گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 68 صفحه اول |  بايگاني سال 1390 |    

 چشم انداز ایران - شماره 67 ارديبهشت و خرداد 1390

 

ويژگي سحابي؛ صداقت، صراحت و شجاعت

گفت‌وگو با تقي شامخي

 ●ابتداي گفت‌وگو لازم است به خاطر از دست‌دادن پدر همسرتان مهندس عزت‌الله سحابي و همسر بزرگوارتان هاله سحابي و همچنين فقدان هدي صابر به شما تسليت بگوييم و آرزوي صبر و شكيبايي براي شما و فرزندانتان داريم. تقاضا داريم خاطرات و ناگفته‌هاي خود را در ارتباط با مهندس سحابي براي ما و خوانندگان نشريه چشم‌انداز ايران مطرح فرماييد. گفت‌وگو پيرامون شخصيت و ويژگي‌هاي همسرتان هاله سحابي بحث مفصل‌تري مي‌طلبد كه به بعد موكول مي‌كنيم.

 ●● از ويژگي‌هاي آقاي مهندس سحابي ، بايد به نكاتي چون مطالعه پيوسته، ذهن فعال و حافظه خوب اشاره كنم. ايشان همواره كتاب‌هايي براي مطالعه در كنار خود داشت، البته اندكي از اين‌كه مطالب را كُند مي‌خواند ناراحت بود، ولي مشخص بود كه وقتي مطالعه مي‌كند به مطلب عميقاً توجه دارد و برخورد سطحي نمي‌كند، بويژه موضوعي را كه مطالعه مي‌‌كرد در شبكه و سازمان ذهني ايشان وارد و در تحليل‌هايشان مورد استفاده واقع مي‌شد، به همين خاطر تا روزهاي آخر پيش از بيهوشي در بيمارستان، درحالي‌كه درد ايشان را اذيت مي‌كرد و حالتي آرام نداشت، در تخت بيمارستان مطالبي را در كنار خود براي مطالعه داشت.

مهندس سحابي حافظه خوبي داشت و مطالب را به‌خوبي به ذهن مي‌سپرد و در نقل قول‌ به ديگران از اين انباشت‌ها استفاده مي‌كرد، از اين‌رو سخنانش چارچوب داشت و شيوا بود و براي مخاطبانش دلنشين‌تر مي‌شد، چون ايشان اين مطالب را بيان كرده و از حافظه‌اش استفاده مي‌كرد، دائم به نوعي مطالب ذهني‌اش تازه مي‌شد و مي‌توانست از آنها استفاده بيشتري كند.

نكته ديگري كه مي‌توان از ويژگي‌هاي ايشان بيان كرد، صداقت، صراحت و شجاعت ايشان است. وي در صداقت نمونه و الگويي بارز بود و اگر به اين ويژگي صراحت و شجاعت را هم بيفزاييم موجب مي‌شود بگوييم آنچه را تشخيص مي‌داد و  وظيفه خود مي‌دانست و عملي صالح تلقي مي‌كرد، در بيان و عمل به آن هم ترديدي نمي‌كرد. به نظر مي‌آيد در طول زندگي‌اش اگر توانست 60 سال در يك مسير ادامه دهد و به جلو برود و اعوجاجي نداشته باشد، به خاطر همين صداقت بود. اگر نوسان‌هاي كوچكي هم داشت در زمان و وقت خودش اصلاح مي‌شد و به‌گونه‌اي نبود كه مسيري را برود و سپس مجبور شود در آن مسير تغييري كلي به‌وجود آورد.

 ●چنانچه امكان دارد مواردي از صداقت ايشان را ذكر كنيد و همچنين در مورد مكانيسم جبران بگوييد، كه چنانچه اشتباهي مي‌كردند به سرعت درصدد جبران آن برمي‌آمدند و نمي‌گذاشتند به بار سنگيني تبديل شود.

