چشم انداز ایران ویژه نامه 18 تیر تابستان 1384

 

 

 

بحران‌زدگي مديريت بحران

 

گفت‌وگو با حميدرضا ترقي

عضو كميسيون تحقيق از ماجراي كوي در مجلس پنجم

 

 

اشاره: حميدرضا ترقي عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي و مسئول مركز سياسي اين تشكل است. در زمان وقوع حادثه 18 تير، وي نماينده مجلس پنجم و عضو كميسيون تحقيق و بررسي مجلس پيرامون رسيدگي به فاجعه تهاجم به كوي دانشگاه بود. اين فعال سياسي كه وابسته به طيف و اردوگاه محافظه‌كاران است مي‌گويد واقعه 18 تير و پيامدهاي آن حاصل بهره‌برداري برخي جناح‌هاي سياسي از مطالبات و اعتراضات دانشجويان بوده و برنده نهايي اين ميدان "دشمنان كل نظام" بودند.

 

واقعه كوي دانشگاه را  چطور تقسيم‌بندي مي‌كنيد؟

pمن حادثه را به چهار فاز تقسيم مي‌كنم:

فاز اول كه شب جمعه است و از تجمع و راهپيمايي غيرقانوني شروع مي‌شود و تا درگيرشدن با نيروي انتظامي قبل از ظهر روز جمعه ادامه مي‌يابد. فاز دوم از ظهر روز جمعه تا بعدازظهر دوشنبه ادامه دارد كه باعث تبديل‌شدن اين موضوع به يك حركت و جنبش دانشجويي در سطح دانشگاه‌ها مي‌شود و در سطح كشور انعكاس مي‌يابد. فاز سوم، فاز شروع اغتشاش و تبديل‌شدن آن به تخريب اماكن مختلف شهر تهران است و بالاخره چهارمين فاز هم حضور مردم در صحنه و پايان‌يافتن اين حركت به‌دنبال سخنان مقام معظم رهبري است.

در زمان حادثه شما نماينده مجلس پنجم بوديد. دريافت شما در آن زمان و فعاليت‌هايي كه در اين زمينه انجام داديد چه‌ها بود؟

pما به‌عنوان اعضاي كميسيون تحقيق و تفحص مجلس در رابطه با كوي دانشگاه تحقيقات زيادي كرديم و جلسات مختلفي را با مسئولان امنيتي و انتظامي در دانشگاه داشتيم. جمع‌بندي اين جلسات و نظريات نشان داد كه به‌دنبال تعطيلي روزنامه سلام و اصلاحيه قانون مطبوعات احتمال واكنش غيرعادي از طرف دانشجويان وجود داشته است. اما مسئولان كوي دانشگاه مي‌گفتند ما از اين‌كه حادثه غيرعادي مي‌خواست رخ دهد اطلاع نداشتيم. بنابراين تنها دستگاه‌هايي كه مي‌توانستند اين ماجرا را پيش‌بيني كنند، نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات بوده‌اند.

 

به نظر شما تجمع دانشجويان در شب جمعه هجدهم تير نسبت به تجمع‌هاي ديگر از نظر شعارها متفاوت بود؟

pشعارها تقريباً در گزارش همه دستگاه‌ها مشخص است، در دفعات قبل عمدتاً شعارها صنفي بوده شامل مسائل غذا و مسائل خوابگاه و...

در تجمعات پيشين، شعارهاي سياسي هم مطرح مي‌شد.

pالبته شعارهاي سياسي بوده، ولي آنها خيلي مغاير با نظام نبودند. اما اين‌بار شعارهايي كه در گزارش‌ها آمده بود شامل شعارهايي عليه مجلس و تا اندازه‌اي عليه قوه‌قضاييه بود و پس از درگيري با نيروي انتظامي شعارهايي عليه نيروي انتظامي و  كاملاً تحريك‌كننده سر داده شده بود كه بوي درگيري و اصرار به درگيري در آنها كاملاً محسوس بود. بعضي‌اوقات فرد شعار مي‌دهد تا پيام برساند و بعضي‌اوقات فرد مي‌خواهد طرف مقابل را براي درگيرشدن، تحريك و عصباني نمايد و او را وادار به برخورد كند و از آن برخورد بهره‌برداري نمايد. در حادثه كوي كاملاً شعارها چنين وضعي داشته و احساس نيروي انتظامي را به اين سمت سوق مي‌دهد كه اين حركت يك حركت ضدامنيتي است نه يك حركت طبيعي دانشجويي. بنابراين تحليل نيروي انتظامي كاملاً نسبت به اين واقعه و نحوه برخورد با آن تفاوت پيدا مي‌كند. تفاوت اين تجمع با ديگر تجمع‌ها را همه اقرار مي‌كنند كه اگر در ابتدا تفاوتي نداشته، اما به سرعت ظرف چندساعت تغيير محسوسي در آن صورت گرفته و به سمت يك تحرك ويژه ميل كرده است.

