گزیده

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

هيپي‌ها «خوك خوك‌زاده» را كانديداي رياست‌جمهوري مي‌كنند و پليس 8 نفر را در اين رابطه دستگير مي‌كند. سرانجام نيكسون رئيس‌جمهور امريكا مي‌شود و آتش تظاهرات ضدجنگ روز به روز افروخته‌تر مي‌شود

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

پورت هارون: «جامعه مصرف‌زده امريكا درست زماني كه ملت‌هاي ديگر راه رهايي و انقلاب عليه ساختارهاي سركوبگر انسان را در پيش گرفته‌اند،‌ در ملغمه‌اي از پوچي، ابهام، سنت‌گرايي و ناآگاهي حيران مانده و در قالب ساختاري شبه دموكراتيك بدون پايبندي به ماهيت و اصالت انساني و بي‌تفاوتي به سرنوشت نوع بشر، مي‌كوشد در زير ظاهر عوامفريبانه‌اش، بي‌قيدي‌هاي ذاتي خود را نسبت به تحولات جهان پيرامون پنهان كند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

احساس بي‌كسي و غربت و انزواطلبي، تفسيري واقع‌گرايانه از موقعيت فرديت انسان در دنياي مدرن امروز است. موقعيتي كه هر دم به‌سوي بحراني بزرگ گام برمي‌دارد و هدايت‌كنندگانش تاكنون توانسته‌اند صرفاً با استفاده از شيوه‌هاي منحطي مانند «مديريت پرسنل» تزريق كالاهاي رفاهي به بازار مصرف و يا سركوب اعتراضات اجتماعي، بر اين بحران فائق آيند

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

پورت هارون: «ذهنيت غالب آن است كه «دانشجوي خوب» يعني دانشجويي كه ژست‌هاي از سكه افتاده پژوهشگرانه بگيرد و مشق‌هاي كلاسش را به‌عنوان كوشش‌هاي علمي و خردمندانه جلوه مي‌دهد. براي بسياري از دانشجويان، معاني پاره‌اي از مفاهيم واژگون شده است. از ديد آنان «انزوا در عرصه عمومي» به معناي «از خود گذشتگي»، بي‌تفاوتي نسبت به سياست‌هاي منفعلانه صاحبان قدرت، به عدم وابستگي به دولت ملي و كارهاي پوچ و ماشيني پژوهشي، ‌به فعاليت‌هاي بي‌نظير و فاخر علمي تعبير مي‌شود.»

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

جري روبين: «ما به مسيحيت ديكته‌شده از سوي صاحبان سرمايه و آموزه‌هاي مترتب بر آن عادت نخواهيم كرد. مسيحيت سرمايه‌دارانه امريكايي معتقد است كه اگر انسان‌ها خوب زندگي كنند، پس از مرگ به بهشت مي‌روند،‌ حال آ‌ن‌كه ما منتظر مرگ نخواهيم ماند و بهشت را به اينجا مي‌آوريم.»

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

هافمن اعتراف مي‌كند كه به تجربه دريافته كه «براي فرشته‌شدن درستكاري كافي نيست!» او به لزوم سازماندهي رسيده است و معتقد به تمرين و تداوم كار جمعي است

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

هافمن و هايدن هر دو به لزوم حركت‌هاي آرام اجتماعي و زيست‌محيطي رسيده‌اند. او البته دستاوردهاي زيادي براي جنبش دانشجويي قائل است، اما معتقد است امروز بايد به‌سوي حركت‌هاي كوچك و آرمان‌هاي قابل دسترس و اجتماعي‌تر روي آورد

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪

 

     فهرست چشم انداز 56  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1388  |    

 

 چشم انداز ایران - شماره 56 تیر و مرداد ماه 1388

 

الماس‌هاي سياه سرزمين سرخ

بررسي كتاب جنبش دانشجويي در امريكا

مهدي فخرزاده

«شكافتن و پيش رفتن با تبر تيز شده عقل، بدون نگاه كردن به چپ و راست براي پرهيز از وادادن به دهشتي كه سوسوزنان از ژرفاي جنگل‌هاي ماقبل تاريخي، ما را به خود مي‌خواند.»