 ●●يكبار ايشان مصاحبه‌اي كرده بودند و دوستان ايشان بر اين باور بودند كه آقاي مهندس سحابي تند صحبت كرده و با توجه به كسالتي ‌كه ايشان دارند بهتر بود اندكي ملاحظه مي‌كردند و چنين مطالبي را يا بيان نمي‌كردند و يا آرام‌تر آن را طرح مي‌كردند. من هم اين مسئله را با ايشان طرح كردم و گفتم با وضعيت جسماني شما اگر چنين مواضعي بگيريد ممكن است برايتان مشكل ايجاد شود، اما متوجه شدم ايشان در شيوه برخورد خود به اين مسائل فكر نمي‌كند، چون تشخيص داده بود كه در حال حاضر اين اشكالات وجود دارد و بايد آنها مطرح شود. او مي‌گفت «اين مطالب بايد گفته شود و يك‌نفر بايد بگويد، من به ذهن و فكرم آمد و بيان كردم.» اين مطالب در شرايطي توسط ايشان گفته مي‌شد كه هم بحث بيماري ايشان مطرح بود و هم هاله خانم در زندان بود. اين تلقي هم مي‌توانست وجود داشته باشد كه وقتي دختر شما در زندان است شما بايد اندكي ملاحظه بيشتري كنيد، زيرا ممكن است مطالب شما روي وضعيت او هم تأثير بگذارد، اما ايشان با داشتن همان ويژگي‌هاي صداقت، صراحت و شجاعت ملاحظه اين موارد را نمي‌كرد و اگر تشخيص مي‌داد مشكلي وجود دارد بيان آن را وظيفه خود مي‌دانست.اين ويژگي ايشان در حدي بود كه حتي اگر در زندان هم موضعي ‌گرفته بود كه به نظر اشتباه مي‌آمد، ابايي نداشت كه در مورد اشتبا‌ه‌هاي خود صحبت كند و بپذيرد كه موضع‌گيري‌ها و صحبت‌هاي ايشان صحيح نبوده است.

ويژگي ديگر مهندس سحابي كه البته در مورد هاله خانم هم صدق مي‌كرد اين بود كه هدايت‌كننده آنان ايمان عميقشان بود. هر يك از ما انسان‌ها مكانيسم‌هاي ذهني داريم كه كارهايمان توسط آنها هدايت مي‌شود. يك فعال اجتماعي اگرچه باوري دارد كه مي‌خواهد شرايط اجتماعي را بهبود ببخشد، ولي وقتي وارد صحنه جامعه مي‌شود ملاحظات زيادي براي او مطرح است مانند اين‌كه وضعيت گروه رقيب چگونه است و صحبت‌هاي خود را در ارتباط با آنها تنظيم مي‌كند و يا اين‌كه صحبتي نمي‌كند كه احتمالاً به‌عنوان يك نقطه‌ضعف براي او به‌شمار آيد و يا برخي ملاحظات سياسي كلي جامعه را در نظر مي‌گيرد و با توجه به آن ملاحظات صحبت مي‌كند. براي برخي افراد اين نوع ملاحظات بسيار متعدد است و افراد تحت‌تأثير آنها قرار مي‌گيرند. مهندس سحابي ايمان عميقي به خداوند داشت و مي‌‌توان گفت به‌طور اصلي اين ايمان او را هدايت مي‌كرد و بسياري از اين ملاحظات معمول را كه افراد سياسي به صورت متعارف دارند، در نظر نمي‌گرفت.