 

شما از طرفي مي‌گوييد كه اين تجمع‌ در ابتداي شكل‌گيري آن تفاوتي با تجمع‌هاي ديگر نداشته و از طرفي ديگر، معتقديد كه وزارت اطلاعات و نيروي انتظامي، به خاطر بسته‌شدن روزنامه سلام منتظر واكنشي غيرعادي ازسوي دانشجويان بودند؟

pبحث در اينجاست كه نمود قضيه به اين صورت بوده كه به‌طور مثال 15 نفر بخواهند حركتي را شروع كنند اما اگر دونفر در اين بين شروع به سنگ‌پراني كنند، اين دو نفر هستند كه وضعيت را غيرعادي مي‌كنند. آن 15 نفر ممكن است با يك نيت معمولي و به دور از قصد ايجاد درگيري حركتي را شروع كنند اما قدرت مهار و كنترل اين حركت را نداشته باشند و عواملي براساس برنامه قبلي، وقتي چنين فضا و بستر مناسبي را مي‌بينند در بين اينها نفوذ كنند و بلافاصله مهار و كنترل حركت و جريان را به‌دست بگيرند كه همين‌طور هم شد. بنابراين با توجه به اين شرايط از ديدگاه نيروي انتظامي فاز اول، فاز خاصي بوده و برخورد خاصي را هم مي‌طلبيده و به نظر من در اين فاز، عناصر خاصي كه مخرب هم بودند نفوذ كردند و كار را همان اول از كنترل دانشجوياني كه ساده به قضيه نگاه مي‌كردند و تصور شعله‌ورشدن قضيه را نداشتند خارج كردند و آن را به يك پديده جديد بحران‌زا در كشور تبديل كردند كه مقدمه‌اي شد براي ديگر مسائلي كه در  فازهاي بعدي به‌وجود آمد.

 

يعني درواقع شما معتقديد در اين قضيه نفوذي وجود داشته است؟

pبله. به نظر من همان جرياني كه از اول نفوذ كرده آن را به يك بحران و اغتشاش تبديل كرده و نيروهاي مختلفي را كه از قبل آموزش داده وارد صحنه كرده و حتي با رفتن و حمله‌كردن به خوابگاه‌ها سعي كرده آن را به گردن نيروي انتظامي بيندازد و درواقع حادثه را به يك اغتشاش خبري قابل استفاده در حركت‌هاي بعدي كه مي‌خواهد از آن استفاده كند تبديل كرده، لذا طراحي قضيه از اين به بعد كاملاً محسوس است. وقتي‌كه مي‌بينيد پلاكارد مربوط به كشته‌شدن دانشجو در آنجا نصب مي‌شود و بلافاصله سازماندهي نيروها در آنجا انجام مي‌شود و كنترل كوي به‌عهده خودشان گذاشته مي‌شود و ماسك مي‌زنند و روي خود را مي‌پوشانند و كميته انضباطي و تنبيهي تشكيل مي‌دهند و ورود و خروج را كنترل مي‌كنند؛ اينها همه از يك سازماندهي از قبل طراحي‌شده خبر مي‌دهد نه اين‌كه همان‌جا چند دانشجو به ذهنشان رسيده باشد كه اين كارها را انجام دهند. از اين لحظه به بعد پروژه با يك تدبير كارشناسي شده دنبال شده و توانسته نيروهاي مختلفي را از نظام و دولت و... در اين قضيه به كار گيرد و با طراحي‌هايي كه داشتند از اين حادثه نهايت استفاده را براي مقابله با نظام بكنند كه قطعاً نمي‌توان آن را بدون يك طراحي قبلي مشخص كرد. برخي از پروژه‌ها هست كه خود ضد انقلاب پروژه‌ را مي‌تواند آماده نگه‌دارد ولي وصل‌كردن آن به حوادث، ابتكار مي‌خواهد كه اين پروژه را به كدام حادثه وصل كند. مثل پروژه‌اي كه در محرم ايجاد شد، با تذكري كه در مورد يك كار خلاف عفت عمومي در هنگام عزاداري به چند دختر و پسر داده شد، سريع يك پروژه اغتشاش را به آن وصل و اجرا كردند. اينها نشان‌دهنده طراحي‌هاي حساب‌شده‌اي است كه كاملاً با برنامه دارد انجام مي‌شود. وقتي در چند نقطه كشور اين اتفاق مي‌افتد، نمي‌توان آن را يك امر خودجوش و بي‌حساب تلقي كرد، مگر اين‌كه خيلي ساده به مسائل نگاه كنيم.

 

درواقع شما يك‌سري حركات خودجوش دانشجويان ـ مثل ماسك‌زدن يا تشكيل كميته انضباطي ـ از يك عده دانشجوي صدمه خورده و خشمگين را حركات سازماندهي‌شده مي‌دانيد؟!

pدانشجويان كه از طريق احساسات عمومي تحريك شده بودند، برخوردهاي بدي مي‌كردند، عوامل ضدانقلاب هم براي اين‌كه، حمله به كوي دانشگاه را منتسب به رهبري كنند، از اين فرصت استفاده مي‌كنند و مي‌خواهند كه ايشان پاسخگو باشند. شعارهايي كه در آن چند روز از تريبون دانشگاه داده مي‌شود، شعارهايي است كه مستقيماً هدف را به سمت رهبري گرفته‌اند. در اين راستا مسائل گوناگوني وجود داشت: اول، توزيع تعداد قابل توجهي موبايل در بين كنترل‌كنندگان اين حركت. دوم، همكاري مستمر و جدي اتوبوس‌راني براي نقل و انتقال دانشجويان به صورتي كه روي اتوبوس از صبح پرده مربوط به شهيدشدن يك دانشجو زده شده بود و انتقال اين اتوبوس‌ها به دانشگاه. سوم، حمل كاميون‌هاي سنگ به كوي دانشگاه درحالي‌كه هميشه اين كار ممنوع بود. حتي وقتي راننده يكي از كاميون‌ها را نيروي انتظامي دستگير مي‌كند، يكي از افراد شوراي شهر با معاون‌سياسي تماس مي‌گيرد و از او مي‌خواهد كه براي آزادي راننده، به نيروي انتظامي فشار بياورد.

