چشم انداز ایران ویژه نامه 18 تیر تابستان 1384

 

 

تولدي از درون يك بحران

 

گفت‌وگو با رضا فريد

 

اشاره: رضا فريد فارغ‌التحصيل رشته مهندسي كامپيوتر (نرم‌افزار) از دانشگاه شهيد بهشتي است. وي كه متولد 1356 است نماينده دانشجويان اين دانشگاه در شوراي منتخب متحصنين بوده كه به‌عنوان نايب دبير شورا و مسئول كميته روابط عمومي، در روزهاي فعاليت شوراي منتخب، پيگيري امور را برعهده داشته است.

  وي از بدو ورود به دانشگاه، به عضويت شوراي عمومي انجمن‌اسلامي دانشكده محل تحصيل خود و سپس براي دو دوره عضو شوراي عمومي انجمن‌اسلامي دانشگاه درآمده كه در دوره دوم به‌عنوان دبير واحد تشكيلات انجمن به فعاليت اشتغال داشته است.

  حكم تعليقي دو ترم محروميت از تحصيل حاصل حضور وي در اعتراض به مصوبه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي درخصوص اشتغال تحصيل‌كردگان موسسات غيردولتي غيرانتفاعي به دانشگاه‌هاي دولتي در سال 1277 بوده است.

٭٭٭

اگر بخواهيد ماهيت موضوعي كوي دانشگاه را در يك جمله ارزيابي كنيد، چه مي‌گوييد.

pبه‌طور خلاصه براي شما در اين مورد توضيحاتي مي‌دهم. من همواره به حادثه كوي دانشگاه، فاجعه كوي دانشگاه مي‌گويم و همواره بين حادثه و فاجعه تفاوت قائل هستم؛ زيرا حادثه يا رويداد، واقعه‌اي است كه خواه‌ناخواه اتفاق مي‌افتد، ولي فاجعه تا حدودي هم قابل پيشگيري و برنامه‌ريزي است و هم نسبت به حادثه ابعاد گسترده‌تري دارد.

شما معتقديد فاجعه را چه كساني و چرا به كوي تحميل كردند؟

pآنها كه حمله كردند كاملاً سازمان‌يافته بودند و مي‌دانستند كه قرار است چه بكنند. در هر صورت، تحت هر نام كه آن را بخوانيم، تهاجمي بود در راستاي ضربه سنگين به آزادي بيان، جنبش دانشجويي و جامعه مدني.

ابعاد اين فاجعه براي دانشجويان چه حاصلي داشت؟

pدرهرحال دانشجويان نيز بايد فرصتي مي‌يافتند تا ساختارشان را كمي نظم بدهند و ضربه‌هايي هم كه ما خورديم، به اين جهت بود كه ساختارها منظم نبودند.

منظور شما از اين‌كه مي‌گوييد ساختارها منظم نبود، چيست؟

pمنظورم اين بود كه دانشجويان توانايي سازماندهي و بسيج نيروها را نداشتند و هماهنگي از ابتدا شكل نگرفته بود. شوراي منتخب متحصنين يك نمونه از اولين حركت‌‌هاي مدني دانشجويان در اين جهت بود تا بتوانند خارج از چارچوب تشكل‌هايي كه تا آن روز بود و اغلب هم سياسي، به‌معناي روزمره آن بودند، يك كار صنفي را پيگيري بكنند.

 

آيا شما شوراي منتخب متحصنين را نماينده جامعه مدني مي‌دانيد؟

pبله، اتفاقاً همين قسمت آن را تأكيد دارم، خاتمي كه نماد "اصلاحات" در ايران است، آن توجهي را كه از وي انتظار مي‌رفت، در جريان رسيدگي به حادثه كوي از خود نشان نداد، يعني هنگامي كه ما خواستار ملاقات با ايشان بوديم، به‌دليل فشارهايي كه از بيرون وجود داشت، نپذيرفت؛ درحالي‌كه حداقل مشروعيت رسانه‌اي ما تأييد شده بود يعني اخبار همان شب اعلام كرده بود كه دانشجويان، شورايي را براي پيگيري انتخاب نموده‌اند.

