فهرست چشم انداز 119 صفحه اول |  بايگاني سال 1398 |    

 چشم انداز ایران - شماره 119 دي و بهمن 1398

 

چشمها و گوشها

 

قانونمندی انقلاب

جهش، قیام یا هر انقلابی قانونمندی خاص خود را دارد. هر انقلابی باید نخست از تغییرات کمّی عبور کند. دوم، از تغییرات کیفی و درنهایت از تغییرات ماهوی نیز عبور کند. کمّ و کیف از مقوله عَرَض بوده و آنچه پروسه را جهشوار عوض میکند تغییرات ماهوی است که ماهیت پروسه را تغییر میدهد. اگر تغییرات کمّی، کیفی و ماهوی روال تدریجی و منظورمند خود را طی کند و مرحلهسوزی نداشته باشد آن را قیام یا انقلاب گویند. نکته دیگر اینکه به هر براندازی و سرنگونی را نمیتوان انقلاب گفت، چراکه برای دستیابی به انقلاب نخست باید یک نیروی بدیل یا آلترناتیو وجود داشته باشد و دوم  اینکه این نیروی بدیل باید هم دموکراتیک و معقول باشد و هم مورد پذیرش مردم قرار گیرد. سوم اینکه از رهبری مدبّر و آگاه برخوردار باشد و این رهبری دقیقاً بداند چه میخواهد و نه اینکه صرفاً چه نمیخواهد. چهارم اینکه این رهبری از یک سازماندهی متناسب با زمان برخوردار باشد، چراکه در غیر این صورت قدرت هدایت مردم را ندارد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت این ویژگیهای فوق اگر در جریان مبارزه وجود نداشته باشد حرکت مردم، نه به انقلاب بلکه به مافیا تبدیل خواهد شد. پنجم اینکه این رهبری باید به بنبستهای موجود بعد از 41 سال که از انقلاب میگذرد آشنا باشد، بهطوریکه این بنبستها عمیقاً در او نهادینه شود و قادر باشد راه برونرفت از آنها را هم ترسیم نماید. به نظر میرسد این دو بنبست عبارتاند از: نخست، اقتصاد و حکومت نفتی و دوم حاکمیت آموزشهای جاری و اجتهاد مصطلح که کافی نیست، یعنی کارآمد نبوده است. طبیعی است هر بدیل و آلترناتیوی اگر راه برونرفتی برای این دو بنبست ارائه ندهد سرنوشت آن بدیل هم به همین ابربحرانهای موجود میانجامد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1992 به مافیا تبدیل شد. چنانکه اتحاد جماهیر شوروی از رهبری شناختهشده با ویژگیهای فوق برخوردار نبود.

 

ابوبکر بغدادی به تروریسم ترامپی در قبر میخندد

یرواند آبراهامیان

یرواند آبراهامیان، استاد دانشگاه نیویورک:

تاکنون عموم ایرانیان امریکا را دولتی که علیه دولت مصدق کودتا کرد میشناسند؛ با ترور قاسم سلیمانی، عموم ایرانیان از این پس امریکا را یک دولت تروریست هم خواهند شناخت.

بسیاری انتظار دارند که ایران دست به واکنشی نظامی بزند، اما ایران به دنبال راهحل سیاسی خواهد رفت.

انتظار ندارم که در آینده نزدیک جنگ شود، اما اگر ترامپ دوباره انتخاب شود احتمال جنگ 110 درصد خواهد بود.

بعد از ترور قاسم سلیمانی، ابوبکر بغدادی سرکرده سابق داعش در قبرش میخندد!

حالا داعش فرصت دارد تا دوباره اوج بگیرد و عراق چارهای ندارد جز اینکه برای مقابله با داعش بیشتر به ایران تکیه کند./ جماران

 

 

بازگشت به قانون اساسی

جمهوری اسلامی، 22 دی 1398

... ما معتقدیم قانون اساسی موجود اگر بهدرستی اجرا شود، میتواند نظام جمهوری اسلامی را به یک نظام نمونه که قابلیت الگو شدن برای سایر کشورها را داشته باشد تبدیل کند. اگر امروز این نظام دارای چنین جایگاهی نیست به دلیل این است که به قانون اساسی آن که میثاق ملت است بهدرستی عمل نمیشود. نمیخواهیم بگوییم این قانون اساسی بیعیب و نقص است. قطعاً بازنگری در نسخه دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی این امکان را به وجود خواهد آورد که این قانون بهروزتر شود و با توجه به تجربیات ۳۰ سال اخیر، نواقص آن برطرف گردد. این اقدامی است که در چارچوب راهکارِ در نظر گرفته در اصل ۱۷۷ قانون اساسی قابل انجام است

