گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 82 صفحه اول |  بايگاني سال 1392 |    

 چشم انداز ایران - شماره 81 دي و بهمن 1392

مذاکرات هسته‌ای و بحران در روابط امريكا و عربستان؟

منبع: مؤسسه بروکینگز (15 اکتبر 2013، 23 مهر 1392)

گرگوری گاوس( استاد علوم سیاسی دانشگاه ورمونت)

برگردان: هادی عبادی

اشاراتی مبنی بر بهبود رابطه ایران و امريكا منجر به واکنش‌های جالبی از سوی عربستان سعودی شده است. عربستان برای اولین‌بار از ارائه دیدگاه‌های خود در مجمع عمومی سازمان ملل منصرف شد. آنها می‌خواستند با این کار پیام عدم خشنودی خود از سیاست‌های امريكا در منطقه ـ در مورد ایران، سوریه و مسئله فلسطین ـ را به ایالات‌متحده اعلام کنند. رسانه‌ها و مفسران وابسته به عربستان‌سعودی بر این توهم دامن زدند که ایالات‌متحده در معامله کلان ژئوپلیتیک با ایران به عربستان‌سعودی  خیانت می‌کند. آیا بحران دیگری را در روابط میان امريكا و عربستان‌سعودی  پیش رو خواهیم داشت؟

در یک کلمه باید گفت خیر.در این مورد نکته جدیدی وجود ندارد. ایالات‌متحده و عربستان‌سعودی  در گذشته اختلافات به مراتب جدی‌تر را پشت سر گذاشته‌اند، بدون اینکه روابط دوجانبه آنها به‌طور بنیادی دگرگون شود. از جمله این اختلافات می‌توان به تحریم نفتی سال74- 1973، اختلافات مربوط به قرارداد کمپ دیوید و انقلاب ایران در اواخر دهه 70 میلادی، بحران عمیق ناشی از واقعه 11 سپتامبر و جنگ عراق اشاره کرد.

بحران‌های رابطه میان این دو کشور محصول دو عامل پایدار می‌باشد:

1) ناشی از این واقعیت ساختاری می‌باشد که عربستان ، طرف ضعیف‌تر  این رابطه است.

2) ناشی از این باور اشتباه است که پیمان موجود بر اساس منافع مکمل یکدیگر بنا شده است و البته این اشتباه بیشتر در ایالات‌متحده وجود دارد. در هر پیمان میان طرف قوی‌تر و طرف ضعیف‌تر، طرف ضعیف‌تر همواره در میان دو ترس متضاد ولی به یک اندازه خطرناک گرفتارشدن و رهاشدن به‌سر می‌برد. مثلاً وقتی‌که ایالات‌متحده و اتحاد جماهیر شوروی در وضعیت جنگ‌سرد به‌سر می‌بردند، همپیمانان امريكا در اروپای غربی در هراس از ورود به جنگی ناخواسته به‌سر می‌بردند. وقتی‌که ایالات‌متحده و اتحاد جماهیر شوروی وارد مرحله تنش‌زدایی شدند، اروپایی‌ها نگران بودند که منافع آنها نادیده گرفته شود.

عربستان‌سعودی  و پادشاهی‌های کوچکتر خلیج فارس در برابر وضعیت ایالات‌متحده و ایران در وضعیت ساختاری مشابهی به‌سر می‌برند. وقتی که امريكا به بهانه هسته‌ای، ایران را به حمله نظامی تهدید می‌کند، دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس نگران می‌شوند که واكنش ایران متوجه آنها باشد. وقتی که ایالات‌متحده پیامی مبنی بر اشتیاق به مذاکره با ایران ارسال می‌کند، آنها نگران می‌شوند که امريكا اقتدار منطقه‌ای ایران را هر چه  بیشتر تسهیل کند. اگر قدرت  بزرگ جایگزینی برای همپیمانی وجود داشت، ممکن بود عربستان‌سعودی  ترغیب به این کار شود. اما توانایی چین برای اعمال قدرت نظامی در منطقه خلیج‌فارس کافی نیست .در واقع گزینه‌های استراتژیک عربستان‌سعودی  بسیار محدود است.

عامل ساختاری که روابط ایالات‌متحده و عربستان  را به سمت بحران هدایت می‌کند، سوء‌تفاهم در مورد پایه‌های روابط است. واشنگتن و ریاض هیچ‌گاه در مورد اهداف استراتژیک در خاورمیانه به‌طور کامل توافق نداشته‌اند. سعودی‌ها همواره نگران رابطه نزدیک ایالات‌متحده با شاه در دهه‌های 60 و70 میلادی بودند. واشنگتن در موارد متعدد نگران مداخله سعودی‌ها در کشورهای دیگر همچون مورد اخیر آن بوده است که پشتیبانی عربستان‌سعودی  برای گسُترش روایت خود از اسلام می‌باشد.

کانون منافعی‌که دو طرف را متعهد به یکدیگر نگه‌می‌دارد، همیشه تعهد دوجانبه به حفظ امنیت صنعت نفت عربستان و مخالفت مشترک آنها نسبت به افزایش قدرت منطقه‌ای طرف‌های دیگر می‌باشد. به این علت که آنها در جنگ‌سرد در یک‌طرف بودند، توانستند بر اختلافات خود غلبه کنند و در اهداف مشترک همچون افغانستان به یکدیگر کمک کنند.با پایان جنگ‌سرد عامل همکاری از بین رفت اما کانون منافع باقی ماند.

سوء‌تفاهم معمول آن است که تصور شود وقتی سعودی‌ها و امريكایی‌ها عدم توافق دارند، روابط آنها به شکل بحرانی است. اما تاریخ این رابطه را نشان می‌دهد که توافق کامل در مورد مجموعه‌ای از مسائل منطقه‌ای نیست که رابطه امريكا ـ عربستان‌سعودی  را بدون آسیب نگه‌می‌دارد، بلکه فهم مشترک در مورد منفعت کانونی حفظ امنیت خلیج‌فارس است که این رابطه را نسبت به آسیب مصون می‌سازد. شکی وجود ندارد که این روزها واشنگتن و ریاض در مورد مسائلی از چگونگی مدیریت اوضاع سوریه تا فعالیت‌های نظامیان در قاهره، موضوع وعده‌های روحانی در ایران و بالاتر از همه موضوع دائمی فلسطین توافق ندارند. اما این اختلافات با وجود جدی‌بودن به سطح بحران دوجانبه نمی‌رسند. در گذشته حتی اختلافات گسترده‌تری وجود داشته است اما منافع مشترک باعث گذر از این اختلافات درشش دهه گذشته بوده است.

همان‌طور که امريكا در مورد رابطه با ایران رو به جلو حرکت می‌کند، این نکته مهم است که دولت اوباما سعودی‌ها را در جریان قراردهد و به‌عنوان یک ضرورت در مورد تداوم اهداف استراتژیک امريكا در خلیج‌فارس به آنها اطمینان دهد. البته باید توجه داشت که نه آرزوهای بزرگ و نه ترس‌های اغراق‌شده بازیگران، دیگر نباید دولت امريكا را از رویکرد امیدوارانه و محتاطانه خود نسبت به ایران منحرف سازد.

 

 

     |  فهرست چشم انداز 82 |  صفحه اول  |  بايگاني سال 1392 |