جمله والتر بنيامين از كتاب «پروژه پاساژها» انتخاب جديد مجموعه «كتاب‌هاي كوچك» است براي قرارگرفتن بر پيشاني آن مجموعه. مجموعه‌اي با انگيزه پرداختن به «تفكر انتقادي» ‌بدون ادعاي تعميق و آموزش كه مهرگان، مديرمجموعه، اين را استراتژي كتاب‌هاي كوچك مي‌داند. مقاله‌هايي با موضوع‌هاي مختلف كه تمامي آنها با رشته نقد به هم پيوند خورده‌اند. رساله‌‌ها و مقاله‌هاي مهم انديشمندان مغرب‌زمين محتواي مجموعه بزرگ كتاب‌هاي كوچك هستند.

هفتمين جلد از اين مجموعه به جنبش‌هاي دانشجويي دهه 60 امريكا اختصاص دارد. مترجم كتاب نادر فتوره‌چي، چهار انگيزه در گردآوري و ترجمه اين متون برمي‌شمرد:

1ـ‌ شناساندن اين متون به دانشگاه به‌مثابه تجربه راديكال

2ـ بررسي مشي راديكال و سرنوشت آن

3ـ شناساندن جنبش جوانان معترض يا «هيپي»‌ها

4ـ‌ اداي دين به آنان‌كه به لزوم تئوري براي جنبش معتقدند

فصل نخست كتاب به وقايع‌نگاري سال‌هاي 1967 تا 1975 اختصاص دارد. 15 اوت 1967 اعتراض‌هايي با هدف مخالفت با نامزدي دوباره جانسون ازسوي حزب دموكرات براي انتخابات رياست‌جمهوري شكل گرفت.

مارتين لوتركينگ و كندي نام‌هايي آشنا در ميان مجموعه نام‌هايي هستند كه رهبران جنبش به آنها پيشنهاد كانديداتوري مي‌دهند، اما درنهايت يوگن. جي. مك‌‌كارتي مي‌پذيرد. گردهمايي‌هاي مختلف به تظاهرات 100 هزار نفري در مقابل پنتاگون در اعتراض به جنگ ويتنام و جانسون مي‌انجامد و در 30 نوامبر با اعلام رسمي كانديداتوري مك‌كارتي جريان فعال‌تر مي‌شود. 31 دسامبر فستيوالي باعنوان «فستيوال زندگي» برگزار مي‌شود و گروهي كه «هيپي‌»ها نام مي‌گيرد به آوازخواني مي‌پردازد.

سال 1968، در فضاي ضدجنگ ويتنام آغاز مي‌شود. كندي هم با انتقاد از جنگ و جانسون وارد رقابت انتخاباتي مي‌شود.

در 23 مارس هيپي‌ها و انجمن دموكراتيك دانشجويان، براي تظاهراتي ضدجنگ برنامه‌ريزي مي‌كنند. 4‌آوريل لوتركينگ ترور ‌شده و در بيش از 200 شهر شورش مي‌شود، كه طي آن 9 سياهپوست كشته و 20 محله به آتش كشيده مي‌شود. در مقابل جانسون مصوبه حقوق مدني را امضا مي‌كند كه در آن هرگونه شورش، اقدامي جنايتكارانه تلقي مي‌شود!

كشته‌شدن 2000 سرباز امريكايي در يك ماه، ترور ناموفق جانسون پس از اعلام پيروزي‌اش در نخستين مرحله انتخابات در لس‌آنجلس، جنبش فرانسه و سركوب «بهار پراگ» از ديگر حوادث اين سال پرحادثه‌اند.

