چشم انداز ایران ویژه نامه 18 تیر تابستان 1384

 

 

بازخواني فاجعه كوي دانشگاه

 و آشوب‌هاي بعدي خياباني

 پروین امامی

 

 

حادثه‌اي به وسعت يك فاجعه

پرده اول:

 

  از رديف درخت‌هاي سبز كاج كه گذشت، برگشت و به پشت سر نگاهي انداخت. هنوز گروهي از دانشجويان درمقابل تابلو اعلانات كنار در ورودي دانشكده اجتماع كرده بودند و بريده روزنامه‌هاي نصب‌شده بر روي آن را مي‌خواندند. روزنامه‌هاي آن روز خبر صدور احكام دادگاه متهمان عضو نيروي‌‌انتظامي تهاجم به كوي دانشگاه را چاپ كرده بودند. "تبرئه"، تيتر اصلي يكي از روزنامه‌ها، هنوز از دور به‌چشم مي‌آمد. سر برگرداند و به‌آهستگي به سمت در خروجي دانشگاه به راه افتاد و با خود زمزمه كرد: "همه عدالت اين بود؟!"

٭٭٭

 

پرده دوم:

 

عصر ديروز، ساعاتي پس از تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات با حكم دادگاه ويژه روحانيت، روزنامه سلام به دليل درج نامه سعيد امامي تا اطلاع ثانوي تعطيل اعلام شد.

 

زماني كه دست‌اندركاران مطبوعات و رسانه‌هاي گروهي كشور، در روز شانزدهم تيرماه سال 1378، مضمون خبر يادشده را از خروجي خبرگزاري‌هاي رسمي دريافت كردند، هرگز گمان نمي‌كردند كه اين واقعه به سرعت تبديل به يكي از بزرگترين و هنجارشكن‌ترين رخدادهاي سياسي ـ اجتماعي كشور در سال‌هاي حيات نظام جمهوري اسلامي گردد.

 

روزنامه سلام براساس شكايت اوليه نهاد ارشد امنيتي كشور (وزارت اطلاعات) به حكم دادگاه ويژه روحانيت و به اتهام انتشار نامه‌اي منسوب به سعيد امامي (مقام پيشين وزارت اطلاعات و متهم رديف اول پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي) مبني بر لزوم ساماندهي اوضاع فرهنگي به محاق توقيف رفت. در بخشي از نامه اين مقام امنيتي ‌آمده بود: "اين نظام فرهنگي مي‌تواند حوزه‌هاي كتاب، مطبوعات، تئاتر، سينما، موسيقي و... را تحت پوشش خود بگيرد."

 

  نويسنده نامه هدف از ايجاد اين نوع نظام فرهنگي را به‌نوعي "تقويت تشكل‌هاي خودي و خارج‌كردن عناصر معاند از صحنه" دانسته بود.

 

مسئولين سلام كه روزنامه خويش را به پشتوانه مديرمسئولي حجت‌الاسلام موسوي خوييني‌ها (دادستان پيشين كل انقلاب و عضو بلندپايه مجمع روحانيون مبارز)، در فضاي سفيد و حاشيه امن حاكميت مي‌ديدند هرگز نمي‌پنداشتند كه انتشار نامه اين مقام سابق وزارت اطلاعات كه ظاهراً با مهر طبقه‌بندي "خيلي محرمانه" در نهادهاي امنيتي ثبت شده، به رقم زدن جدي‌ترين چالش سياسي دو دهه پس از انقلاب ميان نيروهاي سياسي ـ اجتماعي هر دوطيف اصلاح‌طلب و محافظه‌كار منجر شود.

 

ايجاد هياهو بر سر انتشار نامه مذكور كه روز پيش از بررسي طرح اصلاح قانون مطبوعات توسط مجلس (شانزدهم تير ماه 1378) به وقوع پيوست، در شرايطي اوج گرفته و در نهايت منجر به تعطيلي سلام شد كه در همان روز وزارت اطلاعات با صدور بيانيه‌اي انتساب نامه چاپ شده در سلام به سعيد امامي را مورد تكذيب قرار داده و محل ارسال آن را حوزه مشاورين وزير دانسته و در عين حال به دليل محرمانه بودن نامه از سلام اعلام شكايت كرده بود. در اين‌باره، در همان روز عباس عبدي يكي از اعضاي شوراي سردبيري روزنامه سلام در توضيح استدلال نشريه متبوع خويش براي انتشار نامه طي اظهاراتي تصريح كرد كه نامه، دستخط سعيد امامي بوده و در ضمن نامبرده در زمان تدوين نامه، در حقيقت سرپرستي حوزه مشاورين وزير اطلاعات را بر عهده داشته است [نهادي كه در بيانيه وزارت اطلاعات هم به آن اشاره شده بود].

 

چگونگي مفاد نامه منتشره از يكسو و تاييد و تكذيب‌هاي طرفين ماجرا بر سر محرمانه بودن يا نبودن و شيوه برخورد نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي با انتشار يك سند ـ هرچند محرمانه ـ توسط مطبوعات كشور از سوي ديگر، بحث كشافي بود كه دامنه آن در قالب يادداشت‌هاي اعتراض‌آميز مطبوعات منتقد و مدافع اصلاحات گسترش يافت. در شرايطي كه نشريات منتقد دولت در اعلام مواضع خود به شدت با اقدام  سلام مبني بر انتشار نامه مذكور ابراز مخالفت مي‌كردند، برخي نشريات و فعالان سياسي جبهه اصلاحات ضمن انتقاد نسبت به اقدام وزارت اطلاعات در شكايت از سلام به طرح نمونه‌هايي همچون چاپ اسناد طبقه‌بندي شده وزارت اطلاعات از قبيل دستخط سبزعليان در نشريات جناح راست [اشاره به چاپ دستخط ميهماندار هيات يازده نفره آمريكايي در نشريه يالثارات] و عدم برخورد وزارت اطلاعات با اين اقدام اشاره مي‌نمودند. اشاره اصلاح‌طلبان ستون‌هاي ويژه برخي نشريات منتقد دولت را هم در بر مي‌گرفت كه تا حد انتشار محتواي مذاكرات دفتر وزير اطلاعات پيش رفته و با عكس‌العملي مواجه نشده‌اند.

 

موضوع شكايت وزارت اطلاعات از روزنامه سلام علي‌الظاهر چندان به درازا نكشيد و مسئولين اين نهاد در آخرين روز هفته (پنجشنبه هفدهم تيرماه) با اعلام رسمي خبر بازپس‌گيري شكايت خود در راستاي حفظ آرامش و تقويت سياست‌هاي دولت خدمتگزار كوشيدند دامنه غوغاي ايجاد شده بر سر انتشار نامه را محدود كنند. همين اقدام وزارت اطلاعات هم مجدداً مورد مناقشه و اختلاف‌نظر ميان جناح‌هاي مختلف سياسي واقع شد و برخي مسئولين مطبوعاتي جناح محافظه‌كار ضمن انتقاد شديد از بازپس‌گيري شكايت توسط وزارت اطلاعات، اين اقدام را نوعي تبعيض و عدم حضور معيارهاي منطقي در برخورد با تخلفات مطبوعاتي ارزيابي كردند؛ از جمله روزنامه انتخاب در يادداشت روز نوزدهم تيرماه خود ضمن زير سئوال بردن اقدام روزنامه سلام در انتشار نامه نوشت: "مراجع قانوني بايد براي مردم روشن كنند كه نامه منتشر شده در روزنامه سلام محرمانه بوده يا خير؛ اگر محرمانه بوده، چرا وزارت اطلاعات شكايت خود را پس گرفته و اگر محرمانه نبوده، چرا شكايت كرده است؟"

 

نويسنده مقاله در عين حال اشاره به موقعيت و جايگاه سياسي سيدمحمد موسوي خوييني‌ها مديرمسئول روزنامه سلام در متن مناصب حكومتي را هم ضروري دانسته و ضمن توجه‌دادن خوانندگان به اين جايگاه [در الزام بازپس‌گيري شكايت وزارت اطلاعات] پرسيد: "مديرمسئول سلام، وراي مسئوليت مطبوعاتي خود، مسئوليت‌هاي سياسي عديده‌اي داشته و دارد. آيا مسئوليت‌هاي سياسي او، مصونيت مطبوعاتي براي او ايجاد مي‌كند؟"

 

عليرغم بازپس‌گيري شكايت توسط وزارت اطلاعات، سلام اما همچنان در حلقه توقيف گرفتار ماند و اين نهاد امنيتي اگرچه در ساعات مياني روز پنجشنبه هفدهم تير رسماً اعلام كرد از حق شكايت خود صرف‌نظر كرده، اما نتوانست مانع آغاز و پيشروي بحراني شود كه به مدت يك هفته ـ از اعتراض و تجمع ساده دانشجويي در خوابگاه كوي دانشگاه نسبت به توقيف سلام تا آشوب‌هاي بعدي خياباني ـ سراسر ايران را تحت‌الشعاع قرار داد.

 

وزارت اطلاعات كه پيش از اين حادثه و به دليل درگير بودن برخي اعضايش در جريان پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي و نيز تغيير منصب عالي سازماني آن [استعفاي حجت‌الاسلام دري‌نجف‌آبادي از مقام وزارت و انتصاب حجت‌الاسلام يونسي به جاي وي توسط رئيس‌جمهوري] از سايه جايگاه هميشگي خود بدر آمده و در معرض تحليل و داوري افكار عمومي قرار گرفته بود، اين بار در شرايطي اعلام شكايت از يك روزنامه قدرتمند اصلاح‌طلب را در بيلان كاري خود رقم مي‌زد كه افكار عمومي، جامعه دانشگاهي، مطبوعات، احزاب و... به تبع نگاه به درون و انتقاد از خود اين وزارتخانه كه در جريان قتل‌ها، اقدام به پاكسازي، ترميم و بازسازي بخشي از پيكره دروني و وجهه بيروني خود كرده بود، انتظار اقدام فوق را از اين نهاد اطلاعاتي نداشتند. هرچند علي‌الظاهر بين تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات و توقيف سلام هيچ رابطه حقوقي وجود نداشت و نيز با اين كه دادگاه ويژه مستندات خود را براي توقيف سلام، فارغ از مفاد قانون مطبوعات برشمرده بود، اما افكار عمومي از مجموع شرايط نتيجه‌اي را كه مي‌بايد، گرفت و توقيف سلام را نوعي مقابله با انديشه‌هاي اصلاح طلبانه هواداران خاتمي و دولت نوگراي وي ارزيابي كرد.

 

به هر روي صرف‌نظر از ماهيت و چرايي شكايت وزارت اطلاعات از سلام (بهعنوان ارگان مجمع روحانيون مبارز و يكي از دو سر پل اصلي روحانيت سياسي ايران) و بازپس‌گيري اين شكايت و اعلام مواضع بعدي جناح‌هاي سياسي پيرامون اين اقدامات، نكته‌اي در خصوص اعلام آن به افكار عمومي  وجود دارد كه ناديده گرفتن آن، حل ابهامات پيش‌آمده در جريان حوادث كوي دانشگاه و وقايع بعدي را با دشواري مواجه مي‌سازد و آن نكته، زمان اعلام و پخش رسمي خبر انصراف وزارت اطلاعات از شكايت مطروحه است.

 

بر اساس اخبار منتشره، وزارت اطلاعات اطلاعيه بازپس‌گيري شكايت خود از روزنامه سلام را در ساعات مياني روز پنجشنبه هفدهم تير اعلام مي‌كند، اما شبكه دوم سيما به عنوان نخستين منبع خبري پخش اطلاعيه يادشده، در ساعت 30/22 اقدام به انعكاس خبر آن مي‌نمايد. بي‌ترديد اگر اين خبر زودتر از ساعت يادشده به اطلاع مردم ـ بويژه دانشجويان ـ مي‌رسيد، روند حوادث تابعه آن ـ كه جرقه آغازينش، اعتراضات ساده دانشجويان كوي در شامگاه هفدهم تيرماه بود ـ و نيز حواشي خياباني آن به سمت ديگري سوق مي‌يافت و فضاي سياسي و نيز جامعه دانشگاهي ايران با التهابي اين چنين عظيم روبه‌رو نمي‌شد.

 

در خصوص شيوه اطلاع‌رساني و انعكاس اخبار مربوط به فاجعه هجدهم تير و تهاجم گروه فشار به دانشجويان و آشوب‌هاي خياباني پيرو آن، عليرغم گذشت چند سال از حادثه، هنوز انتقادهايي به نقش و شيوه عملكرد صدا و سيما نسبت به بازنمايي اخبار آن روزها مطرح است كه توسط مسئولان اصلي‌ترين رسانه جمعي كشور پاسخي قانع‌كننده به آنها داده نشده است.

 

  در بخش‌هاي ديگر اين ويژه‌نامه به پاره‌اي از موضوعات مرتبط با عملكرد صداوسيما در جريان بحران يك هفته‌اي تير 78 اشاره خواهد شد.

 

 

 يك اعتراض ساده

  اعلام تعطيلي روزنامه سلام، نخستين تاثير خود را برفضاي دانشگاهي و دانشجويي كشور وارد آورد. واكنش اوليه دانشجويان به تعطيلي اين روزنامه صاحب‌نام و اصلاحطلب كه در تاريخ شانزدهم تير توسط دادگاه ويژه روحانيت انجام پذيرفت، اعتراض آرام گروههايي از دانشجويان پس از برگزاري دعاي كميل (پنجشنبه هفدهم تير) در مسجد كوي دانشگاه تهران واقع در خيابان كارگر شمالي بود. ايده اعلام اعتراض پس از دعاي كميل، پخش اطلاعيه دعوت‌گونه‌اي توسط يكي از دانشجويان ساكن كوي به‌نام فرخ شفيعي بود كه وي طي آن، خواستار اعلام اعتراض دانشجويان به موضوع توقيف سلام شده بود. البته در تحقيقات بعدي پيرامون فاجعه 18 تير، مقامات امنيتي و انتظامي كشور، مستندي دال بر سازماندهي قبلي اين اعتراض و احتمال سوء‌نيتي در پخش اطلاعيه يادشده به‌دست نياورده و اقدام شفيعي با تبعات جدي قضايي مواجه نشد. شوراي عالي امنيت ملي بعدها در گزارشي كه از نحوه شكل‌گيري تجمع اوليه دانشجويان تهيه كرد نوشت: "فردي كه اقدام به نوشتن اطلاعيه دست‌نويس و نصب آن نموده بود از دانشجويان براي تجمع دعوت مي‌نمايد. نويسنده ااطلاعيه به اتاق‌هاي دانشجويان مراجعه و درخواست حضور در تجمع و راهپيمايي را مي‌نمايد. از ساعت 22 هسته‌ اول شامل حدوداً پانزده‌‌نفر از دانشجويان همراه با نامبرده ساير دانشجويان را ترغيب و تشويق به راهپيمايي نموده‌اند، اين حركت با توجه به ويژگي‌ ساختمان شماره 22 كوي دانشگاه (استقرار بيش از 600 نفر دانشجو و دارابودن بيشترين تمركز دانشجويي) از اين ساختمان آغاز و با شعارهايي از ساكنان ساختمان مذكور مي‌خواهند به جمع آنها ملحق شوند. در واكنش به اين درخواست بعضي از ساكنان امتناع نموده و تعدادي به اين افراد مي‌پيوندند و به همين ترتيب دانشجويان مذكور از مقابل ساخمان‌هاي 18 ، 19 و 21 حركت كرده و ساكنان آنها را جهت پيوستن به خود ترغيب مي‌نمايند. به اين شكل در ساعت 30/22 با نزديك‌شدن به در اصلي كوي، با شعار "نگهبان در را باز كن" جمعيتي حدود 150 نفر از در كوي خارج شده و مرحله اول ماجراي كوي را شكل دادند."

گروهي از دانشجويان پس از اتمام دعاي كميل با حضور در مقابل يكي از ساختمان‌هاي كوي و سپس با اجتماع در خيابان مقابل كوي و سردادن شعارهايي عليه برنامه فرهنگي اعلام شده در نامه سعيد امامي و نيز حكم توقيف سلام، قصد ادامه اعتراض را داشتند كه با توصيه يك مسئول گشت نيروي انتظامي كلانتري يوسف‌آباد ـ كه پيش از آن توسط مسئولان كوي از خروج دانشجويان از كوي مطلع شده بودند ـ از تصميم خود منصرف شده و به آرامي با شعار نيروي انتظامي، تشكر تشكر و در فضايي كاملاً مسالمت‌جويانه راه برگشت به داخل كوي را در پيش مي‌گيرند. ازجمله شعارهاي دانشجويان اين بود: "طرح سعيد امامي ملغا بايد گردد"، "مجلس فرمايشي، خجالت خجالت"، "خاتمي‌خاتمي حمايتت مي‌كنيم"، آزادي انديشه، هميشه‌هميشه"، "جاسوس، صهيونيست، پيوندتان مبارك." در فاصله حضور دانشجويان در مقابل كوي دانشگاه و برگشت آنان به داخل كوي، گروهي از پرسنل نيروي انتظامي به همراه تعدادي افراد با لباس شخصي در مقابل خوابگاه حاضر شده، از خودروهاي خود پياده مي‌شوند و از همان زمان، به‌تدريج عمليات خشن و گسترده‌اي عليه دانشجويان ساكن كوي پي‌ريزي مي‌شود و حادثه‌اي كه در دقايق اوليه با حضور نيروي انتظامي كلانتري يوسف‌آباد و تذكر مشفقانه پليس به دانشجويان و تمكين دانشجويان از آنان، مي‌رفت كه همچون موارد قبلي تجمعات دانشجويي پايان يابد، با ورود گروه جديدي از نيروهاي پليس به فرماندهي سردار ميراحمدي [جانشين منطقه مركزي ناحيه تهران بزرگ] و نيز گروه‌‍‌هاي ناشناس موسوم به "لباس شخصي‌ها" به فاجعه‌اي تبديل مي‌شود كه عوارض آن همچنان دامنگير افكار عمومي، دانشگاه، نيروي انتظامي و مجموع نهادهاي سياسي ـ امنيتي كشور است. مهاجمان با اجتماع درمقابل كوي، ضمن سردادن شعارهاي توهين‌آميز عليه دانشجويان و اصلاح‌طلبان، به ايجاد فضاي تحريك‌كننده عصبي و نيز تزريق فضاي ارعاب و وحشت به جمع دانشجويان حاضر در صحنه مي‌پردازند.

 

در همين زمينه بهاءالدين شيخ‌الاسلام‌سخنگوي وقت وزارت كشور در گفت‌وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي اظهار مي‌كند: دانشجويان پس از بازگشت به كوي دانشگاه تهران، با حمله تعدادي از افرادي كه لباس شخصي بر تن داشتند و به سمت دانشجويان سنگ پرتاب مي‌كردند، روبه‌رو شدند و متعاقب اين مسئله با تحريك شدن برخي ديگر از دانشجويان، تعداد دانشجويان معترض به حدود پانصد نفر رسيد كه در اثر درگيري آنان، شيشه‌هاي ساختمان‌هاي كوي و تعدادي از خودروهاي پارك شده درمحل شكسته شد.

 

اين مقام وزارت كشور در ادامه توضيحات خود اضافه مي‌كند: نيروي انتظامي نيز بدون هماهنگي با وزارت كشور ساعت چهار بامداد جمعه (هجدهم تير) وارد ماجراي اين درگيري شده و تعدادي از دانشجويان را دستگير مي‌كند.

 روزنامه همشهري در اين‌باره مي‌نويسد: آن چند ساعت نيمه شب هجدهم تير كه به ناگهان كشور را با بحراني ساخته دست آشوب‌طلبان مواجه كرده بود، پاي همه مقام‌هاي مسئول را به نوعي به ميدان كشيد. ضابط فرماندار تهران كه در ساعات بروز تهاجم عليه دانشجويان بي‌پناه درمحل حاضر بود از شوراي تامين استان تهران براي نيروي انتظامي ابلاغيه‌اي آورده بود كه طي آن نيروي انتظامي موظف شده بود ضمن دور كردن افراد گروه‌هاي فشار از محل و آزاد كردن تمام دانشجويان بازداشت شده، خود نيز به هيچ‌وجه وارد كوي نشود. ضابط فرمانداري تهران ابلاغيه را خواند، ولي نتوانست[... ] را متقاعد به پذيرش آن كند.

 

  يكي از دانشجويان كه در آن شب در كوي حضور داشته و از نزديك شاهد ماجرا بوده در اين باره مي‌گويد: "ماجرا از تجمع حدود پانزده‌نفر در جلو خوابگاه شماره 22 آغاز شد و اين چيز تازه‌اي نبود. بچه‌ها هميشه به‌دلايل مختلف جمع مي‌شدند. آن شب بر شمار افراد كم‌كم افزوده شد. شعارهايي داده مي‌شد كه آنهايي كه موافق شعارها بودند به جمع مي‌پيوستند. يك چندي كه گذشت، دانشجويان به هيجان آمدند و از محوطه به خيابان رفتند. در ضمن راهپيمايي، سنگي به‌سوي پنجره مهدكودكي پرتاب شد كه شيشه‌اي را شكست. پليس به محل آمد. دكتر داود سليماني معاون اموردانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران و دكترمحمدكاظم كوهي، مديركل امورخوابگاه‌هاي اين دانشگاه در محل حاضر شدند و دانشجويان را قانع كردند تا به كوي بازگردند. در اين هنگام گروه ديگري به صحنه آمدند. دكتركوهي را دستگير كردند كه با وساطت وزارت كشور آزاد شد. كوهي پنج‌دقيقه از نيروي انتظامي فرصت خواست تا دانشجويان را به كوي بازگرداند. حاجي[سردار ميراحمدي] ، رئيس نيروي انتظامي محل او را با لگد به داخل جوي انداخت و گفت: "برويد گم شويد. شما دوم‌خردادي‌ها آدم‌هاي پستي هستيد." و بعد يك‌باره حمله شروع شد و كار درگيري بالا گرفت. پرتاب سنگ از دوسو و گاز اشك‌آور از بيرون تا نزديك ساعت چهار صبح ادامه داشت. سپس دانشجويان درگير عقب نشستند و به خوابگاه‌ها رفتند.

 

  نيم‌ساعت بعد گويا با دستور حمله، افراد نيروي انتظامي و افرادي با لباس شخصي كه نوجوانان 14 تا 16 ساله نيز در ميانشان به‌چشم مي‌خورد و گاه ـ اگرچه باورش دشوار است ـ فرماندهي حمله را برعهده داشتند، از در اصلي و در غربي كوي يورش آوردند. نمي‌دانيم در غربي را چه كسي باز كرده بود چون درهاي خوابگاه از ساعت 11 شب بسته مي‌شود. اينها در دو ساعت هر كاري كه مي‌خواستند، كردند. اول گفته بودند به كساني‌كه در اتاق‌ها هستند و چراغشان خاموش است كاري ندارند. اما به حرف خودشان هم عمل نكردند. حتي به دانشجوياني كه در محوطه چمن خوابگاه كه با چراغ مطالعه براي امتحان درس مي‌خواندند و فلاسك چاي در كنارشان بود، حمله كردند و آنها را هم زدند و غارت كردند.

 

  ساعت شش‌ونيم صبح دوباره به محوطه كوي آمدند و به خوابگاه شماره 22 هجوم بردند و تا طبقه سوم هم را پوكاندند. انصار حزب‌الله كه ادعاي مسلماني دارند با "ياحسين" همراه با فحش ناموسي، بچه‌ها را با كتاب‌ها و جزوه‌ها از اتاق‌ها بيرون انداختند و لباس‌هايشان را آتش مي‌زدند. اگر با چشم خودم نمي‌ديدم، باور نمي‌كردم كه كساني را از روي سجاده‌اي كه مفاتيح و قرآن در كنار آن بود، مي‌بردند.

 

  در بيمارستان شريعتي غوغايي بود. خدا گواه است سر يكي از بچه‌ها 15 سانت شكاف برداشته بود. دست و پا شكسته كه فراوان ريخته بود. از يكي از دوستانمان تا دو روز بي‌خبر بوديم، وقتي آمد ديديم لباسش تكه‌پاره شده و جاي چهار خط چاقو روي كمرش بود و يك طرف صورتش هم باد كرده و كبود بود.

 

  تمام مدت نيروهاي گارد از آنان‌كه لباس شخصي به تن داشتند حمايت مي‌كردند و در ساختمان 22 يك نوجوان 16 ساله رهبري عمليات را برعهده داشت. كسي كه تيراندازي مي‌كرد هيكل قوي داشت،  ابتدا با كلت خود سه تير هوايي شليك كرد و سپس مستقيم به طرف بچه‌ها شليك كرد. [پيام امروز، شماره 32]

 

بدين‌سان فاجعه‌بارترين تهاجم عليه نهاد دانشگاه در نيمه شب پنجشنبه (هفدهم) و ساعات آغازين روز جمعه هجدهم تير شكل مي‌گيرد؛ فاجعه‌اي كه به گفته شاهدان طي ساعات اوليه (دقايقي بعد از نيمه‌شب پنجشنبه)، ابتدا از جلو در ورودي كوي آغاز و به‌تدريج  (ساعت حدود 30/4 بامداد جمعه) به داخل محوطه كوي و درون اتاق‌هاي دانشجويان گسترش پيدا كرد. نيروي انتظامي و پليس ضدشورش كه محل را به محاصره درآورده بودند وارد حيطه امن دانشجويان (خوابگاه‌ها) شده و همراه با آنها، نيروهايي كه با لباس شخصي و مجهز به باتوم، پنجه بوكس، چماق و زنجير به كوي هجوم آورده بودند، با شكستن درهاي ورودي اتاق‌ها و تخريب وسايل به ضرب و شتم شديد دانشجويان ـ كه نوعاً خواب بوده و بعضي حتي موقع بازداشت، فقط لباس زير به تن داشته‌اند ـ پرداخته و ضمن پرتاب گاز اشك‌آور به برخي اتاق‌ها، به شكستن شيشه‌هاي خوابگاه‌ها، تلويزيون‌ها و نابود كردن وسايل دانشجويان پرداختند. در جريان اين تهاجم چند ساختمان كوي ازجمله ساختمان‌هاي 20،18،17،16،15،14 و 22 متحمل بيشترين خسارات و آسيب‌هاي وارده از سوي مهاجمان شده و آنها به صورت سازمان يافته حتي شماري از اتاق‌‌هاي خوابگاه شماره 14 را به آتش كشيده و ساختمان شماره 23 را كه مختص دانشجويان خارجي ساكن تهران است و نيز ساختمان 22 را كه در اختيار دانشجوياني بود كه پدرانشان آزاده بودند، از حملات خود در امان نگذاشتند.

 

اولين درگيري كه از حدود ساعت سي دقيقه پس از نيمه شب پنجشنبه آغاز شده بود با پرتاب سنگ از دو سو و گاز اشك‌آور از بيرون، تا ساعت چهار صبح ادامه يافت. در اين مرحله از حمله، ورود نيرو و لباس‌شخصي‌ها به راهروها و اتاق‌هاي خوابگاه‌ها كه با عنف و به‌موازات سركوب شديد دانشجويان همراه بود، پديدآورنده صحنه‌هايي بود كه هول‌آور بودن آنها مجال دفاع از آن را براي هيچ مقام و هيچ مسئولي باقي نگذاشت؛ كوبيدن با چوب و باتوم بر سر دانشجويان در حال خواب، ايجاد تونل انساني از مهاجمان چماق و زنجير به‌دست و عبوردادن دانشجويان از اين تونل زير رگبار ضربه‌ها، فريادكشيدن‌هاي هراس‌آور به‌منظور مرعوب‌كردن دانشجويان، اطلاق انواع توهين و تحقير و ناسزا خطاب به آنها، كشيدن دانشجويان بر روي زمين با گرفتن موي سر آنها و شكستن درهاي اتاق‌ها و كمدهاي دانشجويان، آتش‌زدن برخي وسايل دانشجويان در اتاق‌ها و...

