فهرست چشم انداز 115 صفحه اول |  بايگاني سال 1398 |    

 چشم انداز ایران - شماره 115 ارديبهشت و خرداد 1398

 

چشم‌و گوش‌ها 115

از جمهوری موعود به جمهوری موجود

محمد سروش محلاتی

(خبرآنلاین، 12/1/98)

مقصود از این عنوان بررسی وعدههای جمهوری اسلامی از قبیل فقرزدایی یا کاهش فاصله طبقاتی یا آزادیهای سیاسی و... نیست که هرکدام چقدر تحقق یافته یا تحقق نیافته است. بلکه مقصود تبیینِ فقهی و حقوقی نظام است. پرسش این است که در سال ۵۸ و هنگام رفراندوم، جمهوری اسلامی را چگونه «تعریف» و ارائه کردند و آیا امروز نظام به آن تعریف پایبند است یا تعریف دیگری از آن ارائه میشود؟

شهید مطهری هنگام رفراندوم 13۵۸ در مصاحبه تلویزیونی جمهوری بودن را این‌گونه تعریف کرد: «جمهوری شکل حکومت است حکومتی که حق انتخاب حاکم با همه مردم است و حکومت موقت است و مردم حق تجدیدنظر دارند.» با این تعریف «حق مردم» پایه حکومت است و مدت آن «محدود» است. مطهری در ادامه همین مصاحبه درباره تعارض جمهوری و ولایتفقیه میگوید: «تعارضی نیست، جمهوری یعنی مردم حق حاکمیت دارند و...» و مجدداً شهید مطهری اصرار دارد که: «اسلامی بودن این جمهوری، به‌هیچوجه بر ضد حاکمیت ملی نیست» آن روزها دائماً بر «حق مردم» در حکمرانی تأکید میشد.

قبل از آن نیز شهید بهشتی در تلویزیون به تبیین «جمهوری اسلامی» پرداخت تا مردم بدانند که به چه نظامی رأی میدهند. او ابتدا اقسام حکومتها را توضیح داد و گفت: «از میان آن‌ها، حکومت جمهوری با مبانی اسلام سازگارتر است» و افزود در عصر ما ـ دوره غیبت ـ حاکم صرفاً باید سِمت و قدرت خویش را از آرای مردم بگیرد و کسی حق دارد زمامدار باشد که برگزیده مردم یا لااقل پذیرفته مردم باشد.» استدلال بهشتی این بود که وقتی کسی با زور و تفوقطلبی سِمتی را ادعا میکند، موجب فساد و مایه تیرهبختی در دنیا و آخرت است. این بحث تلویزیونی مورد توجه استاد مطهری قرار گرفت و ایشان خلاصه آن را اینگونه در یادداشتهای خود ثبت کردند تا در فرصتی به آن بپردازند: آیا مبنای جمهوری بودن حکومت از نظر اسلام این است که حکومت فردی نوعی استکبار و برتریطلبی است؟

امام خمینی که رهبری انقلاب اسلامی را بر عهده داشت، پیوسته تشکیل جمهوری اسلامی را به‌عنوان آرمان مبارزات ملت مطرح میکرد. ایشان اگرچه به بحث تفصیلی درباره نظام جدید نمیپرداخت، ولی با تعبیرات روشنی مقصود خود را آشکار میساخت. سخنان مکرر او گویای آن بود که «جمهوری» در این ترکیب، معنا و مفهوم جدیدی ندارد و این واژه به همان مفهوم شناختهشدهاش در دیگر نظامهای جمهوری، در اینجا هم به‌کار میرود. مثلاً وقتی خبرنگار بیبیسی در این باره پرسید، امام در پاسخ گفت: جمهوری اسلامی هم یک جمهوری است مثل سایر جمهوریها (لکن قانونش قانون اسلامی است) ایشان به تلویزیون فرانسه هم همین پاسخ را داد که: جمهوری اسلامی مثل سایر جمهوریهاست (لکن محتوایش قانون اسلام است) در این موارد امام خمینی از راهِ تعریف به مثال توضیح میداد که برای جمهوری تعریف تازهای ندارد و همان را که دنیا جمهوری میداند مورد نظرش میباشد. به تعبیر دیگر، ایشان جمهوری را در این ترکیب یک مفهوم امضایی (و نه تأسیسی) تلقی میکرد و حتی یک بار که نماینده کاخ الیزه به ملاقات امام آمد و از جمهوری اسلامی پرسید، امام به‌صورت خاص به حکومت فرانسه اشاره کرد و فرمود: اصل جمهوری همین است که در مملکت شما هم هست و آرای عمومی مردم آن را تعیین میکند... جمهوری است یعنی دموکراتیک و اسلامی یعنی قانون آن اسلامی است.