  نكته مهمي كه در اين مورد وجود دارد، اين است كه از روز شنبه(19 تير) واكنش‌هاي جامعه دانشجويي بروز بيشتري پيدا كرد، يعني تجمعي توسط دانشجويان در مقابل دانشگاه صورت گرفت تا اين‌كه در روز دوشنبه 21تيرماه دانشجويان و اساتيد در دانشگاه تهران تحصن كردند و بحث‌هايي نيز در گرفت. فشار دانشجويان در داخل و بيرون از دانشگاه به‌گونه‌اي بود كه دفتر تحكيم وحدت به اين نتيجه رسيد كه به صلاح است كه خود رأساً كار را ادامه بدهد چرا كه ازسوي حاكميت كه به نظر مي‌رسيد به‌دنبال ايجاد بهانه‌اي براي اتهام‌زدن به تحكيم و زنداني‌كردن بچه‌هاست و ازسوي جمعيت هم كه هر حركت عقلاني تحكيم متهم به سازش ‌شد. جمع‌بندي همه اين بود كه جمعي از دانشجويان متحصن در دانشگاه تهران اين قضيه را پيگيري بكنند. درنتيجه تصميم گرفته شد كه دانشجويان تمام دانشگاه‌هايي كه آن روز در دانشگاه تهران حضور داشتند، بسته به موقعيت جغرافيايي خودشان، در يك قسمت دانشگاه جمع شوند. مثلاً دانشگاه شهيد بهشتي به دليل اين‌كه از نظر جغرافيايي در بخش شمالي تهران واقع است، شمالي‌ترين نقطه دانشگاه تهران براي دانشجويان دانشگاه شهيدبهشتي انتخاب شده بود، آنجا رفتند و قرار شد هر دانشگاه براي حضور در شوراي منتخب متحصنين دو نماينده انتخاب كنند. كار انتخابات انجام شد؛ همزمان با درگيري‌هايي كه از بيرون شروع شده بود و دقيقاً به ياد دارم صداي "الله‌اكبر" اذان مغرب روز دوشنبه (21 تير) را كه گفتند، ما صداي شليك گلوله را مي‌شنيديم. درگيري  در بيرون شروع شده و انتخابات هم در همان زمان در حال برگزاري بود.

 

شوراي منتخب در چنين فضايي شروع به كار كرد؟

pبله. به هر حال نمايندگاني انتخاب شدند و از تريبون نيز اعلام شد كه نمايندگان منتخب جمع شوند و در اين زمينه تصميم بگيرند كه ديگر از ‌آن به بعد، اوضاع دانشگاه به هم ريخت و از بيرون دانشگاه گاز اشك‌آور پرتاب مي‌كردند و جرياناتي به‌وقوع پيوست كه شوراي منتخب نتوانست تشكيل جلسه بدهد و يادم است آن شب ما ساعت 30/11 شب از دانشگاه خارج شديم. دقايقي قبل از آن اعلام كرده بودند كه در شمالي دانشگاه امنيتش برقرار است و در نتيجه بچه‌ها از آن در خارج شدند.

 

چه فرد يا  نهادي اعلام برقراري امنيت كرد؟

pوزارت كشور و شخص آقاي تاج‌‌زاده اعلام كرد. البته آن شب داستان‌هايي دارد؛ اعم از اتفاقات داخل مسجد و كمك‌هايي كه بچه‌هاي دانشگاه پزشكي كردند. در هر حال ما آن شب تا ميدان توحيد، پياده و از آنجا به خوابگاه دانشگاهمان رفتيم.

 

يعني از شمال دانشگاه تهران به سمت نصرت شرقي و از آنجا به ميدان توحيد آمديد؟

pبله، من به خوابگاه دانشگاه شهيد بهشتي رفتم. اخبار سراسري آن شب اعلام كرد كه دانشجويان با انتخاب يك سري از نمايندگان از دانشگاه‌هاي مختلف براي پيگيري اين قضيه (فاجعه كوي)، تحصن خود را پايان دادند. اين شورا از اين پس، شوراي منتخب متحصنين ناميده شد.