 

  از اين مرحله درگيري‌ها وضعيت جديدي مي‌يابد و مواضع و شعارهاي دانشجويان به موازات حملات مهاجمان به تندي مي‌گرايد. جنگ و گريز بين دانشجويان با ناجا و لباس‌شخصي‌ها موجب افزايش تشنج موجود در صحنه شده و دانشجويان درمقابل كوي اقدام به روشن‌كردن آتش ـ از طريق سوزاندن اشياي حاشيه خيابان و كيسه‌هاي زباله ـ مي‌نمايند تا ضمن خنثي‌كردن گاز اشك‌آور، مهاجمان را از صحنه دور نمايند.

 

  پرتاب سنگ توسط دانشجويان و پاسخ متقابل نيروهاي شخصي همچنان ادامه دارد. ساعت، دقايقي مانده به سه بامداد را نشان مي‌دهد. مذاكرات متقابل معاون سياسي استانداري تهران (رضايي بابادي) كه بيش از يك‌ساعتي است كه در صحنه حضور دارد و مسئولان دانشگاه تهران و وزارت كشور با فرهاد نظري (فرمانده ناحيه انتظامي تهران) و ديگر مسئولان ناجا حاضر در محل به نتيجه نمي‌رسد. به‌موازات افزايش تعداد دانشجويان، تعداد نيروهاي لباس‌شخصي نيز افزايش يافته و نيروي انتظامي نيز به تعداد و استعداد نفرات خود مي‌افزايد. حضور رو به تزايد نيروهاي لباس شخصي نكته‌اي است كه در گزارش بعدي كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي هم به آن اشاره مي‌شود: "نيروهاي شخصي غيررسمي از ساعت دو بامداد به بعد به مرور از طريق يك نظام ارتباطي هماهنگ، در محل حاضر شدند."

 

  حمله بعدي مهاجمان لباس شخصي ـ كه پرسنل نيروي انتظامي هم آنها را همراهي مي‌كردند ـ در حدود ساعت شش و نيم صبح جمعه به ساختمان‌هاي داخل كوي بود كه حاصل اين چند نوبت حمله، تخريب حدود پانزده خوابگاه، به آتش كشيده‌شدن كتب، روزنامه‌ها، پايان‌نامه برخي دانشجويان و حتي قرآن‌هاي موجود در برخي اتاق‌ها، نابودي وسايلي از قبيل كامپيوتر، دوربين‌هاي عكاسي و به سرقت رفتن ساعت و وجوه نقدي آنان، شكسته شدن بسياري از شيشه‌هاي ساختمان‌ها و خودروهاي مستقر در خيابان مقابل كوي و بر جاي ماندن ده‌ها دانشجوي مجروح در اثر استنشاق گاز اشك‌آور، شكسته شدن دست و پا بر اثر پرت كردن آنان از طبقات بالاي ساختمان‌ها و بازداشت صدها دانشجو بود. ابعاد اين حادثه هولناك آنچنان عظيم و مغاير با امنيت ملي بود كه بسياري از مسئولين و مجريان قانوني ضمن حضور در محل حادثه تلاش مي‌كردند با رايزني و مذاكره با طرفين درگيري، درهم‌ريختگي وضعيت دانشجويان و نابساماني منطقه را تحت كنترل درآورند.

 

با حضور نيروي انتظامي، اعضاي گروه فشار و لباس‌شخصي‌ها ـ كه عموماً تحت عنوان "انصار حزب‌الله" از آنان نام برده مي‌شد ـ در خيابان‌هاي اطراف كوي، حمله ناتمام ديگري بعد از ساعت هفت صبح روز جمعه عليه دانشجويان شكل گرفت كه به پرتاب سنگ ميان طرفين و سردادن شعارها توسط هر دو گروه انجاميد.

  درخصوص شكل‌گيري حادثه، روابط عمومي دانشگاه تهران در گزارشي كه از نخستين ساعات وقوع بحران تهيه كرد چنين نوشت:

 

  "حدود ساعت 30/23 معاون اداري و مالي كوي به مديركل خوابگا‌ه‌ها (كوهي) اطلاع داد كه تعدادي از دانشجويان در اعتراض به جلوگيري از انتشار روزنامه سلام و مصوبه مجلس دست به تجمع زده و قصد خروج از كوي را دارند كه بلافاصله مدير كوي با انتظامات خوابگاه تماس گرفته و موارد لازم را گوشزد نمود. سپس طبق روال معمول به كشيك حراست نيروي انتظامي يوسف‌آباد، وزارت اطلاعات و ستاد خبري نيز اطلاع داد و سپس به كوي حركت نمود. زماني كه به كوي رسيد، ديد كه دانشجويان بازگشت نموده و عموماً وارد كوي شده‌اند و حدود چهل الي شصت نفر در خارج كوي تجمع نموده‌اند. ايشان مي‌گويد: "ضمن صحبت با بچه‌ها متوجه شدم كه دانشجويان تا درب دانشكده فني رفته و به تقاضاي پرسنل انتظامي بازگشته و با ذكر صلوات و شعار "نيروي انتظامي، تشكرتشكر" برنامه ختم شده است. در اين لحظه متوجه حضور چندين دستگاه خودروي پليس شدم كه در روبه‌روي كوي توقف مي‌نمايند كه بلافاصله به سمت آنها رفته و تذكر دادم كه مسئله تمام شده و اصلاً چرا حضور يافته‌اند و خواهش نمودم كه صحنه را ترك كنند، چون دانشجويان تحريك خواهند شد كه عموم آنها ضمن موافقت، مرا به صحبت با "حاجي "[سردار ميراحمدي] توصيه نمودند كه در اين حال شخصي با لباس شخصي و دهان و دندان‌هاي سيم‌كشي شده كه توان چنداني هم براي صحبت‌ نداشت، ضمن توهين و اهانت و زدن ضربه به بدن اينجانب به من گفت كه "تو چه‌كاره‌اي؟ برو گمشو" و سرگرم آرايش نيروهاي خود گرديد كه  اينجانب دوباره به سمت او رفته و ضمن تحمل همه اهانت‌هاي او به او گفتم كه مراسم دانشجويان خاتمه يافته و پنج‌دقيقه به من مهلت بدهيد، همه آنها را به اتاق‌هايشان بازخواهم گرداند كه ايشان ضمن اهانت و زدن ضربه‌اي به من گفت: "همه اينها زير سر توست، فردا برايت پرونده‌اي بسازم كه ببيني! فردا تو را بازداشت خواهم كرد. تو را از لحاف بيرون مي‌كشم .خواهي ديد كه با شما چه مي‌كنم! همه اينها كار شما دولتي‌هاست." من كه نااميد شده بودم از او دور شدم كه در اين حال او دستور حمله به افراد خويش را صادر نمود و در كمال ناباوري اينجانب و دانشجويان، حدود 15 سرباز ضدشورش به دانشجويان حمله نمودند و دانشجويان به داخل هجوم آوردند كه يك‌نفر از سربازان ضدشورش نيز توسط دانشجويان گرفته شد و با وساطت اينجانب، وي به داخل انتظامات هدايت و چون امنيت جاني نداشت باز بلافاصله با هدايت اينجانب و كمك پرسنل انتظامات آزاد شد و پس از اين مرحله بود كه زدوخوردهاي (سنگ‌پراني) دوطرف شروع شد و دانشجويان داخل ساختمان نيز تا حدود 700ـ500 نفر به دانشجويان قبلي (110ـ100) نفر پيوستند كه در اين اثنا معاون دانشجويي و فرهنگي شخصاً حضور يافت و ادامه آن را با هم پيگيري نموديم...".

 

چشم در برابر چشم!

  در روايت‌هاي متعددي كه از ساعات نخستين شكل‌گيري بحران شنيده شد اين نكته در همه مشترك است كه سردار نظري فرمانده نيروي انتظامي در حدود ساعت دو صبح روز جمعه در مقابل كوي حضور مي‌يابد و ازسوي ديگر تعالي نماينده وزارت كشور و رضايي بابادي (استانداري) هم تا حدود ساعت چهارصبح به اتفاق برخي ديگر از چهره‌هاي مسئول مي‌كوشند در گفت‌وگو با دانشجويان و نيز مقامات نيروي انتظامي، يكي را به ورود به كوي و ديگري را به ترك محل راضي كرده و غائله را ختم نمايند. در حدود ساعت چهارصبح از طرف فرمانده نيروي انتظامي تهران (نظري) پنج دقيقه به دانشجويان مهلت داده مي‌شود  به داخل كوي برگردند كه همزمان با انقضاي مهلت، دستور ورود نيروهاي انتظامي به كوي توسط نظري صادر مي‌شود. لحظاتي پيش از اين فرمان صداي شليك سه تير هوايي شنيده مي‌شود و در ادامه نيروي يگان ويژه با بيش از 10 خودرو زرهي از يك‌سو و نيروهاي شبه‌نظامي و لباس شخصي‌ها در دانشكده فني وارد كوي مي‌شوند. در جريان اين حمله كه حدود چهار و سي‌دقيقه بامداد جمعه اتفاق مي‌افتد، حادثه‌اي رخ مي‌دهد كه در جريان رسيدگي قضايي به پرونده به موضوعي عليه دانشجويان تبديل مي‌گردد و آن موضوع به گروگان گرفته‌شدن سه سرباز توسط دانشجويان است. دانشجويان درمقابل تهاجم به كوي، سه پرسنل نيروي انتظامي را گرفته و در ساختمان نگهباني كوي نگاه مي‌دارند. بعدها فرماندهان نيروي انتظامي اظهار كردند كه چون سه نيروي تحت مسئوليت آنها توسط دانشجويان گروگان گرفته شده بودند، نيروي انتظامي به كوي حمله كرده، اما دانشجويان و برخي از مسئولان ـ ازجمله تاج‌زاده، معاون سياسي وقت وزارت كشور ـ اظهار داشتند پس از ‌‌آن‌كه نيروها درحدود ساعت بعد از چهار صبح به كوي حمله كردند، دانشجويان سه پرسنل انتظامي را گرو گرفتند. در همين‌باره سه پرسنل مذكور در جريان تحقيقات اظهار كردند: "هنگامي‌كه از طبقه سوم به پايين مي‌آمديم، مشاهده كرديم نيروها محل را ترك كرده‌‌اند و تعداد زيادي دانشجو در راه‌پله‌ها حضور دارند."

 

 به گفته اين سه پرسنل وظيفه جمعي يگان‌ ويژه ناتب گروهان شهيد دستغيب، آنها با ديدن دانشجويان مجدداً به سمت پشت‌بام برمي‌گردند و از آنجا حضور خود را به نيروهاي انتظامي اعلام مي‌كنند. تعدادي دانشجو با مشاهده اين سربازان، آنها را به گروگان مي‌‌گيرند و درقبال عصبيت برخي دانشجويان، گروهي حدود پانزده دانشجو به محافظت از سربازان مي‌پردازند و آنها را به زيرزمين ساختمان شماره 14 كه متعلق به انبار خوابگاه بوده، انتقال مي‌دهند.

 

 بعد از اين سري حمله است كه حجت‌الاسلام موسوي لاري وزيركشور ضمن اطلاع از موضوع با سردار انصاري جانشين فرمانده كل نيروي انتظامي تماس مي‌گيرد و دستور مي‌دهد كه انتظامي‌ها به هيچ‌وجه وارد كوي نشوند، تيراندازي نكنند و گاز اشك‌آور نزنند، اما نيروي انتظامي با تمرد از دستورات مربوطه حدود ساعت هفت صبح مجددا ًوارد كوي مي‌شوند. براساس گزارشي كه در جلسه صبح جمعه مسئولان در شوراي تأمين استان ارائه مي‌شود به گفته فرهاد نظري، علت حمله در ساعت چهاروسي‌دقيقه صبح جمعه، وجود گروگان‌ها اعلام مي‌شود، اما توسط انصاري (جانشين فرمانده انتظامي) همين موضوع (گروگان‌ها) علت ورود ساعت هفت صبح نيرو به داخل كوي عنوان مي‌شود كه تناقض در زمان گروگان‌گيري و علت حمله نيروي انتظامي به كوي را افزايش مي‌دهد.

 

 تدبير بزرگان

  طلوع روز جمعه در فضايي اين چنين پرتنش فرامي‌رسد. همزمان با تداوم بحران، در ساعت ده‌وسي‌دقيقه بامداد جمعه رياست دانشگاه تهران (خليلي عراقي) به همراه معاون دانشجويي و فرهنگي (سليماني) و نيز مديركل خوابگاه‌هاي اين دانشگاه (كوهي) در شوراي تأمين استان حضور مي‌يابند. محور برخي گزارش‌ها كه در اين جلسه ارائه مي‌شود انگيزه راهپيمايي اوليه دانشجويان (توقيف سلام)، روند رفتار نيروي انتظامي، اظهارات نظري (فرمانده نيروي انتظامي) درباره روند حوادث، بررسي چگونگي تهاجمات به كوي، حضور نيروهاي لباس شخصي و... بود. براساس گزارشي كه بعدها مسئولان وقت از اين نشست شوراي تأمين ارائه كردند پيشنهادات و مصوبات زير در نشست يادشده مطرح شده بود: "كليه بازداشت‌شدگان آزاد شوند؛ فرماندهان نظري، ميراحمدي و مسببين اصلي غائله عزل گرديده و با آنان برخورد قانوني شود؛ نيروهاي انتظامي مجدداً وارد خوابگاه نشوند؛ نيروهاي انتظامي از ورود انصار به كوي جداً ممانعت به‌عمل آورند، شوراي امنيت در اسرع وقت تشكيل جلسه داده و به موضوع رسيدگي نمايد؛ مسئولان دانشگاه، وزارت كشور و وزارت اطلاعات با دانشجويان وارد مذاكره شوند؛ فرمانده نظري به محل نيايد و فرد ديگري جايگزين شود و..."

 

  روز جمعه در ادامه آبستن حوادث ديگري بود. به موازات درگيري‌هاي پراكنده ميان دانشجويان و لباس‌شخصي‌ها در اطراف و خيابان مقابل كوي ـ كه عمدتاً به سنگ‌پراني و شعارهاي مخالفت‌جويانه اختصاص داشت ـ بعد از نمازجمعه، گروهي از نمازگزاران (حدود صدنفر) با روانه‌شدن به‌سوي كوي، با تعدادي از دانشجويان نمازگزار كه در محوطه كوي و درمقابل آن در حال اقامه نماز بودند، درگير شدند. روابط عمومي دانشگاه تهران در بخشي از گزارش خود از وقايع روز جمعه مي‌نويسد:

 

  پس از اتمام نمازجمعه تعدادي بالغ بر 100 ـ 80 نفر از نمازگزاران به سمت كوي دانشگاه هجوم برده و با دانشجويان نمازگزار در محوطه كوي كه در حال اقامه نماز بودند درگير شدند. گفتني است مهاجمين به سركردگي فردي به‌نام م.د. اقدام به حمله به دانشجويان نمودند و به گفته منابع موثق توسط مهاجمين نمازجمعه كه به احتمال قريب به يقين از انصار بوده‌اند توسط كلت كمري يك شليك زميني صورت گرفت.

 

  بنا به گفته شاهدان پس از حمله انصار، دانشجويان غيرقابل كنترل شده و هيچ فردي يا گروهي نمي‌توانست آنها را آرام نمايد. در اين اثنا نيروي انتظامي با مراجعه به بيمارستان‌ها قصد خارج كردن مجروحين از بيمارستان‌ها را داشته‌اند كه در مواردي منجر به درگيري‌ با پرسنل بيمارستان شده است. ساعت 25/16 دقيقه طي هماهنگي صورت گرفته با جابر انصاري (يكي از معاونين نيروي انتظامي) مقرر شد براي كاستن از حساسيت دانشجويان، نيروي انتظامي از محوطه دور شده و از ديد دانشجويان خارج شوند، ولي اين كار به‌هيچ‌وجه صورت نگرفت. بعدازظهر روز جمعه حدود ساعت 20 با حضور وزيران علوم، بهداشت و كشور تا لحظاتي فضا آرام شد ولي دانشجويان سخنان وزيركشور را قانع‌كننده ندانسته و بحران فروكش ننمود.

 

 پس از سخنراني وزيركشور، وزير علوم ضمن اظهار همدردي با دانشجويان پيشنهادهايي را به دانشجويان ارائه نمودند كه درنهايت با اعلام عدم تمايل دانشجويان به خروج از محوطه كوي، وزيران علوم، بهداشت و آقايان رضا خاتمي، مجيدانصاري، تاج‌زاده و مسئولين دانشگاه به منظور تضمين امنيت دانشجويان شب را در خوابگاه به‌سر بردند.

 

  بين ساعت‌هاي 22 تا صبح روز شنبه نيز بين دانشجويان و نيروي انتظامي دو مرحله درگيري روي داد كه در ساعت يك بامداد با تيراندازي همراه بود و ظاهراً يك تير به يكي از دانشجويان از ناحيه سر اصابت كرده است...".

 

مرگ از راه مي‌رسد

هرچند در ساعات آغازين درگيري‌ها بر اثر ابعاد گسترده تهاجمات وشدت خشونت به كار رفته عليه دانشجويان برآورد دقيقي از تعداد تلفات حمله مهاجمان به كوي در دست نبود، ولي به مرور با مسلط شدن برخي نهادهاي دولتي و نيز دانشجويي بر كنترل وضعيت و نيز صدور بيانيه رسمي شوراي عالي امنيت ملي، اعلام شد: تنها فردي كه در حادثه تهاجم به كوي جان خود را از دست داد افسر وظيفه مرحوم عزت ابراهيم‌نژاد اهل پلدختر بود كه نامبرده روزهاي تعطيل را در خوابگاه دانشجويي و در كنار دوستان خود مي‌گذرانده است. اين فرد بر اثر شليك تير توسط شبه‌نظاميان حاضر در صحنه و در ساعات مياني جمعه شب كشته شد كه بنا به تصريح برخي دوستان وي، "ابراهيم‌نژاد پيش از آن توسط گروه فشار و در جريان تجمعات مختلف دانشجويي شناسايي شده بود."

 

البته در مورد رسيدگي قضايي به پرونده قتل عزت ابراهيم‌نژاد به اولياي دم گفته شد كه پرونده وي به نيروي انتظامي مربوط نمي‌شود و بايد به صورت جداگانه پيگيري شود؛ چرا كه به هنگام تير خوردن وي، نيروي انتظامي در صحنه حاضر نبوده و احتمالاً تير از اسلحه يكي از نيروهاي لباس شخصي شليك شده است.

 

در پي انتشار اين خبر، دو تن شاهد به دادگاه مراجعه مي‌كنند و شهادت مي‌دهند كه نيروي انتظامي در لحظه اصابت گلوله به ابراهيم‌نژاد در صحنه بوده و نيز يكي از مقامات وزارت كشور اظهار مي‌دارد كه فيلمي در اختيار دارد كه در آن ضارب ابراهيم‌نژاد كاملاً مشخص است. اين فيلم از دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي به دادگاه ارائه مي‌شود، اما قاضي پرونده اظهار مي‌كند كه بايد ثابت شود كه مقتول در آن لحظه در تيررس ضارب قرار داشته، در غير اين صورت نمي‌توان به اين فيلم استناد كرد. به هر حال تنها نكته‌اي كه در جريان قتل مرحوم ابراهيم‌نژاد محرز مي‌شود اين است كه اسلحه‌اي كه گفته مي‌شود مقتول در اثر اصابت گلوله آن كشته شده ويژگي‌هايي مشابه با سلاح كمري 9 ميليمتري با مارك Sigsauer مدل P226 داشته است.

 

  بعدها در جريان سلسله محاكمات پرونده تهاجم به كوي و چگونگي به قتل رسيدن ابراهيم‌نژاد، وي به‌عنوان تنها قرباني حادثه هجدهم تير از طرف شعبه سوم دادگاه انقلاب به‌دليل "اقدام عليه امنيت ملي و سنگ‌پراني"، مجرم شناخته شد كه به‌دليل فوت متهم، پرونده مختومه اعلام شد. پرونده قتل وي پس از ارجاع به ديوان عالي‌كشور به‌دليل عدم‌صلاحيت دادسراي نظامي به شعبه سوم دادگاه انقلاب سپرده شده بود.

 

 شعبه سوم دادگاه انقلاب‌ سرانجام در سال 1382 به لحاظ متوفي‌بودن متهم، قرار موقوف تعقيب براي پرونده صادر مي‌كند و رسيدگي قضايي به پرونده با شكايت و پيگيري خانواده ابراهيم‌نژاد براي جست‌وجو و شناسايي قاتل فرزند خويش وارد مرحله تازه‌اي مي‌شود.

 

  اسحق ابراهيم‌نژاد پدر مرحوم عزت ابراهيم‌نژاد در اين مورد و در تاريخ 20/10/1380 در نامه‌اي كه خطاب به كميسيون حقوق‌بشر اسلامي نوشت مي‌گويد: "در مراجعاتي كه به شعبه سوم داشتيم، قاضي مربوطه اعلام كردند كه اولياي دم مقتول بايد شكوائيه تنظيم كنند و به دادگاه ارائه دهند كه ما براساس اعترافات آقاي اميرفرشاد ابراهيمي، اسامي چهارنفر به‌نام‌هاي [م.د.، ك.م.، س.ش. و ب.ش.] را به شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامي ارائه داديم، ولي متأسفانه قاضي مقدس افراد مذكور را احضار نكردند. باز نامه‌اي را كه حاوي همين اسامي بود به‌طور حضوري به جناب آقاي مبشري رئيس دادگاه‌‌هاي انقلاب ارائه داديم، ولي با اين‌كه آقاي مبشري زير نامه مذكور دستور رسيدگي به موضوع را دادند، متأسفانه قاضي شعبه سوم دادگاه انقلاب رأي به محكوميت مرحوم ابراهيم‌نژاد ـ با اين‌كه ايشان در قيد حيات نبودند ـ داد و براي عوامل مشخص بدون اين‌كه دادگاه تشكيل شود، رأي برائت صادر كرد."

 

  حجت‌الاسلام محسن رهامي وكيل دانشجويان شاكي در پرونده كوي هم در مورد حكم صادره عليه مرحوم ابراهيم‌نژاد طي نامه‌اي به آيت‌الله شاهرودي (رئيس قوه‌قضاييه)، ضمن انتقاد از مفاد حكم و وارد دانستن چندين اشكال اساسي بر آن از روند پيگيري پرونده ابراهيم‌نژاد اين‌گونه انتقاد مي‌كند: "... در مورد حكم صادره و يا به عبارت بهتر قرار صادره دادگاه، صرف‌نظر از برخي ايرادات حقوقي، داراي چند اشكال عمده بدين شرح مي‌باشد؛ اولاً طبق موازين مسلم حقوق كيفري و نص صريح ماده شش قانون آيين دادرسي دادگاه عمومي و انقلاب در امور كيفري، تعقيب امر جزايي با فوت متهم موقوف مي‌گردد و در صورتي كه فوت متهم مقدم بر تعقيب امر جزايي باشد، تعقيب وي شروع نمي‌شود و اگر اعلام جرم و گزارش رسمي نيز به عمل آمده باشد، نهاد تعقيب‌كننده نه قادر به تعقيب است و نه مكلف به آن و بايد دستور بايگاني اقدامات احتمالي انجام شده ازسوي ضابطان دادگستري را صادر كند، اما چنانچه متهم بعد از شروع تعقيب و قبل از صدور حكم فوت كند، در اين صورت محكمه‌اي به پرونده اتهامي رسيدگي مي‌كند و قرار موقوفي تعقيب متهم را صرف‌نظر از احراز صحت يا سقم اتهام، صادر و اعلام مي‌كند... .

 

 در مورد مرحوم ابراهيم‌نژاد سوال اين است كه اين تحقيقات و دادرسي در چه زماني شروع شده كه قاضي محترم ختم آن را اعلام كرده است؟ قبل از فوت آن مرحوم بوده يا پس از فوت؟ اگر قبل از فوت بوده، چه اتهامي پيش از 18 تير متوجه وي بوده و در چه تاريخي و توسط كدام مرجع قضايي اين اتهام به وي تفهيم شده است؟ و اگر اين تعقيب و دادرسي پس از فوت وي بوده ـ كه گردش كار و رأي صادره حاكي از اين امر است ـ در اين صورت تعقيب و پيگيري وي و انجام دادرسي خلاف موازين مسلم حقوقي و قضايي بوده است... ."

 

  وكيل دانشجويان بدين‌شكل پيگير امورحقوقي ايراد اتهام به متهم متوفي شد، درحالي‌كه نزديك به دوهفته تا اعلام نهايي حكم متهمان دادگاه كوي و اولين سالگرد اين فاجعه، بنا به اطلاعيه دادگستري استان تهران اعلام شد "شعبه 16 دادگاه عمومي تهران قرار بازداشت موقت محسن رهامي و شيرين عبادي را صادر كرد." عبادي [وكيل خانواده ابراهيم‌نژاد] و رهامي به اتهام نوارسازي در مورد گروه انصار حزب‌الله براساس اعترافات اميرفرشاد ابراهيمي ـ يكي از اعضاي سابق انصارـ بازداشت شدند. درپي اين دو، نعمت احمدي از وكلاي دادگستري، وكالت خانواده ابراهيم‌نژاد را براي شناسايي قاتل وي عهده‌دار مي‌شود.

  

 در روزهاي پس از شهادت عزت‌ ابراهيم‌نژاد، خواهر وي ـ كه خود همسر شهيد است ـ در مراسمي درخصوص وضعيت جسد برادرش به‌هنگام تحويل گفت: "وقتي كه ما شنيديم عزت به شهادت رسيده به تهران رفتيم، اما كسي دقيقاً به ما نگفت كه او را چه‌طور كشته‌اند. وقتي كه به پزشكي قانوني رفتيم و جسد را ديديم معلوم شد ـ به نظر من كه جسد را ديدم ـ او را شكنجه داده‌اند، چون تمام بدنش جاي زخم و جراحات بود. روي گردنش جاي چاقو بود، پشت كمرش جاي زنجير بود، قوزك پايش نمي‌دانم جاي سنگ بود يا باتوم، هرچه بود مشخص نبود ولي خيلي ناجور بود، كشاله‌هاي رانش تمام چاقو خورده بود. البته دكترش مي‌گفت كه ما كالبدشكافي‌كرده‌ايم، ولي ما باور نمي‌كرديم، چون كه حالت عجيبي داشت. يك گلوله هم به شقيقه‌اش خورده بود. با تحقيقاتي كه كرديم، برداشت ما اين بود كه عزت با توجه به جاي شكنجه‌هايي كه روي بدنش ديديم، در كوي دانشگاه به شهادت نرسيده است." [ايران فردا، شماره 55]


 

 

به كدامين گناه؟

 

روز جمعه هجدهم تير كوي دانشگاه تهران و خيابان‌هاي اطراف در وضعيتي كاملا بحراني به سر مي‌برند. با گذشت ساعت‌ها، همچنان تعداد قابل توجهي از دانشجويان در خيابان محل درگيري اجتماع كرده‌اند و نيروي انتظامي با بستن خيابان اصلي ميان دانشجويان و مهاجمان كه در سمت ديگر خيابان اجتماع كرده‌اند،‌حائلي به وجود آورده است. مهاجمان با حمل پرچم و پلاكارد عليه برخي مسئولين بلندپايه كشور، دانشجويان و در نفي موضوعاتي همچون توسعه سياسي شعار مي‌دادند. در سوي ديگر دانشجويان كه از نخستين ساعات درگيري از كوچكترين كمك‌هاي خدماتي دانشگاه از قبيل غذا و وسايل امدادي محروم مانده‌اند، به تدريج شاهد حضور گروه‌هاي خبرنگاران رسانه‌هاي داخلي و خارجي هستند كه مي‌كوشند با گذر از موانع و معابر دور از دسترس مهاجمان در صحنه حاضر شده و گزارش‌هاي خود را ارسال نمايند.