همه بیانات امام در آن دوره نشان میدهد که در نظام آرمانی و موعود، مفهوم جمهوری تغییری نخواهد کرد.

پس از رفراندوم جمهوری اسلامی نوبت به تدوین قانون اساسی رسید و در این مرحله که میبایست جمهوریت به معنای «اتکای حکومت به آرای مردم» در قانون اساسی تثبیت شود، عدهای از علما با آن به مخالفت برخاستند و آن را برخلاف مبانی اسلامی دانستند. مقابله با جمهوریت از تابستان سال ۵۸ و هنگام تدوین قانون اساسی شروع شد. مثلاً آیتالله سید محمدحسین حسینی طهرانی در نامه به امام خمینی نوشت که حکومت در اسلام از بالا به پایین است برخلاف نظام جمهوری در غرب که از پایین به بالاست. آیتالله وحید خراسانی هم در اعتراض به پیشنویس قانون اساسی که آرای عمومی را مبنای حکومت دانسته بود، به امام نامه نوشت که: «حکومت مردم بر مردم عامهپسند است، ولی با موازین، منطبق نیست. حکومت امر الهی است و تخصصاً از امرهم شوری بینهم خارج است.»
در مجلس تدوین قانون اساسی هم اینگونه مطالب تکرار میشد و «حق مردم در حکومت» با توجه به مبنای نصب الهی مخالفان جدی داشت.



قانون اساسی و ولایت مطلقه

اظهارنظر سعید حجاریان در خصوص نقص مطلقه بودن اختیارات ولی‌فقیه با معیار قانون اساسی

(انصاف‌نیوز، 6/11/97)

سعید حجاریان از تئوریسین‌های جناح اصلاح‌طلب در بخشی از یادداشت خود با عنوان «چهل‌سالگی آغاز پایان یا آغازی نو» در خصوص ولایت مطلقه فقیه نوشت: درباره اصل ولایت‌فقیه بعضاً گفته می‌شود این جایگاه، فوق قانون اساسی است در صورتی که اگر به انسجام درونی قانون اساسی باور داشته باشیم، به نظر نمی‌رسد اصلی ناقض دیگر اصول باشد. اساساً هیچ اصلی از اصول قانون اساسی به نحو قضیه موجبه، ولی‌فقیه را دارای اختیارات مطلقه معرفی نکرده است و صرفاً در اصل 57 و آن هم با عنوان مُشار از این مقام صحبت به میان آمده است و هر طلبه‌ای می‌داند، عنوان مُشار کفایت از امر مولوی نمیکند.

 

آیت‌الله علوی بروجردی نوه آیت‌الله‌العظمی بروجردی به مناسبت چهل‌سالگی انقلاب

نمی‌شود مردم هم گرسنه باشند و هم به ما اطمینان داشته باشند و هم از مردم طلبکار باشیم، چرا این کار را میکنید؟! مسائل اساسی فراموش‌شده و فقط به حاشیه می‌پردازیم.

حجاب واجب است قبول، اما آیا این‌قدر که در خیابان‌ها با بدحجابی مقابله کرده‌ایم، با این دزدی‌ها و اختلاس‌های عجیب‌وغریب که اتفاق می‌افتد هم برخورد میکنیم.