از نظر شأن اجتماعي هم بايد شخصيت ايشان را بررسي كرد. ايشان 60 سال در صحنه اجتماع حضور داشت، گاهي اوقات  برخوردهايي داشت كه به نظر دوستان يا كساني‌كه  مي‌خواستند ارزيابي از ايشان داشته باشند، اين‌گونه نشان داده مي‌شد كه ايشان پيچيدگي‌هاي سياسي را در نظر نمي‌گيرند و ساده برخورد مي‌كنند، ولي مهندس سحابي از ميان تمام اين برآوردها عبوري خوب داشت و اين به دليل اولويتي بود كه به ايمان به خداوند و آنچه به آن باور داشت مي‌داد. اين قانونمندي موجب مي‌شد برخوردهاي مختلف ايشان در كنار هم، هم‌‌افزايي داشته باشند و اين برخوردها راه تعالي و منسجمي پيدا كنند نه راه‌هاي پرپيچ و خمي كه باعث فرسودگي شده و به خود و ديگران صدمه ‌زند.

مهندس سحابي با قرآن حشر و نشر بسياري داشت. در بيشتر موارد وقتي مطلبي را مطرح مي‌كرد اشاره‌اي هم به  آيه‌اي از قرآن  داشت كه نشان مي‌داد آميختگي ذهني ايشان با قرآن بسيار زياد بود. از زماني كه در زندان بودند استفاده كرده، با قرآن مانوس بوده و مطالب قرآن در ذهنشان نهادينه شده بود.

اهل راز و نياز عميق با خداوند بود. به دعاهاي صحيفه سجاديه بسيار علاقه‌مند بود، هم خود آن را مي‌خواند و هم به ديگران توصيه مي‌كرد. در آخرين زندان‌ هاله خانم هم به ايشان توصيه كرد كه اين كتاب را با خود ببرند. تعدادي از اين دعاها را هم حفظ بود و زمزمه مي‌‌كرد.

 ● هاله خانم هم اين كتاب را در زندان مطالعه كرد؟

 ●● ابتدا اجازه ندادند آن را با خود ببرد. يك كتاب قرآن داشت كه روي آن كار مي‌‌كرد و بر آن حاشيه‌نويسي‌هايي انجام داده بود و كتاب صحيفه سجاديه و تعدادي كتاب ديگر را بعدها به زندان برديم كه تحويلش دادند، ولي در صحبت‌هايي كه با هاله داشتم مطلب‌ خاصي در اين باره نگفت.

دغدغه اصلي مهندس سحابي ايران بود و هميشه نگران آينده كشور بود. يكي از نگراني‌هاي اصلي كه همه نيز با اين دغدغه ايشان آشنا بودند، بحث «قوميت‌ها و مسئله تجزيه ايران» بود. در زندان هم از همين موضوع استفاده كرده و با القاي اين موضوع كه خطر تجزيه ايران را تهديد مي‌كند وي را وادار به صحبت كردند، با تأكيد بر اينكه صحبت‌هاي وي مي‌تواند اين خطر را از كشور دفع كند.

يكي ديگر از نگراني‌هاي مهندس سحابي كه كمتر مطرح شده مسئله طبيعت ايران بود. از آنجا كه تخصص من هم در اين زمينه است در صحبت‌هاي بين ما، هميشه اين نگراني را مطرح مي‌كردند و مي‌گفتند طبيعت ايران به‌شدت مظلوم است و به خاطر بيكاري، فقر و دست‌اندازي‌هاي عده‌اي، به اين طبيعت به شدت آسيب رسيده و يك زبان قوي براي دفاع از اين طبيعت وجود ندارد و در شرايط زندگي ما كه يك بُعد آن توسعه‌نيافتگي و بُعد ديگر آن گريز از قانون است، يكي از مظلوميني كه آسيب ديده و اين نارسايي‌ها را تحمل مي‌كند، طبيعت كشور است و كسي هم به فكر آن نيست و مشكلات آن هم جايي مطرح نمي‌شود.

 ● مظلوميت طبيعت را بيشتر در چه موردي مي‌ديدند؟

 ●● بحث تخريب جنگل‌ها، فرسايش خاك، از بين رفتن مراتع و به‌طور كلي بحث منابع تجديدپذير براي ايشان از اهميت خاصي برخوردار بود.