 

  بيمارستان‌هاي شريعتي و امام‌خميني (ره) دو بيمارستان نزديك به كوي هستند كه مجروحان و دانشجويان آسيب‌ديده از تهاجم را به آنجا انتقال داده‌اند. روز جمعه عالي‌ترين مقام آموزشي كشور، دكتر مصطفي معين، با حضور در بيمارستان شريعتي ضمن همدردي با دانشجويان و ابراز تأسف از فاجعه رخ داده در پاسخ يكي از دانشجويان كه مي‌پرسد: چرا اجازه مي‌دهيد كه توي سر ما بزنند؟ با ناراحتي مي‌گويد: من از اين فاجعه ناراحتم و بايد بگويم همان‌طور كه توي سر شما مي‌زنند، توي سر ما هم مي‌زنند و از من كاري ساخته نيست. دانشجوي ديگري گريه‌كنان خطاب به وزير مي‌گويد: "چند نفر از آنها ضمن ياحسين گفتن مرا به روي زمين انداختند و با پوتين محكم به كمر و پهلوهايم مي‌كوفتند. شما را به خدا آيا امام‌حسين راضي به اين كار است؟! مگر ما چه كرده‌ايم؟" و وزير هيچ ندارد كه بگويد.

 

 ساعت سه بعدازظهر جمعه دومين جلسه شوراي تأمين استان تشكيل مي‌شود. تاج‌زاده معاون سياسي وقت وزارت كشور در اين‌باره مي‌گويد: "در اين جلسه قائم‌مقام وزارت اطلاعات اصرار داشت افرادي كه مورد قبول دانشجويان هستند به كوي بروند و مسئله را همان‌جا حل كنند. من، دكترفرهادي، دكترمعين و موسوي لاري رفتيم...".

 

 

عمامه‌اي كه افتاد!

 

  حجت‌الاسلام موسوي لاري وزير كشور، از جمله مقاماتي است كه عصر جمعه به همراه معين و حجت‌الاسلام مجيد انصاري نماينده مردم تهران در مجلس وارد كوي دانشگاه شده و دانشجويان را دعوت به آرامش مي‌كنند، اما نتيجه‌اي از سخنان خود نمي‌گيرند.

موسوي لاري كه پس از استيضاح حجت‌الاسلام عبدالله نوري به سمت وزير كشور منصوب شد، از جمله آن دسته از اعضاي كابينه خاتمي است كه در طول دوران وزارتش با بيشترين حوادث و اتفاقات موثر و بعضا تنش‌بار در حوزه كاري مربوطه‌اش مواجه شده است. اين حوادث كه پيش از آن با يورش گروه فشار به عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني در يكي از نمازجمعه‌هاي سال 1377 آغاز شد، در ادامه وقايعي همچون ترور تيمسار صيادشيرازي جانشين رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح، انتخابات مجلس سوم خبرگان، انتخابات نخستين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا، و... را در بر گرفت تا پاييز 1377 كه پروژه قتل‌هاي زنجيره‌اي و در پي آن حادثه كوي دانشگاه در هجدهم تير 78

كلكسيون وقايع خطير و متنوع كارنامه وزارت كشور در دوره تصدي موسوي لاري را تكميل كرد.

 

بر اساس قراين، وزير كشور در حدود ساعت 5 صبح روز هجدهم تير در پي تماس تلفني رضايي بابادي (معاونت سابق سياسي استانداري تهران) از موضوع مطلع مي‌شود. پس از اطلاع وي، جلسه شوراي امنيت ملي تشكيل و تلاش مي‌شود با اعلام حضور افراد سياسي كه در بين دانشجويان وجهه و مقبوليت قابل قبولي دارند، آنان را متقاعد كنند تا از ادامه اعتراض‌هاي خود در خصوص حمله مهاجمان به خوابگاه صرف‌نظر كنند تا بدين‌ترتيب دامنه اعتراضات جمع شود. با اين حال وزير كشور خود نيز با حضور در صحنه درگيري‌ها مي كوشد ضمن التيام بخشي به احساسات جريحه‌دار شده دانشجويان آنها را مطمئن كند كه نهاد متبوع وي با هرآنچه در توان دارد در رسيدگي به موضوع جلو خواهد رفت.

 

حضور وي در ميان دانشجويان معترض، خشمگين و كتك خورده حرف و حديث بسيار به دنبال داشت؛ چرا كه التهاب در فضاي كوي چندان عميق و گسترده بود كه دانشجويان اساساً به حضور هيچ‌كس و هيچ مقام مسئولي كمتر از خاتمي در جمع خود رضايت نمي‌دادند. به هنگام حضور موسوي لاري در جمع دانشجويان، فشار جمعيت، ملتهب بودن جو و بي‌ثباتي شرايط به قدري بود كه به‌هنگام خروج از كوي، براي لحظاتي عمامه از سر وزير كشور افتاد. موضوع افتادن عمامه از سر موسوي لاري به سرعت تبديل به خبري شد كه نه تنها ميان دانشجويان، كه در بخش‌هاي خبري صدا و سيما كه به شيوه‌اي پرسش‌برانگيز اخبار كوي و مسائل مرتبط با آن را پوشش مي‌داد منعكس شد.

 

 بهراستي جريان افتادن عمامه وزير كشور در جمع دانشجويان مدافع دولت از چه قرار بود؟

  يكي از مسئولان دانشگاه تهران در مورد تصاوير پخش شده از تلويزيون معتقد است سيما از تكنيك مونتاژ در نمايش اين صحنه استفاده كرده است: صحنه افتادن عمامه وزير كشور كاملا مونتاژ شده بود؛ چون ايشان را كسي نزد و عمامه‌شان هم نزديك در كوي از سرشان افتاد. فشار جمعيت خيلي زياد بود. اتفاقاً ما آقاي لاريجاني را دعوت كرده بوديم اينجا، كه چرا در صدا و سيما به اين شكل عمل مي‌كنيد، شما عضو هيات علمي دانشگاه هستيد و... من خودم در صحنه بودم و مي‌دانم كه اصلا چنين صحنه‌اي وجود نداشت. دو تا صحنه كاملا جدا از هم را مونتاژ كرده بودند و اين طور نشان دادند كه ايشان مشت خورده‌اند؛ در صورتي كه ايشان با فشار جمعيت آمدند بيرون و نزديك در، عمامه‌شان افتاد.

 

داوود سليماني معاونت سابق دانشجويي دانشگاه تهران هم كه از ساعات اوليه حادثه در صحنه حاضر بوده در مورد عملكرد صدا و سيما و جلسات مسئولان دانشگاه تهران و وزارت علوم با علي لاريجاني مي‌گويد: ما يك جلسه داشتيم با آقاي لاريجاني. در اين جلسه نقطه‌نظرات دانشگاه را عنوان كرديم مبني بر اين كه صدا و سيما اخبار درست را پخش نكرده و بسيار يك‌جانبه و يكسويه عمل كرده و اين كه اخبار مربوط به دانشگاه و تحليل‌هاي بعد از اخبار، يك صف‌بندي را بين دانشگاه و نظام القا كرده كه بسيار خطرناك است و نبايد صورت بگيرد. آقاي لاريجاني هم در پاسخ گفتند كه ما در قسمت خبر مستقل عمل نمي‌كنيم و سياست‌هاي كلي صدا و سيما را شوراي عالي امنيت ملي تعيين مي‌كند و خبرهاي مربوط به وزارت اطلاعات هم مستقيماً يك ربع قبل از پخش خبر به صدا و سيما مي‌رسد و در مجموع ما قدرت مانور چنداني در پخش خبرنداريم.

 

انتقاد نسبت به عملكرد صدا و سيما در جريان بازنمايي اخبار حادثه كوي و مسائل بعدي آن صرفاً مورد اشاره دست‌اندركاران امور دانشجويي نبود. در همان روزها محمد عطريان‌فر از اعضاي شوراي شهر تهران كه همراه با برخي ديگر از همتايان خود به بازديد از محوطه كوي رفته بود در گفت‌وگويي اظهار داشت: عملكرد صدا و سيما در اين مورد صددرصد محكوم و اين كار خطرناكي است كه صدا و سيما از كنار فجيع‌ترين و مهم ترين حادثه اين روزگار ما در تهران بي‌اعتنا مي‌گذرد، در حالي كه راديوها و رسانه‌هاي بيگانه درصدر اخبار خود به آن مي‌پردازند.

 

وزير كشور به عنوان بازوي اجرايي خاتمي در پروژه توسعه سياسي، در برابر حوادث كوي موقعيت بسيار ويژه‌اي داشت. اختلاف‌نظرهاي قديمي ميان وزارتخانه تحت امر موسوي لاري و نيروي انتظامي، در جريان حادثه كوي يك بار ديگر به تمامي قامت بركشيد و مديريت بحران را دچار ضعف كرد. موسوي لاري در همين باره در گفتگو با واحد مركزي خبر ضمن تاكيد بر تشكيل كميته‌اي براي رسيدگي، شناسايي و مجازات خاطيان حادثه كوي تصريح كرد: حادثه تاسف‌بار كوي دانشگاه تهران، نقطه بسيار دردآوري بود كه متاسفانه به دليل ندانم‌‌كاري‌ها، سوءتدبير و تخلفات برخي از پرسنل نيروي انتظامي اتفاق افتاد.

 

وي بااشاره به كشته شدن افسر وظيفه عزت ابراهيم‌نژاد در جريان حوادث شامگاه جمعه هجدهم تير اظهار داشت: حادثه ناگوار مزبور به وسيله سلاح كمري رخ داده،مسئولان و نيروهاي اطلاعاتي در جست‌وجوي شناسايي عامل جنايت فوق و مجروح شدن دو نفر ديگر با شليك اين اسلحه هستند.

 

وي البته موكداً خاطرنشان كرد كه نيروي انتظامي به هيچ‌وجه اجازه ورود به كوي دانشگاه و استفاده از اسلحه را نداشته و هركس از اسلحه استفاده كرده، بايد مورد مواخذه قرار گيرد.

 

اشاره وزير كشور به ورود غيرمجاز نيروي انتظامي به محوطه كوي كه عامل اصلي اوج‌‌گيري درگيري‌ها ميان دانشجويان با نيروي انتظامي و نيروهاي لباس شخصي است،بار ديگر اذهان را به سوي حضور و نقش سردارميراحمدي جانشين فرمانده انتظامي تهران سوق مي‌دهد و اين كه يكي از موارد مهم مطرح شده در حادثه كوي، حضور و مسئوليت وي در مقام اولين فرمانده ميدان است كه بعدها صرفا به عنوان مطلع در دادگاه حاضر مي‌شود. در همينباره روزنامه انتخاب در گزارش دادگاه كوي در روز يازدهم اسفند همان سال مي‌نويسد: "دكتررهامي وكيل مدافع دانشجويان شاكي در جلسه نخست دادگاه به همين نكته اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در كيفرخواست دادستان، هيچ اشاره‌اي به مسئوليت ميراحمدي و نقش وي در حادثه كوي نشده است.

در پاسخ به اين اعتراض، هوشنگ اقبال معاون دادستان نظامي تهران در جلسه دوم دادگاه مي‌گويد: يكي از افراد كه نامش در كيفرخواست نيست، سردارميراحمدي است كه تصميم‌گيري‌ها و دخالت‌هايش در حادثه روشن است، ولي چون نقش ايشان مشخص نشده، هنوز متهم شمرده نمي‌شوند و پرونده ايشان براي تحقيقات بيشتر مفتوح است.

 

نقش ميراحمدي در بروز غائله كوي ظاهرا آنچنان كتمان‌ناپذير است كه كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي هم كه در پي حادثه كوي وتشنجات بعدي خياباني به منظور بررسي علل و عوامل اين وقايع تشكيل شده، در گزارش منتشره خود (25/5/78) پيرامون بي‌تدبيري اين مقام انتظامي در حل بحران كوي مي‌نويسد: نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد كه جانشين منطقه مركزي ناحيه تهران بزرگ با توجه به وجود آثار عصبانيت در رفتار ايشان، فاقد تدابير لازم در حل ماجرا بوده و بي‌تدبيري‌هاي نامبرده موجب انعقاد نطفه ناآرامي‌ گرديده است. همچنين به نظر مي‌رسد عدم رعايت دستورالعمل‌هاي موجود در اينگونه موارد و رفتار سليقه‌اي، از جمله علل به وجودآورنده حادثه كوي بوده است.

 

با اين كه حتي سردار فرهاد نظري فرمانده انتظامي تهران كه در زمستان سال 78 به عنوان متهم رديف اول در پرونده حادثه كوي بر حضور ميراحمدي در نيمه شب پنجشنبه هفدهم تير و ساعات آغازين جمعه 18 تير در جمع پرسنل نيروي انتظامي در مقابل كوي صحه مي‌گذارد و مي‌گويد: پس از مشاجره آقاي كوهي با سردارميراحمدي، وي به ميان دانشجويان مي‌رودو دانشجويان نيز شعار مي‌دهند كوهي كوهي، حمايتت مي‌كنيم و... [انتخاب، 19 اسفند]، با اين حال سردار ميراحمدي در دادگاه هرگونه صحبت و مجادله با كوهي (مديركل خوابگاه‌هاي دانشگاه تهران) و يا هركس ديگري در آن شب را تكذيب مي‌كند. وي زماني كه به عنوان مطلع در جلسه چهارم در دادگاه حاضر مي‌شود، در جواب دادستان كه مي‌گويد: يعني شما هرگونه صحبت و درگيري با دكتركوهي را رد مي‌كنيد؟ مي‌گويد: من نه با آقاي سليماني و نه با آقاي كوهي در شب حادثه صحبت كرده‌ام و نه با آنها درگير شده‌ام. [انتخاب روز 21 اسفند]

 

  تكذيب اين مقام نيروي انتظامي درحالي صورت مي‌پذيرد كه به شهادت شاهدان حاضر در صحنه نقش وي در شروع درگيري‌ها كاملاً محرز بوده و برخلاف نظر فرمانده انتظامي تهران (فرهاد نظري) كه كوهي را در مورد شروع تحريكات مقصر مي‌پندارد، بسياري معتقدند مشاجره سردار ميراحمدي با دكتركوهي و پرتا‌ب‌شدن وي (كوهي) به سمت جوي آب توسط ميراحمدي موجب تحريك دانشجويان شده است. سردار ميراحمدي كه پيش از آن شب و در درگيري پيشين خود با دانشجويان در جريان يك تجمع ديگر، از ناحيه فك آسيب‌ديده و فك وي سيم‌پيچي شده بود، حضور و گفت‌وگو با كوهي را تكذيب كرد، درحالي‌كه حتي سردار نظري بعدها در جريان دادگاه و دفاعيات خود به اين امر اشاره كرد كه: "آقاي كوهي اصلاً اسم ميراحمدي را نمي‌دانست و در شوراي امنيت، از روي فك شكسته و سيم‌‌‌پيچي شده آدرس مي‌داد كه ما از نشاني‌ها دريافتيم كه فرد مورد نظر ميراحمدي است."

 

 

دانشجويان نگران و هراسان

پس از گذشت ساعت‌ها كوي همچنان آشفته و ملتهب است و دانشجويان سرگردان، هراسان و بي‌پناه در جستجوي امنيت و آرامش به گرد هر مقام مسئولي كه پاي به درون كوي مي‌گذارد حلقه مي‌زنند.

آنها كه به شدت نسبت به ناامني كوي و احتمال تكرار تهاجم‌هاي نيروي انتظامي و لباس‌شخصي‌ها به خوابگاه بيمناك هستند و در عين حال وقوع تيراندازي‌هاي پراكنده، مانوردادن اعضاي گروه‌هاي فشار در دسته‌هاي چندنفري در اطراف كوي و كشته شدن ابراهيم‌نژاد در درگيري‌هاي شامگاه جمعه كوي، آنان را سراسيمه كرده، در گفتگو با مسئولين _ از جمله تاج‌زاده كه با حضور در كوي در پي خواباندن غائله است _ خواهان تضمين گرفتن براي برقراري امنيت خود، آزادي دوستان و تامين خسارت‌هايشان هستند. تاج‌زاده به آنها قول مي‌دهد وزارت كشور با تمام توان از ورود مجدد مهاجمين به كوي جلوگيري كرده و براي اطمينان‌بخشي به آنها مي‌گويد: من خود در كنار شما مي‌مانم كه اگر هم حمله كردند، با شما باشم.

 

  معاون موسوي لاري در سخنان خود تاكيد مي‌كند كه بنا به تصميم شوراي تامين استان،تمام دانشجويان دستگير شده آزاد خواهند شد.

 

  دانشجويان سرگردان در بخش‌هاي خارجي محوطه خوابگاه بالا و پايين مي‌روند. خسته‌اند و خشمگين. عملا امكان استفاده از اتاق‌هاي خوابگاه‌ها را به دليل آتش زده شدن و تخريب وسايل خود ندارند، از همينروي با پهنكردن پتو بر روي چمن‌هاي محوطه كوي مي‌كوشند دقايقي را آرام گيرند.

 

بخش اعظم ساعات مياني روز و شامگاه جمعه به تجمع دانشجويان معترض در داخل كوي سپري مي‌شود. صحنه درگيري‌ها شرايطي كاملا بحراني و غيرمعمول را تداعي مي‌كند. صحن خيابان مقابل كوي پوشيده از سنگ‌هايي است كه دوطرف درگيري به‌سوي يكديگر پرتاب كرده‌اند. دانشجويان كه بعضاً از بيم شناسايي‌شدن، چهره‌هاي خود را پوشانده‌اند، با پناه‌گرفتن در اطراف در اصلي كوي واقع در خيابان كارگرشمالي و خيابان روبه‌روي كوي از رفت‌وآمد چهره‌هاي ناشناس يا مشكوك جلوگيري مي‌كنند. دسته‌هاي متعدد لباس شخصي‌ها كه در بخش جنوبي خيابان منتهي به كوي اجتماع كرده‌اند هر از گاه با مانوردادن با موتورسيكلت و حركت‌هاي تهاجمي در دسته‌هاي چندنفري كنترل منطقه تحت تسلط خويش را در دست گرفته‌اند. مقامات و مسئولين مختلف حكومتي و چهره‌هاي شناخته شده نزد محافل دانشگاهي از جمله افرادي هستند كه در رفت و آمد ميان كوي ودرصف بين دانشجويان و نيروهاي انتظامي خارج از كوي، مي‌كوشند تعادلي به وجود آورند و ميزان تحركات سازمان يافته مهاجمان را ـ كه دانشجويان مصرانه معتقدند برخي چهره‌هاي شناخته شده انصار حزب‌الله در ميان آنان قرار دارند ـ به حداقل برسانند.

 

خيابان‌هاي اطراف كوي در قرق نيروي انتظامي و لباس‌شخصي‌هاست. گروههايي از مردم و ساكنان خانه‌هاي اطراف كوي از سر همدردي با دانشجويان، گاهبهگاه با رعايت احتياط برخي مواد مورد احتياج دانشجويان از جمله مواد خوراكي،داروهاي ضروري، لباس، پتو و .... را به شكلي به آنان مي‌رسانند. وزارت آموزش‌عالي در همين روز اعلاميه‌اي صادر مي‌كند كه طي آن حمله به دانشگاه را "حاصل توطئه‌اي از پيش طراحي شده" تلقي  و تصريح مي‌كند: "نمي‌توان به‌سادگي پذيرفت كه اين حادثه، بخشي از يك برنامه حساب‌شده با انگيزه به آشوب‌كشاندن كشور توسط برخي نيروهاي خودسر محفلي نبوده است... در آخرين ساعات پنجشنبه شب، تظاهرات دانشجويان در مقابل كوي، درحالي‌كه با مديريت مسئولان دانشگاهي رو به اتمام بود، با مداخله خشونت‌آميز نيروهاي انتظامي به حادثه تلخ و تأسف‌بار تبديل شد كه در نوع خود بي‌نظير است...".

 

گزارش كتبي رئيس دانشگاه تهران به رئيس جمهوري درخصوص عملكرد مهاجمان و حوادث كوي ازجمله اسنادي است كه طي آن اجمالي از چگونگي فاجعه منعكس شده است. در بخشي از گزارش خليلي عراقي به خاتمي آمده است:  معروض مي‌دارد حدود ساعت 30/11 شب‌جمعه تاريخ 17/2/1378 دانشجويان خوابگاه‌هاي كوي دانشگاه تهران اعتراض آرامي به تصويب اصلاحيه قانون مطبوعات و تعطيلي روزنامه سلام داشتند كه در خيابان كارگرشمالي تجمع كرده و حركت مي‌كنند. اين حركت مسالمت‌آميز در شرف خاتمه بود كه متأسفانه با فرماندهي غيرمسئولانه برخي از افراد، نيروي‌انتظامي با همكاري افرادي كه لباس‌شخصي داشته‌اند به ضرب‌وشتم دانشجويان به طرز فجيع و دستگيري آنان پرداخته‌اند و درگيري‌ها‌ي پراكنده بين دانشجويان و نيروي‌انتظامي عمل‌كننده متأسفانه نهايتاً با فرمان فرمانده ديگر وارد عمليات، به داخل خوابگاه‌ها هجوم گرفته و به داخل ساختمان‌ها و اتاق‌ها ـ حتي ساختمان دانشجويان خارجي ـ شده و به ضرب‌وشتم خونين پرداختند و به شكستن شيشه‌ها و ويران‌كردن و خرد‌كردن تجهيزات و اضرار به اموال عمومي مبادرت كردند و كوي را به قرق درآورده و با ايجاد رعب و وحشت و به‌كاربردن الفاظ ركيك و مستهجن به زدن آنها پرداختند و دستور تخليه خوابگاه‌ها و تعطيلي و پلمپ‌‌كردن خوابگاه‌ها را صادر كردند.

 

 با توجه به شرايط بسيار حاد كشور و براي جلوگيري از ادامه برخوردهاي زشت و فجيع پيش آمده و با توجه به ابعاد گسترده واقعه در سطح ملي پيشنهاد مي‌شود تا شوراي امنيت تشكيل گرديده و نكات زير را مورد توجه قرار دهد:

 

1ـ نيروي‌انتظامي در اسرع وقت از محيط خوابگاه‌ها خارج گردد.

2ـ دانشجويان دستگيرشده را در اسرع وقت آزاد نمايند.

3ـ به هر نحو مقتضي براي اين‌كه ديگر شاهد چنين برخوردهايي نباشيم، موضوع را پيگيري، ريشه‌يابي و با مسببين اين حادثه برخورد قانوني صورت گيرد.

4ـ با توجه به هتك‌حرمت دانشجو و دانشگاه و خسارات وارده مادي و معنوي نسبت به جبران اين خسارات و اعاده حيثيت دانشجو و دانشگاه، اقدام عاجل صورت پذيرد.

 

 

شبي ديگر در هنگامه ناامني

 

واپسين ساعات روز جمعه و غروب خورشيد در شب دوم فرا مي‌رسد. دانشجويان به فراست دريافته‌اند حضور در كوي، امنيت بيشتري براي آنان در پي مي‌آورد. فعالان جنبش دانشجويي حاضر در جمع دانشجويان با به دست آوردن كنترل رواني فضا مي‌كوشند در تعامل با ديگر دانشجويان، جو عمومي كوي و چگونگي مناسبات مقطعي آنان با فضاي در هم ريخته خارج كوي و نيز تعاملات با مقامات مسئول را سامان دهند.سرفصل همه تذكرها و نصايح فعالان شناخته شده دانشجويي ـ ازجمله طيف دفتر تحكيم وحدت ـ رعايت آرامش و احتياط، عدم همراهي با شتابزدگي‌هاي پراكنده و عدم خروج از محوطه كوي است. بيم آنان بيشتر به لحاظ احتمال نفوذ آشوب‌طلبان و نيز فعال شدن برخي گرايش‌هاي موجود در لايه‌هاي مختلف دانشجويي ـ كه به زعم تحكيمي‌ها، خارج از چارچوب اصلاح‌طلبانه قرار دارد ـ در ميان دانشجويان است. اسامي برخي از فعالان سياسي و چهره‌هاي ديگرانديش دانشجويي در اين ميان دهان به دهان مي‌گردد: طبرزدي، منوچهر محمدي، ... و تحكيم همچنان مي‌كوشد دانشجويان بي توجه به ديگر گرايش‌ها، خونسردي و قانونمندي را در مواجهه با بحران به وجود آمده رعايت كنند. پيگيري امور صنفي دانشجويان بي‌برنامه، ايجاد حلقه حفاظت دانشجويي به منظور مقابله با احتمال حمله و حضور مهاجمان در كوي، مرتب كردن وضعيت مسجد كوي،  انجام سرشماري و آمار درباره دانشجويان مفقود، پرس و جو از وضعيت زخمي‌ها، رايزني‌هاي دائم با فعالان اصلاح‌طلب حاضر در جمع دانشجويان، ... بخشي از روند وقايعي است كه حيطه كوي را در روز و شامگاه جمعه تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد.

 

روزنامه‌هاي روز شنبه نوزدهم تير در اخبار اصلي خود كه تمامي به حوادث كوي اختصاص دارد، از برگزاري تجمع روز جمعه تا ساعت 22 شب در محوطه كوي خبر مي‌دهند با تاكيد بر اين نكته كه حضور تاج‌زاده، مهدي كروبي، فاطمه كروبي، غفوري‌فرد، فائزه هاشمي، معين، موسوي لاري، فرهادي، شفيعي (معاونت دانشجويي وزارت اطلاعات) و... در جمع دانشجويان نتوانست آنها را آرام كندو دانشجويان خسته، خشمگين و آزرده خواستار حضور خاتمي و بازديد وي از عمق فاجعه رفته بر خود و مأمنشان بودند. برخي اصلاح‌طلبان و مسئولان دولتي ازجمله تاج‌زاده، معين، رضا خاتمي، مجيد انصاري و... از جمعه شب تا صبح شنبه در محوطه كوي و مسجد حضور مي‌يابند و در صحبت با دانشجويان از تأثر و تأسف رئيس‌جمهوري وعزم جملگي ‌اعضاي دولت براي به دست گرفتن ابتكار عمل و بهبود موقعيت سخن مي‌گويند.

 

به هر روي جمعه پرتنش و آشوب‌زده هجدهم تير با بر جاي ماندن جسد افسر وظيفه عزت ابراهيم‌نژاد در شرايطي به پايان رسيد كه گروه‌هايي از دانشجويان خسته از يورش‌هاي مهاجمان و معترض به كافي نبودن اقدامات قانوني براي پيشگيري از وقايع مشابه، به ابتكار انجمن‌اسلامي دانشگاه تهران اعلام كردند در اعتراض به مجموعه بحران تحميل شده به كوي و تبعات آن، روز نوزدهم تير ( شنبه) در مقابل سردر اصلي دانشگاه تهران اجتماع خواهند كرد.

 

 

سربندها و بازوبندهاي سياه

شنبه نوزدهم تير با برپايي تجمع در مقابل سردر دانشگاه تهران فرارسيد. برخي دانشجويان با بستن سربندها و بازوبندهاي سياه به نشانه عزاداري در رثاي كشته كوي در تجمع تحصن‌گونه گسترده مقابل سردر حضور يافتند.