 

موفق‌ترین رئیس‌جمهور ایران

بخشی از کتاب تاریخ مدرن ایران نوشته یرواند آبراهامیان

بعد از موفقیت قاطع اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 1376، سید محمد خاتمی در زمینه سیاست خارجی در جهت بهبود ارتباط ایران با جهانیان، تلاش‌های گسترده‌ای کرد. او به حقوقدانان بین‌المللی اطمینان داد که حکم سنگسار در ایران اجرا نمی‌شود و برای حذف کامل مجازات‌های بدنی تلاش خواهد کرد. خاتمی از تمام کشورهای جهان برای سرمایه‌گذاری در ایران دعوت به عمل آورد و در اقدامی کاملاً نوآورانه در گفت‌وگویی اختصاصی با شبکه سی.ان.ان. امریکا شرکت کرد.

در مقابل، دولت بریتانیا هم روابط کامل دیپلماتیک با ایران را که از سال 1357 قطع شده بود دوباره از سر گرفت و رئیس‌جمهور وقت امریکا، کلینتون تحریم‌های ایران را تا اندازه‌ای کاهش داد و اجازه واردات پسته، فرش و زعفران از ایران و صادرات کالاهای کشاورزی و دارویی به ایران را صادر کرد. وزیر خارجه امریکا هم در اقدامی تحسین‌برانگیز از کودتای 28 مرداد 1339 اظهار تأسف کرد و بابت آن از مردم ایران معذرت خواست!

سازمان ملل نام ایران را از بین کشورهای ناقض حقوق بشر خارج کرد و اکثر کشورهای اروپایی از تهیه قطعنامه علیه ایران دست کشیدند. همچنین بانک جهانی با ضمانت دولت امریکا، 223 میلیون دلار وام بابت خدمات پزشکی و سیستم فاضلاب در اختیار ایران قرار داد. شرکت‌های اروپایی و ژاپنی برای سرمایه‌گذاری 12 میلیارد دلاری در صنعت نفت و خودروی ایران اعلام آمادگی کردند.

بدون هیچ‌گونه اغراقی، خاتمی را باید موفق‌ترین رئیس‌جمهور ایران بعد از انقلاب سال 57 دانست، زیرا ایران در سال (2001/1381) در شرایطی پا به قرن بیست‌ویکم گذاشت که اگر نگوییم در غرب آسیا، اما در خاورمیانه به‌عنوان قدرت اول منطقه در تمام زمینه‌ها شناخته می‌شد!

 

اقتصاد بدون نفت

اظهارات دکتر مصدق در جلسه 26/12/1331 در فراکسیون نهضت ملی

«با تصمیماتی که دولت برای جبران کمبود درآمد حاصله از نفت گرفته است ترتیبی اتخاذ شد که بودجه مملکت از درآمد نفت بی‌نیاز باشد و با فعالیتی که برای صدور دخانیات به خارج از کشور و هم‌چنین صدور پنبه به‌عمل‌آمده است کسر بودجه جبران خواهد شد، مضافاً اینکه برای جلوگیری از قاچاق نیز اقدامات لازم مبذول شده است و با این ترتیب درآمد حاصله از نفت هر چه باشد اختصاص به کارهای تولیدی دارد و هیچگونه ارتباطی با بودجه کشور نخواهد داشت...

دکتر مصدق معتقد بود که ایران بایستی دارای اقتصادی بدون نفت باشد و حالت تک‌محصولی کشورهای تحت سلطه امپریالیسم که همچون ایران نفت، مصر فقط پنبه، جزیزه فرمز فقط شکر، برزیل فقط قهوه، سیلان فقط چای، آرژانتین فقط گوشت را نداشته باشد.

طرح تز «اقتصاد بدون نفت» در ایران بر اساس اجرای طرح اتکا به سایر درآمدها و صرف پول نفت در راه تأمین عمران و آبادی پی‌ریزی شده بود.»

مصدق آگاهانه می‌خواست اقتصاد ایران را بدون نفت اداره کند. باید یادآور شد که حامیان دکتر مصدق در اجرای سیاست اقتصاد بدون نفت روشنفکران وطن‌پرست آزادی‌خواه و پاکی بودند که خود و خانواده‌شان در تجارت داخلی و خارجی و معاملات املاک دخالتی نداشتند و خصولتی نبودند.

نقل از مقاله دکتر شاپور رواسانی، روزنامه شرق، 16/2/98

چشم‌انداز ایران: حال که ما به لحاظ تحریم نفتی زیر فشار شدید قرار گرفته‌ایم، نقطه‌عطفی است که می‌تواند تهدید به فرصت تبدیل شده و اقتصاد مملکت را به نفت گره نزنیم و ثروت نفت به ثروت بیشتری چون توسعه، عمران، آبادی و آزادی تبدیل کنیم.

 

باز شدن راه برای دزدی‌های کلان

مسیح مهاجری: عده‌ای در داخل کشور با ترامپ و عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی هماهنگی دارند و دقیقاً حرف‌های آن‌ها را در داخل می‌زنند.

آقای هاشمی پدر قانون این کشور است.

آقای خاتمی انسانی بسیار صادق، سلیم‌النفس و با محبت است.

در دولت احمدی‌نژاد راه برای دزدی‌های کلان باز شد./ شفقنا

 

تا کی پرداخت از کیسه ملت؟!

(جمهوری اسلامی، 1/12/97)

انتشار خبر تخصیص هزار میلیارد تومان برای پرداخت به سهامداران پدیده شاندیز، موجب اعتراض شد. مردم می‌گویند دستور پرداخت این هزار میلیارد بودجه با کدام مجوز صادر شده است؟ و چرا باید خسارت‌های سهامداران پدیده شاندیز از اموال عمومی پرداخت شود؟ نتیجه پرداخت سی هزار میلیارد تومان تاوان تخلفات مؤسسه‌های غیرمجاز از جیب ملت موجب پیدایش بحران بهار 97 و تورم کنونی بود و حالا معلوم نیست پرداخت هزار میلیارد تومان به سهامداران مال باخته پدیده شاندیز از جیب ملت، چه بلایی بر سر اقتصاد کشور بیاورد! اصولاً بر اساس کدام قانون، تاوان خلاف‌کاری‌های عده‌ای متخلف باید از کیسه ملت پرداخت شود؟

 

به ضرر مردم؛ صادرات در عین واردات!

سید ناصر موسوی لارگانی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: شنیده‌های حاکی از این است که دام وارد کشور می‌شود، اما از کشتی و هواپیما تخلیه شده و با یک کشتی و هواپیمای دیگر صادر می‌شود.

 

خشونت را حکومت در جامعه به‌وجود آورده

افزایش خشونت در جامعه ما با یک واقعیت بنیادین پیوند خورده و آن هم حاکم نبودن قانون است. برای فهمیدن زمینه‌های گسترش بی‌قانونی و خشونت همین‌که می‌توان در این کشور هزاران میلیارد دزدی کرد، همین‌که می‌توان به‌نام یک کودک در یک روز 240 حساب بانکی تأسیس و از طریق آن اختلاس و پول‌شویی کرد، همین‌که رسماً اعلام می‌شود که از 50 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی کشور در سال گذشته فقط ده میلیارد دلار آن به کشور بازگشته و بقیه در خارج کشور باقی مانده و حکومت نمی‌تواند نام کسانی که این ارزها را خارج کرده‌اند اعلام کند.

از نامه ر.ت. ارسالی برای چشم‌انداز ایران

 

مخالفت با سقوط ایران به مرداب جنگ وظیفه هر شهروند ایرانی است

دولت ترامپ به دنبال تغییر رژیم در ایران است و ترامپ ممکن است برای پیروزی در انتخابات 2020 به ایران حمله نظامی کند... (اگر چنین نشود ایران به وضعی بدتر از سوریه و لیبی دچار خواهد شد) هر فرد و گروهی که خواهان گذار از نظام جمهوری اسلامی به یک نظام دموکراتیک سکولار ملتزم به حقوق بشر و عدم تبعیض است، باید فعالانه با سقوط ایران به مرداب جنگ مخالفت کند. میانه‌روهای رژیم اگر هیچ کاری نکنند، فقط و فقط مانع جنگ شوند، این امر به سود فرایند گذار به دموکراسی است.

 

کارتر خطاب به ترامپ: از 242 سال تاریخ امریکا، 226 سال در جنگ بوده‌ایم

«جیمی کارتر»، رئیس‌جمهور اسبق امریکا ضمن اعلام خبر تماس تلفنی ترامپ با او درباره دلایل پیشی گرفتن پکن از واشنگتن گفت: امریکا در طول 242 سال تاریخ خود به‌جز 16 سال، در بقیه زمان‌ها در جنگ به‌سر برده است. امریکا به دلیل تمایلش برای تلاش به‌منظور مجبور کردن دیگران به در پیش گرفتن ارزش‌های امریکایی، جنگ‌دوست‌ترین کشور جهان است. (به نقل از روزنامه‌ها)

 

خاطره آیت‌الله صانعی از دوران دادستانی کل

(کانال تلگرامی سه‌نقطه)

احمد آقا زنگ زد گفت شنیدم فلانی را آزاد کردید، این بی‌احترامی کرده به امام.

گفتم بی‌احترامی کرده، شما هم شکایت کرده‌اید و شکایت بررسی می‌شود.

اصرار کرد.

گفتم: راهش این است که من الان استعفایم را بنویسم.

 

تحقیقات مولر بدتر از مداخله روسیه در انتخابات امریکا بود

(پایگاه خبری انتخاب)

داماد ترامپ (کوشنر): من فکر میکنم این تحقیقات (رابرت مولر) و همه گمانه‌زنی‌هایی که در دو سال گذشته در ارتباط با آن صورت گرفت تأثیر بسیار ناگوارتر بر دموکراسی ما نسبت به چند تبلیغ در فیس‌بوک داشته است.

 

تمدن‌سازی ایران

(کانال تلگرامی سحامنیوز)

سرلشکر صفوی: برای اداره کشور نیاز به 7000 کادر داریم. امریکایی‌ها از قدرت ما نمی‌ترسند، بلکه از توان تمدن‌سازی ما می‌ترسند.

 

تعامل ایران، اسلام و مدرنیته

(روزنامه شرق، 3/2/98)

در وضعیت کنونی، ناکامی در ساخت‌یابی جدید تحت‌تأثیر نیروهای کنشگر تجدد، هویت ایرانی را میان تجدد، امت اسلامی و ناسیونالیسم در وضعیت شناور در آورده است. همین امر سبب شده که امکان ایجاد نظم در جامعه با چالش‌هایی روبرو شود. (به نقل از مقاله ایده ایران، دکتر عباس آخوندی)

 

چه کسانی جنایت نیوزیلند را رقم زدند؟

1. سیاستمداران امریکایی به دلیل تقویت و تجهیز گروه‌های تروریستی اسلام‌گرا با دو هدف: ایجاد آلترناتیو در برابر تفکرات کمونیستی در خاورمیانه، قبل از فروپاشی شوروی و ادامه «تئوری دشمن» و نیاز به دشمن فرضی پس از پایان جنگ سرد.

2. شبکه رسانه‌ای یهودی ـ صهیونیستی که برای سرپوش گذاشتن بر جنایات اسراییل، اسلام‌هراسی و اسلام‌ستیزی را ترویج میکند.