 

در مورد تحصن چه نظري داريد، آيا به نظر شما اساساً تحصني بايد شكل داده مي‌شد يا نه؟ آيا مطالبات دانشجويان به حدي بود كه روزهاي شنبه و يكشنبه اجازه تحصن داشته باشند؟

pالبته تحصن در اين بعد كه حمله به كوي دانشگاه و ظلمي كه به دانشجويان شده را محكوم كند، قابل توجيه است. ولي شايد به شكل‌هاي ديگر هم مي‌شد اين مطالبات را دنبال كرد؛ مثل رفتن تعدادي از دانشجويان نزد مقام معظم رهبري و ابراز ناراحتي نسبت به وضعيتي كه براي آنان پيش آمد. همان‌طور كه ديديم سخنان مقام معظم رهبري كه مدتي بعد در حضور تعدادي از دانشجويان صورت گرفت كمك كرد به اين كه مقداري از آلام واردشده به دانشجويان فروكش كند. طبيعي است جبران خسارتي كه به دانشجوها وارد شده، چه از نظر روحي و چه مادي؛ مستلزم برخوردي منطقي بود ولي اگر تحصن از طرف خود دانشجويان بود، نبايد مطالبات يك‌طرفه‌اي مي‌داشت. در تحصن روزهاي شنبه و يكشنبه مطالبات تماماً يك‌‌طرفه بود و هدف از تحصن هم درواقع برخورد با نظام بود و اصلاً منظور اين نبود كه مشخص شود كه چه كسي اين بلا را به سرشان آورده است. يعني جمعي كه تحصن را هدايت مي‌كرد، اگر به‌دنبال مطالبات بودند، نبايد به دانشجو دروغ مي‌گفتند.

 

شما در تقسيم‌بندي خود گفتيد از روز دوشنبه، ابتكار عمل از دست جنبش دانشجويي خارج شد. به اعتقاد شما بعد از دوشنبه چه شد كه تحكيم از كنترل ادامه جريان پشيمان شد و آن را به دست افراد ديگري سپرد، در صورتي‌كه اگر مي‌خواست كه تشنج ايجاد شود، بايد مي‌گذاشت تا اين ماجرا هم از بيرون و هم در داخل دانشگاه ادامه پيدا كند.

pبه نظر من از اين مرحله به بعد، مأموريت تحكيم تمام شد. مأموريتي كه تحكيم براي خودش تصور كرده بود، اين بود كه كار را تا به اينجا برساند. از اين به بعد كس ديگري بايد از اين شرايط استفاده كند. شما عكس‌العمل راديوهاي بيگانه را ببينيد كه با اين مسئله چگونه برخورد مي‌كنند، مطبوعات داخلي را هم ببينيد چگونه برخورد مي‌كنند. مطبوعات داخلي به كمك اين جريان آمدند و آن را به‌عنوان يك جنبش دانشجويي عليه نظام و به طرفداري از اصلاحات تلقي كردند. امريكا و اسراييل و رسانه‌هاي خارجي، همه آن را به‌عنوان يك حركت خودجوش عليه نظام ارزيابي كردند و كاملاً توانستند اين مواضع را جا بيندازند كه اينها عليه اصل نظام قيام كرده‌اند و جنبش دانشجويي كه در اين مرحله شروع به قيام عليه نظام كرده، مثل همان قيامي است كه عليه رژيم سابق انجام شده بود. بنابراين به نظر من تحكيم تا اينجا مأموريتش تمام شد. از اين به بعد بايد از اين بلبشو، از اين ضعف وزارت كشور در مسائل امنيتي، از اين وضعيتي كه در تخريب نيروي انتظامي ايجاد كردند و آن را حسابي در افكارعمومي جامعه خرد كردند و قدرت برخورد با هرگونه حركت مشكوك را از او گرفتند، بهترين استفاده را براي ايجاد آشوب و بلوا و درگيري در تهران ببرند. لذا از اين به بعد گروه‌هايي كه نقش اصلي را در آشوب داشتند، وارد صحنه مي‌شوند و كار را به دست مي‌گيرند و افراد مختلفي را وارد صحنه مي‌كنند. حتي جوان‌هايي كه با بي‌سيم‌هاي محيط‌زيست در اين اغتشاشات حضور داشتند، حدود 40ـ30 نفر بودند كه روز سه‌‌شنبه دستگير شدند. همه اينها نشان‌دهنده اين است كه از اين مجموعه بهره‌برداري كردند. تعدادي از جوان‌ها چه بدون برنامه‌ريزي قبلي و چه با برنامه‌ريزي وارد صحنه شدند و اين آشوب‌ها را سامان دادند و به ايجاد درگيري كمك كردند.