خبر برگزاري اين تجمع انعكاس گسترده‌اي در سطح گروه‌هاي مختلف شهروندان ـ كه ديگر عموماً از مسائل و حواشي‌ حادثه كوي مطلع شده بودند ـ داشت. در اين روز (19 تير) دفتر تحكيم وحدت به عنوان محوري‌ترين تشكل دانشجويي كه به ويژه پس از دوم خرداد 76 و به تاوان حمايت‌هاي گسترده از دولت خاتمي، همواره مورد آسيب گروه‌هاي فشار و منتقدان جبهه اصلاحات بوده، اولين بيانيه خود را پيرامون حوادث رخداده منتشر و طي آن اعلام كرد كه روز يكشنبه بيستم تير در محل كوي تحصني را براي اعلام پيگيري مطالبات دانشجويان برگزار مي‌كند. بنا به اظهار گروهي از فعالان دانشجويي عضو اين تشكل، تحكيم از صبح جمعه به صورت غيررسمي و از روز يكشنبه به طور رسمي وارد قضيه شد تا با كنترل و سمت و سو بخشيدن به اعتراضات دانشجويان و تحت تدبير داشتن اين اعتراضات به منظور مرزبندي با هرنوع تنش و تشنج آشوب‌طلبانه، بتواند با برگزاري تجمع و سخنراني، مطالبات دانشجويان را نمايندگي كند. تحكيم تقريبا توانست اين نقش را تا عصر دوشنبه حفظ كند، ولي پس از آن و در پي بالا رفتن هزينه سياسي برپايي تجمعات از يكسو و آغاز برخي شيوه‌هاي خشونت‌بار آشوب‌هاي خياباني توسط نيروهاي مشكوك وغيردانشجو ـ كه اساسا در تضاد با حركات و مطالبات دانشجويان بود ـ و نيز به‌دليل اعتراض برخي دانشجويان به شيوه‌هاي رفتاري تحكيم و "سازشكار" دانستن عملكرد اين تشكل از سوي ديگر، دفتر تحكيم نقش محوري و مديريتي خود را بهتدريج به تشكلي به نام شوراي منتخب متحصنين كه شامل نمايندگان برگزيده دانشجويان معترض بود سپرد.

 

در خصوص نقش و چگونگي موقعيت تحكيم وحدت و شوراي منتخب در طي بحران يك هفته‌اي در بخش‌هاي ديگر ويژه‌نامه مطالب و گفتگوهايي منتشر شده است.

 

روز شنبه (19تير) دانشجويان ابتدا با اجتماع در مقابل سردر دانشگاه تهران تحت عنوان "اعتراض به جمعه خونين دانشگاه تهران"، ضمن سر دادن شعارهايي خواستار شناسايي،معرفي و مجازات عاملان حمله به كوي و ضرب و شتم دانشجويان شدند. تحصن و تجمع يادشده كه با دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكي تهران برپا شد متشكل از هزاران تن از دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف تهران از جمله تهران، شهيد بهشتي، صنعتي شريف، اميركبير، آزاد، خواجه نصير و... بود.

 

حضور مردم هم بهعنوان ناظر و هم در مقام همراهي با دانشجويان و هم‌آوايي با شعارهاي آنان بسيار چشمگير بود. برخي از كسبه خيابان انقلاب، فخررازي و خيابان‌هاي اطراف دانشگاه با توزيع ليوان‌هاي آب و آب‌ميوه بين دانشجويان تشنگي آنان را در هواي بسيار گرم و ازدحام جمعيت برطرف مي‌كردند.

نيروي انتظامي ضمن حضور در صحنه به تجمع دانشجويان نزديك نشد. تجمع هرچند گاه به گاه با تهاجم برخي عوامل خشونت‌طلب مواجه شد، اما در مجموع با واكنش فوري و سنجيده دانشجويان بدون حادثه خاصي خاتمه يافت.

 

دانشجويان حاضر در مراسم به سخنان اعضايي از انجمن‌هاي اسلامي دانشگاه تهران، علوم پزشكي تهران و نيز چند عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت گوش سپردند.

 

از جمله سخنرانان مراسم علي افشاري عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت بود كه در بخشي از سخنراني خود چنين اظهار كرد: ...روز جمعه ديديد كه كساني كه دم از اسلام مي‌زدند، تاريخ را با زشتي خود آكنده كردند. دفتر تحكيم وحدت و 14 دانشگاه تهران تا افشاي كامل مسببين و مجازات خاطيان آرام نخواهند نشست. فرماندهان مهاجمين سمبل دهن‌كجي به ملت هستند كه بايد عذرخواهي كرده و از كار بركنار شوند. شوراي امنيت ملي بايد عذرخواهي كند. ما از رهبري درخواست داريم با اظهارنظر خود راه را بر سوءاستفاده‌ها ببندند. رئيس‌جمهوري بارها اعلام كرد كه بر سر ميثاق خود ايستاده است. ملت منتظر است رئيس‌جمهوري اعلام واكنش كند...

 

همچنين مجيد فراهاني از ديگر اعضاي شوراي مركزي تحكيم هم در سخناني خطاب به دانشجويان گفت: "تحجرمآبان در صدد هستند تا صداي اعتراض عقلاني شما دانشجويان خاموش شود. توجه داشته باشيد كه سعيد امامي‌ها هنوز حضور دارند و نمي‌خواهند دانشجويان به خواسته‌هاي حقه خود دست يابند."

 

دفتر تحكيم وحدت همچنين در بيانيه‌اي كه به مناسبت وقايع كوي منتشر كرده بود، با عنوان "شكستهشدن حريم دانشگاه و فاجعه تهاجم به دانشجويان كه منجر به قتل دستكم يك نفر شده بود" يك هفته عزاي عمومي اعلام كرده بود.

 

عزت‌الله سحابي مديرمسئول ماهنامه ايران فردا از جمله سخنراناني بود كه به دعوت دانشجويان تجمع‌كننده در مراسم آنان در همين روز (شنبه 19 تير) به ايراد سخن پرداخت. وي دربخشي از سخنان خود با تاكيد بر اين كه اين حركت تاريخي است، برخورد با آن هم بايد تاريخي باشد، گفت: بعد از دوم خرداد تمام هم و غم مخالفان اين بود كه جنبش توسعه سياسي را تضعيف و آن را به روند خشونت تبديل كنند، اما ما با داشتن اين تفكر بايد بهانه را از دست آنها بگيريم.

 

سحابي در عين حال بر "نقش غيرقابل انكار خاتمي در جريان بحران" اشاره كرد و گفت: فكر نكنيد ايشان نتوانسته كاري انجام دهد. با همكاري ايشان و بدون بهانه دادن به خشونت‌گرايان راه توسعه سياسي را هموار كنيد.

اكبر گنجي عضو شوراي سردبيري روزنامه صبح امروز از ديگر سخنراناني بود كه ضمن دعوت دانشجويان به آرامش تصريح كرد كه حركات تشنج‌آفرين اثر منفي و معكوس دارد و بايستي در مقابل حركت هاي جنجالي گروه‌هاي فشار، با منطق و عقل پيش رفت.

 

گنجي تاكيد كرد: هيچكس حاضر نمي‌شود قدرت خود را تقسيم كند، مگر اين كه از پايين فشار آيد، در اين صورت است كه قدرت تقسيم مي‌شود.

در همين روز يعني نوزدهم تير دانشگاه تهران شكواييه‌اي را عليه عوامل ايجادكننده درگيري در كوي به دادستاني سازمان قضايي نيروهاي مسلح تسليم كرد. در شكواييه دانشگاه به تفصيل در مورد وقايع كوي دانشگاه توضيح داده و از دادستان سازمان قضايي نيروهاي مسلح خواسته شده بود كه به اين موضوع رسيدگي كند.

 

در ادامه مراسم خليلي عراقي رئيس دانشگاه تهران با حضور در جمع دانشجويان ضمن انتقاد شديد از برخي فرماندهان بي‌مسئوليت كه اقدام به چنين كاري كرده‌اند، استعفاي خود و هيات رئيسه دانشگاه تهران را اعلام كرد. دانشجويان با شنيدن اين خبر ضمن سردادن شعار استاد انقلابي، تشكر تشكر مراتب حمايت خود را از استعفاهاي يادشده اعلام كردند.

 

سليماني معاون امور دانشجويي دانشگاه تهران هم با قرائت نامه دكترمعين وزير فرهنگ و آموزش عالي خطاب به سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهوري خبر استعفاي وي را به اطلاع دانشجويان رساند كه با استقبال شديد دانشجويان مواجه شد. معين در بخشي از استعفانامه خود نوشته بود: "از آنجا كه عليرغم تلاش‌هاي فراوان، از نيمه‌شب گذشته براي كنترل و مهار اين اقدام‌ها، هيچ ثمري بر آن مترتب نديدم، لذا به‌دليل پاسخگونبودن در برابر وظايف الهي، مسئوليت‌هاي قانوني و مظلوميت و بي‌پناهي فرزندان ملت و خانواده‌هاي نگران آنها و آثار و پيامدهاي ناگوار اين قانون‌شكني‌هاي خشونت‌گرايانه و آشوب‌طلبانه، استعفاي خود را از مسئوليت وزارت فرهنگ و آموزش‌عالي تقديم مي‌دارم."

 

در ضمن دكترنجفقلي حبيبي رئيس دانشگاه علامه طباطبايي نيز به دانشجويان گفت كه به دنبال وقوع حوادث كوي، تمامي روساي دانشگاه‌هاي شهر تهران از مقام خود كناره‌گيري كرده‌اند. وي در سخنان خود از دانشجويان خواست تا به روش‌هاي مقابله به مثل متوسل نشوند و گفت: اين فاجعه از سوي تمامي دانشجويان و استادان دانشگاه محكوم است و ما طي جلساتي كه داشتهايم همه مسئولان نظام خواهان ريشه‌يابي اين مسائل هستند.

روزنامه همشهري روز بيستم تير در انعكاس بخش ديگري از اين مراسم نوشت: "يكي از دانشجويان بازداشت شده در جريان حوادث كوي كه ساعاتي بعد آزاد شده بود در سخنراني خود در مورد چگونگي حمله مهاجمان و هويت آنها گفت: مهاجمان كه با ورقه‌هاي فلزي و آهني به جان بچه‌ها افتادند به سه گروه تقسيم شده بودند: گروه اول شبه‌نظامياني بودند كه به همه دستور مي‌دادند و وقتي به آنها غيرقانوني بودن اقدامشان تذكر داده شد رسما اعلام كردند هيچ‌كس را به رسميت نمي‌شناسند. گروه دوم نيروهاي ضدشورش بودند كه پس از آنها وارد صحنه شدند و گروه سوم عوامل نيروي انتظامي بودند كه با دانشجويان با خشونت رفتار كردند. اين دانشجو ضمن اعلام نام فرد مسئول نيروي انتظامي كه در جريان ضرب و شتم دانشجويان در خوابگاه و نيز در بازداشتگاه حضور داشته گفت: تيمسار[...] يكي از مسئولان نيروي انتظامي تهران ضمن به كارگيري خشونت عليه دانشجويان در خوابگاه، در بازداشتگاه نيز رسماً به ما گفت ما خواستيم زورمان را به شما نشان دهيم، اگر شما سه هزار نفر هم باشيد، ما همه شما را مي‌توانيم بكشيم."

 

 در طول مراسم دانشجويان تجمع‌كننده با سر دادن شعارهاي مختلف در حمايت از خاتمي، ضمن اعلام نارضايتي از عملكرد دستگاه انتظامي كشور، خواستار واكنش رئيس‌جمهوري براي شناسايي و مجازات عاملان حادثه كوي شدند و تاكيد كردند كه تا تحقق خواسته‌هاي خود و آزادي كليه دانشجويان بازداشت شده به اعتراض‌هاي خود ادامه خواهند داد. در همان تجمع همچنين حجت‌الاسلام ابوترابي يكي از مسئولان دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه تهران نيز در ميان دانشجويان گفت كه از سمت خود استعفا كرده است. وي در بخشي از سخنان خود گفت: در روزهاي اخير شاهد جنايات ننگيني بوديم كه در طول انقلاب رخ نداده بود. وي پس از اعلام استعفا از استكبار جهاني و مزدوران آن سخن گفت، كه با واردشدن به اين فراز از سخنان خود با اعتراض دانشجويان مواجه شد. برخي از افراد نيز قصد حمله به وي را داشتند كه اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان با دور كردن وي از محل از هرگونه تعرض به او جلوگيري كردند.

 

دانشجويان تجمع كننده پس از اقامه نماز ظهر و عصر در خاتمه مراسم خود با دادن سه ساعت مهلت به شوراي امنيت ملي براي تأمين خواسته‌هايشان اعلام كردند كه موقتا (از ساعت 15) به تجمع خود خاتمه مي‌دهند و اگر خواسته‌هايشان محقق نشود و شوراي عالي امنيت ملي تا آن ساعت مواضع خود را اعلام نكند، مجدداً تجمع را از ساعت 18 همان روز (شنبه) آغاز مي‌كنند.

 

همزمان با تجمع دانشجويان بسياري از مقامات، چهره‌هاي سياسي و گروه‌هاي مختلف مردم با حضور در حاشيه تجمع نظاره‌گر مراسم دانشجويان بودند.

 

آيت‌اللهي استاندار تهران در حاشيه تجمع و در گفت‌وگو با خبرنگاران ضمن انتقاد از حملات نيروي انتظامي به دانشجويان تاكيد كرد كه بايد در رده‌هاي بالاي نيروي انتظامي تغييراتي صورت گيرد. به گفته وي نيروي انتظامي به يك فرماندهي قوي نياز دارد.

 

 

فاجعه كوي؛ پيامد پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي

 

خبر استعفاها در مجموع هرچند به نظر مي‌رسيد تشفي خاطري براي روح آزارديده دانشجويان است، اما از سوي ديگر واكنش برخي فعالان سياسي را در پي داشت و گروه‌هاي مختلف سياسي بعضا ضمن تقدير از حس مسئوليت استعفادهندگان خواستار ادامه ايفاي مسئوليت و برخورد قاطع با پديدآورندگان اين بحران بودند. از جمله سازمان مجاهدين انقلاب در پي وقايع كوي و طي اطلاعيه‌اي كه به همين مناسبت منتشر كرد، اظهار داشت: حوادث كوي دانشگاه نشان مي‌دهد پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي و حوزه نفوذ و اقدامات محفل‌نشينان مزدور توطئه‌گر بسيار گسترده‌تر از آن چيزي است كه تصور مي‌رفت. حمله ددمنشانه نيروهاي انتظامي و انصار استبداد به خوابگاه دانشگاه تهران و ضرب و شتم وحشيانه دانشجويان نمي‌تواند اقدامي خودسرانه و ناشي از يك تصميم مشخص باشد... اين اقدام نيز همانند ايده تحديد آزادي مطبوعات با پرونده قتل‌هاي پاييز گذشته مرتبط است... ما به اعضاي محترم دولت عرض مي‌كنيم استعفا و كناره‌گيري راه‌حل مناسبي براي برخورد با اين بحران نيست... مردمي كه شما را انتخاب كرده‌اند از شما اقتدار و قاطعيت مي‌خواهند نه استعفا."

 

مجمع نيروهاي خط امام نيز در بيانيه‌اي ضمن اظهار همدردي با دانشگاهيان به مسئولان كشور هشدار داد كه اگر به كرامت انساني آنگونه كه اسلام گفته است ايمان داريد، هرچه زودتر قانون‌شكنان، مهاجمان، آدمكشان و آدم‌ربايان را در هر لباس و عنوان تعقيب و محاكمه كنيد.

 

حزب كارگزاران سازندگي نيز با صدور بيانيه‌اي نسبت به عواقب تهاجم خودسرانه و خشونت‌بار بخشي از نيروهاي انتظامي و گروه‌هاي فشار به دانشجويان هشدار داده و خواستار رفع سريع توقيف روزنامه سلام، برخورد جدي با عوامل تهاجم به دانشگاه و دلجويي از دانشجويان، جبران پيامدهاي ناشي از برخوردهاي ناصواب با نيروهاي انقلاب در چند ماه گذشته و تلاش شخصيت‌هاي موثر نظام در ايجاد وحدت و همدلي براي فائق آمدن بر مشكلات جاري كشور شد.

 

از سوي ديگر جبهه مشاركت نيز در بيانيه منتشره خود خواستار توجه خاص، قاطع و قدرتمندانه با مقوله امنيت و تامين حقوق شهروندان از جمله دانشگاهيان و نيز شناسايي كليه عاملان، مسببان و مجريان حمله به كوي دانشگاه و بركناري فرمانده نيروي انتظامي و نيز برخورد قانوني و محاكمه فرماندهان مسئول در نيروي انتظامي شد.

همچنين شوراي شهر تهران با صدور بيانيه‌اي مفصل ضمن تشريح ديدگاه اعضاي متبوع خود پيرامون حمله به كوي دانشگاه تهران از جمله تصريح كرد: از زمان آغاز به كار جناب آقاي خاتمي و اجراي برنامه‌هاي اصلاحي دولت، مشخص بود كه دو نيروي معارض و متضرر از اين سياست‌ها و برنامه‌ها يعني خشونت‌طلبان داخلي و تروريست‌هاي خارج‌نشين منافق، در ائتلافي اعلام نشده تلاش خواهند كرد كه روند نوسازي سياسي و تقويت نهادهاي مدني را مختل كنند. ترور شخصيت‌هاي سياسي از طرفي و بر هم زدن اجتماعات، حمله به اعضاي دولت، دستگيركردن روشنفكران و روزنامه‌نگاران، قتل دگرانديشان و در نهايت حمله ناجوانمردانه شبانه به خوابگاه كوي دانشگاه از طرف ديگر از جمله برنامه‌هاي اين ائتلاف اعلام نشده بود.

 

هرچند بحث استعفاها در نخستين روزهاي بحران بازتاب موثر و مثبتي در افكار عمومي دانشجويان داشت، اما در روزهاي بعد از تسليم استعفاي وزير آموزش عالي، سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهوري در پاسخ، ضمن رد استعفاي اين مقام كابينه تصريح كرد: همه ما بايد بدانيم كه در شرايط حساس كشور آرامش و پرهيز از هرگونه خشونت و تشنج اساسي‌ترين نياز كشور و لازمه مهم توسعه سياسي است و موفقيت دولت مرهون اين آرامش است. من مطمئن هستم دانشگاهيان عزيز و همه مردم شريف كشور با سلاح منطق و خويشتنداري، دولت و مسئولان را جهت پيگيري همه جانبه قضيه و مايوس كردن كساني كه مي‌كوشند تا از اوضاع به نفع مقاصد سوء خود سوءاستفاده كنند، ياري خواهند كرد.

 

همزمان با برگزاري مراسم گسترده دانشجويي روز شنبه و در عين اين كه تجمع مسالمت‌‌آميز دانشجويان در مقابل سردر دانشگاه تهران برپا بود، در محوطه كوي و خيابان مقابل آن گروه‌هاي مختلف دانشجو حضور داشتند كه بعضاً با چهره‌هاي پوشيده رفتوآمدها به كوي را كنترل مي‌كردند. در همان ساعات جمعي از اعضاي هيات دولت، مقامات سياسي و برخي اعضاي شوراي شهر تهران ضمن بازديد از كوي دانشگاه با عمق فاجعه بيش از پيش آشنا مي‌شدند.

 

 چند روز پس از فاجعه، صديقه وسمقي سخنگوي شوراي شهر تهران در بخشي از گزارشي كه پس از بازديد از ساختمان خوابگاه‌ها و گفتگو با دانشجويان تهيه كرد، نوشت: آيا اينجا خوابگاه دانشجويان است؟ من چنين صحنه‌هايي را پس از فتح خرمشهر در آنجا ديدم. پله‌ها و سطح راهروها همه آغشته به خون بود. يخچال‌ها در كنار راهروها خرد و شكسته، افتاده بود. تمام اتاق‌ها ويران و به هم ريخته و درهم شكسته بود. روي خرده‌شيشه‌ها راه مي‌رفتيم. عده زيادي از دانشجويان با سر و روي مجروح در آنجا ديده مي‌شدند. غارتگران عده زيادي از دانشجويان را بنا بر اظهار دانشجويان حاضر ربوده و با خود برده بودند. پرسيدم: چه ساعتي حمله كردند؟ گفتند: از ساعت چهارونيم صبح جمعه چندين بار حمله كرده‌اند. دانشجويان در خواب بودند كه با باتوم بر سر آنان كوفتند و با قمه و پنجه بوكس و شيشه به جان آنان افتادند. اينها چه صحنه‌هايي است كه مي‌بينيم؟! آيا اينجا ايران است؟! ايران بيست سال پس از انقلاب؟! چه كساني به اينجا حمله كردند و زدند؟ يگان ويژه نيروي انتظامي و انصار حزب‌الله!"

 

نقطه‌عطف!

تجمع دانشجويان در روز نوزدهم تير، تنها رخداد مهم اين روز نبود. شوراي عالي امنيت ملي نيز در همين روز با صدور اطلاعيه‌اي ضمن محكوم كردن حادثه حمله به كوي و برخورد با دانشجويان از تشكيل گروه ويژه‌اي براي بررسي همه‌جانبه و رسيدگي دقيق به ابعاد، علل و عوامل پيدا و پنهان حادثه و برخورد قاطع با گروه‌هاي فشار كه با حركت‌هاي غيرقانوني خود منشاء مشكلات فراواني هستند خبر داد.

 

اين اطلاعيه ضمن اعلام خبر آزادي كليه بازداشت‌شدگان و قول جبران و ترميم خسارتهاي مادي و معنوي وارده به دانشجويان از تصميم شوراي امنيت ملي مبني بر عزل مقام دستوردهنده ورود نيروي انتظامي به كوي دانشگاه و رفتار با وي برابر مقررات جاري خبر داد.

 

مهم‌ترين نكته در اطلاعيه نهاد عالي امنيتي كشور به كارگيري واژه‌ گروه فشار بود؛ گروه‌هاي متشكل از افرادي كه عموماً با در بر داشتن لباس شخصي، بويژه در سال‌هاي پس از دوم خرداد 76، به دفعات با يورش به تجمعات و محافل قانوني، اقدام به ضرب و شتم شهروندان، دانشجويان و فعالان سياسي كرده بودند. رسميت بخشيدن به حضور اين گروه‌ها ـ كه تا پيش از آن در ادبيات رسمي مسئولان و مقامات كشوري با اين عنوان از آنها ياد نمي‌شد ـ نشان از ورود كشور به مرحله تازه‌اي از شناسايي ابعاد بحران داشت؛ بحراني كه با بي‌درايتي بخشي از نيروي انتظامي در تهاجم به كوي آغاز و با گسترش درگيري‌ها در خيابانها به نوعي آشوب اجتماعي سياسي تبديل شد.

 

  اين گروه‌هاي بي‌نام و نشان كه عموماً تابلو مشخصي براي انجام فعاليت‌هاي غيرقانوني و مهاجمانه خود نداشتند، فعاليت‌هاي ايذايي و گسترده خود را ـ كه به مطرح‌شدن آنان در سطح افكارعمومي منجر شد ـ از حدود سال 1375 و با تهاجم به تجمعات قانوني دانشجويي يا حمله به مراكز فرهنگي، سينماها، كتابفروشي‌ها و... آغاز كرده بودند. مشابه عملكرد اين دستجات مشكوك را كه فعاليت‌هايشان در ابعاد فراقانوني و با حمايت‌هاي پنهان برخي صاحبان قدرت عليه نهادهاي مدني و چهره‌هاي اصلاح‌طلب و دگرانديش انجام مي‌گرفت، مي‌شد با همتايان خارجي آنها كه در باندهاي فشار برخي نظام‌هاي سياسي فعال بودند مقايسه كرد. اينان افرادي بودند كه در قالب‌هاي سازماندهي شده ـ و در صورت ظاهر كاملاً خودجوش ـ به جمع مخالفان فكري خود يورش برده، پس از انجام اقدامات بازدارنده و ايذايي عليه مخالفان، با استفاده از چتر امنيتي و سپرهاي محافظي كه هيچ‌گاه رسماً نام و نشان آنان عنوان نمي‌شد، عقب مي‌نشستند. شايد بتوان اعلاميه و گزارش نهايي كميته تحقيق شوراي امنيت را بدين‌سان واجد اين ويژگي شناخت كه در سير بررسي حادثه كوي، براي نخستين‌بار، وابستگان به طيف لباس شخصي‌ها را  باعنوان "گروه فشار" مورد اشاره قرار داده و از برخي از آنان رسماً با اسم و هويت حقيقي آنان ياد كرد.

 

  در جريان كوي، بسياري معتقد بودند لباس شخصي‌هاي مهاجم همان پليس شخصي بوده و برخي ديگر عقيده داشتند بسياري از آنها افراد غيرنظامي‌‌اند كه وابستگي به نيروي انتظامي ندارند. عملكرد اين افراد كه عموماً نام آنها مترادف با "انصار حزب‌الله" به اذهان عمومي متبادر مي‌شد هيچ‌گاه و در هيچ پرونده‌اي، به تمامي مورد رسيدگي قضايي قرار نگرفته و يا اگر گرفت، نتايج رسمي و دقيق آن هرگز به اطلاع مردم نرسيد. شايد به همين لحاظ بود كه وقتي يك جمع هفت نفره از آنها در جريان حوادث كوي و آشوب‌هاي خياباني دستگير شدند و نيز گزارش كميته تحقيق براي نخستين‌بار از آنها به‌عنوان عاملان تهاجم به كوي ياد كرد، انتظار افكارعمومي بر اين محور قرار گرفت كه يك‌بار و براي هميشه پرونده فعاليت‌هاي غيرقانوني و بعضاً خودسرانه اين طيف بررسي و بسته شود.

 

  سازمان‌يافته بودن تحركات اين گروه‌‌ها در نخستين شب حمله به كوي آنچنان محرز و مشهود بوده كه برخي افراد حاضر در صحنه، "حضور تصادفي" آنها در معركه را فقط يك توهم و پندار نادرست مي‌دانند و بس. يكي از مسئولان دانشگاه تهران در اين مورد مي‌گويد: "نيروهاي لباس شخصي در واقع پشت دو خط محاصره‌اي نيروي انتظامي ايستاده بودند (خط شمالي، جلو در پزشكي و خط جنوبي، جلو در فني). البته در پياده‌روها هم ديده مي‌شدند. گاهي تا جلو هم مي‌آمدند و زماني كه حمله مي‌شد اينها هم پشت سر نيروي انتظامي جلو مي‌آمدند و سنگ مي‌زدند. كساني را كه من آنجا ديدم، بعيد مي‌دانم از لباس شخصي‌هاي نيروي انتظامي بوده باشند، چون نيروهاي لباس شخصي نيروي انتظامي مربوط به عمليات ويژه [نوپو] هستند؛ عملياتي كه شايد همان مهار و كنترل يك شورش كوتاه‌مدت منطقه‌اي باشد. در آن ساعت كه عمليات ويژه‌اي مطرح نبود، فقط يك جنگ و گريز فرسايشي بود. اين عده كاملاً تيپ‌هاي مشخص دارند. مي‌شد به راحتي جلو آنها را سد كرد، اما نيروي انتظامي هيچ عكس‌العملي نشان نداد و اينها به راحتي از داخل صف نيروي انتظامي جلو آمدند. اين را به چشم خودم ديدم، آمدند داخل و اين وضعيت را به‌وجود آوردند. كاملاً معلوم بود كه سازمان‌يافته‌اند، يعني زنجيرها كاملاً مثل اسلحه‌هاي سازماني بودند؛ يك شكل و يك اندازه و همه‌شان دستگيره‌دار. اين‌طور نبود كه تصادفي باشد. هركسي يك زنجير در جيبش بود. بي‌سيم داشتند، كلت داشتند و..."