هيپي‌ها «خوك خوك‌زاده» را كانديداي رياست‌جمهوري مي‌كنند و پليس 8 نفر را در اين رابطه دستگير مي‌كند. سرانجام نيكسون رئيس‌جمهور امريكا مي‌شود و آتش تظاهرات ضدجنگ روز به روز افروخته‌تر مي‌شود. سال بعد نيكسون شروع به كاهش نيرو در ويتنام كرده و در دور دوم رياست‌جمهوري‌اش به‌طور كامل از ويتنام خارج مي‌شود.

خروج از ويتنام، كتاب را به بخش دوم ـ بيانيه پورت هارون ـ‌ مي‌رساند، كه يكي از ده‌ فصل طولاني‌تر كتاب است. اين متن اعلام موجوديت «انجمن دموكراتيك دانشجويان» است كه بعدها به صورت كتاب منتشر شد. اين بيانه نقدي است اجتماعي،‌ سياسي، اقتصادي و فرهنگي بر پيكره امريكا، هم امريكا به‌مثابه دولت و هم امريكا به‌مثابه مردم. حمل آرمان‌هاي ديرينه امريكا توسط اين جوانان، آنها را به تعارض با شرايط موجود آن دوران امريكا كشانده بود. هم سياست‌هاي خارجي ـ مانند حمله اتمي به ژاپن ـ و هم سياست‌هاي داخلي مورد نقد اين بيانيه است.

«جامعه مصرف‌زده امريكا درست زماني كه ملت‌هاي ديگر راه رهايي و انقلاب عليه ساختارهاي سركوبگر انسان را در پيش گرفته‌اند،‌ در ملغمه‌اي از پوچي، ابهام، سنت‌گرايي و ناآگاهي حيران مانده و در قالب ساختاري شبه دموكراتيك بدون پايبندي به ماهيت و اصالت انساني و بي‌تفاوتي به سرنوشت نوع بشر، مي‌كوشد در زير ظاهر عوامفريبانه‌اش، بي‌قيدي‌هاي ذاتي خود را نسبت به تحولات جهان پيرامون پنهان كند. مصرف‌زدگي يكي از محوري‌ترين دغدغه‌هاي اين بيانيه است. تحليل شرايط جامعه در سير بيانيه به تعريف انسان به‌عنوان هويتي ارزشمند، آزاد و اهل تعقل و عشق مي‌رسد؛ هويتي كه دنياي مدرن او را تهديد مي‌كند. احساس بي‌كسي و غربت و انزواطلبي، تفسيري واقع‌گرايانه از موقعيت فرديت انسان در دنياي مدرن امروز است. موقعيتي كه هر دم به‌سوي بحراني بزرگ گام برمي‌دارد و هدايت‌كنندگانش تاكنون توانسته‌اند صرفاً با استفاده از شيوه‌هاي منحطي مانند «مديريت پرسنل» تزريق كالاهاي رفاهي به بازار مصرف و يا سركوب اعتراضات اجتماعي، بر اين بحران فائق آيند.

پورت هارون، تزريق عشق را راه‌حل خروج از بحران مي‌داند. همچنين دموكراسي مشاركتي ـ شهروند «آگاه» در تصميم‌گيري مشاركت كند ـ ساختار سياسي بديل بيانيه است.

در عرصه اقتصاد، «انجمن دموكراتيك دانشجويان» معتقد است «كار» به‌مثابه «كسب درآمد» و «حفظ بقا» انسان را به ماشين تبديل مي‌كند. از ديد آنان «كار» بايد تبديل به عنصري هويت‌ساز و شايسته‌پرور شود. شعار اصلي جنبش «نفي خشونت/ لزوم تحول»‌ است؛ شعاري كه به نظر نويسندگان دور از دسترس نيست.

بيانيه سرانجام به بررسي دانشگاه مي‌رسد كه تيزترين لبه چاقوي نقد «پورت هارون» آن را هدف گرفته است: «ذهنيت غالب آن است كه «دانشجوي خوب» يعني دانشجويي كه ژست‌هاي از سكه افتاده پژوهشگرانه بگيرد و مشق‌هاي كلاسش را به‌عنوان كوشش‌هاي علمي و خردمندانه جلوه مي‌دهد. براي بسياري از دانشجويان، معاني پاره‌اي از مفاهيم واژگون شده است. از ديد آنان «انزوا در عرصه عمومي» به معناي «از خود گذشتگي»، بي‌تفاوتي نسبت به سياست‌هاي منفعلانه صاحبان قدرت، به عدم وابستگي به دولت ملي و كارهاي پوچ و ماشيني پژوهشي، ‌به فعاليت‌هاي بي‌نظير و فاخر علمي تعبير مي‌شود.»