 

عده‌اي مي‌گويند كه آقاي لاري در صبح حادثه در دسترس نبوده‌اند و يا به هر دليل ديگري امكان تماس با ايشان وجود نداشته پس ايشان از ماجرا خبر نداشتند. در بعدازظهر روز حادثه وزيركشور نه‌تنها از اين موضوع مطلع بودند بلكه خودشان در كوي حضور داشتند و با فرمانده نيروي انتظامي منطقه گفت‌وگو كردند، اما به نظر شما چرا باز هم غائله نخوابيد و ادامه پيدا كرد؟

pبه نظر من تصميم بر ختم غائله بين دوطرف مشترك نبوده است. نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات مصمم به ختم غائله بودند، اما نه وزارت علوم و نه وزارت كشور قلباً چنين تصميمي نداشتند، چرا كه اگر مصمم بودند، قطعاً هماهنگي بيشتري مي‌كردند و تصميماتي مي‌گرفتند كه غائله ختم شود. مهاركردن قضيه در آن شرايط كار سختي نبود. مگر ممكن است كه قضيه به اين كوچكي در نقطه‌اي از تهران روي دهد و چهار دستگاه نظامي و انتظامي و امنيتي و شوراي تأمين نتوانند به آن غلبه كنند؟ اگر چنين بود، ما نمي‌توانستيم هشت‌سال جنگ را اداره كنيم. اين نشان مي‌دهد كه در مورد ختم غائله اختلاف وجود داشته است.

 

اختلاف بر سر چه؟

pهم مي‌خواستند هواي دانشجويان را  داشته باشند و هم مي‌خواستند كه اين حركت به نوعي حفظ شود و در عين حال مي‌خواستند از شدت آن بكاهند. لذا ناكارآمدي تصميماتي كه در مورد ختم غائله گرفته شد، محسوس و قابل تبيين است. به نظر من آنچه كه در اين مقطع قابل تأمل است، اين است كه عناصري از وزرات كشور و تحكيم وحدت و در پشت قضيه، افرادي از نهضت‌آزادي در ساماندهي اين حركت و تهيه مطالبات براي دانشجويان نقش داشته‌اند.

به نظر شما اختلاف بر سر اين موضوع كه نيروي انتظامي بايد در اختيار وزارت كشور قرار بگيرد، تا چه حد قابل قبول است؟

pاختيارات، آيين‌نامه دارد. نيروي انتظامي موظف به اجراي تصميماتي است كه شوراي امنيت مي‌گيرد، ولي در اينجا اختلافي كه پيش مي‌آيد، اين است كه نيروي انتظامي به‌عنوان نيروي مجري كار، مي‌گويد اين دستور كاري كه به من مي‌دهيد با حادثه تطبيق نمي‌كند. اين راهكاري كه به من پيشنهاد مي‌كنيد براي سركوب فلان جريان اثر نمي‌كند. مثل اين‌كه بخواهيم مورچه‌اي را با كلاشينكف يا فيلي را با مگس‌كش بكشيم. اين وضعيت از دو حالت خارج نيست. يا تصميم‌گيرندگان نمي‌خواهند با آن موضوع برخورد كنند يا اين‌كه نيروي انتظامي را وجه‌المصالحه قرار داده‌اند. يعني مي‌خواهند به نيروي انتظامي ضربه بزنند؛ يعني اگر نيروي انتظامي به دستور عمل نكند، تمرد كرده و اگر عمل بكند، هم خودش و هم حيثيت نظام از بين رفته است كه اتفاقاً هدف، همين بود. يعني از شعارها مشخص بود. مثلاً مي‌گفتند بايد فرمانده نيروي انتظامي عزل شود. اينها نشان‌دهنده آن است كه بسياري از تصميم‌ها براي اين‌كه آن هدف تحقق پيدا كند، گرفته مي‌شود، نه واقعاً براي اين‌كه قضيه حل شود. آنها خودشان اين مسائل را كش دادند تا حربه‌اي براي فشار به رهبري و عزل آقاي لطفيان باشد.

 

فكر مي‌كنيد در روز سه‌شنبه كه ديگر تحصني نبود، آيا باز هم كساني‌كه در خيابان‌ها بودند سازماندهي شده بودند يا اين‌كه شرايط طوري شده بود كه هركس سعي مي‌كرد از آن آب گل‌آلود ماهي بگيرد؟

pالبته طبيعي است كه عده‌اي از مردم، ماهيتاً و ذاتاً دنبال چنين اغتشاش‌هايي براي سوءاستفاده مي‌گردند، ولي به هرحال تا عوامل سازماندهنده و برنامه‌ريز نباشند، كسي نمي‌تواند از قضيه سوءاستفاده كند. البته هماهنگي به آن صورت كه بتوانند يك عمليات مشترك را همزمان در سطح تهران پياده كنند، وجود نداشت. يعني كاملاً محسوس بود كه نمي‌توانستند اين هماهنگي را بين خودشان به شكلي عرضي ايجاد كنند، بلكه اين عمليات همه به شكل طولي انجام مي‌شد. اين طولي انجام‌شدن عمليات نشان‌دهنده اين است كه قدرت هماهنگي به آن شكل قوي نبوده، ولي تئوري‌هاي گسترش اين مسئله و دستيابي به بعضي از اهداف وجود داشته است. به نظر من از تعداد قابل‌توجهي از افراد كه در آنجا دستگير شده بودند، يك‌سوم يا يك‌چهارم آنها دانشجو بودند. بقيه اراذل و اوباش و افراد سابقه‌دار بودند.