 ● در مورد نفت هم مهندس سحابي براي نخستين بار مسئله‌اي را مطرح كرد كه بعدها هم عده‌اي از همين نظر پيروي كردند، ايشان مي‌گفت درآمد نفت، درآمد نيست، بلكه ثروت ملي است كه به تاراج مي‌رود.

 ●● بله، اما تأكيد من در اين بحث روي منابع زنده بود كه مهندس سحابي اين طبيعت را مظلوم مي‌ديد و نگران بود از اين‌كه نهادهاي مسئول هم به اين موضوع رسيدگي نمي‌كنند و يا ضعيف عمل مي كنند.

ويژگي ديگر مهندس سحابي اين بود كه داراي يك سازمان فكري بود. ممارست طولاني در مسائل اجتماعي و سياسي و تحمل سال‌هاي طولاني زندان، ايشان را صاحب يك سازمان فكري كرده بود، به اين معنا كه يك مكتب و چارچوب فكري داشته و وقتي صحبت مي‌كرد هيچ مطلبي را جدا از آن سازمان فكري نمي‌ديد كه اين موضوع سبب شد تحليل‌هاي ايشان با در نظر گرفتن شرايط خاص زماني، تحليلي يك بعدي نباشد و از جامعيت برخوردار باشد، به‌طوري‌كه در طول زمان دچار تغييرات گسترده نشود.

 افزون بر صداقت، صراحت و شجاعت؛ ويژگي ديگري كه مي‌توان به مهندس نسبت داد ساده‌زيستي و بخشندگي ايشان بود. طبيعي است كه هر انساني نيازهايي دارد كه لازم است آنها را به شكلي تأمين كند، اما اين‌كه در قيد مسائل شخصي خود باشد و به خاطر مصالح شخصي موارد ديگر را ناديده بگيرد در مهندس سحابي وجود نداشت، اين ويژگي در هاله هم به‌طور بارز موجود بود. در مورد بخشندگي  ايشان هم بايد گفت با اين‌كه مهندس سحابي از امكانات مالي بسياري برخوردار نبود، اما وقتي به او مراجعه مي‌شد يا نيازي مطرح مي‌شد آنچه را داشت در طبق اخلاص مي‌گذاشت كه در اين مورد هم هاله از وي الگو گرفته بود. طبق قوانين موجود اگر كسي سابقه زندان سياسي پيش از انقلاب داشته باشد صاحب حقوقي مي‌شود و هر سال زندان، دو سال سابقه كار به‌شمار مي‌آيد و بر اين مبنا حقوقي به اين افراد تعلق مي‌گيرد. آقاي مهندس سحابي هم سابقه طولاني زندان داشت و هم به‌عنوان نماينده سابق مجلس و وزير مي‌توانست از حقوقي بهره‌مند باشد، اما در هيچ‌يك از اين موارد از حقوقي  استفاده نمي‌كرد. در مورد سوابق زندان پيگيري‌هايي كرده بود، ولي گواهي‌اي كه تأييد كند وي پيش از انقلاب در زندان بوده به وي داده نشد و از يك حق بديهي كه زندانيان گذشته مي‌توانستند از آن استفاده كنند، محروم بود و حقوق ديگري هم نداشت. ايشان مختصر حقوق بازنشستگي مربوط به تأمين‌اجتماعي داشت كه آن هم مربوط به فعاليت‌هاي حرفه‌اي ايشان در فواصل آزادي از زندان بود.

 ●آيا مهندس سحابي پرونده‌هاي پرسنلي خود را هم پيگيري نمي‌كرد؟

 ●●اصولاً مهندس سحابي وقت زيادي براي پيگيري مسائل شخصي خود نمي‌گذاشت، ولي در مورد سوابق زندان گذشته خود پيگيري‌هايي كرده بود كه به ايشان گفته شد به دليل مواضع سياسيش اين سوابق تأييد نمي‌شود و نمي‌تواند از اين حقوق استفاده كند. جواب استعلامشان نمي‌آمد و در عمل راه‌ها بسته مي‌شد و وقتي به ديوان عدالت اداري مراجعه كردند از ايشان ‌خواستند يك نامه كتبي بياورند، البته كه به درخواست وي پاسخي داده نشد و همين نامه كتبي هم به ايشان داده نشد‌.

