلعه احمدآباد بود باید می‌رفت از وزارت خارجه مجوز می‌گرفت و نامه‌های وزارت خارجه نیز تحت کنترل نهادهای اطلاعاتی بود و حتی اجازه عکسبرداری از محیط احمدآباد و لوازم زندگی دکتر مصدق و کتابخانه آنجا هم داده نمی‌شد.

شاه‌حسینی سپس اظهار داشت: چه حاکمیت‌های پیش از انقلاب، چه حاکمیت‌های درون انقلاب و چه حاکمیت‌های نان‌خور انقلاب، همه مخالف‌اند که آرامگاه موجود دکتر مصدق حتی درش باز باشد و مراجعه‌کننده داشته باشد. با تمام این تضییقات، جوانی مثل هدی صابر تصمیم گرفت فیلمی از اینجا بسازد و برای این فیلم چقدر زحمت کشید.

هدی صابر متمول نبود، رهبر یک حزب نبود، اما اندیشمند بود و طرفدار مردم و راهنمای مردم بود و برای حفظ اندیشه کوشش‌های بسیاری کرد. وجب‌به‌وجب قلعه احمدآباد را گشت، در خانه‌ها را زد، از این خانه به آن خانه رفت، شب پای این کرسی و آن کرسی رفت تا توانست مطالبی را تهیه کند. از شخصیت‌هایی که شاخصیت داشتند، حتی آقازاده مرحوم دکتر مصدق، اثر و سخنرانی نداریم. ببینید صابر چه زحمتی کشیده که چندین جلسه

علی‌رغم مشکلات، حرفی از نزدیکان مصدق بپرسد که به این دلیل فیلم ارزشمندی است.

هدی شاید بیست‌وپنج بار با خانواده‌های ده گشته بود و هر دفعه با چه مشکلاتی مواجه بوده تا توانسته این کار را آماده کند و آن‌هایی که در تهیه این فیلم به او یاری می‌کردند، هر لحظه احساس می‌کردند این فیلم خدای‌نکرده متوقف شود. خوشبختانه همت او بر مبنای اینکه حق پایدار است، نتیجه داد؛ حق مصدق این بود که در شرایط فعلی چنین فیلمی از او باشد. چنین حقی را هدی صابر محقق کرد. تا آستانه فوت صابر هم که ما مطلع بودیم و البته تنها دو سه‌نفری از آن مطلع بودند، این کار را پیگیری می‌کرد.

هدی صابر آرزو داشت این فیلم را در مجمعی نمایش دهد تا مردم آگاه شوند که این مردی که در این مملکت زندگی کرده و 28 ماه حکومتی را با تمام تحریم‌هایی که برایش فراهم کرده بودند، حفظ کرد و حتی متخصصان جهان معتقد بودند بودجه چنین دولتی مشکلی نداشته است، چه کسی بوده است. تا یاد بگیرند که چگونه باید زندگی و سیاستمداری کنند. کسی که از خانواده اشرافی‌اش دست کشید و آمد برای مردم ایستاد و ایستادگی کرد و تا آخر عمر حتی در مقابل قدرتمندانی که آرزو داشتند خواری دکتر مصدق را ببینند، مقاومت کرد و هنوز این حرکت ملی آبیاری می‌شود و باقی ‌مانده است.

 

لطف‌الله میثمی: مصدق، بنیانگذار دانش راهبردی

پس از پخش مستند، مهندس لطف‌الله میثمی، از نواندیشان دینی و مبارزان انقلابی و مدیرمسئول نشریه سیاسی ـ راهبردی چشم‌انداز ایران، به بیان نکاتی درباره منش اقتصادی مصدق و راهبرد سیاسی او پرداخت. میثمی در آغاز از حاضران خواست به یاد مصدق بزرگ و نسلی که او پرورش داد و برای بزرگداشت یادآوران مصدق، حمد و سوره ملی ـ مذهبی جمعی با صدای بلند قرائت شود. میثمی سپس سخنان خود را آغاز کرد که گزیده‌ای از آن در ادامه می‌آید:

آدم غبطه می‌خورد که رهبر ملی ما در مسائل ریزمره و روزمره دقیق بود، اما امروز می‌بینیم که گفته می‌شود آنچه این نظام را براندازی می‌کند، جنگ داخلی و براندازی سیاسی نیست، فساد سیستماتیک است. آدم متأسف می‌شود. در چنین شرایطی، نسلی که مصدق پروراند، با این بینش و روش، هیچ‌کدام در چرخه مدیریت مملکت نیستند و خانه‌نشین‌اند. می‌بینیم مصدق در مسائل ریز این اندازه دقیق بود، اما هم‌زمان در مسائل راهبردی هم صاحب‌نظر بود و حتی معتقدم که بنیانگذار دانش راهبردی در تاریخ معاصر ایران دکتر مصدق است. من فقط یک نمونه را ذکر می‌کنم: راهبرد مصدق در نهضت ملی و «شعار محدود و مقاومت نامحدود».