 

اجيرشده بودند يا خودشان آمده بودند؟

pاين‌جور آدم‌ها، معمولاً از اين فرصت‌ها براي اهداف خودشان استفاده مي‌كنند و نيازي هم به اجيرشدن ندارند. اين فرصت‌ها براي آنها غنيمت به‌شمار مي‌آيد كه بانك بزنند، به مغازه‌ها دستبرد بزنند و... از اين راه سود به دست مي‌آورند.

 

فكر مي‌كنيد در جريان كوي دانشگاه كدام دسته يا جناح استفاده بيشتري بردند؟

pمن فكر مي‌كنم بيشترين استفاده را ضدانقلاب‌ها و دشمنان كل نظام از اين جريان بردند. يعني هيچ گروه منتقد داخلي از اين موضوع بهره‌اي نبرد. آنهايي كه فكر مي‌كنند با طرح جنبش دانشجويي و چند تا شعار، توسعه سياسي ايجاد كرده‌اند و مشاركت مردم را افزايش داده‌اند و به اهداف خاصي در اين زمينه رسيده‌اند، اشتباه مي‌كنند. به نظر من هيچ گروه داخلي كه خواستار انقلاب و نظام باشد، نتوانسته از اين مسئله استفاده كند و همه افراد جامعه و كشور و نظام  و مردم ضرر كردند و تنها سوء‌استفاده را دشمن كرد، متأسفانه حرمت‌ها شكسته شد و حيثيت و جايگاه دانشجو در جامعه ما آسيب زيادي ديد و مردم به اين جمع‌بندي رسيدند كه دانشجويان يك قشر منطقي نيستند و براي خواسته‌‌هاي خودشان دست به چنين مسائلي مي‌زنند و حاضرند كل نظام را فداي خواسته‌هاي خودشان كنند. هم‌اكنون شما مي‌بينيد كه تصوري كه مردم از تحركات دانشجويي دارند، ديگر اين‌طور نيست كه دانشجويان را به‌عنوان جمع نخبه جامعه كه از فكر و منطق برخوردارند در نظر بگيرند.

  وصل‌شدن جنبش دانشجويي به جبهه دوم خرداد براي دسته دوم يعني دوم‌خردادي‌ها خيلي مضر است، يعني نوع حركت اين جنبش‌ها طوري است كه دانشجويان به‌عنوان گروه فشار جبهه دوم خرداد تلقي مي‌شوند.

 

اين موضوع اتفاقاً ممكن است بيشتر نفع داشته باشد تا ضرر.

pنفع براي يك جناح يا براي كل نظام؟ هر جبهه‌اي كه گروه فشار داشته باشد، ممكن است بتواند منافعش را تأمين كند، اما اگر مصالح كل نظام را بخواهد لحاظ كند، چنين نيست. به جبهه دوم خرداد هم از آن جهت ضربه مي‌زند كه ممكن است مانع رسيدن اين جبهه به مصالح كل نظام شود و اين نشان مي‌دهد كه جبهه به فكر منافع كل نظام نيست.

راجع به اطلاعيه وزارت اطلاعات در روز اول توضيح دهيد.

pدر آن اطلاعيه، اطلاعات مشخصي بود كه مي‌خواست نحوه ارتباط اين حادثه را با عوامل خارج از كشور روشن و بيان كند كه طراحان اين نوع حوادث در كشور، قبلاً در خارج از كشور به چه استراتژي‌هايي رسيده‌اند و مبتني بر آن استراتژي، در داخل كشور اين اقدامات را انجام مي‌دهند. درواقع هدف اصلي وزارت اطلاعات اين بود كه نشان دهد كه جنبش دانشجويي تحت‌تأثير چه عوامل خارجي‌اي قرار گرفته است و اين مسئله مشخص شد. يعني مشخص شد كه جنبش دانشجويي بايد بداند كه هر تحركي كه در آن ايام انجام داده، درقالب نمايشنامه‌اي بوده كه در خارج آن را نوشته‌اند.

 

فكر مي‌كنيد شروع‌كننده‌هاي آن ماجرا ـ طبق اشاره اطلاعيه‌هاي وزارت اطلاعات ـ به منوچهر محمدي و طيف او محدود مي‌شدند؟ و آيا فكر مي‌كنيد كه منوچهر محمدي واقعاً اين قدرت را داشت كه بتواند چنين آشوبي به‌پا كند؟