 

  نقش لباس‌شخصي‌ها در غائله كوي چنان محرز است كه سردارنظري هم در همين‌باره در يكي از جلسات دادگاه ـ كه در زمستان 78 براي رسيدگي به پرونده كوي تشكيل شد ـ در دفاع از عملكرد نيروي انتظامي، يكي از عوامل تحريك پرسنل نيرو را لباس شخصي‌هايي مي‌داند كه در شب حادثه در صحنه حاضر بودند و تعجب مي‌كند كه چرا نام افراد شناخته‌شده اين گروه‌ها عنوان نمي‌شود: "افرادي كه از لباس‌شخصي‌ها صحبت مي‌كنند چرا نامي از كيانوش مظفري كه داراي سوابق كيفري است و چند روز بعد از واقعه كوي دانشگاه مورد اصابت گلوله قرار گرفت نمي‌برند؟ چرا حزب‌اللهي‌‌نماها، وزيركشور و وزير ارشاد را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و دانشجويان را نيز مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و در جاي ديگري كه لازم است، توضيح خواهم داد كه چرا بسيج، سپاه و اركان مدافع ارزش‌هاي اسلامي را مسئله‌دار مي‌كنند."

 

  سردار نظري همچنين از "داود رجبي" و "بابك شهرستاني"، دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه تهران به‌عنوان افراد لباس‌شخصي كه در واقعه كوي دانشگاه حضور داشتند نام مي‌برد و مي‌گويد: "اين افراد نيز سوابق كيفري دارند و در بين لباس‌شخصي‌ها و مراجع قضايي شناخته شده‌اند. من اسامي لباس‌شخصي‌ها را در شوراي‌عالي امنيت ملي، شوراي تأمين استان و وزارت‌كشور اعلام كرده‌ام و رسماً براي تشكيل پرونده به قوه‌قضاييه داده‌ام."


 

 

بي‌اعتنايي به سند معتبر ملي

    حادثه عظيم بود؛ آن‌قدر كه عالي‌ترين نهاد امنيتي كشور (شوراي ‌عالي امنيت ملي) در سير رتق و فتق قضايا چهار اطلاعيه صادر كرد و درنهايت گزارشي مفصل باعنوان تحقيقات كميته تحقيق منتخب اين نهاد تقديم رئيس‌جمهوري شد.

 

  براساس اطلاعاتي كه در همان دوران از تركيب اعضاي كميته تحقيق به گوش مي‌رسيد ظاهراً اين اسامي شاكله اصلي كميته تحقيق را تشكيل مي‌دادند: عباسعلي فراتي (دادستان دادسراي نظامي استان تهران ابراهيم رئيسي (بازرسي كل كشور)، مرتضي رضايي (حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران)، سردار انصاري به همراه عضوي ديگر از نيروي انتظامي، علي ربيعي (عضو شوراي امنيت ملي)، ظريفيان (آموزش عالي)، تاج‌زاده و بلنديان (وزارت كشور كه تاج‌زاده غالباً به شكل پراكنده در جلسات شورا شركت داشت)، احمد وحيدي (رئيس اداره اطلاعات سپاه) و جمال شفيعي (وزارت اطلاعات).

 

  گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي كه به‌عنوان معتبرترين سند رسمي در مورد حادثه هجدهم تير مورد استناد مقامات انتظامي قرار گرفت، با حذف اسامي برخي اشخاص و جايگزيني [...] به‌جاي آنها ماجرا را از آغاز يعني از ساعت 30/21 مورخ 17/4/78 مورد بررسي قرار داد. اظهارنظرهاي مخالف و موافقي كه در پي انتشار گزارش كميته تحقيق پيرامون مفاد آن ابراز شد، سرانجام خاتمي را بر آن داشت كه پس از ختم بحران و در روز 31 مرداد ماه 78 ضمن اعلام هشدار به وزارتخانه‌هاي كشور و اطلاعات نسبت به بروز وقايع ضدامنيتي در كشور، گزارش كميته را "توأم با انصاف و دقت" بداند و بر اين نكته تأكيد كند: "شوراي عالي امنيت ملي مسئول امنيت كشور است و كميته تحقيق، مصوب اين شوراست و لطمه‌خوردن اين ركن به معناي لطمه‌خوردن اساس نظام است."

 

  البته در دادگاه كوي دانشگاه كه در زمستان همان سال برگزار شد، به گزارش كميته تحقيق ـ كه در مدت كمتر از يك‌ماه از وقوع فاجعه يعني در تاريخ 25/5/78 منتشر شد ـ كمترين توجهي مبذول داشته نشد و مفاد گزارش در بيرون از دستگاه قضايي هم با افت‌وخيزها و انتقادهايي ازجانب گروه‌هاي سياسي و چهره‌هاي شناخته‌شده اصلاح‌طلب روبه‌رو شد. برخي منتقدان گزارش كميته تحقيق بر اين باور بودند كه اين گزارش همه مراحل فاجعه را بررسي نكرده و صرفاً به وقايع شب اول كوي پرداخته و در اين پرداخت موضوعي هم، شوراي امنيت جريان را به يك "حادثه" يا "ماجرا" تقليل داده كه در آن، هر دو طرف درگير، تندروي كرده‌اند.

 

  به‌زعم اين گروه از منتقدان، بينابيني ديدن نقش طرفين درگيري در اين گزارش، سطح آن را به تحقيقي مردود و غيرقاطع تنزل داده بود. برخي ديگر از منتقدان گزارش، اصلاح‌طلب نبودن اعضاي كميته تحقيق را مسبب ارائه گزارش نه‌چندان موثر و تعيين‌كننده دانسته و معتقد بودند در شرايطي آن چنان طبيعي بود كه تقاضاي خاتمي رئيس‌جمهوري براي تغيير رئيس نيروي انتظامي رأي نياورد. بعدها در همين زمينه حجت‌الاسلام رهبرپور رئيس وقت دادگاه‌هاي انقلاب استان تهران هم در واكنشي به گزارش كميته تحقيق گفت: "اين گزارش به هرحال داراي نقاط قوت و ضعف است... اما اگر قرار باشد اين كميته‌ها مشكلات و معضلات كشور را حل و فصل كنند، ديگر نيازي به تشكيلات قضايي و پيگيري‌هاي اين‌چنيني وجود ندارد. از نظر دادگاه هرگز گزارش كميته نمي‌تواند مستند قضايي باشد. البته دادگاه مي‌تواند از آن استفاده كند، ولي استناد قضايي، جنبه حقوقي ندارد." [جمهوري اسلامي، 21 شهريور 78].

 

  اين گزارش عليرغم اين‌كه مورد تأكيد و تأييد رئيس‌جمهوري قرار گرفت و ايشان گزارش را زاييده تحقيقاتي "منصفانه، محققانه، با كمال احتياط و با توجه به صدها سند، گزارش، تصوير و گفت‌وگو با شاهدان و مطلعان" دانست، اما منتقداني را هم در صف محافظه‌كاران يافت. آيت‌الله جنتي دبير شوراي نگهبان ازجمله اين محافظه‌كاران بود كه در يكي از خطبه‌هاي نمازجمعه تهران در همين‌باره گفت: "قضاوت‌هاي كميته تحقيق در زمينه‌ حادثه كوي نشان داد كه خيلي هم دقيق نبوده و حتي برخي از اعضاي آن مي‌گويند بدون اطلاع آنان گزارش منتشر شده است."

  وقتي گزارش كميته تحقيق منتشر شد واژه‌ها و اصطلاحاتي در آن بود كه شايد بسياري براي نخستين‌بار آن را مي‌شنيدند: فرمانده نوپو، نيروي پليس شخصي يگان ويژه و...

  اين عناوين مطرح شدند، ولي در عمل به‌درستي مشخص نشد كه ماهيت مسئوليت اعضا و مسئولان اين نهادها چيست و با كيست؟

 

شوراي عالي امنيت ملي طي روزهاي بعد با صدور اطلاعيه‌هاي ديگري كوشيد ضمن ترغيب دانشجويان به حفظ آرامش و خويشتنداري، افكار عمومي را در جريان روند رسيدگي و كنترل اوضاع توسط مقامات و نهادهاي ذي‌ربط قرار دهد. اين شورا در دومين اطلاعيه خود ضمن تاكيد بر اين كه در حادثه درگيري‌هاي اطراف كوي دانشگاه فقط عزت ابراهيم‌نژاد كشته شده تصريح كرد وزارت اطلاعات مكلف به شناسايي و برخورد قانوني و قاطع با اعضاي گروه‌هاي فشار شده است. بنا به تصريح اين اطلاعيه تا آخر وقت روزبيستم تيرماه تعداد هفت نفر از اعضاي گروه فشار شناسايي و بازداشت شدند. اين اطلاعيه همچنين خاطرنشان كرد كه بر اساس تحقيقات انجام شده و بررسي صورت مذاكرات شوراي تامين استان تهران و اظهارات مسئولان امر مشخص گرديد سرتيپ ميراحمدي و معاون وي در اين حادثه مقصر مي‌باشند، لذا ضمن عزل، نامبردگان در اختيار مقامات ذي‌صلاح قرار خواهند گرفت.

شوراي عالي امنيت در عين حال از خاطر نبرده بود كه ابهامات موجود در مورد تيراندازي‌هاي ساعات واپسين شامگاه جمعه را بدين‌گونه توضيح دهد: يافته‌هاي دبيرخانه در پيگيري تيراندازي نيمه شب جمعه مورخ 18/4/78 بيانگر يك حركت كاملا مشكوك مي‌باشد. در اين تيراندازي كه با شليك سه تير از يك كلت كمري صورت گرفته يك افسر نيروي انتظامي، يك دانشجو و يك شهروند مجروح شده‌اند كه تحقيقات در اين زمينه به وزارت اطلاعات سپرده شده است.

 

هرج و مرج يا مدارا؟

   فعاليت مسئولان و دست‌اندركاران دولتي و حكومتي براي جمع‌كردن دامنه فاجعه كوي و پيامدهاي خياباني در سويي از ميز بزرگ سياست جريان داشت و در سوي ديگر، شهر همچنان آبستن آشوب بود و التهاب. با گذشت هرچه بيشتر دقايق و ساعات، تشنج و بحران گويي از كانون دانشگاه و دانشجويان به‌تدريج دور مي‌شد و از منافذ و مبادي ناشناخته به پيكره شهر و كوچه‌ها و خيابان‌ها نفوذ مي‌كرد.

  دانشجويان تجمع‌كننده درمقابل سر در دانشگاه، همان روز (شنبه 19 تير) حدود ساعت 18 از كوي دانشگاه به سمت وزارت كشور به راه افتادند و با تجمع درمقابل اين وزارت‌خانه خواستار رسيدگي به وضعيت خود و تلاش مقام‌هاي مسئول براي تحقق خواسته‌هايشان شدند.

 

    دانشجويان كه تعداد آنها بالغ بر دوهزارنفر مي‌شد، در معيت عده كثيري از مردم با راهپيمايي از تقاطع خيابان كارگرشمالي و فاطمي، ضمن سردادن شعارهاي "اي ملت آزاده، دانشجويت كشته شد"، "اي ملت باغيرت، حمايت، حمايت"، "نيروي انتظامي ننگت باد" خود را به مقابل ساختمان مركزي وزارت‌كشور رساندند. آنها درحالي‌كه با دست بر سر و سينه خود مي‌زدند و "الله اكبر" و "لااله الاالله" سر داده بودند خواستار حضور خاتمي در جمع خود و رسيدگي به خواسته‌هاي خويش مبني بر شناسايي و معرفي آمران و عاملان فاجعه شدند. هيجان و عصبيت دانشجويان و فشار متراكم آنان به درهاي نرده‌اي ورودي حياط وزارتخانه منجر به از لولاخارج‌شدن در ورودي وزارتخانه شد كه در پي آن دانشجويان با اجتماع در حياط وزارت كشور، شاهد حضور تاج‌زاده در ميان خود شدند.

 

  پس از مراسم يك دقيقه سكوت، تاج‌زاده در حالي كه به دانشجويان اطمينان مي‌داد كه هيچ فيلمبرداري از آنان صورت نمي‌گيرد، ضمن محكوم كردن تجاوز به كوي و با ارائه گزارشي از تلاش وزارت كشور به دانشجويان قول رسيدگي دقيق به ابعاد حادثه را داد. وي همچنين ضمن تاييد خبر رسمي كشته شدن يك نفر در جريان حوادث كوي (ابراهيم‌نژاد)، تشكيل كميته رسيدگي‌كننده به اين فاجعه در وزارت كشور را يادآور شد.

 

  دانشجويان درضمن مراسم با سردادن شعارهايي مبني بر برخورد قانوني با نيروي انتظامي و انصار حزب‌الله [كه پيش از آن به‌دفعات گروه‌هاي فشار تحت همين عنوان به تجمعات قانوني يورش برده بودند] خواستار آزادي دوستان بازداشت‌شده خود گرديدند. معاون سياسي وزارت كشور در حالي كه مي‌كوشيد آنها را به برقراري و حفظ آرامش دعوت كند با اشاره به استعفاي وزيران آموزش عالي و بهداشت تاكيد كرد: من قول مي‌دهم ظرف چند روز آينده وزارت كشور برخورد شديدي با عاملين داشته باشد، در غير اين صورت استعفا مي‌كنيم و كنار مي‌رويم.

 

پس از تاج‌زاده، علي افشاري عضو تحكيم وحدت نيز طي سخناني ضمن فراخواندن دانشجويان به خويشتنداري گفت: ما دو راه بيشتر نداريم، يا اين كه بگذاريم مملكت در همين بي‌امنيتي و هرج و مرج و آشوب‌ها روزگار سپري كند يا اين كه با مدارا كارهايمان را انجام دهيم كه اين بهترين راه است تا انقلاب و نظام لطمه نخورند و دشمنان سوءاستفاده نكنند.

 

دانشجويان  پس از برگزاري تجمع اعتراض‌آميز خود و با كسب اطمينان از انجام وعده‌هاي مسئولين وزارت كشور مبني بر پيگيري امور راهي كوي دانشگاه شدند. كوي و منطقه ورودي آن در روز شنبه محل تحصن و اجتماع دانشجويان بود. آنها با انجام بحث و گفت‌وگو ميان خود و گروه‌هاي مختلف مردم كه براي بازديد از آثار حملات مهاجمان، به كوي مراجعه مي‌كردند، در پي يافتن راهكارهايي بودند كه به تحقق خواست‌هايشان بينجامد. آنها مي‌گفتند تا زماني‌كه به اين خواسته‌ها نرسند به تحصن خود ادامه مي‌دهند و از تك‌تك مسئولان نظام انتظار پاسخگويي دارند. دانشجويان خواسته‌هاي خود را فهرست كرده بودند: بركناري و محاكمه علني هدايت‌الله لطفيان (فرمانده كل نيروي انتظامي)، شناسايي و مجازات عوامل جنايت در حضور هيئت‌منصفه مردمي، عذرخواهي شوراي امنيت، آزادي تمام دانشجويان دستگيرشده، واگذاري كامل نيروي انتظامي با اختيارات تمام به دولت منتخب ملت، تشييع جنازه شهداي دانشجو [البته طبق تحقيقات بعدي مشخص شد عزت ابراهيم‌نژاد تنها كشته حوادث كوي بوده است].

 

   همزمان با تحصن و اجتماع دانشجويان در محوطه كوي و حضور آنان در مقابل سر در كوي، افراد منتسب به گروه‌هاي فشار در نقطه جنوبي خيابان كارگر ـ محدوده بزرگراه آل‌احمدـ تجمع كرده بودند. دانشجويان و مردم در انتظار آمدن خاتمي بودند و هر از گاه شايعه حضور رئيس‌جمهوري در ميان مردم مي‌پيچيد. دانشجويان با توجه به وقايع و ساعات دشواري كه از سر گذرانده بودند، با تشكيل واحدهاي انتظامات، دفاع از كوي را برعهده گرفته بودند.

 

 

ابتكار عمل دست چه كساني بود؟

 

برگزاري تجمعي در داخل كوي در روز يكشنبه (صبح)، تصميمي بود كه بنا به تشخيص دفتر تحكيم جزء برنامه‌هاي دانشجويان قرار گرفته بود. جمع‌بندي اعضاي تحكيم وحدت اين بود كه اگر آنها _به عنوان يك تشكل دانشجويي درون نظام _ ابتكار عمل را در دست نگيرند، گروه‌هاي ديگري از راه رسيده، سوار بر موج احساسات جمعيت شده و مسير را به بيراهه خواهند كشاند.

 

   روز يكشنبه پس از گذشت بيش از چهل و هشت‌ساعت از شروع‌ بحران، كوي همچنان ناآرام و ملتهب بود. با اين‌كه نيروهاي انتظامي و شبه‌نظاميان در خيابان‌هاي دور و بر كوي حضور نداشته و يا به‌گونه‌اي نامحسوس حضور داشتند، فضا امنيتي بود. دانشجويان در كوي و محوطه ورودي آن در دوقالب به بحث و رايزني و رفت‌وآمد مشغول بودند. گروهي اصرار داشتند كه بايد با انجام راهپيمايي و خروج از كوي، صداي اعتراض خود را رساتر به گوش مسئولان برسانند و عده‌اي ديگر بر اين باور بودند كه فرصت‌طلبان در كمين‌اند تا از احساسات، هيجانات و صداقت دانشجويان استفاده كرده و ضمن كشاندن آنها به خيابان‌ها به بهره‌برداري از موقعيت و دستيابي به منافع و مطامع خويش بپردازند. فرازونشيب‌ اختلاف سليقه دو گروه سرانجام كفه را به نفع دانشجويان محتاط‌ سنگين‌تر كرد و تصميم جمعي بر ماندن در داخل كوي متمركز شد. برگزاري تريبون آزاد در داخل كوي ازجمله راهكارهاي دانشجويان براي بيان عقايد خود و شنيدن ديدگاه‌ مبلغان ديگر تفكرات بود. در همين روز عبدالله نوري رئيس وقت شوراي‌‌شهر تهران با حضور در كوي به اظهار همدردي با دانشجويان و بازديد از بقاياي تهاجم به خوابگاه‌ها پرداخت. وي كه پيش از برگزاري تريبون آزاد به ايراد سخناني براي دانشجويان پرداخت در بخشي از گفته‌هاي خويش تصريح كرد: "... بسياري آقايان كه مدافع ارزش‌ها هستند، به طيف مقابل خود هر روز انگي مي‌چسبانند، يك روز ليبرال، يك روز منافق، يك روز سكولار، يك روز چه و چه... پس آنها كه اين نوع كارها را مي‌كنند [اشاره به حادثه كوي] چي‌اند و به كجا وابسته‌اند؟ كي بايد با آنها برخورد شود؟ بناست تا كجا مصالح نظام و انقلاب بابت آزادي اين افراد لطمه ببيند؟ آيا با اين افراد مشكلي هست؟ رودربايستي هست؟ قرار و مدار پشت پرده‌اي هست؟! چه‌طور است كه اگر روزنامه‌اي مثل سلام از آدمي كه خودتان مي‌گوييد با محافل بيگانه در ارتباط بوده، [سعيد امامي] مطلبي چاپ كند برخلاف نظام و مصالح آن عمل كرده، اما با دانشجويي كه خواسته اعتراض كند، اين رفتار شود، اين مصلحت نظام است؟..."

 

  ساعت حدود هفت بعدازظهر دكترمعين بار ديگر در كوي حاضر مي‌شود. او همانند يك دانشجو در ميان دانشجويان مي‌نشيند و مي‌گويد: "... اين وضع براي من به‌عنوان يك مجري قابل تحمل نيست. اين حادثه براي من هم يك نقطه‌عطف است تا مسائل و شرايط را مجدانه مطرح كنم. اگر توجهي شد كه دوباره خدمتتان خواهم بود، در غير اين صورت معذور هستم، نه براي اين‌كه از مسئوليت فرار كنم بلكه به‌عنوان فردي كه احساس مسئوليت مي‌كند و مجموعه شرايط را در نظر مي‌گيرد و اگر ببيند شرايط غيرمنطقي است، زير بار نمي‌رود. بنده به تك‌تكه شما افتخار مي‌كنم. به صداقت و شهامت شما افتخار مي‌كنم و از شما كمك مي‌خواهم تا در يك چارچوب منطقي و قانونمند بتوانيم مسائل را حل كنيم. اين مسئله فقط يك مسئله دانشگاهي و آموزش‌عالي نيست، مسئله ملي ماست. به همين جهت به كمك هم بايد يك راه‌حل منطقي و قانونمند پيدا كنيم..."

 

  وزير آموزش‌عالي در پاسخ به اظهارنظرهاي پرهمهمه و هيجان‌زده دانشجويان خشمگين و آزرده اضافه مي‌كند: "نمي‌توان در يك جمع هزارنفري دنبال راه‌حل منطقي و قانونمند بود. بايد در جمع محدودي كه منتخب و مورد اعتماد شما باشند، اين كار را كرد. اين افراد را انتخاب كنيد. ما هم در خدمت شما خواهيم بود. بنده قول مي‌دهم تا رأس هرم مديريت نظام، مسائل را همراه شما پيگيري كنم. سعي كنيم از آنچه گرد ما پديد آمده حداكثر استفاده را ببريم... اجازه ندهيم از فاجعه‌اي كه بر ما تحميل شده فجايع ديگري بر كشور تحميل شود. ما بايد حداقل بازي نخوريم... بايد افرادي را كه مي‌خواهند سوار موج شوند از جمع خود خارج كنيم. من حرفي ندارم، اگر شما داريد، من آماده‌ام."

 

  يكي از دانشجويان حاضر در تحصن در پاسخ به گفته‌هاي معين مطالبات متحصنين را چنين مطرح مي‌كند: "اظهارنظر صريح و شفاف مقام رهبري درباره حمله گروه‌هاي فشار به مراكز دانشگاهي، محاكمه علني و سريع گروه‌هاي فشار و فرماندهان و عوامل حمله‌كننده به كوي دانشگاه، تجديدنظر در سياست‌هاي اعتراض برانگيز صداوسيما در انعكاس حوادث اخير و تضمين خاتمي و وزيركشور براي ايجاد فضاي امن در دانشگاه‌ها."

  پيشنهاد معين به دانشجويان براي انتخاب تعداد مشخص معتمد، نخستين ايده تشكيل شورايي فراگير و متشكل از همه جناح‌هاي فكري و همه دانشگاه‌هاي تهران را در اذهان دانشجويان عملياتي كرد و همان‌طور كه پيش از اين اشاره شد، شوراي منتخب متحصنين در پي رايزني‌هاي پيرو اين ايده، نضج گرفت. همزمان با حضور گروه چشمگيري از دانشجويان در سطح كوي، در گوشه‌اي ديگر از شهر در ميدان ولي‌عصر، عده‌اي از دانشجويان و گروه‌هايي از اقشار مردم مشغول تظاهرات بودند. اين تظاهرات كه در آن شعارهاي تندي هم سر داده باشد، نقطه آغاز درگيري‌هاي درون شهري و شورش روزهاي بعد بود.

 

تجمع و تحصن دانشجويان در داخل كوي در روز يكشنبه تقريباً تا شامگاه ادامه يافت و در جمع دانشجويان اعلام شد كه ادامه تحصن به صبح دوشنبه (21 تير) در جمع اساتيد و در مسجد دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. در اين فاصله زد و خوردهاي پراكنده و تعقيب و گريزهايي ميان گروه‌هايي از دانشجويان و مهاجمين خياباني در اطراف كوي جريان داشت.

 

 

اقدام عجولانه دادگاه ويژه روحانيت

 

روزهاي شنبه و يكشنبه (نوزدهم و بيستم تير) را از منظري مي‌توان روز اعلام مواضع شخصيت‌ها و احزاب سياسي هم‌نام گذاشت؛ چرا كه بسياري از مقامات سياسي و فعالان حزبي در اين روزها پس از بازديدهايي كه از كوي به عمل آورده و با دانشجويان به گفت‌وگو پرداخته بودند ضمن سخنراني براي دانشجويان، انجام مصاحبه يا صدور بيانيه، با محكوم دانستن حوادث كوي خواستار برخورد قاطع قانوني با مسببان آن شدند. از جمله اين افراد مهدي كروبي دبير مجمع روحانيون مبارز بود كه در ساعت ده شب بيستم تير با حضور در ميان دانشجويان به قرائت بيانيه شوراي عالي امنيت پرداخت.

 

وي همچنين ريشه به وجود آمدن قضاياي تلخ كوي دانشگاه را ناشي از تصميم عجولانه دادگاه ويژه روحانيت در بستن غيرقانوني سلام دانست و گفت: در اين باره بايد اول دادگاه تشكيل مي‌شد، مديرمسئول سلام مستندات خود را ارائه مي‌كرد و در صورت محكوم شدن اقدام به توقيف مي‌كردند نه اين كه بر خلاف نظر وزارت اطلاعات، كشور و بخش‌هاي ديگر قوه قضاييه، تصميم عجولانه ومهمي گرفته شود.

وي ضمن تاكيد بر غيرقانوني بودن دخالت دادگاه ويژه روحانيت در كار مطبوعات گفت: بستن يك روزنامه غير از محاكمه يك متهم است، به همين دليل قانون اساسي شرايط خاصي را براي برخورد با مطبوعات قائل شده است.

 

 

پيكان دو لبه

هرچند دانشجويان درست از همان لحظه‌اي كه كنترل وضعيت كوي و رفت و آمدها به آن را در دست گرفتند، تلاش كردند در تمام تحصن‌ها، تجمعات و مراسم دانشجويي رعايت حداكثر آرامش و جلوگيري از اقدامات بحران‌آفرين را نمايند، اما ظاهرا پروژه آشوب‌آفريني در سطح شهر در جاي ديگري به جز محافل دانشجويي شناخته شده كليد خورده بود. دفتر تحكيم وحدت كوشيد ضمن مديريت بحران در ميان لايه‌هاي دانشجويي، مطالبات آنها را در مرزهاي روشن و مشخص حراست كند، اما با ادامه بحران‌ها دريافت كه عده‌اي در جريان مسائل رخ داده مي‌خواهند به سود خود جريان را منحرف كرده و درگيري‌ها را ادامه دهند. اين وضعيت براي اين تشكل دانشجويي موقعيت دشواري پيش آورده بود. آنان از يكسو توسط جمعيت تهييج شده دانشجويان متهم به سازشكاري مي‌شدند و از سوي ديگر توسط نيروهاي بيرون از حيطه دانشجويان به ايجاد اغتشاش و همكاري با آشوبگران متهم بودند. اين، معركه‌اي بود كه از پس آن برخي گروه‌هاي بي‌نام و نشان و يا طيف‌هايي از تشكل‌هاي نه‌چندان متشخص دانشجويي مي‌كوشيدند با نفوذ و حضور در جمع دانشجويان و سر دادن شعارهاي انحرافي و بعضاً تندروانه، مكانيسم تظاهرات دانشجويي را از پشت ميله‌هاي دانشگاه به سوي كوچه‌ها و خيابانهاي شهر هدايت كنند. تحركات بيروني و حساب شده گرايش‌هاي آشوب‌طلبانه قوي‌تر از آن بود كه اين تشكل دانشجويي بتواند در قبال آن ابتكار عمل داشته باشد.

 

شايد از همين روي بود كه دفتر تحكيم پس از برگزاري تجمع دانشجويي به موازات تجمع اساتيد دانشگاه در صبح دوشنبه 21 تير، از حدود بعدازظهر كه متوجه وجود نوعي چنددستگي در ميان دانشجويان شد، نهايتاً به اين نتيجه رسيد كه به تنهايي توان و اقتدار لازم را براي كنترل طيف‌هاي مختلف دانشجويان ندارد؛ از همين روي در بعدازظهر همان روز رسماً اعلام كرد كه شورايي متشكل از اعضاي منتخب دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف تشكيل داده و به تجمعات خود پايان مي‌دهد تا آن شورا بتواند رأساً مطالبات دانشجويان را سمت و سو  داده و پيگيري نمايد. قطعاً بخشي از دلايل اين‌گونه تصميم‌گيري دفتر تحكيم وجود برخي عدم اعتمادها نسبت به اصالت حركت تحكيم در مقابله با بحران در ميان گروه‌هايي از دانشجويان بود.

 

 

اعلام برائت

 

طرح دو نكته از دو زاويه در مورد فعاليت‌ها و تحركات مرتبطين با حوادث كوي و تشنجات خياباني، دو تشكل سياسي شناخته شده را وادار به موضع‌گيري و صدور اطلاعيه‌هاي جداگانه در توضيح موقعيت و جايگاه خويش كرد. در مورد نخست "نهضت آزادي ايران" در تاريخ بيستم تير با انتشار اطلاعيه‌اي تحت عنوان توضيحي پيرامون حمله‌هاي گسترده هفته‌هاي اخير عليه نهضت آزادي ايران و جنبش دانشجويي كشور ادعا و موضعگيري برخي از شخصيت‌ها و سازمان‌هاي سياسي مبني بر نزديكي و كنار يكديگر قرار گرفتن دفتر تحكيم وحدت، سازمان مجاهدين خلق، نهضت آزادي و ساير انجمن‌ها و نهادهاي جنبش دانشجويي را اساساً بي‌پايه، دروغ، افترا و پاسخ دادن به اين ادعاهاي دروغ را غيرضروري دانست.

 

از سوي ديگر روابط عمومي "انصار حزب‌الله" با صدور اطلاعيه‌اي دخالت در درگيري‌هاي كوي دانشگاه را تكذيب كرد. اين تشكل كه نامش همواره يادآور تحركات غيرقانوني و تهاجم‌هاي متعدد به تجمعات قانوني بود، در برابر جريان كوي دانشگاه و به دليل كثرت اخبار منتشره دال بر حضور افراد عضو اين تشكل در گروه‌هاي مهاجم به كوي در بيانيه‌اي اظهار داشت: "در پي راهپيمايي اعتراض‌آميز پنجشنبه شب گذشته (هفدهم تير) دانشجويان هوادار تحكيم وحدت و درگيري با نيروي انتظامي و استمرار موج خشونت و تنش، برخي روزنامه‌هاي تشنج‌آفرين و وابسته به گروه‌هاي پيدا و پنهان سياسي سخن از دخالت انصار حزب‌الله در ماجرا به ميان آورده‌اند كه قوياً تكذيب مي‌شود. انصار حزب‌الله ضمن ابراز تاسف شديد از حوادث پيش آمده و اظهار همدردي با آسيب‌ديدگان اين فتنه كور، از نهادهاي قانوني و مسئول مصراً خواستار رسيدگي به علل و عوامل اين حوادث و مجازات سريع عاملان فجايع اخير مي‌باشد."

 

 

باندهاي ماجراجو عليه خاتمي

با گذشت روز به روز از وقوع درگيري در كوي و روشن شدن ابعاد فاجعه، بازار صدور اطلاعيه و اعلام مواضع احزاب و جريان‌هاي سياسي رونق ديگري يافته بود.

يكصد و ده تن از فعالان ملي _ مذهبي از جمله شخصيت‌هاي سياسي بودند كه در پي وقوع حوادث كوي با انتشار بيانيه‌اي اقدام به موضعگيري در اين زمينه كردند. نويسندگان بيانيه كه امضاي برخي از آنان از جمله عبدالعلي بازرگان، محمد بسته‌نگار، حبيب‌الله پيمان، رضا رئيس‌طوسي، يدالله سحابي، عزت‌الله سحابي، علي‌اكبر معين‌فر، ابراهيم يزدي و... در انتهاي بيانيه ثبت شده بود، خاطرنشان كرده بودند: آمران و عاملان فجايع دانشگاه يعني باندهاي ماجراجويي كه روي كار آمدن دولت اصلاح‌طلب آقاي خاتمي را مخالف امنيت ملي ( و در واقع امنيت قدرت‌ها و ثروت‌هاي بادآورده عده‌اي خاص) مي‌دانستند، آنهايي كه عمر شش‌ماهه براي دولت پيش‌بيني يا آرزو مي‌كردند، از آن هنگام تاكنون به انحاي مختلف سعي در بحرانسازي در سطح ملي و به بن‌بست كشاندن و به زعم خويش توقف كامل روند اصلاحات در كشور را داشته و دارند. آنها سعي كرده‌اند با بحرانسازي در درون نظام، طيف‌هاي معتدل‌تر و معقول‌تر جناح‌هاي مختلف را در مقابل عمل انجام‌شده‌اي كه مي‌بايست به حذف آقاي خاتمي و دولت وي  بينجامد قرار دهند.

 

دو تشكل جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز كه هركدام تفكرات بخشي از روحانيت سياسي ايران را نمايندگي مي‌كنند نيز در پي اوج گرفتن ناآرامي‌ها با صدور اطلاعيه‌هاي جداگانه به اعلام مواضع خود در اين‌باره پرداختند.

 

در بيانيه جامعه روحانيت مبارز با تأكيد بر اين مطلب كه يورش شبانه به محل امن زندگي انسانها به ويژه كانون دانشجويي عملي ددمنشانه است تصريح شده بود: دشمنان انقلاب اسلامي پس از وقوع اين حادثه تلخ، در چند روز اخير با نفوذ در جمع دانشجويان دست به حركت‌هايي زدند و با توهين به مقدسات اسلام و انقلاب حرمت‌ها را شكستند.

 

همتاي چپگرا و اصلاح‌طلب اين تشكل روحاني يعني مجمع روحانيون مبارز هم در بيانيه خويش با محور قرار دادن درگيري‌هاي خياباني در تهران از مردم درخواست كردند با هشياري كامل با همكاري نيروهاي مخلص امنيتي و انتظامي موجبات آرامش و امنيت را در تهران و ساير مراكز برقرار سازند.

 

در پي بروز درگيري‌هاي كوي و حوادث بعدي خياباني كه به يكباره ايران را در صدر اخبار بسياري از خبرگزاري‌هاي معتبر جهان قرار داد، وزارت فرهنگ و آموزش عالي با صدور اطلاعيه‌اي خطاب به دانشگاهيان نسبت به سوءاستفاده جريان‌هاي مغرض از هيجان‌ها و احساسات دانشجويان در قالب اقدامات مشكوك، تحريك‌آميز و حرمت‌شكنانه و اهانت به اركان و مقدسات نظام هشدار داد.

 

مسئولين آموزش عالي كه از جمله بخش‌هاي زيرمجموعه دولت بودند كه به واسطه توليت امور دانشجويان، برخورد مستقيم و بدون واسطه با مسائل كوي و جريان‌هاي تابعه آن داشتند در بيانيه خود تصريح كردند: وزارت فرهنگ و آموزش عالي تمام توان خود را از طريق كميته منتخب شوراي امنيت ملي و وزارتخانه‌هاي ذي‌ربط و دانشگاهيان براي ريشه‌يابي اين فاجعه و پيشگيري از گسترش تشنج‌ها به كار مي‌گيرد و توجه همگان را به ضرورت اتخاذ تصميم‌هاي به موقع، تعيين روش‌هاي منطقي، اطلاع‌رساني و تبليغات درست براي پيگيري و كاهش آثار زيانبار آن جلب مي‌كند.

 

 اين بيانيه در عين حال بروز وقايع خشونت‌آميز عليه دانشجويان دانشگاه تبريز را محكوم و شايسته برخورد مسئولانه با عوامل آن دانسته بود.

 

  ازجمله اعلاميه‌هاي ديگري كه روز يكشنبه در سطح وسيع در دانشگاه‌ها توزيع شده و روزنامه‌ها هم به آن پوشش خبري دادند، اعلاميه‌اي از جانب پانزده تشكل و گروه سياسي دوم‌خردادي بود مبني بر اين‌كه عصر روز چهارشنبه در دانشگاه تهران اجتماع خواهند كرد. اين دعوت اما پس از فراخوان سازمان تبليغات اسلامي براي راهپيمايي مردمي چهارشنبه، لغو و تشكل‌هاي يادشده اعلام كردند كه در فراخوان سازمان تبليغات شركت مي‌كنند.

 

 

در تبريز چه گذشت؟

 

اگر روز يكشنبه براي دانشجويان تهراني صرفا با برگزاري تجمع، تحصن، ايراد سخنراني و مذاكره با مقامات و مسئولان بازديدكننده از كوي و خيابان‌هاي اطراف آن سپري شد، در تبريز اما، شهري در شمال غربي ايران، تحركات دانشجويان در اعتراض به واقعه كوي دانشگاه تهران رنگ و بوي خشونت گرفت و دانشجويان آن شهر هم آماج درگيري و حملات گسترده‌اي قرار گرفتند. روز يكشنبه بيستم تير دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور در حمايت از همتايان خود در تهران و در اعتراض به حمله گروه‌هاي فشار و نيروي انتظامي به كوي دانشگاه دست به تظاهرات و تحصن زدند.

 

روزنامه نشاط در تاريخ 21 تير در گزارشي از چگونگي وقوع حادثه تبريز چنين مي‌نويسد: در تبريز حدود پنج هزار نفر از دانشجويان دانشگاه تبريز از ساعت حدود هشت صبح تظاهرات آرامي را در محوطه دانشگاه در حمايت از دانشجويان كوي دانشگاه تهران آغاز كردند كه به هنگام خروج از در ورودي دانشگاه با ممانعت نيروي انتظامي و اعضاي گروه موسوم به انصار حزب‌الله روبه‌رو شدند. سپس دانشجويان با شعارهاي درود بر خاتمي، مرگ بر ديكتاتور، دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد، نيروي انتظامي يادآور... است، با نيروهاي يگان ويژه و نيروهاي انصار كه چوب در دست داشتند درگير و چند دانشجو نيز مجروح و دستگير شدند.

 

در اين ميان نيروي انتظامي براي متفرق كردن تجمع و تظاهرات دانشجويان اقدام به شليك هوايي كرد. بر اساس گزارش‌هاي رسيده نيروي ضد شورش كه براي بر هم زدن تظاهرات دانشجويان وارد عمل شده بود اقدام به پاشيدن آب‌جوش بر روي دانشجويان كرد. گفته مي‌شود اين درگيري منجر به مجروح شدن پنج نفر از دانشجويان شد.

 

نشاط همچنين در ادامه گزارش خود در همين باره اضافه مي‌كند: گزارش ديگري حاكي است كه استاندار تبريز براي آرام كردن جو التهاب در دانشگاه به ميان دانشجويان رفت كه با مخالفت آنان مجبور به بازگشت شد. بر اساس اخبار منبع مطلع در تبريز درگيري ميان دانشجويان و گروه‌هاي فشار كه تا عصر روز يكشنبه ادامه داشت منجر به كشته شدن يكي از دانشجويان شد.

 

فرد كشته شده، طلبه‌اي به نام محمدجواد فرهنگي بود كه به سرنوشتي مشابه عزت‌ ابراهيم‌نژاد دچار شد و گلوله‌اي شليك‌شده توسط يك ناشناس اين طلبه جوان را از زندگي محروم كرد.

 

روزنامه صبح امروز نيز به تاريخ 21 تير ماه در انعكاس بخشي از حوادث تبريز و درگيري‌هاي پيش‌آمده در آن شهر چنين نوشت: در درگيري‌هاي ديروز تبريز به ده‌ها بانك و دفاتر هواپيمايي خسارت وارد شد. در ادامه حوادث دانشگاه تبريز بعدازظهر ديروز خيابان امام‌خميني و چهارراه آبرساني تبريز شاهد درگيري شديد دانشجويان با انصار حزب‌الله بود. در اين درگيري‌ها به چندين دستگاه اتومبيل نيز خساراتي وارد شد. بازار تبريز تعطيل شد و مردم در خيابان‌هاي محل درگيري اجتماع كردند. همچنين نيروي انتظامي با محاصره دانشگاه تبريز درهاي دانشگاه را بستند و گروه زيادي دانشجو در داخل دانشگاه مانده‌اند.

 

روايت روزنامه راستگراي ابرار نيز از حوادث رخ داده در فضاي دانشگاهي تبريز مشابهت‌هاي بسياري با مطالب مندرج در نشريات چپگرا دارد. اين روزنامه در تاريخ بيست و دوم تير در گزارشي از چگونگي اعتراضات دانشجويي دانشگاه تبريز مي‌نويسد: بنا به گزارش‌هاي رسيده از تبريز، دانشجويان ساكن در خوابگاه‌هاي شهرك امام خميني و ولي‌عصر به دنبال تهديد گروه‌هاي فشار مبني بر به آتش كشيدن خوابگاه، اقدام به تخليه خوابگاه و خروج از شهر كردند. در پي تحصن اعتراض‌آميز دانشجويان در روز يكشنبه و شروع درگيري‌ها در تبريز، تعداد زيادي دانشجو مجروح شدند. گزارش‌هاي رسيده حاكي است جمع كثيري از مردم تبريز از ساعت 23 يكشنبه شب (20 تير) در سطح شهر با ماموران درگير و عده‌اي نيز مجروح شدند.

 

در پي اين وقايع از سوي دانشگاه تبريز، تعطيلي اعلام و امتحانات دانشجويان به هفته اول مهرماه موكول گرديده است. همچنين خوابگاه دختران دانشجو از جمله خوابگاه‌هاي شماره دوم، هويزه، شلمچه، فدك و حجاب در ساعات اوليه يكشنبه شب مورد حمله گروه‌هاي فشار قرار گرفت.

 

كميته دانشجويي پيگيري حوادث 20 تيرماه در تبريز نيز با انتشار گزارشي كه رونوشت آن به روزنامه‌هاي كثيرالانتشار ارسال شد، خاطرنشان كرده بود: يكشنبه شب در حالي كه دانشجويان دانشگاه تبريز و علوم پزشكي در اعتراض به وقايع تهران اقدام به تجمع در درون محوطه دانشگاه كرده بودند، گروه‌هاي فشار در حضور پرسنل نيروي انتظامي بعد از اقدام به پرتاب سنگ به سوي دانشجويان وارد محوطه دانشگاه شدند. اين گروه با اقدام به تيراندازي هوايي به ضرب و جرح دانشجويان پرداختند. در اين درگيري‌ها بيش از صد نفر با ضربات باتوم، ميلگرد، چاقو و تير زخمي شدند.

 

در همين حال بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي تبريز با صدور بيانيه‌اي در روايتي ديگر پيرامون اغتشاش‌هاي دانشگاه تبريز اظهار كرد: در حين اقامه نماز جماعت ظهر و عصر توسط دانشجويان مومن و متعهد، حدود 200 الي 300 نفر از دانشجويان كه با وجود دعوت انجمن اسلامي و سر دادن دوبار اذان در مراسم نماز جماعت شركت نكردند، اقدام به حمله به حوزه 2 بسيج شهري واقع در مقابل دانشگاه نمودند كه اين تعدي همراه بود با مجروح شدن برادران بسيجي مستقر در اين حوزه و نيز شهادت يك نفر از بسيجيان (محمدجواد فرهنگي) به ضرب گلوله كلت كمري كه توسط يكي از آشوب‌طلبان شليك گرديد.

 

 

خاتمي: هشيار باشيد!

 

خاتمي رئيس‌جمهوري اما در اين ميان چه مي‌كرد و حاصل رايزني‌‌هاي فشرده وي با مشاوران و مسئولان كابينه‌اش چه بود؟

رئيس‌جمهوري كه در روزهاي هجدهم، نوزدهم و بيستم تير همچنان از مسند رياست‌جمهوري به كنترل وضعيت پرداخته بود، در روز بيست و يكم تير در ديدار وزير آموزش عالي و معاونان اين وزارتخانه، حوادث كوي را از تلخ‌ترين وقايع نظام جمهوري اسلامي دانست و ضمن تاكيد بر اهميت وفاق ايجادشده در سطح كشور در محكوم دانستن حوادث كوي، كنترل احساسات برانگيخته شده توسط دانشجويان را نشانه منطقي بودن جنبش دانشجويي كشور دانست و با اشاره به مقاصد مخالفان نظام كه يا بر اساس ناداني و جهالت دشمني مي‌ورزند و يا كساني هستند كه پيشرفت اين مملكت را نمي‌خواهند، گفت: تنها اقدامي كه ما را از افتادن در دامي خطرناك نجات مي‌دهد، هشياري و تشخيص منافع اصلي و پرهيز از افتادن در دامان هيجانات زودگذر است.

 

خاتمي همچنين خواستار همكاري دانشجويان با دولت شد تا اجازه داده شود كه در اين شرايط نظم و قانون در جامعه مستقر و از درگيري بين بخش دانشگاهي و بخش‌هاي ديگر جامعه پرهيز گردد.

 

پخش خبر ديدار رئيس‌جمهوري با اعضاي كابينه ساعاتي پس از انجام تحصن دانشجويان در معيت تحصن و تجمع اساتيد دانشگاه در مسجد دانشگاه تهران در روز دوشنبه 21 تير بود.

 

در اين تجمع كه بنا به اعلام قبلي دفتر تحكيم وحدت ساعت 10 صبح در مسجد دانشگاه تهران و با حضور هزاران تن از دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف تهران برگزار شد، دانشجويان با تاكيد بر خواست‌هاي پيشين خود از جمله بركناري فرمانده نيروي انتظامي، محاكمه علني آمرين و عاملين فاجعه، تفويض اختيارات نيروي انتظامي به وزارت كشور و اعاده حيثيت دانشجويان خواستار رسيدگي مسئولين بلندپايه به موضوع تهاجم به دانشجويان شدند. سرودهاي "اي ايران" و "يار دبستاني من" سراسر ميان ـ ‌فاصله‌هاي سخنراني‌هاي مراسم را پر مي‌كرد.

 

در اين مراسم خليلي عراقي رئيس دانشگاه تهران از جمله سخنرانان بود. وي در سخنان خود خطاب به دانشجويان كه شعار هجدهم تيرماه، 16 آذر ماست سر داده بودند، ضمن تاييد بر حفظ حقوق دانشجويان، آنان را به پرهيز از طرح شعارهاي انحرافي و خارج از درخواست‌هاي دانشجويان فراخواند. به گفته عراقي متاسفانه عده‌اي با بهره‌گيري از فرصت فراهم شده، مي‌خواهند سوار قضيه شوند و از دانشجو و دانشگاه سوءاستفاده كنند. در حين سخنراني رئيس دانشگاه هرجا كه سخن از يكي از ارگان‌هاي رسمي كشور به ميان مي‌آمد، دانشجويان بعضاً با شعارهاي تند ديدگاه خود را در آن مورد اعلام مي‌كردند. تقريباً در تمام لحظاتي كه شعارهاي چپ‌روانه و حذفي در نقد اركان نظام توسط دانشجويان سر داده مي‌شد، دانشجويان مجري مراسم به نيابت از ديگر دانشجويان حاضر در مراسم ميكروفون به دست مي‌گرفتند و مي‌گفتند: "آنان‌كه با شعارهاي تند به اركان نظام توهين مي‌كنند، از ما نيستند." در اين مراسم يك تن از دانشجويان سخنران با تاكيد بر اين نكته كه ما دلمان براي اسلام، نظام و رهبري مي‌تپد خواهان اصلاح نگرش به دانشگاه شد. در ادامه نامه‌اي از تريبون مسجد دانشگاه قرائت شد كه در آن تاكيد شده بود اعضاي هيات رئيسه، كاركنان، دانشجويان و دانشگاهيان از شعارهاي انحرافي اعلام برائت كرده‌اند. اشاره نامه به شعارهاي تندروانه‌ و اهانت‌آميزي بود مبني بر مقصر دانستن مسئولان رده‌بالا و برخي نهادهاي ذي‌نفوذ كشور در بروز ناآرامي‌هاي كوي.

 

پس از قرائت نامه، رهامي نماينده اعضاي هيات علمي دانشگاه تهران [كه بعدها در جريان دادگاه كوي، وكالت دانشجويان شاكي را بر عهده گرفت] شروع به سخنراني كرد و از دانشجويان خواست با حفظ چارچوب‌هاي قانوني، دولت را در راه برقراري نظم ياري كنند. يكي از اعضاي انجمن‌اسلامي دانشجويان، سخنران بعدي مراسم بود كه در اعلام خواست‌هاي دانشجويان اظهار كرد: "يكي از خواسته‌هاي دانشجويان اين است كه آقاي خاتمي امام جمعه باشد." وي همچنين اعلام كرد كه "با توجه به اين كه وزارت كشور اعلام نموده راهپيمايي در بيرون دانشگاه انجام نشود، ما فقط در محدوده دانشگاه تحصن مي‌كنيم."

 

  يكي از برنامه‌هاي مراسم قرائت پيام يكي از مسئولان بلندپايه نظام از تريبون توسط يكي از دانشجويان بود. اين بخش از برنامه با استقبال دانشجويان روبه‌رو نشد و پس از دقايقي‌ دانشجويان به حالت اعتراض مسجد را ترك كردند و به جمعيت بيرون مسجد پيوستند. به خاطر اعتراض و ترك مسجد توسط دانشجويان، از تريبون اعلام شد كه ادامه پيام خوانده نمي‌شود و از آنان خواسته شد ضمن پرهيز از سردادن شعارهاي تند به مسجد بازگردند.

 

در ميانه مراسم گروهي از حضار كه از مسجد خارج شده بودند به سمت در جنوبي دانشگاه تهران حركت كرده و با تجمع در پشت در اصلي شعارهايي را در محكوميت حركت‌هاي خشونت‌طلبانه نسبت به دانشجويان سر دادند. در اين ميان شعارهايي با مضامين تندروانه توسط جمع محدودي كه دانشجو به نظر نمي‌آمدند، سر داده شد كه عموم دانشجويان از همراهي با آنها خودداري كردند. گروهي ديگر از دانشجويان هم كه به تحريك عده‌اي ـ كه بهعنوان دانشجو در بين جمعيت حضور داشتند ـ از مسجد خارج شدند، فريادزنان و با سردادن شعارهايي ازجمله "انصار جنايت مي‌كند،... حمايت مي‌كند"، "آزادي انديشه، با... نمي‌شه" و... به سوي خيابان انقلاب به راه افتادند كه در ميان راه چندتن از اعضاي دفتر تحكيم وحدت با حضور در ميان آنها، هدايت آنان را بر عهده گرفتند و با سردادن شعار دانشجو، دانشجو، شعور سياسي آنان را به محل تحصن بازگرداندند.

 

 

غائله گسترش مي‌يابد

 

هراس و نگراني مسئولان طراز اول كشور، مقامات اجرايي، فعالان سياسي و بسياري اقشار مردم از گسترش يافتن احتمالي درگيري‌هاي كوي دانشگاه به سطح زندگي روزمره و اجتماعي كوچه و خيابان‌هاي تهران بيهوده نبود.

 

گروه‌هاي مشكوك و ناشناخته كه بعضاً در كوتاه زمان برآمده از پس بحران كوي سعي بسيار در نفوذ ميان دانشجويان داشتند، به تدريج با گرفتن ابتكار عمل به دست، حيطه تظاهرات مسالمت‌آميز آنان را به سطح خيابان‌ها كشاندند.

 

تظاهرات روز دوشنبه دانشجويان كه از ساعت ده صبح با اجتماع تدريجي آنها آغاز شد و كم‌كم گسترش يافت، در نخستين ساعات بعدازظهر با خروج گروهي از تظاهركنندگان تحريك شده از دانشگاه و حركت به سمت محدوده ميدان ولي‌عصر ادامه يافت كه با برخورد نيروهاي يگان ويژه و نيز تقابل با تحركات اجتماعات پراكنده لباس‌شخصي‌ها به خشونت كشيده شد.

 

انتظامات دانشجويان متحصن كه عليرغم تلاش بسيار نتوانستند مانع حركت گروه هاي معترض و خروج آنها از دانشگاه شوند، با گرفتن دست‌هاي يكديگر و ايجاد زنجيره انساني كوشيدند مانع ايجاد برخورد ميان دانشجويان حاضر در داخل دانشگاه با تظاهركنندگان بيرون محوطه دانشگاه شوند.

 

جمع تظاهركنندگان كه در طول مسير افزايش مي‌يافت حوالي ساعت 12:30 ظهر در خيابان انقلاب دست به راهپيمايي به سمت چهارراه و سپس ميدان ولي‌عصر زد كه در حدود ساعت 13 به اين منطقه رسيد.

 

خبرنگار همشهري در صفحه دوم روزنامه به تاريخ 22 تير از اين واقعه چنين مي‌نويسد: نيروهاي يگان ويژه كه به اسلحه گرم، گاز اشك‌آور و باتوم مجهز بودند با شليك تيرهاي هوايي و پرتاب گاز اشك‌آور سعي كردند تظاهركنندگان را متفرق كنند. برخورد نيروهاي يگان ويژه با دانشجويان و تظاهركنندگان كه به دستگيري گروهي از آنان منجر شد به ايجاد موج جديدي از مخالفت در دانشجويان انجاميد و گروهي كه مجدداً با برگشت به دانشگاه تهران در محل مسجد و داخل محوطه دانشگاه اجتماع كرده بودند با سردادن شعارهايي عليه نيروي انتظامي، دو روزنامه عصر و خشونت‌طلبان، خواستار حمايت مردم شدند. اين راهپيمايي به مقصد ميدان ولي‌عصر در شرايطي آغاز شد كه دانشجويان مستقر در محوطه داخلي دانشگاه تهران همچنان بر تداوم تجمع در داخل دانشگاه تاكيد داشتند و راهپيمايي بدون مجوز وزارت كشور در سطح شهر را غيرقانوني مي‌دانستند.

 

  ادامه تحركات شورش‌گونه در روز دوشنبه در شرايطي انجام مي‌شد كه فرمانداري تهران با توجه به جميع شرايط و جمع‌بندي از وقايع اين روز، ضمن صدور اطلاعيه‌اي انجام هرگونه راهپيمايي و تجمع يا تحصن را ممنوع و غيرقانوني اعلام كرد.

 

 

صف‌ها شكل مي‌گيرند

 

پراكندگي و تفرقه نظر ميان عملكرد دانشجويان و گروه‌هاي مدافع حركت در چارچوب قانون با گروه‌هاي ديگري كه خواستار حضور در خيابان‌ها و برهم زدن نظم موجود بودند، ديگر كاملا شكل گرفته بود. خروج غيرمنتظره برخي شركت‌كنندگان در تجمع _ كه به گفته دانشجويان چهره‌هاي غيردانشجو به وضوح در ميان آنان به چشم مي‌آمدند _ از دانشگاه تهران در شرايطي انجام پذيرفت كه بسياري از دانشجويان و اعضاي تشكل‌هاي دانشجويي از رواج شعارهاي توهين‌آميز و اعلام مطالبات فراقانوني به‌شدت نگران بودند. به گفته اينان برخي چهره‌هاي مسئله‌دار در ميان دانشجويان پراكنده شده و دائما آنان را تشويق به خروج از صحن دانشگاه و تظاهرات در خيابان‌ها مي‌‌‌كردند.

 

خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) در گزارشي از صحنه درگيري ميان تظاهركنندگان با نيروي انتظامي و لباس شخصي‌ها، اين خبر را بر روي خروجي خود قرار داد: در ساعت حدود يك بعدازظهر يك دستگاه وانت نيروي انتظامي در ضلع شمال غربي ميدان ولي‌عصر و يك دستگاه موتورسيكلت در بلوار كشاورز به آتش كشيده شد. در اين لحظه تعداد تظاهركنندگان حدود 200 نفر بود. برخي تظاهركنندگان مي‌گفتند كه قصد راهپيمايي به سوي صدا و سيما را دارند. از حدود ساعت 13:30 نيروهاي ضدشورش در ميدان ولي‌عصر و خيابان‌هاي اطراف مستقر شدند و دو فروند هلي‌كوپتر پليس با پرواز بر فراز ميدان ولي‌عصر به هدايت نيروهاي زميني و كنترل اوضاع پرداختند... درگيري‌ها سپس در تقاطع خيابان فلسطين و بلوار كشاورز اوج گرفت كه طي آن حدود ده نفر توسط افرادي با لباس شخصي دستگير و حدود سي نفر توسط نيروي انتظامي بازداشت شدند. در اين لحظه تعداد تظاهركنندگان به حدود هزار نفر افزايش يافته بود...

تظاهرات اعتراض‌آميز در سطح برخي خيابان‌ها در حالي به چشم مي‌خورد كه اوضاع در كوي دانشگاه تهران [محل تحصن و تجمعات دانشجويان] كاملا عادي بوده و تجمعات دانشجويي در آن پايان يافته است.

 

آتش‌ زدن يك خودرو بدون سرنشين نيروي انتظامي در ميدان ولي‌عصر توسط برخي تظاهركنندگان در بعدازظهر روز دوشنبه، جامعه دانشجويي را به اين يقين رساند كه رگه‌هاي متمايل به آشوب‌طلبي و خارج از بدنه دانشگاهي به صفوف معترضان رخنه كرده است.

 

روزنامه خرداد در همين تاريخ در گزارشي به نقل از خبرنگار خود و خبرنگاران ايرنا مي‌نويسد: "دقايقي پس از حركت تظاهركنندگان از ميدان ولي‌عصر به سمت بلواركشاورز، نيروي انتظامي به منظور متفرق كردن تظاهركنندگان از ميدان ولي‌عصر تا نزديكي فروشگاه قدس را به كنترل خود درآوردند و ضمن بستن خيابان‌هاي فرعي كه به بلوار كشاورز منتهي مي‌شد، مردم را به سمت تقاطع خيابان‌هاي فاطمي و ولي‌عصر هدايت كردند. به گفته شاهدان عيني در پي سرپيچي تظاهركنندگان از تذكرات نيروهاي انتظامي حدود 15 دانشجو خود را سپر نيروي انتظامي كردند تا سنگ هاي پرتاب شده به اين نيروها اصابت نكند. پليس ضدشورش و كلاه‌سبزها كه در ميدان ولي‌عصر حضور داشتند ضمن استفاده از گاز اشك‌آور وشليك هوايي از مردم مي‌خواستند تا به سرعت محل را ترك كنند."

 

در همين شرايط دفتر تحكيم وحدت با صدور اطلاعيه‌اي شعارهاي افراطي و راهپيمايي‌هاي بدون مجوز را قابل قبول ندانست و تصريح كرد: هرنوع استفاده از شعارهاي افراطي، توهين، تهمت و نيز تجمعات و راهپيمايي‌هاي فاقد مجوز مورد قبول نبوده و تنها فرصتي را براي نيروهاي آنارشيست يا نفوذي فراهم مي‌آورد و موجب مي‌شود حركت به عكس خود تبديل شود.

 

روزنامه صبح امروز در گزارش خبرنگار خود از حادثه روز 21 تير چنين مي‌نويسد: در ساعت يك بعدازظهر درگيري جديدي در حوالي خيابان‌هاي ولي‌عصر و فلسطين روي داد كه پس از مدت كوتاهي، جمعيت به عقب رانده شد... اين در شرايطي بود كه در جريان درگيري‌ها به مغازه‌ها آسيب‌هايي وارد آمد و شيشه‌هاي برخي از آنها شكسته شد كه اين مسئله باعث تعطيلي اكثر مغازه‌ها از ميدان انقلاب تا چهارراه ولي‌عصر شد... در حوالي ساعت 2 بعدازظهر منطقه تحت كنترل صدها تن از انصار حزب‌الله و نيروهاي انتظامي درآمد و اين در حالي بود كه ده ها نفر از تظاهركنندگان نيز دستگير شده بودند... تظاهركنندگان در حوالي مخبرالدوله سه دستگاه اتوبوس و يك آمبولانس و يك اتومبيل تويوتا را به آتش كشيدند. آنان همچنين شيشه‌هاي دو بانك را شكستند و سپس به سوي سرچشمه و بهارستان به راه افتادند.

 

روايت روزنامه انتخاب هم تفاوت عمده‌اي با گزارش‌هاي همتايان خود ندارد. انتخاب هم به نقل از گزارش خبرنگار خود و خبرگزاري ايرنا مي‌نويسد: ساعت از 12 ظهر گذشته بودكه گروهي از دانشجويان تحريك شده به سوي در اصلي دانشگاه حركت كردندو انتظامات دانشجويي نتوانست مانع حركت آنها شود. آن سوي درها گروهي نيز در خيابان انقلاب راهپيمايي مي‌كردند و شعار مي‌دادند. دانشجويان داخل دانشگاه كه گمان مي‌كردند آنها از گروه‌هاي فشار هستند،شعارهايي عليه گروه‌هاي فشار سر داده و به سوي در دانشگاه هجوم آوردند. آنها سعي در شكستن درها و خروج از دانشگاه را داشتند كه گروه‌هاي انتظامات دانشجويي با سعي فراوان مانع اين كار شدند و با گرفتن دست‌هاي يكديگر به صورت زنجيره‌اي راهي باريك ساختند تا دانشجويان خارج از دانشگاه تك تك وارد دانشگاه شوند. راهپيمايان در ميدان ولي‌عصر در مقابل نيروي انتظامي كه خواستار پايان راهپيمايي شده بود اقدام به پرتاب سنگ كردند... به آتش كشيدن خودرو نيروي انتظامي در ميدان ولي‌عصر با مخالفت جمعي از راهپيمايان مواجه شد...

 

خبرنگار روزنامه ابرار با قرائتي ديگر و از منظري متفاوت به حادثه دوشنبه پرداخت و چنين نوشت: حدود ساعت 10:30 صبح شركت‌كنندگان در تجمع دانشگاه تهران با چوب، سنگ و ميله‌هاي آهني ضمن حمله به اماكن عمومي، ادارات و بانك‌ها اقدامات تحريك‌آميز خود را ادامه دادند. نيروي انتظامي مستقر در محل با غيرقانوني خواندن تجمع آشوبگران از آنان خواست تا به تجمع خود پايان دهند. درست در همين هنگام تعدادي دختر و پسر جوان كه ظاهري نامناسب داشتند به داخل دانشگاه تهران هجوم بردند و موكت‌هاي محل برگزاري نماز جمعه و ديگر اشياي موجود در مكان يادشده را به آتش كشيدند.

 

دامنه آشوب و برخوردهاي خياباني آرام آرام به نقاط ديگر شهر از جمله ميادين اصلي همچون ولي‌عصر، امام‌خميني، بهارستان و فردوسي كشيده شد، به طوري كه با تحركات خزنده آشوبگران اين نقاط شهر به حال نيمه‌تعطيل درآمد. موضوع به آتش كشيده‌شدن متعلقات محل برگزاري نماز جمعه تهران واقع در دانشگاه توسط تظاهركنندگان، مقوله‌اي بود كه مسئول خبري روزنامه رسالت هم با درج گزارشي به آن پرداخته بود. رسالت در شماره مورخ 22 تير به نقل از خبرنگار خود نوشت: آشوبگران كليه پتوها و زيراندازهاي نمازگزاران و همچنين سردر اصلي دانشگاه تهران را به آتش كشيدند. آقاي جواد مقصودي سرپرست ستاد نماز جمعه تهران در گفتگو با خبرنگار ما تعرض آشوب‌طلبان به محل برگزاري نماز جمعه را اقدام عليه مقدسات ديني دانست و گفت: اين تعرض قطعا كار ضدانقلاب است و مي‌خواهند با اين كار وجهه دانشجويان مسلمان ما را نزد ملت شريف و انقلابي ايران مخدوش كنند. وي ميزان خسارت وارده به محل برگزاري نماز جمعه تهران را حدود بيست ميليون تومان ذكر كرد. ادعاي "تعرض به محل برگزاري نمازجمعه" البته هيچ‌گاه ثابت نشد و برخي دانشجويان و نيز بعضي مسئولان دانشگاه تهران در گفت‌وگوها و با انتشار اخبار بعدي بر اين نكته پاي فشردند كه صرفاً چند تكه موكت و پتو، آن هم براي خنثي‌كردن گاز اشك‌آور آتش زده شد.

 

 

تولدي در دل آتش

  فضاي پرتنش عصر دوشنبه همزمان بود با شكل‌گيري يك نهاد دانشجويي كه مي‌كوشيد به مدني‌ترين شكل ممكن، بحران را مديريت كرده و ضمن ختم ماجرا، مطالبات دانشجويان را نيز پيگيري ‌نمايد.  بعد از اعلام آمادگي دفتر تحكيم براي واگذاري مسئوليت به نمايندگان منتخب دانشجويان ـ كه در جريان ديدار معين با دانشجويان در كوي هم مطرح شده بود ـ دانشجوياني كه در تحصن روز دوشنبه در مسجد دانشگاه شركت داشتند، عصر همان روز، به تفكيك دانشگاه‌هايشان در محل خاصي در محوطه دانشگاه تجمع كردند، افرادي نامزد نمايندگي شدند، سخنراني كردند و همان‌جا انتخابات برگزار شد. درحال برگزاري انتخابات، درگيري‌ها در اطراف دانشگاه اوج گرفته بود و از خارج دانشگاه به سمت محوطه داخلي گاز اشك‌آور پرتاب مي‌شد. دانشجويان برگزيده كه نهاد جديدالتأسيس را "شوراي منتخب متحصنين" نامگذاري كرده بودند از همان دقايق و در همان شرايط مديريت را به دست گرفتند.

 

  درخصوص نحوه عملكرد اين شورا، برخي اعضاي آن، اقدامات و اطلاعيه‌ها و درنهايت روند انحلال آن در بخش‌هاي ديگر ويژه‌نامه، مطالبي درقالب گفت‌وگو و انتشار مكتوبات و بيانيه‌هاي شورا درج شده است.

 

  وقوع درگيري‌هاي گسترده در سطح شهر به ساعات مياني روز دوشنبه محدود نماند و شامگاه همين روز هم خيابان‌هاي اطراف دانشگاه تهران صحنه درگيري‌هاي پراكنده دانشجويان با نيروهاي مهاجم لباس شخصي و نيروي انتظامي بود. برخي نيروهاي وابسته به گروه‌هاي فشار در دستجات 15ـ10 نفره با مانوردادن با موتورسيكلت در خيابان‌هاي اطراف دانشگاه و در مسير دانشگاه به كوي كاملاً قابل مشاهده بودند. جواني و كم‌سن و سالي برخي از آنان چنان چشمگير بود كه تعجب رهگذران را برمي‌انگيخت.

 

در ناآرامي‌هاي دوشنبه شب كه مركز آن اطراف دانشگاه تهران بود بخشي از خيابان انقلاب در محدوده تقاطع چهارراه ولي‌عصر تا ميدان انقلاب به صحنه زد و خورد، آتش زدن لاستيك، پتو، مقوا و پرتاب گاز اشك‌آور تبديل شد. بر اساس گزارش روزنامه‌ها گروهي از تظاهركنندگان به محوطه داخلي دانشگاه تهران رفتند و برخي براي خنثي كردن گاز اشك‌آور به آتش زدن پتوهاي داخل محوطه  برگزاري نماز پرداختند.

 

در تمامي خيابان‌هاي اطراف دانشگاه لباس‌شخصي‌ها ـ كه نوعاً پيراهن‌هاي سفيد و شلوارهاي تيره‌رنگ پوشيده بودند ـ  با باتوم، دستبند و بعضاً مجهز به اسلحه كمري حضور داشتند و گروهي از مهاجمان در پشت در دانشگاه در صدد ورود به محوطه دانشگاه بودند، اما دانشجويان با بستن در و پرتاب سنگ و چوب از ورود آنان جلوگيري مي‌كردند. در درگيري‌هاي دوشنبه شب به گفته شاهدان عيني و گزارش برخي روزنامه‌ها بيش از هفتاد تن ازمجروحان حادثه در مسجد دانشگاه به دليل مشكلات تنفسي ناشي از استنشاق گاز اشك‌آور، ضربات باتوم و اصابت گلوله پناه گرفته بودند كه به دليل عدم وجود امكانات دارويي و پرستاري، برخي دانشجويان پزشكي در صدد انجام كمك‌هاي اوليه برآمدند.دانشجويان معتقد بودند چون ورود نيروهاي نظامي به دانشگاه ممنوع است مهاجمان لباس شخصي و مسلح مي‌خواهند وارد دانشگاه شوند.

 

 به علت شليك تعداد زيادي گاز اشك‌آور به درون دانشگاه فضاي دانشگاه پر از گاز شده بود كه به همين دليل حاضران در دانشگاه با تخريب بوفه‌اي در دانشكده هنرهاي زيبا چوب‌هاي آن را براي دفع اثر گاز اشك‌آور آتش زدند. همچنين چند تكه موكت و پتوي متعلق به جايگاه نمازجمعه نيز به همين منظور به خيابان‌هاي مجاور جايگاه كشانده و آتش زده شد، اما همان‌طور كه بعدها در برخي گزارش‌هاي مسئولان دانشگاه تهران هم تصريح شد، هيچ تعرضي به جايگاه نشد و آسيبي به  تريبون نرسيد. چندين نفر از دانشجويان كه بر اثر هجوم نيروهاي ضدشورش آسيب ديده بودند، در مسجد دانشگاه مورد مداوا قرار گرفتند و بعضي هم بعد از تشخيص پزشك توسط آمبولانس به بيمارستان منتقل شدند.

 

 درگيري نيروهاي مهاجم با مردم و گروه‌هاي دانشجو در خيابان‌هاي فلسطين، ابوريحان، قدس، فخررازي، دانشگاه، 12 فروردين، 16 آذر و ميدان انقلاب تا حدود ساعت 21 ادامه داشت. به تدريج در حدود ساعت 21:15 درهاي شمالي، شرقي و غربي دانشگاه به روي دانشجويان باز شد و اعضاي تحكيم وحدت و برخي اعضاي شوراي متحصنين مستقر در داخل دانشگاه از دانشجويان خواستند بدون درگيري از دانشگاه خارج شوند. زخمي‌ها با حدود 15 آمبولانس به بيمارستان منتقل شدند و عده‌اي از دانشجويان اعلام كردند تا پايان تخليه مجروحين در داخل دانشگاه حضور خواهند داشت.

 

  روز دوشنبه به موازات بروز درگيري‌هاي خياباني و اوجگيري تعارض ميان دانشجويان و نيروهايي كه بعضاً با استفاده از قالب‌هاي دانشجويي مي‌كوشيدند سقف مطالبات دانشجويان را به خواست‌هاي گسترده‌تر از مسائل مورد نظر آنان گره بزنند، دو رخداد بسيار مهم ديگر عرصه سياست جامعه ايران را تحت تأثير قرار داد: نخست ديدار مهم مقام رهبري با جمع كثيري از دانشجويان و اقشار مختلف مردم  كه در اين ديدار،‌آيت‌الله خامنه‌اي به تشريح ديدگاه‌هاي خويش در زمينه تهاجم به كوي و حواشي بعدي پرداخت و ديگري خبر انتشار نامه 24 فرمانده سپاه به رئيس‌جمهوري در خصوص بحران چندروزه‌اي كه دامنگير كشور شده بود. در جريان ديدار مقام رهبري با مردم، نكاتي مطرح شد كه در ادامه بعضاً به فرازهايي از آنها اشاره مي‌شود. متن كامل سخنان مقام رهبري در بخش مربوط به سخنراني‌ها و اخبار (راويان اخبار) درج شده است.

 

?مطلبي كه از نظر من مهم‌تر از همه است و ذهن من را مشغول كرده است، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجويان است. اين حادثه تلخ قلب مرا جريحه‌دار كرد. حادثه غيرقابل قبولي در جمهوري اسلامي بود. حمله به منزل و ماوا و مسكن يك جمعي،به خصوص در شب يا در هنگام نماز جماعت به هيچ‌وجه در نظام اسلامي قابل قبول نيست. جوانان اين كشور _ چه دانشجويان و چه غيردانشجويان _ فرزندان من هستند و هرگونه چيزي كه براي اين مجموعه‌ها مايه اضطراب و ناراحتي و اشتباه در فهم باشد، براي من بسيار سخت و سنگين است. هركسي بوده، فرق نمي كند، چه در لباس نيروي انتظامي، چه در غير آن. كساني كه در نظام جمهوري اسلامي تخلف مي كنند، بايد با آنان برخورد بشود، اما كسي كه تخلفي نكرده است، كسي كه در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محيط جوان دانشجويي، كار بسيار خطا و ناروايي نسبت به او انجام گرفته است.

 

?اين كه صد نفر يا دويست نفر از كوي دانشگاه خارج شدند و حرف‌هايي زدند و شعارهايي دادند، بهانه ومجوزي نمي‌شود براي اينكه كساني در هر لباس و يا هر نامي، وارد آن محيط بشوند و كارهاي ناروايي انجام بدهند.

 

?آنطوري كه نقل كرده‌اند، بعضي با آوردن نام مقدس ياحسين و يازهرا وارد اتاق دانشجوي بسيجي يا دانشجوي جانباز بشوند و او را از خواب بيرون بياورند، يا آنطور حوادثي را به وجود بياورند، آيا اين درست است؟! اينها قلب را مي‌فشارد.

 

?حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد، دشمن را خوب بشناسيد، مبادا از شناسايي دشمن غفلت كنيد، غريبه‌هايي كه خود را در لباس خودي در همه جا داخل مي‌كنند، اينها را بشناسيد، دست‌هاي پنهان را ببينيد. هيچ‌كس به خاطر غفلت ستايش نمي‌شود. هيچ‌كس به خاطر چشم‌ها را بر هم گذاشتن، مدح نمي‌شود. اگر بر آدم غافل ضربه‌اي وارد شد، اول كسي كه مسئول و مذموم است، خود اوست، مراقب باشيد.

 

?وقتي هيجانات كور، پا وسط بگذارند، دشمن فورا استفاده خواهد كرد. بارها گفته‌ام، باز هم تكرار مي‌كنم، من معتقدم كه جوان مملكت بايستي در همه ميدان‌ها حضور و آمادگي داشته باشد، منتها با انضباط. اينگونه حركاتي كه ملاحظه شد كساني به دانشگاه حمله كنند، ناشي از بي‌انضباطي است. با هر نامي انجام بگيرد، غلط و محكوم است. اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد، غلط است، اگر با نام دفاع از ولايت هم انجام بگيرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‌ام كه در اجتماعات كساني كه مخالفند، هيچ‌كس نبايد رفتار خشونت‌آميز داشته باشد، چون اين، دشمن را خوشحال مي‌كند. بارها ما اين حرف‌ را گفتيم، چرا گوش نكردند؟! چرا گوش نمي‌كنند؟!  حتي اگر يك چيزي كه خون شما را به جوش مي‌آورد، مثلا فرض كنيد اهانت به رهبري كرده‌اند، باز هم بايد صبر و سكوت كنيد. اگر عكس من را هم آتش زدند ويا پاره كردند، بايد سكوت كنيد. نيرويتان را براي آن روزي كه كشور به آن نيازمند است، براي آن روزي كه نيروي جواني و مومن و حزب‌اللهي بايد در مقابله با دشمن بايستد، حفظ كنيد، والا حالا فرض كنيد يك جوان، يا يك دانشجوي فريب‌خورده‌اي هم حرفي زد و كاري كرد، چه اشكالي دارد؟ من از او صرفنظر مي‌كنم.

 

?اين عناصر داخلي حقير، اين عناصر سياسي مطرود و منفور، كه ملت اينها را مثل دندان فاسدي بيرون آورد و به يك طرف پرتاب كرد، هجده، نوزده سال است كه كمين گرفته‌اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بكشند، اينها هم بدانند كه اشتباه كردند، در همين قضيه هم اشتباه كردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان رامشخص كردند.

 

?يك نكته هم به اين خط و خطوط سياسي عرض كنيم، آقاياني كه سردمداران خطوط سياسي و گرايش‌هاي سياسي هستند، حالا برسيد به اين حرفي كه ما مي‌گوييم، شما خودي‌ها وقتي سر قضاياي بيهوده اين طور با هم درگير مي‌شويد، دشمن سوءاستفاده مي‌كند، بفرماييد، اين يك نمونه، ديديد دشمن چطور استفاده كرد؟! ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد؟! اختلافات سليقه‌اي و سياسي را كنار بگذاريد. البته ما اصرار نداريم كه همه يكطور فكر كنند، اما براي كار سياسي و درگيري سياسي، حدي قائل بشويد و يك خط قرمزي بگذاريد، بي‌ حساب و كتاب با هم مبارزه نكنيد كه آنقدر مشغول شويد كه به دشمن اجازه بدهيد اينطور بيايد وداخل اين ميدان‌ها بشود. سر اين قضيه قانون مطبوعات، سر قضاياي گوناگون ديگر، چه جنجال و چه دعوايي به راه افتاد! همه‌اش مسائل خط و خطوط! براي چه؟ براي اينكه يك قانوني دارد در مجلس تصويب مي‌شود؟

 

در پي موضعگيري مقام رهبري در محكوم دانستن حوادث كوي و توصيه ايشان به دانشجويان براي حفظ هشياري، نيروي مقاومت بسيج با صدور اطلاعيه‌اي بر آمادگي بسيجيان در بر سر جاي خود نشاندن آنان كه امنيت ملي ايران را هدف قرار داده‌اند تأكيد كرد.

 

 

نامه به "سيد بزرگوار"

 برخلاف سخنان و اعلام موضع مقام رهبري كه تقريباً در تمام نشريات روزانه منتشر شد، نامه 24 فرمانده سپاه پاسداران هم كه در همان روزهاي بحران خطاب به رئيس‌جمهوري ارسال شده بود صرفاً در معدودي از روزنامه‌ها (ازجمله كيهان و جمهوري اسلامي) منتشر شد.

 

متن كامل نامه و اسامي فرماندهان امضاكننده آن به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي در ادامه از نظر خوانندگان مي‌گذرد:

 

رياست محترم جمهوري حضرت حجت‌الاسلام‌والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي

با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار مي‌رساند:

 

به‌دنبال حوادث اخير به عنوان مجموعه‌اي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران وظيفه خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرتعالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعه صدر و شعار ارزشمند توأم با سيره‌اي كه تبليغ مي‌فرماييد (شنيدن هر سخن و ايده‌ ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجر كشيده انقلاب باشد كه امروزه بدور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث انقلاب را مي‌نگرند و سكوت، مسامحه و ساده‌انگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشسته‌اند متحير و متعجبند.

 

جناب آقاي خاتمي، قطعاً همه ما حضرتعالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشه عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و مي‌دانيم، اما نحوه برخورد با حوادثي كه همه ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانون‌شكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريان‌هاي معاند با انقلاب گستاخ‌تر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظه‌كارانه و با دلزدگي توام با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمره اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر مي‌گزند.

 

جناب آقاي رئيس‌جمهور، حمله به كوي دانشگاه همانطوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اينكه سخت‌ترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت اما همه مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سئوال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط همين بود؟

 

صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد، اما آيا حرمت‌شكني و توهين به مباني اين نظام، تاسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كمتر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كم‌نظير، كمتر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مومن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سئوال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار دهها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟

 

جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عده‌اي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعه شهيد مطهري در حركتند، بچه‌هاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سئوال مي‌كردند غيرت شما كجا رفته است!

 

جناب آقاي رئيس‌جمهور، امروز وقتي چهره رهبر معظم انقلاب را ديديم مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم چونكه كتف‌هايمان بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه و اسلام است.

 

جناب آقاي خاتمي، شما خوب مي‌دانيد، در عين توانمندي به‌خاطر مصلحت‌انديشي دوستان ناتوانيم. چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه مي‌پيوندند و خودي‌هاي كينه‌جو و منفعت‌طلب كوته‌نظر آتش‌بيار آن شده‌اند و براي تهييج آن، از هر سخن و نوشته‌اي دريغ نمي‌كنند؟

جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام صبر انقلابي داشته باشيم؟

 

جناب آقاي رئيس‌جمهور، هزاران خانواده شهيد و جانباز و رزمنده به شما راي دادند كه راي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسائل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي مي‌بينيم و قهقهه مستانه را مي‌شنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غيرقابل جبران است.

 

سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خودي‌ها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همه آن گفته‌ها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانون‌شكني نيست؟

 

آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت مي‌توان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بي‌توجهي تعداد اندكي به نام حزب‌الله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟

جناب آقاي خاتمي، رسانه‌ها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نمي‌رسد؟

جناب آقاي رئيس‌جمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آنقدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست.

 

در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرتعالي اعلام مي‌داريم كاسه صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نمي‌دانيم.

 

فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد ـ عزيز جعفري ـ محمدباقر قاليباف ـ قاسم سليماني ـ جعفر اسدي ـ احمد كاظمي ـ محمد كوثري ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقري ـ غلامرضا محرابي ـ عبدالحميد رئوفي‌نژاد ـ نورعلي شوشتري ـ دكترعلي احمديان ـ احمد غلامپور ـ‌ يعقوب زهدي ـ نبي‌الله رودكي ـ علي فدوي ـ غلامرضا جلالي ـ امين شريعتي ـ‌ حسين همداني ـ اسماعيل قاآني ـ علي فضلي ـ‌ علي زاهدي ـ مرتضي قرباني.

 

  رئيس‌جمهوري درپي دريافت نامه، در پاسخ به فرماندهان سپاه ضمن تلخ‌خواندن وقايع پيش آمده اظهار اميدواري كرد "كميته رسيدگي‌كننده به موضوع با درايت مسئله را به پيش ببرد؛ آن‌گونه كه به ياري خداوند مسائل به نفع اسلام و كشور و مصلحت انقلاب حل شود و با رسيدگي دقيق به جريانات انشا‌ء‌الله به نتيجه مطلوبي خواهيم رسيد."

 
 
پرده ديگري از نمايش

 

بي‌گمان انتظار همگان بر اين بود كه با موضعگيري مقام رهبري در نكوهش انگيزه‌هاي بحرانسازان و ضرورت خاتمه يافتن هرچه سريع‌تر تظاهرات و آشوب‌هاي خياباني، تهران، سه‌شنبه خود را با آرامش و با پشت سر گذاردن خستگي چندين روز التهاب و ناآرامي آغاز كند، اما در عمل سير حوادث به گونه‌اي ديگر رقم خورد. عليرغم تأكيد همه مقامات دولتي، فعالان دانشجويي، چهره‌هاي سياسي و دانشگاهي، احزاب، فعالان سياسي متعلق به طيف مخالفان قانوني نظام و... بر ضرورت پايان‌پذيري تجمعات، درگيري‌ها و بازگشت آرامش به جامعه، پاره‌اي ناآرامي‌ها و گسترش آن در برخي خيابان‌ها، اين پرسش‌ها را بيش از پيش وسعت بخشيد كه به راستي هدف از ادامه دادن به درگيري‌ها و تنش‌ها، اقدامي به منظور مقابله با دولت خاتمي و فلج‌كردن عملكرد اصلاح‌طلبان در راستاي تداوم فعاليت رئيس‌جمهوري نيست؟ آيا به راستي شايعه كودتا عليه دولت كه پيش از آن، گاه به گاه در اين جمع و آن محفل از احتمال وقوع آن سخن شنيده مي‌شد، بار معنايي خود را در تحركات مشكوك و تخريبي ادامه‌دار در خيابان‌ها يافته است؟ چه كساني از ادامه آشوب سود مي‌برند؟...