مصدق برای قانون ملی شدن نفت یک پشتوانه بسیار بزرگ انقلابی و تاریخی فراهم می‌کند؛ قانونی که در مجلس شورای ملی و مجلس سنا هم تصویب شد. روز 26 اسفند آقای مک‌گی به ایران می‌آید و مستقیم به شاه می‌گوید جلوی این قانون ملی شدن نفت را بگیر. شاه می‌گوید ناسیونالیسم ایرانی به‌قدری قوی است که اگر من مقابل آن مقاومت کنم، سیل و طوفان من را می‌برد؛ یعنی مصدق توانست چنان نیرویی بسیج کند که شاه را تابع خود کند. مصدق دشمن را محدود می‌کند و می‌گوید ما با یک شرکت نفت ایران و انگلیس کار داریم که در ایران به ثبت رسیده، ما با ملت و دولت انگلیس درگیر نیستیم؛ نمی‌خواهیم ناسیونالیسم ایران و دولت و ملت ایران را در مقابل دولت و ملت انگلیس مطرح کنیم؛ یعنی از یکسو شعار را محدود می‌کند و از سوی دیگر مقاومت را نامحدود.

آقای شمس‌الدین امیرعلایی تعریف می‌کرد که مصدق احمد را فرستاد که با قطار سلطنتی برای خلع ید برو. گفتم شیوه و اخلاق ما، حداکثر قطار درجه دوم را می‌پذیرد، چرا با قطار سلطنتی برویم؟ اما مصدق اصرار داشت با قطار سلطنتی برویم، پرسیدم چرا؟ گفت برای اینکه می‌خواهم انگلیس بداند سلطنت هم پشت این قانون ملی شدن نفت است، یعنی سلطنت را هم همراه خودش کرد. از طرفی می‌بینیم چهار مرجع تقلید بزرگ، آسید محمدتقی خوانساری، آیت‌الله صدر، کوه‌کمره‌ای و فیض، برای ملی شدن نفت فتوا دادند که امری بی‌نظیر است؛ آیت‌الله بروجردی فتوا نداد اما مرحوم مصدق را تأیید می‌کرد.

مهندس فصیحی نقل می‌کرد من به مهندس بازرگان گفتم که مصدق می‌خواهد شما را برای خلع ید بفرستد. مهندس بازرگان ابتدا قبول نکرد و مصدق اصرار کرد که مهندس بازرگان برود. می‌گوید من می‌خواهم تو بروی که تخصصی در نفت نداری تا رئیس شرکت نفت ایران و انگلیس فکر نکند من تو را آلترناتیو او می‌دانم و می‌خواهم تو را جایگزین او کنم و حساسیت برانگیزد.

از طرف دیگر مصدق چقدر توانست مردم را بسیج کند، بازار، دانشجویان، اساتید دانشگاه، عشایر و ... . برای مکی بارها نامه نوشت که احساسات ناسیونالیستی را در آنجا دامن نزن. ما با یک شرکت معین نفت ایران و انگلیس کار داریم؛ نمی‌خواهیم کینه‌های انباشته‌شده را دامن بزنیم و ناسیونالیسم ایران را مقابل انگلیس مطرح کنیم.

تمام این موارد حرکات راهبردی هستند که اقوال مصدق روی آن هست. در پروسه ملی شدن از اول می‌دانست امریکا با ملی شدن نفت و به دست گرفتن کنترل نفت مخالف است، اما تمام تلاشش این بود که امریکا را از انگلیس جدا کند. اگر به سفر امریکا رفت، این نبود که ساده‌اندیشانه فکر کند امریکا با ملی شدن در سراسر ایران موافق است. در همین کتاب آقای آبراهامیان تمام اسناد امریکا هست که اساساً با ملی شدن نفت ایران مخالف‌اند، چون منافعشان را در سراسر دنیا در خطر می‌بینند. هدف مصدق جداکردن امریکا از انگلیس بود و تا آنجا که توانست در کادر قانون ملی شدن نفت انعطاف نشان داد. مصدق می‌گوید کارکنان و مهندسان انگلیسی در ایران بمانند و مناطق نفتی را اداره کنند، مقاطعه‌کار باشند، اما نظارت و کنترل با ایران باشد؛ اما انگلیس و امریکا با این امر مخالف بودند چون می‌خواستند سلطه و کنترل در دست آن‌ها باشد. مصدق تا اینجا هم انعطاف نشان داد. این‌هایی که الآن می‌گویند چرا مصدق نفت را به بخش خصوصی نداد و نفت را دولتی کرد، تاریخ را نخوانده‌اند. مصدق نه‌تنها بخش خصوصی، بلکه حاضر شد بخش خصوصی انگلیس را به کار بگیرد. اراجیفی می‌بافند که گویی هیچ کتابی درباره ملی شدن نخوانده‌اند.