pببينيد! وقتي فضا مسموم و آلوده باشد، جرقه به هر طريقي كه زده شود، مي‌تواند ايجاد شعله كند. بنابراين ما هر چقدر هم منوچهر محمدي را كوچك فرض كنيم، جرقه او كفايت مي‌كند. شما به تركيب افرادي كه آقاي حجاريان را ترور كردند، نگاه كنيد. اين همه بلوا و سروصدا درباره ايشان در مملكت راه افتاد، اين همه تهمت به اين و آن زده شد اما ديديم كه چهار تا آدم به همين سادگي اين كار را كرده بودند. اينها نشان مي‌دهد كه دولت ما در اين يكي دو سال قدرت برخورد با بحران‌ها را نداشته است. از طرفي نبايد اين‌طور تصور كنيم كه آقاي لطفيان هم كه نتوانسته جلو غائله را بگيرد، پس حتماً بي‌كفايت بوده و بايد استعفا دهد. ايشان در جلسه غيرعلني مجلس در اين باره گفت: "هر حادثه‌اي رخ داد و من زورم به آن نرسيد، نبايد كه بلافاصله استعفا بدهم." يعني اين‌طور نيست كه اگر ايشان حريف چهارتا دانشجو نشدند، استعفا بدهند. دولت هم فوراً ستاد بحران تشكيل دهد كه مملكت دارد از بين مي‌رود. بايد با قدرت جلو اين مسائل ايستاد و آنها را مهار كرد. مديريت در بحران لازمه‌اش اين است كه اشخاص، خونسردي خود را حفظ كنند و درمقابل هر حرفي تحت‌تأثير قرار نگيرند و هر خبري را كه مي‌شنوند تا قبل از اطمينان از موثق‌بودن براساس آن تصميم‌گيري جدي نكنند. حداقل كسي كه قرار است بحران را  مديريت كند، خودش را بحران‌زده نشان ندهد.

آيا شما لباس‌شخصي‌ها را وابسته به اغتشاشگران مي‌دانيد؟ حتي خود نيروي‌انتظامي هم ادعا مي‌كند كه آنها عامل تحريك بودند.

pمن فكر مي‌كنم كه آنها عوامل حساب‌شده‌اي براي تشديد بحران بودند. گزارش‌هايي هم داشتيم كه اينها از در پشت خوابگاه وارد شدند. عدم ارتباط آنها با نيروي انتظامي محرز است.

 

روند دادگاه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

pدادگاه بسياري از اين مسائل را روشن كرد. افراد بسياري در دادگاه سخن گفتند و بهترين موقعيت بود براي اين‌كه بسياري از مسائل واقعه كوي دانشگاه به مرور برملا شود. البته من در نطق پيش از دستورم هم گفتم كه 160 ساعت حادثه بوده و تنها 4 يا 5 ساعتش را دارند در دادگاه بررسي مي‌كنند. بالاخره چه كسي بايد اين مسائل را دنبال كند؟ لذا دستگاه‌هاي دولتي بايد نسبت به فاز دوم و سوم پاسخگو باشند. مسئولان بايد پاسخگوي اين موضوع باشند كه چرا بستر را براي سوءاستفاده بعدي اغتشاشگران در كشور فراهم كردند؟ آيا تصميم‌گيري‌هاي شوراي امنيت، تصميم‌گيري درستي بوده؟ نقش عوامل ديگر و كمك‌‌هاي خودشان به گسترش اين قضيه بايد مشخص شود. حتي در مورد تبريز، ما كاملاً نقش كانون مستقل دانشجويي وابسته به نهضت‌آزادي را مي‌بينيم. الان مشخص است كه همه ماجراهاي تبريز زير سر كانون مستقل دانشجويي تبريز بوده كه كار را از انجمن اسلامي دانشگاه گرفت و آن را به اغتشاش و درگيري كشاند. در اين بين يك نفر هم كشته شد. نقش ملي‌گراها در اينجا نيز محسوس و روشن است و بايد مشخص شود در اين قضيه چه كساني مقصر هستند؟

 

آقاي ترقي، ديدگاه شما بعد از گذشت پنج‌سال، نسبت به حادثه 18 تيرماه چيست؟

pحادثه 18 تيرماه، همان‌طور كه ابعاد آن حادثه، با دستگيري عوامل دست‌اندركار و موثر در دامن‌زدن و گسترش آن حادثه، در دادگاه‌ها مشخص شد، حادثه‌اي بود كه به تصفيه جنبش دانشجويي از عوامل مخالف نظام و جريان‌هاي برانداز منجر شد و حركت صحيح جنبش دانشجويي كه در جهت تحكيم مباني نظام دنبال مي‌شد، آن حركت را از حركت‌هاي انحرافي مجزا كرد و قشر دانشجو را در سطح دانشگاه، نسبت به حضور در فعاليت‌هاي سياسي هوشيارتر كرد، به‌گونه‌اي كه با احتياط بيشتري در فعل و انفعالات سياسي شركت كنند و عواقب هر نوع حضور خود را بيشتر مورد دقت و توجه قرار دهند و بدون توجه به عقبه يك حركت سياسي يا يك تحرك سياسي، با آن همراهي نكنند. ضمناً از اين‌كه، بعد از آن حادثه، بازيچه حركت‌هايي قرار بگيرند كه بعضاً از طريق خارج و بيگانه هدايت يا ساماندهي مي‌شد، پرهيز كنند. پس مي‌توان نتيجه گرفت اين حادثه، آثار خوبي براي جنبش دانشجويي داشته است.

 

امروز تحليل شما از علل شكل‌گيري اين حادثه چيست؟

pعلل شكل‌گيري حادثه، تقريباً روشن بود. سوءاستفاده از يك واكنش طبيعي و معمول دانشجويان در رابطه با تعطيلي روزنامه سلام و اصلاح قانون مطبوعات كه با تحريك عوامل خارجي‌اي كه در مطبوعات داخلي ما پايگاهي ايجاد كرده بودند و حيات سياسي آنها در تداوم سوءاستفاده از آزادي مطبوعات بود، به چنين حركتي دامن زده شد و از اين واكنش طبيعي قشر دانشجو، سوءاستفاده كردند و آن را به مسيري هدايت كردند كه هم آينده حركت دانشجويي را در معرض خطر قرار داد و هم قصد آسيب رساندن به اصل نظام را داشت كه با هوشياري هم دانشجويان و هم مسئولان نظام و بويژه رهبري، اين مسئله مهار شد.

به نظر شما تأثير حادثه 18 تيرماه بر حركت‌هاي يا جنبش‌هاي دانشجويي بعد از آن در اين پنج‌سال چه بوده است؟

pحادثه 18 تيرماه جنبش دانشجويي را به يك جنبش محتاط در تحركات سياسي تبديل كرد كه در اين حركت، تندروي‌ها، چندان زمينه‌اي براي بروز و ظهور ندارد و جنبش را به سمت يك انشعاب در جهت جداسازي و پررنگ‌شدن مرز بين عوامل ملي ـ مذهبي و طرفداران ملي‌گرايي و ليبراليسم با دانشجويان ارزشگرا سوق داد.

آيا به اعتقاد شما رياست‌جمهوري و هيئت‌دولت به‌عنوان نهاد اجراكننده قانون توانست در رسيدگي به حادثه 18 تيرماه، به وظيفه قانوني خود عمل كند؟

pدولت به‌طور طبيعي، وظيفه مهمش اين است كه بستر آرام و مساعد تحصيل و رشد تحصيلي دانشجويان را در دانشگاه فراهم كند و نگذارد كه حوادث و وقايع سياسي، از حالت طبيعي و نرمال خارج شود و محيط دانشگاه را به سمت محيطي ناآرام و مخالف با آرمان‌هاي انقلاب و نظام سوق دهد. طبيعتاً همان‌طور كه مقام معظم رهبري هم بارها به دولت تأكيد كردند، دولت بايد زمينه رشد استعدادهاي نسل جوان را در محيط آرام و منطقي دانشگاه فراهم كند و نگذارد كه محيط دانشگاه، مورد سوءاستفاده عوامل مخالف نظام قرار گيرد. درواقع بايد راه سوءاستفاده عوامل مخالف نظام از محيط دانشگاه را ببندد و از اين‌كه دانشگاه‌ها به باشگاه احزاب تبديل شوند، جلوگيري و حتي‌الامكان كاري كند كه فرصتي كه دانشجو، در دوره تحصيل در دانشگاه براي ارتقاي سطح علمي خودش بايد صرف كند، در كنارش با رشد آگاهي‌هاي سياسي، ميزان تعهد خود را به نظام، براي موثرتر واقع‌شدن در سازندگي كشور و آينده كشور، بتواند تقويت كند. لذا به‌طور طبيعي، برخلاف حركت‌هاي اوليه و واكنشي كه دولت در مقطع تيرماه آن سال داشت كه بيشتر حالت انفعالي را تداعي مي‌كرد تا يك برخورد منطقي قابل قبول، بعد از آن، روند حركت دولت، حركتي آرامش‌بخش و كاهش‌دهنده توقعات غيرمنطقي بعضي از قشرهاي دانشجويي بوده است. البته طبيعتاً تأكيد بر برخورد جدي دستگاه قضايي با متخلفيني كه مسبب اين حادثه بودند و در تخريب اموال دانشگاه و دانشجو و اموال عمومي مردم دخالت داشتند، جزء حقوقي است كه دولت بايد از آن دفاع مي‌كرد و پيگير آن مي‌بود كه به اعتقاد من، دولت تا اين حد تلاش خود را كرده است.

 

تأثير حادثه كوي را بر وضعيت سياسي اجتماعي كشور چه مي‌دانيد؟

pاين حادثه، در بين قشر دانشجو، همان‌طور كه اشاره كردم، تأثير خاص خودش را داشت و به‌دنبال اهانت‌هايي كه به مقام معظم رهبري در طول اين تحركات و برنامه‌ها و تحصن‌هاي ايام 18 تير صورت گرفت، برخلاف اقداماتي كه صورت گرفت، محبوبيت رهبري بين قشر جوان و دانشجوي كشور ما افزايش پيدا كرد. به‌گونه‌اي كه در جلسه ديدار تعدادي از اعضاي تحكيم‌وحدت با مقام معظم رهبري، ما شاهد يك برخورد بسيار عاطفي بين دانشجويان و رهبري بوديم، به‌گونه‌اي كه چفيه ايشان را تكه پاره كردند و بين خودشان تقسيم كردند. اين، نتيجه سعه‌صدر رهبري در قضيه 18 تير بود كه نسبت به دانشجويان از خود نشان دادند و عليرغم اين‌كه عناصري در اين مجامع و محافل، عكس‌هاي ايشان را پاره كرده بودند و نهايت اهانت را نسبت به ايشان روا داشتند، اما سعه‌صدر بالاي رهبري، نسبت به اين‌‌گونه برخوردها و دفاعشان از حقوق دانشجوياني كه در حادثه كوي دانشگاه آسيب ديده بودند، حقانيت رهبري را در اتخاذ مواضع مستقل و فراي جناح‌ها و جريان‌هاي سياسي نشان داد. اين، به باوري براي نسل جوان ما و دانشجويان ما تبديل شد كه به نظر من، آثار بسيار خوبي از نظر سياسي در بين قشر جوان داشت.

  نكته ديگر در مورد جريان‌ها و احزاب سياسي خارج از دانشگاه است كه تمام سعي‌شان اين بود كه از قشر دانشجو به‌عنوان سرباز پياده‌نظام خودشان در حركت‌هاي سياسي استفاده كنند،  حادثه كوي آنها را به بن‌بست كشاند و مانع از آن شد كه بعد از آن حادثه، احزاب به اين سادگي بتوانند از جريان‌هاي دانشجويي و افراد دانشجو به‌عنوان سرباز حزبي خودشان استفاده كنند. همين مسئله موجب شد كه حركت‌هاي سياسي در جامعه از حالت افراطي، از حالت اصطكاك‌هاي فيزيكي، از حالت خشونت، به سمت يك قانونمندي در قواعد و تحركات سياسي سوق پيدا كند و امكان ميثاق روابط و تعاملات و رقابت‌هاي سياسي بين احزاب بيشتر فراهم شود. به نظر مي‌رسد كه با سياست‌هايي كه مقام رهبري بعد از آن ماجرا اتخاذ كردند و با ديدارهايي كه با نسل جوان و دانشجويان داشتند، اين حركت به سمت يك خودآگاهي بيشتر براي نسل جوان پيش رفت. فكر مي‌كنم مسير اصلاحات را از مسير احساسي و خارج از چارچوب قانون‌اساسي به مسير قانون‌اساسي سوق داد. از طرف ديگر اگرچه فضاي سياسي كشور، بعد از حادثه 18 تير، فضايي آرام‌تر شده و از درگيري‌هاي فيزيكي به سمت تعاملات سياسي تغيير مشي داده ولي درمجموع، يك كم تحركي را در فعاليت‌هاي سياسي مي‌توان احساس كرد. اين ماجرا، در عده‌اي از جوانان، ايجاد دلسردي و خمودي در حركت سياسي كرد و عده‌اي چون احساس كردند كه در يك مرحله در مسائل سياسي، مورد بازي قرار گرفته‌اند، لذا تلاش كردند كه به درس بپردازند و به مسائل سياسي نپردازند. عمده جلسات و محافل سياسي دانشجويي، با كمبود جمعيت و افت جدي جمعيت روبه‌رو شد و اقبال دانشجويان از اين نوع محافل و جلسات، به شكل قابل‌توجهي كاهش پيدا كرد كه به موازات كاهش نشاط و مشاركت سياسي دانشجويان، آثاري است كه آن حادثه در صحنه سياسي كشور گذاشت. به تبع آن، وقتي مستمع براي شنيدن سخنان عناصر و فعالان سياسي در بين قشر جوان كمتر باشد، فعاليت آنها هم به‌طور طبيعي، كاهش پيدا مي‌كند، برد كاري و حوزه نفوذ آنها كاهش پيدا مي‌كند. اينها همه موجب شد كه تأثيرگذاري احزاب و جريان‌هاي سياسي در تعيين سرنوشت سياسي كشور، به مقدار قابل‌توجهي كاهش پيدا كند و مردم در تصميم‌گيري‌هايشان در صحنه سياسي، فراي احزاب و مطبوعات و جريان‌هاي سياسي تصميم بگيرند. اينها، آثار سياسي اين حركت تاكنون بوده است.

 

 

 

چند گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

دانشجويان كه از طريق احساسات عمومي تحريك شده بودند، برخوردهاي بدي  مي‌كردند. عوامل ضدانقلاب هم براي اين‌كه، حمله به كوي دانشگاه را منتسب به رهبري كنند، از اين فرصت استفاده مي‌كنند و مي‌خواهند كه ايشان پاسخگو باشند.

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

البته طبيعي است كه عده‌اي از مردم، ماهيتاً و ذاتاً دنبال چنين اغتشاش‌هايي براي سوءاستفاده مي‌گردند، ولي به‌هرحال تا عوامل سازمان‌دهنده و برنامه‌ريز نباشند، كسي نمي‌تواند از قضيه سوءاستفاده كند.

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

شما به تركيب افرادي كه آقاي حجاريان را ترور كردند، نگاه كنيد. اين همه بلوا و سروصدا درباره ايشان در مملكت راه افتاد، اين همه تهمت به اين و آن زده شد اما ديديم كه چهار تا آدم به همين سادگي اين كار را كرده بودند.

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

اين ماجرا، در عده‌اي از جوانان، ايجاد دلسردي و خمودي در حركت سياسي كرد و عده‌اي چون احساس كردند كه در يك مرحله در مسائل سياسي، مورد بازي قرار گرفته‌اند، لذا تلاش كردند كه به درس بپردازند و به مسائل سياسي نپردازند.