 

اين خبر در ساعت 30/10 شب دوشنبه 21 تير پخش شد؟

pمن اين خبر را ساعت 12 شب از راديو شنيدم و به همين دليل، همان‌شب با آقاي افشاري ـ آقاي افشاري هم در شورا عضويت داشت ـ تماس گرفتم و گفتم چون شورا تشكيل شده ما فردا مي‌خواهيم جلسه‌اي داشته باشيم. قرار شد كه فرداي آن روز در دانشگاه تهران جلسه تشكيل شود. صبح روز سه‌شنبه من به كوي آمدم و بالاخره هرطور كه بود به داخل كوي رفتيم. با آقاي رضا حجتي هماهنگ كرديم و به سمت دانشگاه رهسپار شديم. يادم است كه تاكسي تا تقاطع بلواركشاورز و كارگر توانست برود و بعد از آن، چون در خيابان تظاهرات بود، نتوانستيم برويم. صحنه‌اي كه هيچ‌وقت فراموش نمي‌كنم اين بود كه يك تعداد چون حدود هجده‌ساله در تظاهرات مي‌گفتند: "بيست‌سال سكوت ديگر بسه" و من تعجب مي‌كردم كه اينها كه هجده‌ساله هستند، چگونه مي‌گويند بيست‌سال سكوت بس است! نيروهاي ضدشورش، با اينها به نوعي كنار مي‌آمدند. آن خوف و رعبي را كه مردم ايجاد مي‌كردند، تجربه عجيبي را براي من به‌دنبال داشت.

 

يعني نيروهاي ضدشورش با اينها كاري نداشتند؟

pخير، نيروهاي ضدشورش با اينها كاري نداشتند، ولي رعبي را كه براي مردم ايجاد مي‌كردند به ياد دارم كه نيروهاي ضدشورش روي كركره‌هاي مغازه‌ها را مي‌كشيدند و مردمي را كه سرشان را از خانه‌هايشان بيرون آورده بودند، تهديد مي‌كردند. ما از كوچه پس‌كوچه‌ها، وارد دانشگاه شديم. در آن‌موقع همه را از دانشگاه بيرون مي‌كردند. ما به هر نحوي كه بود به دفتر انجمن دانشگاه فني رفتيم و مشاهده كرديم در آنجا اصلاً هيچ خبري نيست. از آنجا به سمت دفتر تحكيم‌وحدت رفتيم. در هفته‌هاي اول، جلسات شوراي منتخب در دفتر تحكيم‌وحدت برگزار شد. ما به دانشجويان تلفن كرديم و همه را جمع كرديم و خوب به ياد دارم كه اولين بيانيه را همان‌روز كه در كوي دانشگاه بوديم ـ قبل از آن‌كه به سمت دانشگاه تهران حركت كنيم ـ منتشر كرديم. در اطلاعيه شماره يك، شماره تماس را هم براي كساني‌كه خواهان ارتباط با شورا بودند، اعلام كرديم. روزهاي بعد اتفاقات متعددي افتاد. به‌عنوان مثال روزنامه كيهان روي اين مسئله كه مجموعه شوراي منتخب، نمايندگان كوي نيستند، دست گذاشت. زماني‌كه انتخابات برگزار شد، پنج‌تن از نمايندگان كوي انتخاب شدند، ولي به خاطر جوسازي‌هايي كه شد، مجدداً در كوي انتخابات برگزار شد و پنج‌نفر را معرفي كردند.

