چشم انداز ایران ویژه نامه 18 تیر تابستان 1384

 

 

اشتباه در آ‌غاز رخ داد

 

نگاهي به تعريف "جنبش دانشجويي" در ايران

 

امير محبيان

 

اشاره: امير محبيان چهل‌وسه‌ساله است، فارغ‌التحصيل رشته فلسفه در مقطع دكتري و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد. اين عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت كه در عين اشتغال به فعاليت مطبوعاتي در اين روزنامه منتسب به جناح محافظه‌كار، نيابت رياست انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان را هم برعهده دارد درطول سال‌هاي اخير ـ بويژه از دوم‌خرداد بدين سو ـ همواره در هر مجمع و محفلي كه براي سخنراني حضور يافته، كوشيده از منظري علمي و تحقيقي به تحليل رخدادهاي جامعه سياسي ايران بپردازد.

  وي در نگاه به بحث چگونگي وقوع فاجعه هجدهم تير معتقد است: "18 تير، اشتباه استراتژيك جبهه دوم خرداد بود."

***

  ارسطو در كتاب "سياست" مي‌نويسد: اشتباه هميشه در آغاز رخ مي‌دهد. درباب حركت‌هاي اجتماعي و سياسي شايد اين آغاز را بتوانيم زيرساخت‌هاي معرفتي و يا پايه‌هاي تئوريك آن حركت اجتماعي يا سياسي بدانيم و شايد براي كشف چگونگي بروز يك اشتباه بتوان به نخستين گام‌هاي پيدايش آن حركت در فرايند تحولات تاريخي‌اش رجوع كرد.

  در ايران هر زمان كه از پديده حركت‌‌هاي دانشجويي سخن به ميان مي‌آوريم از آن باعنوان "جنبش دانشجويي" ياد مي‌شود.

  آيا حركت دانشجويي در ايران را مي‌توان جنبش ناميد؟ اصولاً چه تفاوتي ميان حركت ساده سياسي و يك جنبش سياسي و اجتماعي وجود دارد؟

  "گي‌روشه" در تعريف جنبش اجتماعي مي‌نويسد: جنبش اجتماعي عبارت از سازماني كاملاً شكل گرفته و مشخص است كه به‌منظور دفاع و يا گسترش و يا دستيابي به هدف‌هاي خاصي به گروه‌بندي و تشكل اعضا مي‌پردازد. "آنتوني گيدنز" در كتاب جامعه‌شناسي خود جنبش اجتماعي را كوشش جمعي براي پيشبرد منافع مشترك، يا تأمين هدفي مشترك، از طريق عمل جمعي خارج از حوزه نهادهاي رسمي تعريف مي‌كند. از سوي ديگر، "ترنر" و "كيليان" نيز در كتاب رفتار جمعي خود جنبش اجتماعي را اقدام دسته‌جمعي مجموعه‌اي از افراد جامعه مي‌دانند كه براي تبليغ و ترويج و نهايتاً عملي‌ساختن يا جلوگيري از تغييري در جامعه به‌طوركلي و يا بخش و پاره‌اي از جامعه يعني در بين گروه‌ها يا عده‌اي از افراد جامعه، بسيج‌شده و اقدام مي‌كنند.

 

 پيرامون ويژگي‌هاي جنبش، انديشمندان به پنج خصوصيت مشترك ساختار سازماني، الگوهاي عضوگيري، ايدئولوژي، تعهد شخصي و حريفان جنبش‌هاي اجتماعي اشاره و تأكيد دارند.

 

  بر اين باورم كه حركت دانشجويي در ايران بويژه در دوره مورد مطالعه يعني پس از دوم‌خرداد 76 اساساً با تعاريف علمي جنبش فاصله داشته و نمي‌توان كاملاً بر آن عنوان "جنبش" را اطلاق كرد. زيرا سازماندهي دقيق و بويژه مستقل از نيروهاي عامل در صحنه سياست چونان احزاب سياسي را نمي‌توانستيم در حركت دانشجويي مشاهده نماييم و تشكيلاتي چون تحكيم‌وحدت هم بيش از آن‌كه مظهر يك جنبش دانشجويي به‌شمار رود؛ حركتي سياسي و مستهلك‌شده در زمينه پشتوانه‌هاي تئوريك بود كه براي بهره‌گيري از امكانات رسمي نهان‌روشانه به اختفاء استهلاك و دگرگوني عقيدتي خود پرداخته بود و عملاً در صحنه سياست به‌عنوان ابزار تهييج و تشجيع بخشي از نيروهاي اجتماعي درآمده بود كه مستقيماً اهداف سياسي بعضي از جريانات سياسي را تأمين مي‌كرد چنانچه سياست دوري و گسست از قدرت كه آنان اكنون دنبال مي‌كنند ناشي از علم بر اين واقعيت است كه در جريان تحولات سياسي آنان مورد سوءاستفاده سياسي قرار گرفته‌اند.

 

  اما چه جريان دانشجويي را جنبش تلقي نماييم يا خير؛ نمي‌توان منكر شد كه جريان دانشجويي در آن روزها موجي سنگين در عرصه سياسي پديد آورد. موجي در خود شكسته كه نهايتاً بسان موجي سرگردان و ابتر نمودار شد.

 

  لكن نتايج در خود شكستن جريان 18 تير در اجتماع و سياست ايران باعث بروز چه تحولاتي شد؟

 

 1ـ فرار احزاب دوم‌خردادي از پرداخت هزينه استراتژي‌هاي غلط در پيش گرفته شده و تحمل بار سنگين بدبيني نظام سياسي حاكم نسبت به جريان دانشجويي به‌دليل رفتار راديكال 18 تير.

  2ـ آغاز افول مقبوليت اجتماعي و سياسي دوم‌خرداديان زيرا آنان تمامي پتانسيل جريان دانشجويي را در قمار همه يا هيچ گرفتار كردند. نتيجه آن تحمل باري سنگين بود كه منجر به درهم‌شكستن جريان دانشجويي (بويژه دفترتحكيم) شد.

  3ـ آغاز فرايند پيدايش احساس يأس و مغبون‌شدگي دانشجويان در سياست.

  4ـ افزايش احساس خودباوري و حتي خوديافتگي جريان سياسي منتقد دولت خاتمي.

  5ـ بالارفتن ظرفيت نظام در رويارويي با حركت‌هاي دانشجويي و مشابه.

  6ـ كشف مدل "شورش‌شكني" بويژه در برابر نيروهاي پرانرژي كه تحت مديريت نهان سياسي عمل مي‌كنند.

  7ـ خنثي‌سازي حداكثر ظرفيت نيروهاي اپوزيسيون و آستانه‌يابي ميزان تحمل فشار.

  8ـ....

 

 به عبارت ساده‌تر معتقدم كه 18 تير 78 اشتباه استراتژيك جبهه‌ دوم‌خرداد بود كه مهم‌ترين ظرفيت در آستين خود را در بدترين زمان ممكن و عجولانه‌ بيرون آورد و نتيجه آن، سوختن آن برگ و نيز افتادن در سراشيب دوري از اقبال عمومي بود. البته شايد جريان دانشجويي هزينه سنگيني را در 18 تير پرداخت، ولي دريافت اگر نتواند براي خود استراتژي تعريف كند، مسلماً در بازي اهل سياست نقشي فراتر از مجري استراتژي يا ابزار كسب قدرت آن هم براي ديگران نخواهد داشت.