 

سه‌شنبه 22 تير پرده ديگري از نمايش آشوب‌هاي خياباني به اجرا درآمد. از صبح همين روز بار ديگر تظاهرات پراكنده در اطراف دانشگاه تهران از سر گرفته شد و دامنه آن به ميدان ولي‌عصر، خيابان ولي‌عصر، ميدان انقلاب، بلوار كشاورز، خيابان سعدي، خيابان جمهوري، خيابان كارگر و برخي خيابان‌ها و مناطق مركزي شهر ازجمله لاله‌زار، ميدان امام، بهارستان و بازار تهران گسترش يافت. در جريان اين درگيري‌ها يك دستگاه اتوبوس در ميدان انقلاب به آتش كشيده شد و خساراتي نيز به مغازه‌ها و مجموعه‌هاي تجاري وارد آمد. روز سه‌شنبه رسماً شعارهاي عليه رئيس‌جمهوري از جمله شعارهايي بود كه در لابه‌لاي شعارهاي بعضاً اهانت‌آميز تظاهركنندگان عليه برخي افراد و نهادهاي حكومتي شنيده مي‌شد. دانشگاه تهران در اين روز با بسته بودن درهايش و حضور نيروهاي ضدشورش در اطراف نرده‌هاي آن خبر از تحت كنترل قرار گرفتن خود توسط نيروي انتظامي مي‌داد. در طول خيابان سعدي و برخي ديگر از خيابان‌ها، گروه‌هايي از نيروهاي لباس شخصي با شعار حزب‌الله، ماشاءالله توجه عابران را به خود جلب مي‌كردند. در گفت‌وگوها و نقل اخبار توسط دانشجويان، تظاهركنندگان و گروه‌هايي از مردم، نام برخي اماكن و چند مسجد در بعضي مناطق تهران ـ ازجمله خيابان جمهوري، ميدان هفتم‌تير، خيابان آزادي، ميدان انقلاب و... ـ  به گوش مي‌رسيد كه بنا به گفته‌ها، محل سازماندهي برخي گروه‌هاي شبه‌نظامي و لباس‌شخصي بود.

 

خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) در همين روز گزارش داد: بسياري از صاحبان اماكن تجاري و كسبه برخي از خيابان‌هاي تهران كه از ساعاتي قبل در اين مناطق شاهد درگيري گروهي اخلالگر و نيروهاي مقابله‌كننده بودند، مغازه‌هاي خود را به حالت تعطيل و نيمه‌تعطيل درآورده‌اند.

 

مقارن ظهر سه‌شنبه خيابان ولي‌عصر از ميدان منيريه به سمت شمال بر روي اتوبوس‌هاي شركت واحد بسته شد و مردم به ناگزير پياده اين مسير را طي مي‌كردند. بر اساس گزارش مندرج در روزنامه خرداد، در خيابان لبافي‌نژاد (اميراكرم سابق) عده‌اي با لباس شخصي با استفاده از زنجير، چاقو و باتوم ضمن ايجاد رعب و وحشت براي عابرين، معترضين را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند. همچنين عده‌اي لباس شخصي كه اكثراً جوان بودند، خيابان‌هاي فرعي منتهي به خيابان انقلاب را بسته و رفت و آمد افراد را كنترل مي‌كردند. اين افراد كه مجهز به چوب و ميله‌هاي آهني بودند، كنترل خودروها را بر عهده گرفته بودند.

 

خبرنگار روزنامه رسالت هم در همين روز گزارشي از درگيري‌ها منتشر كرد كه در بخشي از آن چنين آمده بود: اخلالگران در چند نقطه تهران از جمله خيابان‌هاي ولي‌عصر، كارگر، انقلاب، جمهوري و فاطمي دست به آشوب زدند و با ايجاد راهبندان به مردم حمله كردند. دفتر تحكيم وحدت اعلام كرد هرگونه حركت افراطي و خارج از روال قانوني مورد تاييد نبوده و مسئوليت هرگونه عملكرد غيرقانوني به عهده خاطيان است. گروهي از آشوبگران براي ايجاد جو ناآرامي در كشور حوالي ظهر ديروز با سر دادن شعارهايي عليه نظام و مسئولان اقدام به آتش زدن لاستيك در خيابان فلسطين، بلوار كشاورز و ميدان ولي‌عصر كردند. با پرتاب سنگ توسط اخلالگران شيشه‌هاي برخي از مغازه‌ها و بانك‌ها شكسته شد و كف خيابان‌ها و ميدان ولي‌عصر مملو از سنگ شده بود.

 

روزنامه انتخاب نيز ضمن درج گزارشي مشروح از درگيري‌هاي روز سه‌شنبه نوشت: فرمانداري تهران روز دوشنبه با انتشار اطلاعيه‌اي هرگونه راهپيمايي و تحصن را در روز سه‌شنبه منع كرد. در همين حال شوراي منتخب متحصنين نيز با صدور اطلاعيه شماره يك خود از كليه دانشجويان و مردم خواست تا از حضور در تجمعات پراكنده خياباني اكيداً خودداري كنند. در ساعت 45/11 حمله نيروهاي انتظامي به تجمع‌كنندگان مستقر در خيابان انقلاب با گاز اشك‌آور آغاز شد و برخي به خيابان‌هاي جنوبي مقابل دانشگاه تهران، ابوريحان، فخررازي و 12 فروردين گريختند، اما مجدداً به سوي در اصلي دانشگاه تهران به حركت درآمدند و اين تعقيب و گريز سرانجام با عقب‌نشيني اخلالگران خاتمه يافت. در روز سه‌شنبه بازار تهران و خيابان 15 خرداد شاهد درگيري و زد و خورد بود.

 

 
بحران ادامه دارد

 

دامنه بحران در روز سه‌شنبه خاتمي را ناگزير به گفتگوي مستقيم با مردم كرد؛ هرچند غيرحضوري و از پشت مونيتور تلويزيوني.

 

رئيس‌جمهوري در پايان جلسه كميته ويژه شوراي عالي امنيت ملي براي پيگيري حوادث كوي دانشگاه تهران، بر مقابله جدي دولت با جريانات آشوب‌طلب تأكيد كردو اظهار داشت: حادثه‌اي كه پنجشنبه شب رخ داد، بعد از يكي دو روز،‌جرياني انحرافي در آن پيدا شد و به نظر من اين جريان هدفش لطمه زدن به اصل نظام و ايجاد تشنج در جامعه است. خوشبختانه جامعه دانشجويي برائت خود را از اين جريان اعلام كرد زيرا رفتارهاي انجام شده با هيچ‌يك از موازين سازگار نيست. علاوه بر آن مشخص شد كه عده‌اي از دستگيرشدگان دانشجو نيستند و قطعاً سوءاستفاده‌اي از اين جريان مي‌شود.

 

رئيس‌جمهوري با تاكيد بر اين كه امنيت كشور و شهروندان براي دولت و كميته ويژه جدي است، اظهار داشت: "من از مردم كه اين روزها تا حدودي آرامششان در بعضي از نقاط تهران به هم خورد معذرت مي‌خواهم و اطمينان مي‌دهم كه اين حركت‌ها ادامه پيدا نكند و از ملت شريف ايران خواهش مي‌كنم هرچه بيشتر از اين جريانات دور باشند تا دولت راحت‌تر در اين زمينه عمل كند."

 

نهادهاي بلندپايه نظام به ويژه نهادهاي امنيتي از جمله وزارت اطلاعات در روزهاي پس از وقوع حادثه كوي و شيوع تظاهرات و تنش‌هاي خياباني، رسماً از طرف شوراي عالي امنيت ملي موظف به بررسي و تحقيق پيرامون علل و عوامل بروز اين حوادث شده بودند. در همين زمينه وزارت اطلاعات با صدور اطلاعيه‌اي پيرامون حوادث يادشده ضمن خاطرنشان كردن اين نكته كه اطلاعات به دست آمده حكايت از تلاش برنامه‌ريزي شده برخي گروهك‌هاي ضدانقلاب براي سوءاستفاده از جريانات اخير دارد تصريح كرد: بر اساس اعترافات دستگيرشدگان برخي از افراد و گروهك‌هايي كه در آشوب‌هاي اخير نقش فعالي داشته‌اند، از خارج از كشور پشتيباني و هدايت مي‌شده‌اند و به طور مستمر به شماره‌حساب‌هاي مشخصي براي آنان پول واريز مي‌شده است.

 

وزارت اطلاعات همچنين با صدور اطلاعيه‌اي ديگر نكات تازه‌اي را در خصوص پرونده ناآرامي‌هاي تهران و واقعه كوي به اطلاع مردم رساند. در بخشي از اين اطلاعيه آمده بود: "... درباره آقاي منوچهر محمدي، يكي از دستگيرشدگان كه نقش موثري در ايجاد آشوب‌هاي اخير داشته است، اعلام مي‌گردد:

 

1ـ نامبرده طي سال‌هاي گذشته تحتتأثير هدايت و حمايت عناصر ضدانقلاب به منظور زمينه‌سازي براي فعاليت‌هاي سوء و غيرقانوني اقدام به راه‌اندازي تشكل‌هاي غيرقانوني سازمان دانشجويان روشنفكر ايران، كميته دفاع دانشجويان از زندانيان سياسي و اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان نموده است.

 

2ـ در پاييز و زمستان سال 1377 نامبرده به همراه فرد ديگري به نام غلامرضا مهاجري در ادامه ارتباطات قبلي با هدايت و كمك برخي عناصر و گروهك‌هاي ضدانقلاب و سازمان‌هاي به اصطلاح حقوق بشري غربي به تركيه، آمريكا و برخي كشورهاي ديگر سفر كرده است.

3ـ نامبردگان طي اقامتي چهارماهه در كشورهاي مزبور نشست‌هاي متعدد خصوصي و محفلي با ضدانقلاب و افراد وابسته به سازمان‌هاي به اصطلاح حقوق بشر غربي داشته و در اين مدت سياست‌ها و خط‌مشي‌هاي جديدي را براي استمرار فعاليت‌هايشان دريافت كرده بودند.

 

4ـ برخي از آخرين اهداف و برنامه‌هاي ديكته شده از سوي ضدانقلاب به وي، عبارت است از:

 

   الف: راه‌اندازي اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان به منظور تاثيرگذاري بر جريانات دانشجويي و برپايي          تحصن و اجتماعات به بهانه‌هاي مختلف و زمينه‌سازي براي موج‌سواري و سوءاستفاده از حركت‌هاي                 دانشجويي.

 

     ب: فعال كردن نسل جوان در راستاي تفكرات سلطنت‌طلب.

 

    ج: ترويج خط خشونت و درگيري با هدف ايجاد بحران و تشنج در كشور كه در ايجاد و دامن زدن به وقايع                           خشونت‌آميز از جمله درگيري در احمد‌آباد، پارك لاله و وقايع اخير نقش آنها محرز گرديده است..."

 

 

سه‌شنبه، روز دانشجويان نيست

 

ساعات سه‌شنبه با فراز و فرودهاي درگيري‌هاي خياباني همچنان پيش مي‌رفت و نگراني مسئولان سياسي، مقامات مملكتي، فعالان دانشجويي و... در خصوص تداوم آشوب‌ها همچنان ادامه داشت. در همين روز شوراي منتخب متحصنين ـ كه برگزيدگان نمايندگان دانشگاه‌هاي تهران به منظور سر و سامان دادن به مطالبات دانشجويان كوي و پيگيري حقوق و درخواست‌هاي آنان بودند ـ با صدور اطلاعيه شماره يك خود از دانشجويان و مردم خواستند براي جلوگيري از بدنام شدن حركت‌ پاك و مخلصانه دانشجويي ـ مردمي از حضور در تجمعات پراكنده خياباني اكيداً خودداري كنند. اين شورا همچنين خواست‌هاي هفتگانه دانشجويان آسيب‌ديده در جريان حوادث كوي را بدين‌ترتيب برشمرد: "عزل فرمانده نيروي انتظامي (سردار لطفيان)، تفويض اختيارات نيروي انتظامي به وزارت كشور بدون قيد و شرط، متلاشي كردن محافل و گروه‌هاي فشار و اخراج عوامل آنها از نهادها و سازمان‌هاي انتظامي و نظامي، محاكمه علني مسببين جنايات كوي، تحويل اجساد شهداي دانشجوبه دانشجويان، اعاده كامل حيثيت دانشگاه از طريق عذرخواهي شوراي عالي امنيت ملي و رفع توقيف از روزنامه سلام."

 

هرچند نمايندگان برگزيده دانشجويان در اطلاعيه خود سخن از تحويل اجساد شهدا رانده بودند، ولي بررسي دقيق و تحقيقات مسئولين مرتبط با حادثه كوي در همان روزهاي نخست معرف اين نكته بود كه در جريان كوي فقط يك نفر (عزت ابراهيم‌نژاد) كشته شده و صرفاً بي‌خبري از وضعيت بسياري از مجروحان يا مفقودان حادثه ـ كه بعضاً به شهرستان‌هاي زادگاه خود بازگشته يا بازداشت موقت شده بودند ـ براي دانشجويان اين گمان را فراهم آورده كه تعداد قربانيان حادثه كوي بيش از يك نفر است.

 

  گسترش درگيري‌ها و وسعت تخريب‌ها در دو روز دوشنبه و سه‌شنبه، به اتخاذ موضع‌ ديگري توسط مقام رهبري در ساعات پاياني روز سه‌شنبه انجاميد. در پيام ايشان آمده بود:

 

بسم الله الرحمن الرحيم

   ملت رشيد و غيور ايران! مردم عزيز تهران! دو روز است كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك‌هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران، به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده‌جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده‌اند. دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده‌اند انقلاب و مردم مومن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه  با فتنه‌انگيزي خود، راه سلطه امريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند. گروهك‌هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود گمان كرده‌اند مردم ايران از اسلام و انقلاب دست برداشته‌اند و به خيال باطل خود مي‌خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند، ولي غافل از اين‌كه ملت مومن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي، آنان را به‌شدت منكوب خواهد كرد. به مسئولان در دولت و بخصوص مسئولان امنيت عمومي تأكيد شده است كه  با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را در جاي خود بنشانند و بي‌شك كساني‌كه چشم به فتنه‌انگيزي‌هاي اين روسياهان دوخته‌اند، مأيوس خواهند شد. ملت بزرگ ايران مخصوصاً جوانان عزيز بايد در كمال هوشياري مراقب حركات دشمن باشند و به‌طور كامل با مأموران همكاري كنند و عرصه را بر عناصر مزدور و خودفروخته دشمن تنگ نمايند و بخصوص فرزندان بسيجي‌ام بايد آمادگي‌هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه‌اي كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

 

  تأييد اسلام و مسلمين را از خداوند متعال مسئلت مي‌كنم.

سيدعلي خامنه‌اي

     

 سه‌شنبه هر چه كه بود، روز دانشجويان نبود. تركيب افراد و گروه‌هاي حاضر در تظاهرات پراكنده خياباني، نوع شعارهاي مطرح در اين تظاهرات بدون برنامه و سر در گم، اعلام مخالفت جدي دانشجويان با ادامه درگيري‌ها و... بيانگر اين مطلب بود كه آنان كه خيابان‌ها را در سيطره خود داشتند، دانشجو نبودند. رفت‌‌وآمدهاي گروهي افراد لباس شخصي (پياده يا با موتور)، حضور جدي دسته‌هايي از افراد منتسب به نيروهاي شبه‌نظامي، جاي‌گيري نيروي انتظامي در بسياري نقاط مركزي شهر و... همه و همه نشانگر غلبه فضايي امنيتي ـ نظامي بر شهر بود. به‌تدريج و همزمان با فرارسيدن ساعات عصر روز سه‌شنبه  نيروي انتظامي و بسيج، كنترل اوضاع را در دست گرفتند و نيروهاي ضدشورش در چهارراه‌ها مستقر شدند. در ساعات پاياني همان شب دريادار شمخاني وزير دفاع با حضور در يك برنامه تلويزيوني به مردم اطمينان داد كه "آشوب‌ها پايان‌يافته و از فردا صبح به هيچ قيمتي نخواهيم گذاشت آرامش مردم در هم بريزد."

  در همين روز (سه‌شنبه 22تير) شوراي منتخب متحصنين با صدور دومين اطلاعيه خود، ضمن ابراز تأسف و نگراني از بروز وقايع خشونت‌بار دو روز دوشنبه و سه‌شنبه تصريح كرد "عاملان آشوب‌ها، همان غارتگران كوي دانشگاه" هستند كه هدفي جز متوقف‌كردن جريان اصلاحات و دولت خاتمي ندارند." نمايندگان منتخب دانشجويان در اين شورا در اطلاعيه خود همچنين متذكر شدند كه به دليل در پيش بودن برگزاري كنكور سراسري، شورا تصميم گرفته تا روز شنبه (26تير) به لحاظ حفظ مصالح ملي و پيشبرد روند اصلاحات، تحصني در دانشگاه برگزار نكند.

  برگزيدگان جوان شورا صدور اطلاعيه را فرصت مناسبي دانسته بودند تا ضمن مرزبندي قاطع و صريح صنف دانشجويان از اغتشاشات خياباني، "از عموم دانشجويان متحصن و مردم فهيم و آگاه" درخواست كنند از حضور در "تجمعات خياباني فرصت‌طلبان و خشونت‌طلبان" پرهيز كنند.

 

  در همين روز سرانجام اجماع نظر مسئولان و مقامات كشوري پيرامون ضرورت خاتمه بحران چندروزه تهران، به طرح پيشنهاد ودعوتي از سوي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي انجاميد مبني بر برپايي يك تجمع سراسري در روز چهارشنبه (23 تير) در دانشگاه تهران تا اين تجمع كانون و فصل‌الخطاب پايان يافتن  بحران‌هاي يك هفته‌اي پايتخت قرار گيرد.

 

سازمان تبليغات اسلامي روز 22 تير با صدور اطلاعيه‌اي خطاب به مردم چنين گفت: اظهارات دردمندانه و هشداردهنده مقام معظم رهبري موجي از خروش انقلابي در اقشار مختلف جامعه پديد آورد كه آمادگي خود را جهت محكوم ساختن توطئه، اعلام و انزجار و تنفر از حركت‌هاي موذيانه عوامل نفوذي و پشتيباني مقام معظم‌له و رياست محترم جمهوري پيرامون تلاش براي ايجاد آرامش و امنيت اعلام كنند. بر اساس اين دعوت قرار شد روز چهارشنبه 23 تير ساعت ده صبح دانشگاه تهران پذيراي حضور شركت‌كنندگان در راهپيمايي لبيك به مقام معظم رهبري و دفاع از نظام مقدس جمهوري اسلامي باشد.

 

اين دعوت به راهپيمايي مورد استقبال گروه‌ها و احزاب سياسي قرار گرفت و تشكل‌هاي مختلف عموما با صدور اطلاعيه نسبت به حضور فعال در مراسم 23 تير اعلام آمادگي كردند. در صدر نهادها و سازمان‌هاي مشوق برگزاري مراسم چهارشنبه، شوراي عالي امنيت ملي قرار داشت كه در روز 22 تير با صدور بيانيه شماره چهار خود از قاطبه ملت، دانشجويان، استادان، روحانيان و بسيجيان به جهت تلاش ملي در حفظ آرامش وامنيت اجتماعي" تقدير نموده، حفظ قانون و وحدت شعار و كلمه در راهپيمايي روز 23 تير را توصيه كرد.

 

 

تجمع از نوعي ديگر

 

سرانجام چهارشنبه رسيد؛ روزي كه قرار بود گروه‌هاي مختلف مردم در دانشگاه تهران گردهم آيند و اين بار با تاكيد بر اين نكته؛ آن طور كه حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي در مقام سخنران مراسم اظهار داشت: دانشجويان عزيز و انديشمند ما به عنوان آينده‌سازان كشور و ركن مهم در پيروزي و تداوم انقلاب همواره مورد احترام همه مسئولان نظام و ملت قهرمان بوده‌اند و خواهند بود.

 

  "ضرورت پايبندي هرچه‌ عميق‌تر آحاد مردم حول محور ولايت ازجمله مسائلي بود كه بخش قابل توجهي از متن سخنراني اين مقام حكومتي را به خود اختصاص داده بود.

 

    روحاني با تشريح ابعاد حوادث دو روز تهران اظهار داشت: "اين حوادث درس بزرگي براي همه جناح‌ها و گروه‌ها بود و به ما نشان داد كه قواعد بازي را اول بايد بياموزيم و بدون آشنايي به قواعد بازي ورود در صحنه رقابت‌هاي سياسي ممكن است خطرات جبران‌ناپذيري را براي ما به وجود آورد. امنيت ملي و منافع ملي خطوط قرمز همه گروه‌ها و جناح‌هاست و اميدوارم درس خوبي باشد. حتي در لحن سخن گفتن با يكديگر و گفتمان با هم نيز بايد لحن آن مناسب با فضاي سياسي سالم جامعه باشد. انقلاب ما در هر مقطعي وقتي فضاي ناسالمي ايجاد مي‌شود، نياز به يك پالايش دارد و حوادث اخير زمينه را براي پالايش جديد نظام و انقلاب ما به وجود آورد، هرچند خسارت‌هايي ديديم اما در كل مايه تكامل انقلاب و سالم‌سازي حركت‌هاي انقلابي خواهد بود. با اشرار و عناصر آشوب‌طلب برخورد قاطع خواهد شد تا براي ديگران درس عبرت باشد."

 

وي تأكيد كرد كه "مردم بايد همچنان طي روزهاي آينده نيز هوشياري خود را بدون اين كه وارد هيچ صحنه عملياتي شوند، حفظ كنند، همه در زمينه اطلاعات به وزارت اطلاعات كمك كنند و در زمينه عمليات پشتيبان نيروهاي رسمي امنيتي، نيروي انتظامي و بسيج و ساير نيروها باشند."

 

  اجتماع‌كنندگان مراسم، در پايان راهپيمايي خود با انتشارقطعنامه‌اي در شش بند بار ديگر با اعلام "حمايت و پشتيباني از نظام مقدس جمهوري اسلامي و آرمان‌ها و اهداف انقلاب با رهبر انقلاب تجديد بيعت" كردند. شركت‌كنندگان در اين مراسم از "حادثه تلخ شكستن حريم علم و دانش و اهانت به دانشجويان" اظهار تأسف كردند و خواستار شناسايي سريع و برخورد قاطع مسئولان مربوطه، به ويژه قوه قضاييه با عوامل و عناصر خودسر و متخلفان از حدود قانوني به ويژه مهاجمان به كوي دانشگاه در هر لباس و با هر نام براي خشكاندن ريشه‌هاي خشونت و اقدام‌هاي غيرقانوني شدند.

 

  تظاهركنندگان با تأييد مفاد قطعنامه بر مراتب قدرداني خود از "خدمات شايسته نيروهاي امنيتي، انتظامي و اطلاعاتي كشور" تأكيد و "حركات مشتي آشوبگر و فرصت‌طلب" را محكوم مي‌دانستند.

 

  چهارشنبه روز حضور كساني بود كه با مضمون محكوم‌دانستن آشوب‌هاي پايتخت، شعارهايي در حمايت از رهبر فقيد انقلاب و مقام رهبري سر داده بودند. نقاط مركزي شهر ـ منتهي به دانشگاه تهران ـ روز چهارشنبه حالت روزهاي تعطيل را داشت. از حدود ساعت 30/8 صبح گروه‌هاي هماهنگ درقالب دسته‌هاي متعدد رهسپار دانشگاه تهران شده بودند و از حدود ساعت 9 ترافيك جمعيت در خيابان‌هاي ضلع غربي ولي‌عصر، چهارراه ولي‌عصر، ميدان انقلاب و خيابان‌هاي اطراف دانشگاه تهران، منطقه را تحت‌الشعاع خود قرار داده بود. گروه‌هايي از مردم درقالب افرادي نظاره‌گر، حاشيه‌نشيني برگزيده و در پياده‌روها به تماشاي راهپيمايان مي‌‍‌پرداختند. در يكي از نقاط تجمع حاج‌ذبيح‌الله ‌بخشي ديده مي‌شد، با تفنگ دوربين‌دار و نيمه خودكار با نوار فشنگ‌هاي آويخته بر شانه كه در ميان تظاهركنندگان راه به‌سوي سر در دانشگاه مي‌پيمود. جمعيت با شعارهاي "مرگ بر امريكا، اسراييل، منافق" به داخل دانشگاه مي‌رفتند و حضور مأموران يگان ويژه نيروي انتظامي و مأموران اطلاعاتي ـ امنيتي محسوس بود.

 

  نكته‌اي كه در اين مراسم به چشم مي‌آمد اندك بودن پلاكاردهايي با مضامين اصلاح‌طلبانه و عكس‌هاي خاتمي در دستان تظاهركنندگان بود. روزهاي بعد در محافل دانشگاهي اين خبر منعكس شد كه گروهي از دانشجويان كه بيانيه دفترتحكيم وحدت در اعلام همبستگي با هدف راهپيمايي را در دست داشتند و مي‌خواستند در مراسم شركت كنند توسط برخي گروه‌هاي بي‌نام و نشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند و بعضاً توسط نهادهاي امنيتي ـ انتظامي بازداشت شده‌اند.

 

.

داستان نيمه‌تمام

 

هرچند سناريوي درگيري‌ها و تشنجات خياباني با برپايي راهپيمايي 23 تير خاتمه يافت، ولي پرونده كوي دانشگاه و ناآرامي‌هاي بعدي آن در اين روز مختومه نشد. در روزهاي پس از چهارشنبه 23 تير شوراي منتخب متحصنين با انتشار اطلاعيه‌اي ضمن ارائه گزارش عملكرد و تصميمات اين شورا نگراني خود را از دستگيري‌هاي گسترده در روزهاي اخير اعلام و اظهار داشت: شورا در راستاي تحقق يكي از خواست‌هاي دانشجويان متحصن مبني بر بركناري فرمانده نيروي انتظامي و بازگشت آرامش به جامعه و حفظ مصالح ملي، طي نامه سرگشاده‌اي به فرمانده نيروي انتظامي خواستار استعفاي ايشان شده است.

 

  در اين اطلاعيه اعضاي شورا از كشته شدن چند شهروند ازجمله يك دختر دانش‌آموز به نام تامي حامي‌فر در جريان ناآرامي‌هاي خياباني خبر داده و در نهايت خواستار آزادي تمام دانشجويان بازداشت شده گرديده بودند. بهروز فرج‌زاده شاكر (53ساله) و محمود چناران‌نژاد (كارمند شركت پخش هجرت) ازجمله ديگر كشته‌شدگان بودند.

در روزهاي آرام پس از آن يك هفته بحراني روزنامه قدس با انتشار خبري تحت عنوان اظهارات دو مقام امنيتي درباره حوادث كوي مبادرت به چاپ خبر مصاحبه معاونين امنيتي وزير كشور و سياسي امنيتي استانداري تهران كرد كه به لحاظ ارزش خبري، بخش‌هاي عمده آن در پي مي‌آيد.

 

 رضايي بابادي معاون سياسي امنيتي استانداري تهران در پاسخ به اين سئوال كه "افراد شخصي هم آيا در كنار مأموران انتظامي براي ورود به خوابگاه دانشجويان وجود داشته‌اند يا نه؟" گفت: "بله، حضور داشته‌اند و كاملاً هماهنگ عمل مي‌كرده‌اند و آن چيزي كه من ديدم و مشخص بود، مأموران نيروي انتظامي بودند كه اتفاقا سرپرست ناحيه تهران بزرگ هم در جلسه‌اي كه داشتيم به آن اشاره مي‌كنند كه اين افراد را در سمت چپ مستقر كرده و به طور هماهنگ عمل مي‌كردند."

 

وي در جواب سئوال ديگري در مورد نقل قول‌هايي درباره حضور انصار در نيروي انتظامي و صحت و سقم آن گفت: "آن چيزي كه ما از نيروهاي ديگر مي‌بينيم ونحوه عملكرد آنها، اينجا آن حالت را نداشت و اساساً نيروي انصار با سايرين خيلي هماهنگ نيستند، اما اينجا همه هماهنگ بودند يعني لباس شخصي را در حقيقت بنا به اظهار سرپرست ناحيه، پليس شخصي داشتند كه قابل بررسي است و معلوم نيست كه پليس شخصي كجاي سيستم پليسي ما وجود دارد."

 

وي تصريح كرد: "