از ويژگي‌هاي ديگر مهندس سحابي اين بود كه با وجود علاقه بسياري كه به خانواده خود داشت، حاضر نشد به خاطر خانواده از مبارزات اجتماعي دست بردارد. با اين‌كه در سال‌هاي جواني به‌عنوان يك مهندس تازه فارغ‌التحصيل از دانشگاه كه بايد زندگي خود را تأمين كند و بعد هم داراي خانواده و كودكاني بوده كه وظيفه حمايت از آنها را به‌عهده  داشته نياز داشت تا حدي زندگي فردي خود را سامان دهد، ولي وقتي احساس مسئوليت مي‌كرد با وجود آن‌كه فعاليت‌ها خطرناك بود و احتمال دستگيري و زندان وجود داشت ـ كه همين‌طور هم شد ـ ترديد نكرد و از موقعيت شغلي و تأمين خود محروم شد. با اين همه ايشان مي‌پذيرفت كه خود و خانواده‌اش اين سختي‌ها را تحمل كنند، اما از مسير و راهي كه انتخاب كرده‌اند دست برندارند. مهندس سحابي به هاله خانم به‌عنوان فرزند بزرگ و تنها دخترشان بسيار علاقه‌مند بود. وقتي جريان زندان هاله پيش آمد اگرچه  آقاي مهندس سعي مي‌كرد ناراحتي خود را بروز ندهد، اما كاملاً ناراحتي وي را درك مي‌كرديم و وقتي اين موضوع را مطرح كردم كه در مورد مرخصي وي اقداماتي انجام دهيم، آقاي مهندس مي‌پذيرفت كه آن كار صورت گيرد، درصورتي‌كه اگر اين مشكل براي خودش پيش آمده بود  حاضر به چنين اقداماتي نبود.

 ●اما وقتي مطرح شد كه هاله خانم به زندان برود يا نه، نظر مهندس اين بود كه ايشان به زندان برود.

 ●●بله، معتقد بود محكوميتي براي ايشان پيش آمده و هاله هم بايد آن را تحمل كند. ديگراني كه زندان نرفته بودند و يا كمتر با اين مسائل آشنا بودند، سعي مي‌كردند محكوميت هاله را به تعويق بيندازند، در صورتي ‌كه مهندس سحابي با توجه به اين‌كه خود هم سابقه زندان داشت خيلي راحت‌تر با اين مسئله روبه‌رو مي‌شد و زماني‌كه بچه‌ها ناراحتي و نگراني خود را از موضوع زندان مادرشان عنوان مي‌كردند ايشان در جواب با بيان ساده‌اي مي‌گفت كه هاله فعاليتي داشته و به خاطر آن حكمي دارد و بايد آن را تحمل كند كه همين بيان ساده و اين‌كه سعي مي‌كرد موضوع را ملتهب و غم‌انگيز نشان ندهد آرامشي را در بچه‌ها به‌وجود مي‌آورد. وقتي صحبت آن مي‌شد كه براي مرخصي هاله خانم اقدامي انجام دهيم مهندس سحابي تمام تلاش خود را در اين زمينه مي‌كرد كه اين هم ناشي از علاقه بسيار ايشان به هاله خانم بود.

همه اينها گزيده‌اي از ويژگي‌هاي آقاي مهندس سحابي بود. اين ويژگي‌ها بود كه توانست يك زندگي پر از خير و بركت را به‌وجود ‌آورد كه بيش از 60 سال آن به‌عنوان يك انسان مسلمان با تفكر عميق توحيدي در راه مبارزه براي اعتلاي ايران گذشت. به اميد آن‌كه يك روشنايي براي توسعه بيشتر ايران، براي فرداي بهتر ايرانيان و براي نجات ايران از توسعه‌نيافتگي بوجود آيد.