بيانيه به يك نظرسنجي مؤسسه گالوپ اشاره مي‌كند كه در آن درصد بالايي از دانشجويان از «ريسك‌پذيري» گريزان بودند، برنامه زندگي‌شان رفاه بيشتر بود و شغل آينده خود را تجارت برگزيده بودند.

آبجو، دوست دختر يا پسر، ازدواج، پوشاك و غذاي با كيفيت، موفقيت تحصيلي و كسب دانشنامه و... اينها همه دغدغه‌هايي است كه مورد نقد بيانيه است و همه اينها را نشانه‌هايي از حذف كنش سياسي ـ‌ اجتماعي از زندگي دانشجو مي‌داند. اتفاقي كه دانشگاه را به خط توليد «شهروند بي‌آزار» تبديل مي‌كند؛ شهروندي تابع نظم و قانون. قدرتمداران او را تابع «نظم دموكراتيك» مي‌دانند، اما بيانيه‌نويسان اين نظم را سيماي بزك‌‌شده انفعال و رخوت مي‌دانند. سيمايي كه با حك نام دموكراسي بر پيشاني خود، قابل احترام نيز شده است. «پورت هارون» همچنين به نقد سازمان‌ها و ساختارهاي كلاسيك مبارزه مي‌پردازد و آنها را بدون كاركرد مي‌انگارد.

با تمام اين تفاصيل بيانيه درنهايت با برشمردن 4 كار ويژه براي دانشگاه، جنبش دانشجويي با محتواي چپ جديد را نقطه آغازين حركت خود مي‌داند:

1ـ دانشگاه تأثيرگذار است پس مي‌تواند در تحولات نقش ايفا كند.

2ـ در پيشينه دانشگاه عنوان مرجعيت اصيل توليد، سازماندهي و انتقال دانش و آگاهي ثبت شده است.

3ـ گسترش منابع علمي و فناوري مي‌تواند كاركرد مثبت خود را در كنار كاركرد منفي داشته باشد.

4ـ تنها نهاد در برگيرنده هر فكر و گرايشي است.

دغدغه‌هاي مدرن و متعالي «پورت هارون» را كه در ميان صفحات كتاب جا مي‌گذاريم به دغدغه‌هاي اوليه «پلنگ‌هاي سياه»‌ مي‌رسيم. چكيده‌اي از مرامنامه و برنامه بزرگترين حزب سياهپوستان در دهه 60، فصل دوم كتاب را رقم مي‌زند.

«سياه همچون اعماق آفريقاي خودم»

در اين فصل تصوري كه فصل اول از امريكا در ذهن مخاطب ايجاد كرده، به يكباره فرو مي‌ريزد. اينجا ديگر صحبت از الگوي مصرف نيست، بلكه سخن از گرسنگي است.

پلنگ‌هاي سياه ده خواسته مشخص و قابل دستيابي دارند: 1ـ حق سلطه بر سرنوشت خويش، 2ـ حق اشتغال دائم سياهان، 3ـ‌ پرداخت معوقات سياهان، 4ـ‌عدم امتناع از فروش مسكن مناسب به سياهان، 5ـ آموزش و پرورش رايگان، 6ـ معافيت از خدمت سربازي، 7ـ پايان‌يافتن توحش رسمي پليس عليه سياهان، 8ـ حق برخورداري از عدالت غيرنژادپرستانه در دادگاه، 9ـ اجراي قانون‌اساسي در مورد سياهان مانند سفيدان و 10ـ نان، زمين، مسكن، آموزش، لباس، عدالت و صلح!

براي اين خواسته‌هاي قانوني و مشخص،‌ پلنگ‌ها هيچ مقاومتي ـ حتي مسلحانه ـ را منتفي نمي‌دانند. آنها تنها مي‌خواهند در قانون، برابري سياه و سفيد بيايد و تا وقتي اين‌گونه نشده براي حقوق برابر و قانوني مبارزه مي‌كنند. «سياهان همچون الماس‌هايي برنده، در پي بريدن خفقان شيشه‌اي كشور يانكي‌ها هستند.»

آتش افروخته شده

از چهار بخش پاياني كتاب دو فصل به جنبش دانشجويي امريكا و دو فصل به هيپي‌ها اختصاص دارد. بخش چهار، مقاله‌اي از تام هايدن، انقلابي ديروز و ثروتمند طرفدار محيط‌زيست امروز است.

هايدن از رهبران «انجمن دموكراتيك دانشجويان» است كه در بهار سال 1968 تظاهرات مشتركي را با «هيپي‌ها» عليه جنگ سازماندهي كرد. اين مقاله به مناسبت جنبش دانشجويي دانشگاه كلمبيا نوشته شده است. او دانشگاه كلمبيا را «مينياتوري از مسائل دروني جامعه امريكا» مي‌داند كه تمام ناتواني‌ها و بي‌توجهي‌هاي مقامات دولتي را پاسخ مي‌دهد، البته هايدن اميدوار است كه كاش مي‌شد مسئولان را با هزينه كمتري به هوش آورد، اما اكنون كه رخ داده است، «آتش افروخته شده ازسوي دانشجويان اگر به بيرون دانشگاه سرايت كند، هيچ نيرويي حتي پليس فاشيست امريكا قادر به مهار آن نخواهد بود!»

بخش پنجم به دفاعيه هافمن ـ‌ از رهبران «هيپي‌»ها ـ اختصاص دارد.

خواسته‌هاي راديكال هيپي‌ها در اين دفاعيه مطرح مي‌شود هر چند خود هافمن معتقد است در جنبش هيپيسم هركسي رهبر خود است و هيچ سخنگويي براي جنبش وجود ندارد. پايان جنگ ويتنام، حل مسئله سياهپوستان، برنامه‌ بازپروري در زندان‌ها، آزادي انتخاب شغل، تمركززدايي از مديريت تصميم و اجرا، حق سقط جنين، نظام آموزش و پرورش متناسب با رشد مردم، آزادي رسانه و منع سانسور، رعايت حقوق جنسي، قومي و نژادي، تشويق هنرمندان گمنام و تلاش در جهت كشف استعدادهاي گمنام و انتخاب آزادانه افراد، برخي از خواسته‌هاي اين جنبش است. هافمن در اين دفاعيه از پلنگ‌هاي سياه نام مي‌برد و از خواسته‌هاي آنها نيز دفاع مي‌كند، اما برخي خواسته‌‌هاي جنبش هيپيسم براي ذهن مخاطب ـ بويژه مخاطب ايراني ـ قدري دور از ذهن است. ازجمله مجوز استفاده و فروش ماري‌جوانا و خلع‌سلاح پليس فدرال. جمله پايان‌بخش‌ هافمن به صراحت نوع نگاه او به حكومت امريكا را نشان مي‌دهد هرچند نتيجه‌گيري آن در حد شعار باقي ماند: «اي خوك‌هاي سياسي! بدانيد امروز، روز پايان سركردگي و تفوق شما بر نسل جوان امريكاست. ما دومين انقلاب امريكا را به راه خواهيم انداخت و بي‌شك پيروز خواهيم شد.»

جري روبين از ديگر رهبران هيپي‌هاست كه يك‌بار به دليل پوشيدن پيراهني با نقش پرچم ويت‌كنگ‌ها بازداشت شده است. او در يك سخنراني در جمع دانشجويان دانشگاه بركلي مباني انديشه هيپيسم را بيان مي‌كند كه اين سخنراني بخش ششم از كتاب را تشكيل مي‌دهد.

او از معنويت انساني گمشده در امريكا سخن مي‌گويد. از انقلابي كه از راه رأي‌دادن به دست نمي‌آيد، بلكه با تحول دروني و يافتن خدا در زندگي حاصل مي‌شود. آزادي موادمخدر،‌ آزادي تجمع اعتراض‌آميز و كاهش سن حق رأي تا 14 سال از خواسته‌هاي جري روبين در اين سخنراني است.

«ما به مسيحيت ديكته‌شده از سوي صاحبان سرمايه و آموزه‌هاي مترتب بر آن عادت نخواهيم كرد. مسيحيت سرمايه‌دارانه امريكايي معتقد است كه اگر انسان‌ها خوب زندگي كنند، پس از مرگ به بهشت مي‌روند،‌ حال آ‌ن‌كه ما منتظر مرگ نخواهيم ماند و بهشت را به اينجا مي‌آوريم.»

موي بلند نماد وحدت هيپي‌هاست. آنها موهاي بلند خود را دهن‌كجي به جامعه سفيدپوستان شيك‌پوش مي‌دانند.

روبين عليه استالينيسم موضع سرسختانه‌اي مي‌گيرد، اما نظرش درباره فيدل‌كاسترو متفاوت است. «ما كمونيست نيستيم. هيپي‌ها از استالينيسم متنفرند. ما درباره ديدگاه او و البته جنايت‌هايش خوانده‌‌ايم و همين باعث نفرت ما از اوست. او نمي‌تواند ما را به هيجان آورد. اما فيدل! فيدل بزرگ كه انقلاب 1959 هاوانا را آفريد براي ما قابل احترام است.»

آنها «خوك خوك‌زاده» را كانديداي رياست‌جمهوري كردند، چرا كه معتقدند مردمي كه به خوك‌هاي بزرگ رأي مي‌دهند دليلي ندارد اين بار به يك خوك تازه بالغ رأي ندهند. روبين در پايان شعار هيپي‌ها را تكرار مي‌كند: «هي! امريكا، اگر يك نفر را آزار دهي، همه با تو مي‌جنگيم!»

دو بخش آخر به دو دهه پس از سال‌هاي پرشر و شور دهه 60 برمي‌گردد. يك سخنراني از هافمن و يك مصاحبه با هايدن.

هافمن به پيراهنش اشاره مي‌كند و مي‌گويد روي آن نوشته شده «من با نظام تعليم و تربيت امريكا جنگيدم» و پشت‌آن نوشته شده كه «نظام آموزشي امريكا پيروز شد». هر چند هيپي‌ها راه رهايي را، رهايي انسان مي‌دانستند، اما هافمن اعتراف مي‌كند كه به تجربه دريافته كه «براي فرشته‌شدن درستكاري كافي نيست!» او به لزوم سازماندهي رسيده است و معتقد به تمرين و تداوم كار جمعي است. همواره دو راه وجود دارد: سازماندهي، يا وابستگي به كمك خارجي. دومين انتخاب براي هافمن اهميتي ندارد، اما شيوه نخست از نظر هافمن نيازمند نيروي شجاع پاي‌كار و استراتژي درست است. او و هايدن هر دو به لزوم حركت‌هاي آرام اجتماعي و زيست‌محيطي رسيده‌اند. او البته دستاوردهاي زيادي براي جنبش دانشجويي قائل است، اما معتقد است امروز بايد به‌سوي حركت‌هاي كوچك و آرمان‌هاي قابل دسترس و اجتماعي‌تر روي آورد. اين اعتقاد در زندگي ديگر رهبران جنبش دانشجويي هم متعين است.

فتوره‌چي، معتقد است اين كتاب قابليت درس‌آموزي بسياري براي جنبش دانشجويي دارد. اين اثر جذاب توسط مؤسسه فرهنگي هنري «رخ‌داد نو» (66498293ـ021) به چاپ رسيده است.

 

 

     فهرست چشم انداز 56  |  صفحه اول  |  بایگانی سال 1388  |