 

كوي هم كه از مجموعه دانشگاه بود، پس چرا برخوردش با دانشجويان ديگر مستقل بود؟

pبه جهت اين‌كه معتقد بودند شوراي منتخب متحصنين فاجعه كوي دانشگاه وجود دارد، ولي بچه‌هايي كه حضور دارند و در شورا هستند اغلبشان بچه‌هاي كوي دانشگاه تهران نيستند و ما بايد خودمان، پيشاپيش اين بهانه را هم بگيريم و اين آمادگي را هم داشته باشيم. به همين دليل مجداً انتخابات را برگزار كردند و بقيه نيز در جلسات شركت مي‌كردند. در هر صورت نظر بر اين شد كه چون بچه‌هاي كوي بهتر توضيح مي‌دهند، شورا را در واقع در سلسله مراتبي دولايه كرديم، كه شامل شوراي عمومي و شوراي مركزي مي‌شد. شوراي عمومي، وظيفه‌اش اين بود كه در روزهاي اول، سياست‌گذاري و تصميم‌گيري مي‌كرد و تعدادي از بچه‌ها با مسئولان صحبت مي‌كردند و... در شوراي مركزي نيز كارهاي اجرايي را در پيش گرفتيم.

 

شوراي عمومي چند نفر بودند؟

pدقيقاً يادم نيست، فكر مي‌كنم 28 نفر بودند و در شوراي مركزي هم 7 نفر بودند.

 

آيا همه اينها در دانشگاه تهران بودند؟

pبله، در دانشگاه تهران بودند و ما ليست و شماره بچه‌ها (دانشجويان) را به تفكيك داريم. حتي روزهاي اول كه در تحكيم بوديم، اين دغدغه را داشتيم كه اگر بيرون بياييم، بازداشت مي‌شويم و شب اول هيچ امنيتي نداشتيم. دائماً اين احتمال را مي‌داديم كه شب، حمله  و ما را بازداشت كنند. ما براي بچه‌ها يك فرم جلو در گذاشته بوديم كه هر زماني كه از دانشگاه خارج مي‌شدند، زمان خروج و نام دانشگاه خود را هم يادداشت مي‌كردند. با همه اينها چهارـ پنج‌نفر از بچه‌هاي ما همان روزهاي اول بازداشت شدند، ازجمله آقايان فخرزاده، مجيد افشاري، حضرت‌زاده، طلايي و...  بعضي از اينها روز چهارشنبه در تظاهرات خيابان جمهوري، درحالي‌كه بيانيه شماره دو شوراي منتخب و نامه‌اي خطاب به آقاي لطفيان را به همراه داشتند بازداشت شدند.

 

اشاره: دانشجويان، هدف نخست بودند؛ هم در تهاجم عليه خانه امن آنان (كوي دانشگاه) در شبانگاه هجدهم تير و روزهاي پس از آن و هم در جريان فرافكني‌هاي مرموز و مشكوك بعدي در برهم ريزي هويت تشكيلاتي و انسجام ماهيتي آنان در تشكل‌هاي دانشجويي. تشكل تحكيم وحدت نمونه و مصداق مناسبي براي اين ادعاست.  شايد بتوان اين‌گونه اظهار كرد كه تشكل دفتر تحكيم وحدت ـ به‌عنوان كليدي‌ترين هسته تشكيلات دانشجويي سال‌هاي پس از انقلاب ـ متحمل گسترده‌ترين تبعات منفي تهاجم به كوي و ريزش نيروهاي دانشجويي معتقد به ساختار سياسي، فرهنگي و اجتماعي نظام شد.

  عبارات بالا را گروهي از دانشجوياني عنوان مي‌كنند كه پس از گذشت پنج‌سال از فاجعه حمله به كوي دانشگاه، با نگاه به گذشته به اين باور رسيده‌اند كه منتقدان و مخالفان خاتمي و جبهه اصلاحات، براي ناتوان و فلج‌كردن دولت برخاسته از آرمان‌هاي دوم‌خرداد، دانشگاه را هدف گرفتند و از رهگذر شكل بخشي به بحران 18 تير و وقايع بعدي، عظيم‌ترين بحران دو دهه پس از انقلاب را يك‌جا بر پيكره نهال نورس اصلاحات تحميل كردند.

  در ويژه‌نامه چشم‌انداز ايران با چندتن از دانشجويان شاهد و فعال در پرونده حادثه كوي كه در جريان بحران 18 تير ازجمله شاهدان عيني بوده و يا راوي روايت‌هاي معتبر هستند گفت‌وگو شده كه در ادامه مي‌خوانيد.