دو سال قبل از ملی شدن نفت در ایران، سازمان ملل هم تصویب کرده بود که منابع سرزمینی متعلق به کشور است؛ منابع روی زمین و زیرزمین متعلق به کشور است. آن‌ها که مصدق را متهم می‌کنند استراتژی همه ‌یا هیچ داشت، واقعاً این‌طور نبود؛ یک استراتژی کاملاً پیروز بود بر مبنای شعار محدود و مقاومت نامحدود؛ اما زیاده‌خواهی امریکا و انگلیس بود که از آغاز انگلیس‌ها گفتند با آدم شرافتمندی مانند مصدق نمی‌توانیم قرارداد ببندیم و تنها راه براندازی مصدق است. مصدق منتخب مردم بود، فراگیری ملت در حمایت از دولت در نهضت ملی از مشروطیت هم بیشتر بود. من خودم دانش‌آموز کلاس هفتم بودم که به روستای اسفیدواجان برای نماز به مسجد رفتم. یکی از کارگران که از پالایشگاه آمده بود رفت بالای منبر. پایین منبر چه کسانی بودند؟ مالک، مباشر مالک، ژاندارم، دهقانان و روستائیان. آن کارگر آنجا روضه ملی شدن نفت و خلع ید را می‌خواند. آنجا بود که من دانش‌آموز آرزو کردم بتوانم ستاره‌های درخشان خلع ید را ببینم و به همین دلیل رشته نفت را انتخاب کردم و الحمدالله بسیاری از بزرگان خلع ید مثل مهندس بازرگان و مهندس حسیبی را دیدم. این شعار مصدق بود که چنین توان بسیجی داشت.

مصدق وقتی از امریکا برگشت و دید امریکایی‌ها با اصل ملی شدن مخالف‌اند، آمد در مصر و شعار بسیج مردم مصر را مطرح کرد. وقتی به ایران برگشت، جمال امامی گفت شما که شعارت محدود بود، چرا بسیج مردمی را برای ملت مصر مطرح کردی؟ هدف مصدق از اینجا به بعد عوض شد. اینجا فهمید که باید لایه‌های عمیق اجتماعی را بسیج کند. متوجه شد که هدف خیلی بزرگ است و با تحریکاتی که مکی و دیگران کرده بودند، از شعار محدود خارج شده بود و ما با ناسیونالیسم و دولت انگلیس درگیر شده بودیم. کار خیلی سخت بود و اینجا بود که بسیج لایه‌های عمیق برای مصدق مطرح شد. قانون 20 درصد به نفع روستا و بیمه‌های اجتماعی را مطرح کرد و بسیار عمیق وارد منافع مردم شد. تا جایی که تاریخ نشان می‌دهد، مسئله نفت حل شده بود، الگوی مکزیک کاملاً پذیرفته شده بود، اما چون از اول خط براندازی بود و بعد انشقاق داخل پیش آمد و امریکا به انگلیس نزدیک شد و جنگ سرد را علم کردند که ایران دارد کمونیستی می‌شود، به سمت کودتا علیه مصدق رفتند.

جالب اینجاست که آن موقع که مسئله نفت در حال حل شدن بود، آقای موحد در خواب آشفته نفت به‌خوبی نشان داده که مخالفان مصدق مثل بقایی و مکی، به‌یک‌باره شروع به دادن شعارهای بزرگ کردند! گفتند این توافق مصدق فایده ندارد، ما طبق قرارداد دارسی 16 درصد کل منافع را می‌بریم! شعارهای بزرگ دادند که عملی نشود. مثل برخی که الآن می‌گویند تمام تحریم‌ها یک ‌روزه و یک جا برداشته شود. این شعارها برای این است که اصلاً مسئله حل نشود. این‌ها که راست بودند به‌یک‌باره آمدند شعارهای بزرگ دادند.

بنیانگذار استراتژی شعار محدود و مقاومت نامحدود، مصدق بود و امروز هم این شعار بهترین شعار راهبردی است. ولی متأسفانه ما می‌گوییم می‌خواهیم قدس را آزاد کنیم، اما هم‌زمان می‌گوییم از بین مسلمانان، فقط شیعیان برحق هستند، از شیعیان هم فقط دوازده‌امامی و از بین آن‌ها هم فقط یک گروه برحق هستند. خاص‌گرایی و حذف همه و شعار نامحدود و بزرگ آزادی قدس کاملاً با یک استراتژی صحیح مغایرت دارد.

من بر مصدق درود می‌فرستم و افتخار می‌کنم که شهروند مملکتی هستم که مصدق را داشتیم و نسل بزرگی مثل بازرگان و حسیبی و کسانی مثل هدی صابر را داشتیم. وقت شما را نمی‌گیرم. در شب 28 مرداد 53، من مخالف عملیات بودم، اما این عملیات را به یاد مصدق انجام دادم و بمب هم در دستم منفجر شد و بعد هم که خونریزی داشتم، حتی سیانور هم استفاده کردم و هنگامی که مرا به بیمارستان می‌بردند، گفتم خدایا ما را شهید راه مصدق قرار بده! والسلام.

 

 

     فهرست ويژه نامه مصدق خرداد 96 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |