چشم انداز ایران ویژه نامه 18 تیر تابستان 1384

 

 

آرامش فعال

 دستاورد فاجعه كوي

 

گفت‌وگو با مصطفي تاج‌زاده

معاون سياسي وقت وزارت كشور در زمان وقوع حادثه 18 تير

 

 

اشاره: مصطفي تاج‌زاده از چهره‌هاي محوري در حادثه كوي، در زمان وقوع فاجعه سمت معاونت سياسي وزارت كشور را برعهده داشت. منصب دولتي وي از يك‌سو و اقبال عمومي دانشجويان به وجهه اصلاح‌طلبانه وي از سوي ديگر، در شب و روزهاي حادثه كوي دانشگاه و درگيري‌هاي بعدي خياباني مسئوليت سنگيني را بر شانه‌هاي وي گذاشت. دانشجويان زخم‌ديده و معترض به دفعات در گفت‌وگو با وي خواستار برخورد قانوني دولتي‌ها با مهاجمان به كوي شدند و اين مقام وزارت كشور در همه حال مي‌كوشيد آنان را آرام كند  چه زماني كه براي تخفيف آلام آنان وارد كوي شد و شب را در كنار آنان گذراند و چه زماني‌كه با موتور در خيابان‌هاي اطراف كوي مي‌گرديد تا التهاب فضاي اطراف كوي را آرام كند و نيز زماني‌كه در جمع دانشجويان درمقابل وزارت كشور حاضر شد و قول صريح و قاطعانه داد كه وزارت‌خانه متبوعش از تمام توان خود براي جمع‌كردن قضيه و برخورد قانوني با عوامل تهاجم استفاده خواهد كرد.

   اين مرد بلندگو به‌دست شب‌هاي حادثه كوي، پس از گذشت پنج‌سال از آن واقعه [كه وي "فاجعه" مي‌خواندش] همچنان معتقد است: آنان‌كه مي‌خواستند با تهاجم به كوي، دانشگاه را منفعل كنند، به هدف خود نرسيدند. دانشجويان محافظه‌كار شدند، ولي منفعل نه.

 

شما چگونه از موضوع اطلاع پيدا كرديد و ‌آيا در ‌آن زمان مقام مافوق خود را در جريان حادثه گذاشتيد؟

pاولين كسي كه به من اطلاع داد، دكتر داود سليماني [معاون دانشجويي دانشگاه تهران] بود كه گفت وضع اصلاً خوب نيست. دليل اين هم كه به من اطلاع دادند اين بود كه با وزارت كشور تماس گرفته بودند و از آنجا كه منزل من در ساختمان مسكوني وزارت كشور بود به من وصل كرده بودند. به‌ظاهر شخص ديگري را نتوانسته بودند پيدا كنند. البته وقتي به من گفته شد، هنوز هيچ حادثه عجيب و غريبي رخ نداده بود، يعني تظاهرات دانشجوها بود كه آن هم اولين‌بار نبود. پس حادثه عجيبي اتفاق نيفتاده بود كه لازم باشد به وزير بگويم. بنابراين به‌طور طبيعي به آقاي رضايي بابادي (معاون سياسي ـ امنيتي استانداري تهران) اطلاع دادم؛ زيرا طبق قوانين وزارت كشور، شوراي تأمين هر استان و هر شهرستان، مسئول امنيت حوادثي است كه در آن حوزه اتفاق مي‌افتد، پس طبيعتاً بايد استانداري پاسخگو مي‌بود. ايشان هم همان‌طور كه بعدها گفتند آقاي تعالي (مديركل سياسي وزارت‌كشور) را پيدا كرده بودند و ايشان به صحنه رفتند.

 

تماس ديگري با شما گرفته نشد؟

pخير، ديگر كسي با من ارتباط برقرار نكرد. البته تا صبح جمعه كه نيروي انتظامي وارد نشده بود، مسئله را با آقاي موسوي لاري ـ كه نمايندگي جانشيني فرماندهي كل قوا را در نيروي انتظامي داشتند ـ در ميان نگذاشته بودند. آقاي وزير حدود ساعت پنج صبح در جريان قرار گرفتند و دستور دادند كه نيروي انتظامي وارد كوي دانشگاه نشود. بيشتر از اين، چيز ديگري به من منعكس نشد.

 

يكي از مسائلي كه در آن زمان پيش آمد موضوع صورتجلسه‌اي مبني بر دستور وزارت‌كشور به نيروي‌انتظامي براي عقب‌كشيدن از صحنه بود كه آقاي تعالي آن را امضا نكردند. مي‌خواستم بدانم در چنين حوادثي، شيوه دادن دستورات به چه شكلي است؟ آيا دستورات حتماً بايد كتبي باشند يا اگر فردي خود را نماينده وزارت كشور معرفي كند، نيروي انتظامي موظف به اجراي دستورات وي است؟

pطبق قانون، مسئوليت امنيت با وزارت كشور است؛ يعني وزيركشور مسئول اين كار است و دستور مي‌دهد و البته در قبال هر تصميمي كه مي‌گيرد، پاسخگو است. در استان هم، استاندار مسئول است. آن شب هم كه اين حادثه اتفاق افتاد و چنين مشكلاتي پيش آمد، چون نماينده وزارت كشور بود، فرض بر اين بوده كه با مسئوليت ايشان، كارها را انجام مي‌دهند ـ مانند روندي كه در 21 سال قبل بود ـ و بعدها اگر مشكلي پيش آمد، مي‌گفتند وزارت كشور دستور داده و طبيعتاً وزارت كشور هم پاسخگو مي‌بود. آن شب وقتي نيروي انتظامي، صورتجلسه مكتوب آورده بود ـ با توجه به مجموعه حوادثي كه اتفاق مي‌افتاد ـ دوستان احساس كردند كه يك مسئله غيرطبيعي است كه تاكنون سابقه نداشته است و با توجه به اين‌كه آقاي تعالي از نيروهاي قديمي وزارت كشور بود، مي‌دانست كه نيازي به صورتجلسه نيست. طبق قوانين، وقتي ‌كه وزارت كشور دستوري را در زمينه‌اي ارائه مي‌كند چون طبق شرح وظايفش مسئول است ديگران بايد اطاعت كنند، البته در زمينه مسائل امنيت عمومي نه امنيت ملي.

 

در همان زمان آقاي لاري به جريان گروه‌هاي فشار اشاره كردند و گفتند كه اسامي آنها اعلام مي‌شود. بعدها وزارت كشور بيان كردكه اين وظيفه ما نيست. مي‌خواستم بدانم كه آيا وزارت كشور در اين زمينه اطلاعات خاصي داشت و اساساً تكليف اعلام اسامي اعضاي گروه‌هاي فشار به كجا انجاميد؟

pدر ماجراي 11 اسفند 1376 كه به تظاهرات دانشجويان در مقابل سر در دانشگاه تهران تعرض شده بود، تعدادي از اين افراد، شناسايي شده بودند كه ما به دادگستري و نهادهاي ديگري معرفي كرديم كه اگر مي‌خواستند پيگيري كنند، بايد آنها را محاكمه مي‌كردند. وظيفه ما شناسايي نبود ولي اين كار را كرديم و وزارت كشور رسماً در اين زمينه نامه داد كه متأسفانه پيگيري نشد. در ماجراي كوي هم شوراي عالي امنيت ملي، يك‌سري اسامي در اختيار داشت كه اين افراد در صحنه حضور داشتند. علتش هم اين بود كه تيمي دستگير شد ـ و آقاي اميرفرشاد ابراهيمي هم جزو آن بود ـ يكي دو روز بعد از داستان كوي بود كه اين افراد در يك سرقت دستگير شدند. چندنفر از آنها از اعضاي گروه فشار بودند و در آن زمان اعتراف كردند كه در كوي دانشگاه حضور داشتند و اولين تير را هم آنها شليك كردند، هرچند كه گفتند تفنگ‌هايمان مشقي بوده، كه فيلم يكي از اين افراد در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي در رياست‌جمهوري وجود دارد و شناسايي شده البته ما انتظار داشتيم كه دادگاهي تشكيل شود و تكليف آنها را مشخص كند.

در آن زمان گفته مي‌شد كه شعبه 6 دادگاه انقلاب مشغول رسيدگي به پرونده اين افراد است. آيا شما در اين زمينه اطلاعي داريد؟

pمن نمي‌دانم. هيچ‌وقت هم علني نشد و اعلام نكردند كه اين افراد را چه كردند و پرونده‌شان به كجا رسيد. جانشين فرمانده نيروي انتظامي كه در حال حاضر فرمانده ناحيه تهران بزرگ است در شوراي عالي امنيت ملي، گزارش دستگيري اين افراد را اعلام كرد. با اين حال، قضيه پيگيري نشد.

 

در همان زمان، گروهي از مسئولان كوي دانشگاه اعلام كردند كه يك‌سري از افرادي را كه جو را متشنج كردند و چهره‌هايشان كاملاً شناخته‌شده بوده و اعضاي گروه فشار بودند، دستگير كردند و تحويل نماينده وزارت كشور در محل دادند. متأسفانه در روزهاي بعد، اين افراد مجدداً ديده شدند، نظر شما در اين مورد چيست؟

pقاعدتاً اين افراد يا به وزارت اطلاعات تحويل داده مي‌شدند يا به دادستاني يا نيروي انتظامي كه براي آنها پرونده تشكيل بدهند. چون اين وظيفه آنهاست نه وزارت كشور. دليل اين‌كه اين افراد به وزارت كشور تحويل داده شدند، به علت اعتماد دستگيركنندگان و دانشجويان به اين وزارت‌خانه بود، ولي علي‌القاعده بايد تحويل نيروي انتظامي مي‌شدند تا به دادگاه بروند و حكمي براي آنها صادر شود.

 

در همان روزهاي اول، آقاي موسوي لاري اعلام كردند كه وزارت كشور در حال تهيه گزارش مفصلي است كه يك قسمت آن را قرار است وزارت اطلاعات انجام دهد. مي‌خواستم نتيجه اين تحقيقات را بدانم و اين‌كه اين گزارش تهيه شد يا خير؟

pدر اينجا دو بحث مطرح مي‌شود، اول گزارش حادثه است كه جمع‌بندي آن در شوراي عالي امنيت ملي انجام شد كه البته منهاي اسامي منتشر شد. بحث ديگر، تحليل اين حادثه بود؛ هر نهادي براي خودش تحليلي ارائه كرد و نقاط ضعف و قوت آن را مشخص كرد، ولي من نديدم كه وزارت كشور، گزارش مستقلي از آن حادثه، يعني يك گزارش ويژه داشته باشد.

در جريان دادگاه، نيروي انتظامي روي اين قضيه بسيار تأكيد كرد كه توطئه‌اي در كار بوده و ما از قبل مي‌دانستيم. آيا به نظر شما چنين چيزي صحت دارد؟

pسرپرست فرماندهي نيروي انتظامي تهران، صبح روز حادثه، در شوراي تأمين استان مطرح كرده بود كه ما از قبل مي‌دانستيم كه قرار است بلوا و شلوغ‌كاري شود. در همان جلسه به ايشان اعتراض شد كه اگر مي‌دانستيد، چرا به هيچ مرجع قانوني مثل وزارت كشور، وزارت اطلاعات، شوراي عالي امنيت ملي و يا دبيرخانه شوراي امنيت كشور اطلاع نداديد؟

 

چرا با وجود اين‌كه در شوراي تأمين استان، چنين مذاكره‌اي انجام شده، آقاي نظري در جلسه دادگاه به‌صراحت اعلام مي‌كند ما مي‌دانستيم و نامه فرستاديم؟

pاگر سند دارند، منتشر كنند. نامه‌اي را كه فرستاده‌اند منتشر كنند. علاوه بر انتقادي كه در اين زمينه بر ايشان وارد است كه چرا اطلاع نداديد، انتقاد بزرگ‌تري نيز مطرح است كه اگر شما مي‌دانستيد قرار است چنين اتفاقي بيفتد، چرا چنين عكس‌العمل غلطي نشان داديد و دقيقاً در دام كساني افتاديد كه مي‌خواستند توطئه كنند؟! حوادث بعدي و دستگيري كسي كه اولين اعلاميه را نوشته بود و تظاهرات را راه انداخته بود [فرخ شفيعي] نشان داد كه هيچ توطئه‌اي پشت‌پرده نبود و هيچ گروهكي آنجا نبوده است. اين نيروها از صبح متوجه شدند كه شلوغ شده و بعد وارد داستان شدند. كسي هم كه اين اعلاميه را نوشته بود زندان رفت و بعد هم آزاد شد. اين فرد جزء كساني نبود كه او را نگه‌داشته باشند. اولين تظاهراتي هم نبود كه راه انداخته بود. او يك دانشجوي مسلمان و متعهد بود.

 

گويا همان روز (جمعه) در شوراي تأمين استان تصميم گرفته شد كه نيروي انتظامي از يك محل و منطقه خاصي بالاتر نرود، ولي ظاهراً خلاف اين تصميم عمل شد. مي‌خواستم بدانم در مورد اين دستوراتي كه شوراي تأمين داده بود ولي عمل نشد، شكايتي به دادگاه نظامي برده شد يا خير؟

pخبر ندارم. اگر شكايتي مي‌شد، حتماً خبرش را مي‌دادند.

 

سوال ديگرم درباره رابطه وزارت كشور و نيروي انتظامي در روزهاي اول است. آيا به نظر شما عدم هماهنگي بين اين دو منجر به چنين فاجعه‌اي نشد؟

بحث عدم هماهنگي نبود. آن روز يك‌سري حوادث غيرطبيعي اتفاق افتاد كه اگر بخواهيم بدبينانه قضاوت كنيم، بايد بگوييم يك عده درصدد اين بودند كه در آن روز، حادثه‌اي اتفاق بيفتد و اگر خوش‌بينانه قضاوت كنيم، اين است كه فرمانده نيروي انتظامي عصباني شده و كاري را كه نبايد، انجام داد. البته در اين زمينه‌ها قانون، تكليف را روشن كرده و اگر هركس طبق وظيفه خود عمل كند، مطمئناً مشكلي پيش نخواهد آمد. در آن روز خيلي‌ها از حيطه وظايف خودشان خارج شدند ازجمله اين‌كه نيروي انتظامي وارد كوي دانشگاه شدند، درحالي‌كه به آنها گفته شده بود كه اين كار را نكنند.

 

آيا اين ناهماهنگي در روزهاي ديگر، مثل دوشنبه 21 تير، وجود نداشت؟

tخير، ناهماهنگي در روزهاي بعد نبود.

گفته مي‌شود ظاهراً به نيروي انتظامي دستور داده شده بود كه روز دوشنبه به علت تحصن از صبح زود در محل حاضر شود تا از اتفاقات ناخواسته جلوگيري به عمل آيد. اما نيروي انتظامي ساعت ده‌صبح حضور پيدا كرد، يعني زماني‌كه عملاً رشته كار از دستش خارج شده بود كه نتيجه به‌وجودآمدن زدوخوردهايي بود كه تا شب ادامه داشت و در كوي دانشگاه هم حوادثي اتفاق افتاد كه خيلي عادي نبود. نظر شما در اين مورد چيست؟

pسوالات بسياري در مورد آن حادثه وجود دارد كه هنوز به آنها جوابي داده نشده است. درحالي‌كه انتظار جامعه اين است كه دادگاه يا دستگاه اطلاعاتي تكليف اين سوالات را مشخص كند. بعد از چند سال كه از حادثه مي‌گذرد، بايد معلوم شود كه چه افرادي جاهاي مختلف را آتش زدند و چندنفر كشته شدند؟ بعد از چندسال نمي‌توانيم بگوييم كه كسي شناسايي نشده است. اين‌كه ضارب و قاتل شهيد ابراهيم‌نژاد پيدا نشده، هنوز يك مسئله است. چه‌طور بعد از چندسال نمي‌دانيم قاتل كيست؟ در اين مدت تيپ‌هاي مختلفي دستگير شدند؛ از ملي ـ مذهبي‌ها، دانشجوها، گروه‌هاي سياسي برانداز تا لمپن‌ها و اراذل و اوباش. پس اگر كساني از اين گروه‌ها در اين ماجرا دست داشته‌اند، بايد علي‌القاعده تاكنون تعيين مي‌شدند.

آيا در اين چند روز، يعني يكشنبه و دوشنبه و سه‌شنبه (20 تا 22تير) بين وزارت كشور و نيروي انتظامي مذاكره‌اي انجام گرفت كه به هماهنگي خاصي منجر شده باشد؟

pبله، اگر به نتيجه خاصي نرسيده بودند، شايد صدها كشته مي‌داديم. دليل اين‌كه اين ماجرا مهار شد اين است كه كارهايي انجام گرفت. شما مي‌توانيد اين قضيه را با شلوغي‌هايي كه در يك شهر كوچك اتفاق مي‌افتد، مقايسه كنيد. تصور كنيد كه در تهران چنين فاجعه‌اي رخ داده، دانشجوها عصباني، جامعه ملتهب، نيروها رها، ولي بعد از سه، چهار روز بدون تيراندازي و بدون كشتار، قضيه جمع مي‌شود؛ پس هماهنگي به‌وجود آمده بود.

 

با توجه به حوادثي كه بچه‌ها تعريف كردند، به‌نظر مي‌رسيد كه روز دوشنبه (21 تير) نيروي انتظامي كاملاً هر طور كه خواسته بود، عمل كرده بود.

pاگر شخصي گفت نيروي انتظامي چنين عمل كرده، به اين دليل است كه در صحنه بوده و عصباني و ممكن است كسي با او تند رفتار كرده باشد. ما بايد براساس آمار و ارقام صحبت كنيم.

 

آقاي تاج‌زاده! من نمي‌خواهم اين اظهارنظر را به فرد يا جريان خاصي منتسب كنم، ولي گفته مي‌شود كه روزهاي دوشنبه و سه‌شنبه، نيروهاي لباس شخصي آزادي كامل داشتند و اين چيزي نيست كه من بخواهم از صحبت‌هاي يك يا دونفر بگويم. نيروي انتظامي هم آن شب (دوشنبه) كوي را كاملاً محاصره كرد. در اين زمينه چه مي‌گوييد؟

pاين‌كه نيروي انتظامي دوشنبه شب به كوي رفت به‌دليل خواهش دانشجوها بود. آنها به بنده گفتند كه اگر نيروي انتظامي به كوي دانشگاه نيايد، لباس شخصي‌ها و نيروهاي ديگر ممكن است فاجعه به بار آورند. يعني از من خواستند كه از نيروي انتظامي بخواهم كوي را ترك نكند.

البته گويا كمي بعد از حضور لباس‌شخصي‌ها، اين اتفاق افتاد.

pلباس شخصي‌ها دو دسته بودند؛ يك دسته متعلق به بسيج بودند كه مأموريت داشتند بيايند و جلو اوباشگري‌ها را بگيرند. مثل آتش‌زدن مغازه و... كه كارهاي قابل دفاعي نبودند و دانشجو هم اين كار را نمي‌كند و البته هنوز مبهم است كه چه كساني اين كارها را انجام داده‌اند و من در اين مورد اعتراض كردم كه چرا شناسايي نشده‌اند؟ يك دسته ديگر هم امكان دارد از كساني بوده باشند كه براي ايجاد درگيري و ضرب و شتم دانشجوها آمده باشند. بايد هر موضوعي را به صورت جدا بررسي كنيم. اين‌كه ما در روز اول هيچ كشته و شهيدي نداشتيم، هيچ‌گاه از قبح و زشتي حادثه نمي‌كاهد. ورود به دانشگاه تهران و آن وحشي‌گري‌ها محكوم است، حتي اگر كسي كشته نشده باشد. آنهايي كه مسبب آن بودند بايد پاسخگو باشند. مسئله ديگري كه وجود دارد اين است كه نبايد نتيجه بگيريم كه سياهي همه جا را گرفته بلكه اميدوار باشيم كه در آينده چنين اتفاقاتي نيفتد.

به‌طور كلي عملكرد نيروي انتظامي را بعد از روز جمعه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

pمنهاي زمان حادثه ـ كه اصلاً قابل توجيه نيست و معتقدم از آن بدتر نمي‌شود عمل كرد ـ روزهاي بعد در مجموع، معتقدم كه نيروي انتظامي خوب عمل كرد. البته اين به اين معنا نيست كه جايي خطا نكرده است. بعضي جاها واقعاً مشكل بود، مثلاً وقتي مي‌خواستند وارد جايي شوند، از ما سوال مي‌كردند و ما چون اجازه نمي‌داديم وارد نمي‌شدند.

 

در مورد عملكرد فرماندهي نيروي انتظامي نظرتان چيست؟

pبه نظر من فرماندهي، در آن موقع كوتاهي كرده است.

در آن زمان، در يكي از صحبت‌هايتان به قضيه تبريز اشاره كرديد و گفتيد كه به‌زودي گزارش آن منتشر مي‌شود و در اختيار افكارعمومي قرار مي‌گيرد. نتيجه آن گزارش چه شد؟

pگزارش داده شده و به نظر من مي‌بايست آن را منتشر مي‌كردند ولي اين كار را نكردند. گزارش را شوراي امنيت كشور داده بود و نماينده همه نهادها در تهيه اين گزارش سهيم بودند. ولي با اين‌كه گزارش تهيه شده بود، به هر دليل منتشر نكردند.

 

اين گزارش در اختيار چه كسي است؟

pوزارت كشور. درهرحال حادثه تبريز را هم ما بررسي كرديم. آنجا هم يك جنايت ديگر رخ داده بود. در تبريز هم به نظر مي‌آمد يك‌سري از افراد دنبال تسويه حساب بودند. به نظر من ماجراي كوي بايد در دو سطح تحليل شود تا دفعه ديگر، يك اجتماع كوچك، به يك بحران تبديل نشود. تلخ‌ترين قسمت حادثه كوي براي من اين است كه چطور يك بچه مسلمان مي‌تواند وارد كوي شود و يك‌نفر را از طبقه سوم با گفتن "يازهرا" و "ياحسين" بيرون بيندازد. چه فضايي براي اين فرد ساخته شده و در آن لحظه چگونه فكر مي‌كرد؟ من فكر نمي‌كنم در دوران جنگ، ستاد حزب بعث را اگر اشغال مي‌كرديم، كسي را از طبقه سوم مي‌انداختيم پايين! من در دادگاه قتل‌هاي زنجيره‌اي هم سوالم اين بود كه چه كسي خانم فروهر را كشت؟ چه عواملي باعث شد كه در ايران ـ كه زن همواره حرمت ويژه‌اي داشته است و زن كشي به نوعي نشانه ضعف مرد به حساب مي‌آمده ـ چنين اتفاقي بيفتد؟ در ماجراي كوي دانشگاه هم من نمي‌دانم آنهايي كه وارد كوي شده‌اند درباره دانشجوها چه فكر مي‌كردند؟ وقتي چنين اتفاقاتي مي‌افتد به اين نتيجه مي‌رسيم كه بايد از نظر جامعه‌شناختي تحليل كنيم كه آن مجموعه، كه با وحشيانه‌ترين وضع به جلو رفتند و برخورد كردند تا به‌اصطلاح رسالت ديني و شرعي خود را انجام دهند، در آن لحظه به چه فكر مي‌كردند؟

تلويزيون، در همان روزها، تصويري از افتادن عمامه آقاي لاري در جمع دانشجويان نشان داد كه خيلي‌ها مي‌گفتند اين تصوير مونتاژ بوده است. نظر شما چيست؟

pوقتي كه وزيركشور به كوي رفت، من با ايشان بودم. برخورد بچه‌ها بسيار صميمي و گرم بود، ضمن اين‌كه عصباني بودند. البته تك و توكي بودند كه به طرف ما سنگ پرتاب مي‌كردند. ولي عموم بچه‌ها استقبال گرمي كردند و ما تا ساعت 7 صبح [روز شنبه] كنار آنها بوديم و يكي از دلايلي كه بچه‌ها آن شب بيرون نيامدند و كمي آرام شدند حضور چندنفر از مسئولان بود كه بچه‌ها فكر مي‌كردند با وجود اين مسئولان امنيت دارند و كسي به آنها حمله نمي‌كند يا حداقل كسي وارد كوي نمي‌شود، مثلاً دكترمعين، رضاخاتمي و علي ربيعي آن شب در كوي ماندند.

  در مورد پخش تصوير افتادن عمامه آقاي لاري، من شنيدم كه عمامه ايشان افتاد، ولي اصلاً فضا اين چنين نبود كه دانشجويان از موضع ضديت با دولت يا وزارت كشور يا شخص آقاي موسوي لاري بخواهند چنين كاري را انجام دهند. در آن لحظه، من و دكترفرهادي آنجا بوديم. معاون وزير اطلاعات هم بود كه خودش را به بچه‌ها معرفي و برايشان صحبت كرد، علي‌القاعده اگر فضا آن‌قدر بد بود، بايد معاون وزير اطلاعات را تكه‌تكه مي‌كردند، چون درست بعد از قتل‌هاي زنجيره‌اي بود. مي‌خواهم بگويم وقتي كار خطايي انجام شود، ما صادقانه با مردم صحبت كنيم همين، باعث مشروعيت نظام و محبوبيت آن نهاد مي‌شود. كما اين‌كه من از فرماندهي جديد نيروي انتظامي ـ بعد از تعويض آقاي لطفيان ـ پرسيدم كه در فضاي سال‌هاي پس از واقعه كوي تظاهراتي بوده كه در آن دانشجويان به نيروي‌انتظامي توهين كرده باشند، گفت خير.

گويا شما در زمان تيراندازي به آقاي ابراهيم‌نژاد، به محل حادثه نزديك بوده‌ايد، درست است؟

pبله، ولي نه آن‌قدر نزديك به اين معنا كه ممكن بود من تير بخورم. من آن شب تمام تلاشم اين بود كه به بچه‌ها بگويم كه به كوي برگردند. چون ازمجموع قرائن حدس مي‌زدم كه اگر بچه‌ها بيرون باشند، ممكن است درگيري ايجاد شود و اتفاقاتي بيفتد، بخصوص كه تا لحظه‌اي كه من آنجا بودم هيچ‌كس كشته نشده بود و من تا آن لحظه به دانشجويان مي‌گفتم كسي كشته نشده است. به من مي‌گفتند كه دروغ مي‌گويي و چند نفر را به بيمارستان برده‌اند كه من در جواب مي‌گفتم اگر كسي كشته شده باشد، ما نمي‌توانيم از شما پنهان كنيم، بالاخره اگر يك هفته ديگر شما ديديد كه هم اتاقي‌ات يا دوستت برنگشت خواهيد فهميد. من مرتب به دانشجويان مي‌گفتم كه به كوي برگردند كه اكثريت آمدند و سپس مشغول صحبت با آنهايي شديم كه نيامده بودند. در آن لحظه كه ما مشغول صحبت بوديم، خبر رسيد كه چند متر پايين‌تر يك دانشجو تير خورده كه من به آنجا رفتم و گفتم كه چرا ايستاده‌ايد و تماشا مي‌كنيد، اولين كار اين است كه او را به بيمارستان برسانيد كه تمام نكند. طرف‌هاي صبح كه با بيمارستان تماس گرفتيم و جوياي حالش شديم گفتند كه زنده نمي‌ماند. پرسيدم كه آيا مي‌شود با راه‌هاي پزشكي مثل حيات نباتي يكي دو روز بيشتر نگهش داشت، گفتند بله. من به اين دليل اين درخواست را كردم كه درباره كشته‌نشدن كسي، به بچه‌ها دروغ نگفته باشم. تيم پزشكي هم پذيرفتند كه اين كار را انجام دهند، البته نمي‌دانم تا كي توانستند نگهش دارند چون پس از آن، اتفاقات ديگري افتاد و مسير حوادث كاملاً عوض شد.

گفته مي‌شود كه در كميته تحقيق، چند فيلم از اين قضيه وجود دارد. آيا اين موضوع صحت دارد؟

pبله، ولي فيلم‌ها تاريك است، فقط قدوقواره ضارب مشخص است ولي رنگ موها و چهره و... معلوم نيست. به نظر من حتي اگر آن فيلم هم وجود نداشت، ضارب بايد پيدا مي‌شد كه حالا به هر دليل نشده است و اينها بايد تكليفش روشن شود.

آيا شما مستندات گزارش كميته تحقيق را به‌عنوان گزارش نهايي قبول داشتيد؟

pروي بعضي از موارد نقد داشتيم. نقدم را هم مكتوب كردم و به شوراي عالي امنيت ملي تحويل دادم چون بنابراين بود كه گزارشي منتشر شود كه درمجموع جمع هفت‌نفره قبول داشته باشند. پس هركس به نوعي درباره بخشي از آن كوتاه آمد. من آن گزارش را قبول نداشتم. به نظرم بعضي جاها بايد صريح‌تر صحبت مي‌شد؛ مثل نقش فرماندهي كل نيروي انتظامي.

آيا آن گزارش وجهه قانوني داشت كه بتوان به‌عنوان مرجع به آن استناد كرد و آيا دادگاه مي‌توانسته به آن استناد كند؟

pبا اين گزارش ـ كه نماينده قوه‌قضاييه هم در آن نقش داشت و اسناد و مداركش هم بود ـ علي‌القاعده بايد نتيجه دادگاه چيزي غير از اين مي‌شد، ولي آنها باچه مكانيزمي به اين نتيجه رسيده‌اند، قضاوتش با شماست. گزارش چاپ شده را ديده‌ايد، احكام دادگاه را هم ديده‌ايد، پس مي‌توانيد قضاوت كنيد. من كه به هيچ‌وجه راضي و قانع نشدم. نه‌‌تنها احكام دادگاه با گزارش شوراي عالي امنيت ملي سازگاري نداشت بلكه با گزارش‌هايي كه توسط تك‌تك نهادها تهيه شد ـ ازجمله خود نيروي انتظامي ـ سازگاري نداشت.

 

درمجموع احكام صادره دادگاه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

pوحشتناك و غيرقابل دفاع. آقايان فقط هنرشان اين بود كه به جاي اين‌كه مسئوليت كار را به‌عهده مسببانش بگذارند، عملاً از جيب نظام هزينه كردند. وقتي همه تبرئه مي‌شوند، معنايش اين است كه فاجعه‌اي اتفاق نيفتاده است، چطور است كه جنايتي اتفاق افتاده، ولي همه تبرئه مي‌‌شوند؟!

با توجه به حضوري كه در كميته تحقيق داشته‌ايد و بررسي‌هاي انجام شده ـ كه حتماًَ يك‌سري مدارك مستند هم داشته‌ايد ـ مي‌خواهم تحليلتان را درحال حاضر از شروع ماجرا بدانم.

pهنوز نمي‌توانم چيزي بگويم.

 

آيا به نتايج خاصي رسيده‌ايد؟

pاز ابتدا رسيده بودم.

حداقل مي‌توانم بپرسم كه آيا علت خاصي پشت اين جريان بوده است يا تصادفات، كنار هم چيده شده‌اند؟

pالبته تصادفات در اين قضيه خيلي نقش داشتند. خيلي عوامل وارد شدند كه كار را از دست يك نفر يا يك عده خاص خارج كردند، ولي اصلاً قبول ندارم كه يك حادثه بوده است. بيشتر از اين نمي‌توانم چيز ديگري بگويم.

 

نگران هستيد كه مبادا تحليلتان به ضرر دانشجويان باشد يا آنها دوباره محكوم شوند؟

pنه، دانشجوها چرا محكوم شوند؟ آنها آن روز، روز سخت و تلخي را پشت سر گذاشتند و براي ما هم تجربه خيلي تلخي بود. با توجه به اين‌كه ما جمعه عصر (18 تير) به آنجا رفتيم و صحنه‌هايي را ديديم كه تكان‌دهنده بود.

 

به نظر شما آيا مداركي وجود دارد كه روزي بتوان آنها را منتشر كرد؟

pدر فضايي ديگر منتشر خواهند شد، ولي شايد در كوتاه‌مدت امكان نداشته باشد.

به نظر شما، اين اتفاق، چه مقدار روي فعاليت‌هاي دانشجويي تأثير گذاشت؟

pخيلي، البته من در حال حاضر نمي‌توانم به‌طور كامل تحليل كنم چون بايد سال‌ها بگذرد و خيلي‌ها بيايند و صحبت كنند، ولي به نظرم نقش تعيين‌كننده‌اي بر فعاليت‌هاي دانشجويان داشت. اين تأثير البته هم جنبه‌هاي منفي داشت هم جنبه‌هاي مثبت. جنبه منفي اين بود كه اعتماد به نفس دانشجوها را از آنها گرفت و خيلي محافظه‌كارشان كرد؛ بخصوص كه روش‌هاي بعدي برخورد نشان داد كه اراده لازم براي محكوميت و مجازات كساني‌‌كه اين فاجعه را آفريدند وجود ندارد و اين چيزي بود كه دانشجوي ما حس كرد. جنبه‌‌هاي مثبت آن را به نظر من در سال‌هاي ديگر خواهيم ديد ازجمله اين‌كه با وجود دلسردشدن و دلزده‌شدن عده زيادي از دانشجويان، پديده فرار مغزها و مهاجرت نخبگان، اين موضوع تعدادي را به فكر فرو برد و سعي كردند كه مسائل را عميق‌تر ببينند و ارزيابي كنند. حتي در تحليل نيروهاي سياسي نيز تغيير ايجاد كرد و متوجه شدند كه ما شرايطمان خيلي ويژه و به يك معنا، شكننده است و در اين جامعه، شايد خيلي كارها را نمي‌شود و نبايد كرد. نه به اين خاطر كه  از نظر قانوني مجاز نيستيم يا حق نداريم بلكه به اين دليل كه درمجموع ظرفيتش را به هر دليل، نداريم يا اين‌كه امكان سوءاستفاده ديگران آن‌قدر زياد است كه نبايد واردش شد. من قسمتي از تاكتيك يا استراتژي آرامش فعال را ناشي از تجربه كوي دانشگاه مي‌دانم. يعني اگر آن حادثه نبود، چه‌بسا اين استراتژي اتخاذ نمي‌شد. دموكراسي، توازن قوا مي‌خواهد و 18 تير، اين توان را داشت. 18 تير با همه تلخي‌اش اما تجربه خوبي بود كه معلوم شد دو قطبي‌شدن كاذب جامعه چه خطراتي ممكن است داشته باشد.

 

هدف كساني‌كه گفتيد اراده محكوم كردنشان وجود نداشت و يا دانشجوها فكر كردند كه وجود ندارد، از به راه انداختن اين قضيه چه بود؟

pهدفشان انفعال دانشگاه بود، ولي به آن نرسيدند. بحث اين است كه تحليل اقتدارگرايان اشتباه است كه اصلاحات دو بال دارد و دانشگاه يك بال آن است كه اگر اين را بزنند، تمام مي‌شود. اصلاحات، خواست ملت است و هر جا را كه بزنند، از جاي ديگر خود را نشان مي‌دهد. من در اين مدت كسي را نديدم كه از اصلاحات سرخورده شود و به جناح راست برگردد.

 

ولي به‌ظاهر حالت انفعال در بين دانشجوها در حال افزايش است!

pبله، چون آنها با يك‌سري اميد و آرزو آمدند و انتظار داشتند بيشتر از اينها جامعه پيشرفت كند.

به نظر شما اين حادثه در ماه‌هاي بعد، چه تأثيري روي رابطه جناح‌ها با همديگر داشت؟

pبيشتر شوكي بود كه به همه وارد شد. همه در حال تحليل مسئله بودند. حادثه، حادثه تلخي بود؛ زيرا بنا نبود در جمهوري اسلامي چنين اتفاقي براي دانشگاه بيفتد. با توجه به اين‌كه بعد از آن انتخابات مجلس ششم را داشتيم، به‌طور طبيعي همه منتظر بودند ببينند ملت در انتخابات چه خواهد گفت.

از آنجا كه انتخابات مجلس در آن سال برگزار مي‌شد، يك عده روي اين مسئله تأكيد داشتند كه براي ورود به مجلس، زدوبندهايي صورت گرفته است.

pاگر زدوبندي صورت گرفته بود كه نتيجه مجلس اين چنين نمي‌شد. مصالحه، وقتي است كه بگوييم از سي نماينده تهران، ده نفر از جناح شما و بيست نفر از ما باشند، ولي در انتخابات چنين اتفاقي نيفتاد.

 

مصالحه، نه به معناي تقسيم‌كردن تعداد كرسي‌هاي مجلس، بلكه به‌عنوان مثال تأييد صلاحيت‌هاي نامزدهاي جناح چپ.

pاگر قرار بود صلاحيت‌ها تأييد شود كه آقاي جنتي نمي‌گفتند كه من از اين‌كه تأييد كردم، استغفار مي‌كنم، يعني معتقدند كه اشتباه كردند. پس مصالحه‌اي نبوده است. به نظر من انتخابات مجلس، اوضاع را كاملاً عوض كرد.

 

آيا اين اتفاقات براي كساني كه وارد مجلس شدند قابل پيش‌بيني نبود؟

pبه‌هيچ‌وجه. در همان زمان وقتي نتيجه مجلس مشخص شد، مي‌خواستند انتخابات تهران را باطل كنند. به نظر من عرصه سياست كشور از زمان ترور سعيد حجاريان [21 اسفند1378] عوض شد نه از تير 1378.

 

عملكرد آموزش عالي و صداوسيما را در جريان انعكاس اخبار كوي و حوادث بعدي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

pرفتار صداوسيما را بسيار منفي ارزيابي مي‌كنم، ولي آموزش عالي درمجموع خوب عمل كرد.

 

 

 

چند گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

در ماجراي 11 اسفند 1376 كه به تظاهرات دانشجويان درمقابل سر در دانشگاه تهران تعرض شده بود، تعدادي از اين افراد، شناسايي شده بودند كه ما به دادگستري و نهادهاي ديگري معرفي كرديم كه اگر مي‌خواستند پيگيري كنند، بايد آنها را محاكمه مي‌كردند.

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

ورود به دانشگاه تهران و آن وحشي‌گري‌ها محكوم است، حتي اگر كسي كشته نشده باشد. آنهايي‌كه مسبب آن بودند بايد پاسخگو باشند.

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

هدف مهاجمان، انفعال دانشگاه بود، ولي به آن نرسيدند. بحث اين است كه تحليل اقتدارگرايان اشتباه است كه اصلاحات دو بال دارد و دانشگاه يك بال آن است كه اگر اين را نزنند، كار تمام مي‌شود.