... در حال حاضر به ظواهر قانون اساسی جمهوری اسلامی عمل میشود ولی بسیاری از دستورالعملهای محتوایی آن معطل ماندهاند. ما انتخابات ریاست جمهوری انجام میدهیم ولی در تأیید صلاحیت داوطلبان این مسئولیت مهم سلیقهای عمل میکنیم و نتیجه این میشود که فردی همچون رئیسجمهور دولتهای نهم و دهم زمام اجرائی کشور را به دست میگیرد و کشور را سالها به عقب برمیگرداند. ما انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار میکنیم ولی آنقدر محدودیت ایجاد میکنیم که حتی افراد روحانی مبارزه کرده، سرشناس، متدین و خدوم، با عنوان شرمآور عدم التزام عملی به اسلام، امکان قرار دادن خود در معرض آراء مردم را نمییابند. نتیجه این میشود که مجلس شورای اسلامی بهجای اینکه در رأس امور باشد در هیچ نقطهای از امور قرار ندارد، رانتخواری در آن عادی میشود، استیضاح و نظارت به شوخی تبدیل میشوند و کار بهجایی میرسد که خود نمایندگان میگویند چون افراد واجد صلاحیت نتوانستند از فیلتر احراز صلاحیت عبور کنند، ما که میدانیم شایسته این جایگاه نیستیم به مجلس راه یافتهایم.

دخالتهای غیرقانونی در امور مختلف توسط افراد و نهادها و قوای سهگانه که قانون اساسی برای هرکدام از آنها وظایف و حقوقی مشخص کرده، بیداد میکند. مفاسدی که اکنون همه از آن مینالند، از همین دخالتها ناشی میشود.

تا زمانی که همه به قانون اساسی برنگردند همین وضعیت ادامه خواهد داشت. هرکس باید به وظیفه خود عمل کند و به حق خود قانع باشد. هیچکس و هیچ نهاد و ارگانی نباید در کار دیگران دخالت کند، هیچکس نباید به بهانه حفاظت از نظام و انقلاب آزادی مشروع مردم را سلب کند، هیچ نهادی نباید سلیقه را در تأیید صلاحیتها جایگزین قانون کند و هیچکس نباید احساس کند فوق قانون است و هرچه او بخواهد باید همان شود. این، یعنی بازگشت به دوران پهلوی و قاجار و ادوار ملوکالطوایفی.

 

 

علی شکوری راد- امتداد- 15/9/98

معنای نظارت استصوابی در فرآیند انتخابات این است که نظارتی که برای شورای نگهبان در نظر گرفته شده احراز عدم صلاحیت است. در قانون، شورای نگهبان فقط باید احراز عدم صلاحیت انجام دهد درحالیکه الآن شورای نگهبان به موضوع احراز صلاحیتها پرداخته است. این وظیفه هیئتهای اجرایی است نه شورای نگهبان. تازه احراز عدم صلاحیت هم باید بر اساس قانون باشد. شورای نگهبان میگوید از هر طریقی هر اطلاعی به من برسد من آن را اعمال میکنم. شورای نگهبان حق ندارد. شورای نگهبان عملاً تحت تأثیر اطلاعات غلط، نادرست و جهتدار سازمان اطلاعات سپاه که یک سازمان غیرقانونی در کشور ما هست و تشکیلات آن به تصویب نرسیده است و بر اساس آن بیشتر نظرهایش را میدهد و این غیرقانونی است. منابع چهارگانه وزارت اطلاعات، دادگستری، اداره ثبت و نیروی انتظامی هستند، اطلاعات سپاه جز منابع چهارگانه نیست. تازه اینها هم نباید اظهارنظر کنند که صلاحیت دارد یا ندارد، اینها فقط باید اطلاعاتشان را بدهند. البته بعضی از آنها در گذشته اظهارنظر میکردند و در اثر اظهارنظر آنها دیگر هیئت اجرایی وارد بررسی نمیشود. الآن سازمانهای اطلاعاتی باید اطلاعاتشان را بدهند و هیئت اجرایی هم نظرشان را. اگر هیئت اجرایی کسی را تأیید کرد شورای نگهبان دیگر نمیتواند او را رد صلاحیت کند، اصلاً نمیتواند به بررسی صلاحیت او ورود کند. فقط کسانی که توسط هیئت اجرایی رد صلاحیت شده باشند، شورای نگهبان میتواند برای استیفای حق ملت، یعنی همانکه در قانون اساسی نوشته شده، وارد شود و به شکایت کسی که رد صلاحیت شده رسیدگی کند. در زمان حیات امام تا مجلس چهارم اعمال نظارت اینگونه بوده است و شورای نگهبان وارد بررسی صلاحیت نمایندگان نمیشد.

 

 

تلخیص از چشمانداز ایران

اعتراضات اخیر و وضعیت شغلی

(روزنامه ایران ۱۴ آذر ۱۳۹۸)

عباس عبدی

اتفاقنظر است که اعتراضات اخیر مرتبط با فقر و بیکاری و نداشتن درآمد بخش مهمی از جامعه بهویژه کسانی که در حاشیه قرار دارند است. 

در همه مقاطع تعداد شاغلین افزوده شده است. دوران طلایی افزایش اشتغال دوره اصلاحات است که بهطور متوسط سالانه ۶۲۰ هزار شغل اضافه شده و طی ده سال ۴۲/۵ درصد بر تعداد مشاغل اضافه شده است. دوران فاجعهبار نیز دوره اول احمدینژاد است که نهتنها شغلی اضافه نشده، بلکه ۳۰۰ هزار شغل نیز کم شده است. در این دوران بیشترین درآمدهای نفتی را داشتیم. وارد پنجره جمعیتی شده بودیم و باید اشتغال خیلی سریعتر از گذشته رشد میکرد. 

 

محمد مهاجری روزنامهنگار/ سهنقطه

گرانی بنزین و وقایع آباناگر آقایان قالیباف، ضرغامی، محسن رضایی، جلیلی و اخیراً عزیز جعفری از حمایت رهبر انقلاب از تصمیم سران قوا گلهمندند، چرا رک و صریح نمیگویند و واکنش منفی به تصمیم ایشان را در قالب عقدهگشایی علیه این و آن مطرح میکنند. واقعاً این است التزام عملی به ولایتفقیه در اردوی ما اصولگراها؟

 

 

سرمقاله: ما هم شاه شدهایم

(جمهوری اسلامی، 8/10/98)

«پوست قدرت، پوستین قدرتمندان و نقابهایی که صاحبمنصبان ما بر چهره دارند اگر کنار زده شوند و عملکردها با دقت بررسی شوند، همه به این نتیجه خواهیم رسید که ما هم شاه شدهایم...اگر فاصله گرفتن از مردم بود که ما هم فاصله گرفتهایم، اگر گوش ندادن به حرف ضعفا بود که ما هم گوش نمیدهیم، اگر طبقاتی کردن جامعه بود که ما هم همین کار را کردهایم و اگر ایجاد کارخانه مستضعفسازی بود که ما هم در حال حاضر رسماً میگوییم ۶۰ میلیون مستضعف داریم. ما حتی حاضر نیستیم نتیجه نظرسنجیها را یک سانتیمتر دورتر از بولتنهای بهکلی سری منتشر کنیم».

 

نخست سرنگونی دولت سپس حمایت

غلامرضا ظریفیان، فعال سیاسی اصلاحطلب و استاد دانشگاه تهران در ارتباط با تأکید رسانههای اصولگرا بر طرح اصلاحطلبان برای برکناری روحانی بهمنظور سوریهای کردن ایران، به خبرنگار «انتخاب» گفت: «اگر به همین ادبیات برخی از رسانههای اصولگرا گذاری داشته باشیم، شاید در طول تاریخ ایران، حداکثر هتاکی، توهین و ادبیات خلاف عرف خطاب همین رسانهها به یک رئیسجمهور (حسن روحانی) را ایراد کردهاند و تندترین انتقادات را گرفتهاند. حتی در موضوع افزایش قیمت بنزین سایتهای وابسته به اصولگرایان بهطور آشکار انگشت اتهام را بهسوی دولت کشیدند. اکنون ایراد چنین اظهاراتی نوعی فرار به جلو است.» وی افزود: «اصولگرایان همواره جریان رقیب خود را متهم کردهاند که دولت روحانی دستپخت و دستاورد شما بوده اما اکنون در ظرف یک هفته تصور میکنند حافظه تاریخی جامعه ضعیف است و به حامیان تداوم کار دولت تبدیل شدهاند، لذا بر این باور هستم که منکوب کردن اصلاحطلبان به اتهام سوریهای کردن ایران، در راستای مسموم کردن و منحرف کردن جامعه از مشکلات است.»

 

 

برجام و مواضع محسن رضایی؛ از ۹۴ تا ۹۸  / 28 آذر 98

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی روز گذشته برجام را محصول «یک اندیشه و تفکر غلط در اداره کشور» عنوان کرد که از سال ۹۴ یعنی سال امضای برجام تاکنون مواضعی متناقض با این اظهارات اتخاذ کرده بود.

به گزارش انتخاب، محسن رضایی روز ۲۸ آذر ۹۸ در موضعی در خصوص برجام گفت: برجام محصول یک اندیشه و تفکر غلط در اداره کشور است.

این در حالی است که او  ۲۴ تیر ۹۵ یک روز بعد از امضای برجام گفته بود: حقیقتاً ظریف مجاهدت بزرگی کرده و به فرجام رساندن این مذاکرات در برابر ۶ قدرت دنیا ساده نبود.

 او مهر ۹۴ هم با اشاره به ابعاد ثمرات اقتصادی و سیاسی برجام هم تصریح کرده بود: در زمینه سیاسی توانستیم پروژه منزویسازی ایران را بشکنیم و در بعد اقتصادی وضعیت ایران از دوران تحریم بهتر میشود.

رضایی آذر ۹۵ در نامهای به رهبری، با استقبال از دستاوردهای ایران در پرونده هستهای نوشته بود: امروز فرزندان و سربازان رهبری، ازجمله ظریف در حال پیشروی در سنگرهای دشمن هستند.

او در دی ۹۴ هم گفته بود: ترس امریکاامریکاییها از اجرایی شدن برجام کاملاً مشهود بود چراکه فشار عربستان، رژیم صهیونیستی و تندروهای امریکا، بزرگترین موانع اجرای برجام به شمار میآمد.

به گفته او، امروز که برجام، اجرایی شده قاطبه ملت ایران یکصدا فریاد برمیآورند که: زندهباد جمهوری اسلامی.

رضایی در آن مقطع تصریح کرده بود: هر نوع برداشت جناحی و شخصی از اجرایی شدن برجام، نوعی ناشکری است. باید از همه دستاندرکاران و نقشآفرینان این موقعیت سپاسگزاری کنیم.

اردیبهشت ۹۵: ما مخالف برجامی که رهبری مشروط پذیرفتند نیستیم، از این تصمیم هم حمایت میکنیم.

 

 

جانبرکفان بار اصلی را بر دوش دارند

(ماهنامه ایران،11/9/98)

سعید حجاریان: در انقلاب یا حتی انتخابات این دغدغه مطرح است. انقلاب یا انتخابات اندکی جانبرکف دارد که بار اصلی را به دوش میکشند؛  اما به هر تقدیر، فایده را عدهای دیگر میبرند و حتی در این راه به جعل سابقه دست میزنند. این مسئلهای مهم است.

 

 

امید دادن تزریقی نیست

(11/9/98) زدودن تقدسهای بیجا

روزنامه ایران نوشت: «جامعه ما سیاستزده و مأیوس شده است. درحالیکه مقامات بالای کشوری، همواره اصرار دارند مردم را امیدوار کنند اما راه امیدواری آن است که وزرا جلسات گفتوگو با مردم برگزار کنند و حرفهای مردم را بشنوند و اشتباهاتشان را بپذیرند و به اشتباهاتشان اعتراف کنند تا مردم احساس کنند که شنیده میشوند؛ مادامیکه چنین احساسی را در مردم ایجاد نکنیم، نمیتوانیم امیدواری را در آنان احیا و مشارکتشان را در جامعه برانگیزیم. اینکه ما میبینیم مردم حاضر نیستند شفاف عمل کنند، مایل نیستند درآمدشان را شفاف اعلام کنند و نمیخواهند مالیات را بهدست خودشان ادا کنند، اینها همه بدان جهت است که مردم از نوعی بیاعتمادی رنج میبرند.»

اینها هشدارها و توصیههای آیتالله مصطفی محقق داماد، عالم دینی، استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی و عضو پیوسته فرهنگستان علوم، برای شرایط امروز جامعه است. او همواره سعی کرده نگاهی واقعبینانه به چالشهای روز داشته باشد و راهکارهایی برای آنها ارائه کند حتی دو کتاب اخیر او با عنوان «فاجعه جهل مقدس» و «در دادگاه جهل مقدس» را میتوان در راستای همین دغدغه او برشمرد. او «جهل مقدس» را از جدیترین مسائل بشر امروز میداند و راه برونرفت از آن را زدودن قداستهای بیجا معرفی میکند.

 

حضور و دخالت امریکا ایرادی ندارد؟! / احسان محمدی

از گلهها و زخمها و داغها بگوییم اما یادمان نرود کجای دنیا ایستادهایم، وسط خاورمیانه. جایی که صبحانه را با ترور در عراق میخوریم، ناهار را با عملیات انتحاری در پاکستان سرو میکنیم و شام را با انفجار در افغانستان...

ما دوستان زیادی در دنیا نداریم، تمام دارایی هم هستیم. شهادت سردار قاسم سلیمانی یک زخم ملی است، آن را جناحی و حزبی نکنیم.

کسانی که دلشان از جای دیگر پُر است میپرسند اصلاً چرا باید سردار سلیمانی در عراق باشد؟ این را میپرسند اما نمیگویند هلیکوپتر و پهپاد امریکایی در آسمان بغداد چکار میکند و چرا باید به ماشین سردار ایرانی و فرمانده عراقی موشک شلیک کند؟

ما با عراق مرز مشترک داریم اما فاصله امریکا تا عراق نزدیک به 11 هزار کیلومتر است! ایرادی ندارد آنها اینجا تشریف دارند؟!

 

تروریسم دولتی و غیردولتی محکوم است

ابوالحسن بنیصدر رئیسجمهور اسبق ایران طی گفتوگویی با رسانهها اعلام کرد آنچه در سحرگاه جمعه 13 دی در فرودگاه عراق اتفاق افتاد مصداق بارز ترور دولتی توسط امریکا بود. وی افزود اگر امریکا که مدعی است یک کشور دموکراتیک است دست به چنین تروریسم دولتی آن هم بدون مجوز دولت عراق بزند، بنابراین حمله به دوقلوهای تجاری امریکا در 11 سپتامبر 2001 را نیز نباید محکوم کرد و رویهای بهوجود میآید که هرکس در هر کجای دنیا میتواند یکی را ترور کند. بنیصدر از مردم عراق خواست که در کنار آزادی و استقلال بایستند و اجازه ندهند چنین اقداماتی در کشورشان انجام شود.

 

 

حامد کرزای و شهید سلیمانی

شهید قاسم سلیمانی شخصیتی باوقار و خواستار صلح در افغانستان بود.

 

 

سند شکست فشار حداکثری

(روزنامه دنیای اقتصاد، 15/۱۰/98)

نظریهپرداز سرشناس روابط بینالملل چهار پیامد ترور سردار سلیمانی را بررسی کرد.

دنیای اقتصاد: استفان والت، استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد در تحلیلی که در نشریه فارنپالیسی منتشر شد، ترور سردار قاسم سلیمانی را خطای استراتژیک دولت امریکا خواند و افزود: گویی دونالد ترامپ، مایک پمپئو، وزیر خارجه و مارک اسپر، وزیر دفاع او بازیکنان شطرنجی هستند که تنها به نخستین حرکت فکر میکنند و به دلیل نگاه کوتهبینانه نمیتوانند این حقیقت مسلم در عرصه سیاست بینالملل را دریابند که نوبت حرکت طرف مقابل هم فرامیرسد. وی چهار پیامد را برای این تصمیم ترامپ مطرح ساخت: نخست، حکومت ایران در زمان و شرایط دلخواه خود به نحوی پاسخ این ترور را خواهد داد تا عذاب و پیامدهای سیاسی را برای امریکا به حداکثر برساند. دوم، این ترور شعلههای ناسیونالیسم ایرانی را گسترش میدهد و هرگونه تغییر در رویکرد تهران را نامحتمل میسازد. سوم اینکه این ترور در خاک عراق، نادیده انگاشتن تمامیت ارضی این کشور است و دولت شکننده آن را در زمینی لغزنده قرار میدهد؛ همانطور که نخستوزیر عراق نیز این اقدام واشنگتن را محکوم کرد. پیامد چهارم انگیزه مضاعفی است که ترامپ به ایران میدهد تا بهسوی ساخت تسلیحات هستهای حرکت کند؛ اقدامی که واشنگتن در آن صورت یا باید وارد جنگ همهجانبه با ایران شود یا عقب بنشیند و آن را بپذیرد.

 

 

ترامپ متمایل به عقبنشینی است

منبع: سایت انتخاب

فرید زکریا: یک شکست کامل در ساختار سیاست خارجی امریکا دلیل همه این اتفاقات است. درحالیکه ایرانیها به مفاد توافق پایبند بودند که حداقل تا 15 سال برنامه هستهای آنها را محدود میکرد. نتیجه خروج ترامپ از برجام فشار حداکثری با هدف تغییر رژیم بود. به جایی رسیدیم که ایران گامهایی برای غنیسازی برداشته، امریکا از توافق هستهای خارج شده متحدان در منطقه نمیدانند قرار است به کجا برسند. از نظر نظامی شرایط را تشدید کردیم اما دستاورد سیاسی نداشتیم. تمام منطقه از عدم انسجام و عدم شفافیت ترامپ ناراحت هستند. امارات و اردن در این فکر هستند که خودشان مدیریت مسائل را در دست بگیرند. ترامپ اساساً متمایل به عقبنشینی است.

 

 

ریچارد هاوس بعد از ترور سلیمانی

رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی امریکا معتقد است ترامپ باید بگوید ایالاتمتحده بهدنبال تغییر رژیم ایران نیست و همزمان با اینکه خویشتنداری واقعی در برنامه هستهای موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران ایجاد شود، برای برداشتن تحریمها آمادگی دارد. (جهان فوری)

 

 

عدالت، برابری؟!

26 نفر، ثروتشان بهاندازه 5/3 میلیارد انسان است. بورس سهام نیویورک در دسامبر 2019 (6 دی) در کامنتری و نیویورکتایمز به شرح زیر است. 500 نفر ثروتمندترینها در سال 2019، 2/1 تریلیون دلار بر ثروتشان افزوده شده. بورس سهام 30 درصد افزایش یافت. 80 درصد بورس سهام در دست 10 درصد بالاست. ثروت این افراد 25 درصد رشد داشته و ثروت این 500 نفر به 9/5 تریلیون دلار رسید. 172 میلیاردر امریکایی، 500 میلیارد دلار به ثروت خودشان افزودند. مارک زاکربرگ (مالک فیسبوک) 3/27 میلیارد دلار در سال 2019 به ثروتش افزوده شد. بیل گیتس (مالک مایکروسافت) 7/22 میلیارد دلار.

 

 

ساواکی چطور پدر شهید شد؟!

محسن صادقی

شهید صادقی در پانزده خرداد 1358 بهحکم امام بهعنوان حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی الیگودرز منصوب شدند.

در جلسهای که بنا بود رئیس و اعضای ساواک منحله الیگودرز محاکمه شوند همزمان با ورود ایشان به سالن جلسه جمعیت پرشور و انقلابی یکپارچه شعار سر داده بودند که: قاضی انقلابی؛ اعدام کن، اعدام کن!

شهید صادقی با طمأنینه خاصی جمعیت را آرام کردند و در آغاز سخن، خطبه پیامبر گرامی اسلام (ص) در فتح مکه را قرائت کردند.

سپس خطاب به جمعیت فرمودند:

این شعارهایی که تعدادی جوان پرشور و احساساتی سر دادهاند و شما مردم هم بدون دقت تکرار میکنید از اسلام و انقلاب نیست! این شعارها مال انقلابهای کمونیستی و کودتاهای نظامی است نه انقلاب اسلامی. پیامبر خدا در فتح مکه که نقطه اوج پیروزی اسلام و شکست کفر و شرک بود، خطاب به مسلمانانی که پرچم خونخواهی بلند کرده و شعار میدادند: «الیوم یوم الملحمه«(امروز روز خوانخواهی است) و مدعی بودند که باید تقاص خون حمزه سیدالشهدا و جعفر طیار و دیگر شهدای احد و بدر و... را از مشرکین قریش بگیریم!

فرمودند: «الیوم یومالمرحمه* (امروز روز رحمت است) و عفو عمومی اعلام کردند...سپس با اشاره به متهمان (ساواکیها) که تا قبل از آن از شدت ترس به خود میلرزیدند گفتند: اگر همین آقایان توبه کنند و به دامان مردم برگردند، عفو میشوند و میتوانند دوباره خدمت کنند البته ما در جمهوری اسلامی، ساواک نخواهیم داشت که گوشبهفرمان اسرائیل و امریکا باشد اما هر کشوری سازمان امنیت لازم دارد...من خودم تا چند ماه پیش از پیروزی انقلاب در همین ساواک الیگودرز، به علت سخنرانی راجع به فاجعه سینما رکس آبادان و آتش زدن مسجد کرمان و دیگر جنایات رژیم ستمشاهی زندانی بودم. بهناحق هم زندانی شدم.

اما اکنونکه بحمدالله پیروز شدهایم نباید از اینها انتقام بگیریم. بلکه باید ببخشیم.

 امیرالمؤمنین (ع) بعد از جنگها که پیروز میشدند میفرمودند: لذتی که در گذشت هست، در انتقام نیست. اگر ما مدعی هستیم پیرو پیامبر و علی علیهماالسلام هستیم باید گذشت کنیم...

من بهنوبه خودم این آقایان را میبخشم از شما هم میخواهم هرکدام ظلمی دیدهاید و شکایتی دارید، اولاً اگر میتوانید ببخشید اگر هم نخواستید ببخشید، دفتر دادگاه و دادسرا باز است با دلیل و شاهد هرکس ادعائی داشت طبق موازین اسلامی رسیدگی میکنیم...

در این لحظه گوئی آبی بر آتش ریخته شود زندانیهای مضطرب آرام گرفتند و رنگ به رخسارشان برگشت.

خانوادههای ایشان که گمان میکردند (مثل اخبار آن روزهای مطبوعات که خبر تیرباران سرکردگان رژیم شاه تیتر یک روزنامهها بود)، لابد تا ظهر همان روز حکم اعدام اینها صادر و فوراً هم اجرا میشود! برای وداع با پدرانشان آمده بودند... آنها هم آرام گرفتند و نفس راحتی کشیدند.

در میان جمعیت چندنفری (ازجمله ظاهراً جناب حاجآقای قلی نماینده محترم دوره دوم الیگودرز که مدتی در ساواک الیگودرز و بروجرد به علت مبارزات انقلابی و داشتن اعلامیه و نوار سخنرانی امام (ره) زندانی بودند) برخاستند و به تأسی از شهید صادقی اعلام گذشت کردند...

خلاصه اینکه «ساواکیها» مورد رأفت و رحمت اسلامی قرار گرفتند و با احکامی سبک مثل تبعیدهای کوتاهمدت به یزد و... درواقع بهنوعی بخشیده شدند.

شهید صادقی دو سال بعد توسط منافقین کوردل در هفتم تیرماه 1360 در فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی همراه آیتالله بهشتی و 72 تن از یاران امام به شهادت رسید.

دو سال بعد از آن یعنی در سال 1362 شهیدی را در گلزار شهدا تشییع کردند... پدر شهید پشت بلندگو ضمن تشکر از مردم اینطور گفت: مردم، همه شما مرا میشناسید! من فلانی هستم همان ساواکی معروف! که در سال 58 بجای آنکه مانند همقطاران خود در دیگر شهرها اعدام شوم، با رأفت اسلامی شهید صادقی درواقع هم خودم هم فرزندانم تربیت شدیم و من تولدی دوباره یافتم.

و امروز شما به من بهعنوان پدر شهید به من تبریک و تسلیت میگویید و من به این مقام افتخار میکنم.

اگر آن روز من اعدام شده بودم، فرزندان من هم یا منافق میشدند یا قاچاقچی یا روانی یا...

اما امروز بهعنوان بسیجی داوطلب فرزندم به جبهه رفته و همه فامیل ما افتخار میکنیم که در راه اسلام و میهن شهیدی تقدیم کردهایم. اگر چهار پسر دیگر هم داشتم آنها را نیز به جبهه میفرستادم. اینها اسناد افتخار نظام اسلامی است.

*فرزند کوچک آیتالله شهید صادقی

 

     فهرست چشم انداز 119 صفحه اول |  بايگاني سال 1398 |