 ●هاله خانم، بيشتر تحت‌تأثير تربيت مادرشان بود يا ديدگاه‌هاي پدرشان؟

 ●●تربيت فرزند تحت‌تأثير شرايط خانواده است. باوجود اين‌كه مهندس سحابي سال‌هاي بسياري از دوران كودكي هاله خانم را در زندان بود و حضور ايشان در خانواده كمتر بوده است، ولي چارچوب ذهني و تفكرات هاله خانم به پدرشان بسيار شبيه بود و افزون بر اين‌كه به‌عنوان يك زن كه متعلق به نسل پس از پدر بود نوآوري‌هايي در ذهن داشت. ايشان همچنين با مشكلات زنان هم بيشتر مأنوس بود كه اين موضوع ابعاد جديدي به شخصيت هاله مي‌داد ولي در كل در همان مسير و بستر فكري مهندس سحابي قرار داشت.

از دست‌دادن مهندس سحابي با توجه به كهولت سن ايشان و بيماري‌هايي كه از آن رنج مي‌بردند قابل باور بود و اين تقديري است كه از آن گريزي است و ما اميدوار بوديم هاله خانم بتواند ادامه‌دهنده راه پدر باشد، اما تقدير اين طور نخواست و هر دو اين عزيزان در يك روز به خاك سپرده شدند.

 ●شما به‌طور خاص در زندگي با مهندس سحابي چه درس‌هايي از ايشان گرفتيد؟

 ●●موارد بسياري هستند كه در ناخودآگاه انسان ماندگار مي‌شوند، اما بيان آنها آسان نيست. در يك ارتباط خانوادگي وجود آرامش، اغماض و وسعت نظري كه مهندس در برخورد با مسائل داشت بسيار آموزنده بود و آنچه در اين گفت‌وگو آمد بخشي از يك مجموعه بسيار بزرگتر است.

 ●استاد شهريار درباره امام علي مي‌گويد: «نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت/ متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را» زماني‌كه در مورد دكتر سحابي، مهندس سحابي و هاله صحبت مي‌شود متحير مي‌شوم كه چه بگويم. آقاي ابوذر بيدار جمله‌اي را از شهيد مطهري نقل مي‌‌كند كه ايشان گفته‌اند اين پدر و پسر (دكتر سحابي و مهندس سحابي) فكر گناه هم به ذهنشان نرسيده است. مدتي هم كه با هاله كار مي‌كردم  اين  ويژگي‌ها را در او ديدم، چشم خيربين بود و از هيچ‌كس بد نمي‌گفت و دوست نداشت كسي از او تعريف كند، فكر گناه يا توطئه به ذهنش هم نمي‌رسيد. خوشا به حال آنها و خوشا به حال شما كه مدتي با عشق و علاقه با اين دو عزيز انس داشتيد.

 ●●در مورد هاله‌ خانم بايد فرصت ديگري را اختصاص داد. امروز كه او رفته خيلي بيشتر از گذشته به فكر او مي‌افتم كه چه اخلاقياتي و رفتاري داشت كه در زمان زندگي با همديگر به نظر عادي مي‌آمد و از كنار آن رد مي‌شدم، ولي امروز كه هاله از دست رفته به ارزش‌هاي او پي مي‌برم. شايد اگر پيشتر فكر مي‌كردم كه ممكن است اين نعمت‌ها را اين‌طور ناگهاني و در زماني كه تصور آن نمي‌رفت از دست بدهم آنها را بيشتر مي‌ديدم.

 

 

     |  فهرست چشم انداز 68 |  صفحه اول  |  بايگاني سال 1390 |