3. حاکمان فاسد، و ظالم و بیکفایت کشورهای اسلامی که از یک‌سو با چپاول منابع ثروت عمومی، زمینه ایجاد و استمرار فقر و بی‌عدالتی و به‌تبع آن، خشونت و افراطی‌گری را در لایه‌هایی از مردم پدید می‌آورند و عضوگیری گروه‌های تروریستی را تسهیل میکنند و از سوی دیگر بخشی از بهترین شهروندان را در جست‌وجوی زندگی بهتر به سمت سرزمین‌های دور سوق می‌دهند. (کانال تلگرامی روز خلاصه)

 

آغازی برای انقلاب

(عصر ایران، 13/11/97)

عماد افروغ مدرس دانشگاه: ما با دست خودمان بت می‌تراشیم. عده‌ای را بالای طاقچه می‌گذاریم و آن‌ها را ستایش

میکنیم باید این‌ها را پایین بکشیم... مردم ما آن‌طور که باید عاقل بار نیامدند... اگر فاصله بین قدرت سیاسی و اجتماعی زیاد شود این آغازی است برای انقلاب... جای خادم و مخدوم عوض نشود... چرا در مورد وقایع دی‌ماه سال گذشته تحلیل سطحی را شاهد هستیم/ ایسنا

 

حمله به سفارت عربستان درست نبود

(سایت انتخاب، 18/7/97)

سخنان مهم آیت‌الله جوادی آملی: هرگز نباید اقداماتی مانند حمله به سفارت عربستان صورت پذیرد، این کار خلاف دستور دین است... انتظار نداشته باشید در مقابل این اتفاقات، حرکتی انجام ندهند... اگر کسی در عرصه بین‌الملل احترام می‌خواهد، باید به دیگران احترام بگذارد.

 

رفتار دیپلماتیک ما ایرانیان

وقتی حضرت محمد به‌عنوان آخرین پیامبر خدا فرستاده خود را به دربار ایران فرستاد ایرانیان هیجانزده با توهین به فرستاده و گوینده پیام، وی را از دربار بیرون راندند و نامه وی را پاره کردند. همین بهانه‌ای شد تا ایران به‌دست عمر فتح شود...

وقتی ایرانیان، فرستاده و تجار مغولان را کشتند صدها هزار کشته دادند و خاک ایران زیر سم اسبان مغولی به آسمان میرفت. وقتی ایرانیان به سفارت روسیه تزاری حمله بردند، انتقامش را در عهدنامه ترکمانچای و گلستان پس دادند. اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم.

وقتی به سفارت آمریکا حمله شد تاوانش را طی ۴٠ سال با تحریم، جنگ و... دادیم. اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم.

وقتی چهار سال پیش به سفارت انگلستان حمله شد تمام خسارتش را حتی شیشه‌های شکسته شده مشروبات الکلی را پرداخت کردیم. اینجا هم فرهنگ دیپلماسی و رفتار دیپلماتیک نداشتیم.



و چند وقت پیش که به سفارت عربستان حمله شد. تمام تاریخ یادم آمد. چقدر باید خسارت بپردازیم؟

 

 دیدگاه احمد توکلی در مورد مردم و دشمن

(خبرآنلاین: 21/2/98)

اگر مردم به این نتیجه برسند که مجموعه حکومت و دولت فاسد است، توطئه بیگانه مؤثر خواهد بود

ایرنا نوشت: عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه اگر یکپارچه باشیم، دسیسههای دشمن بر ما اثر نخواهد کرد، گفت: اگر دولتهای بیگانه احساس کنند دولت ایران ضعف دارد و شرایط اجتماعی ما متزلزل هست، از این فرصت سوءاستفاده کرده و اهداف خود را پیش خواهند برد.

 

 

اخلاق و عدالت سرلوحه فقه

دیدار سید محمد خاتمی با فرهنگیان

(12/2/97)

این‌طور تلقی شده که فقه مبنایی‌ترین امر در حکومت اسلامی است و باید فقیهان در رأس باشند و فقه در جامعه اجرا شود، اما این فقه تا چه حد مهم است و آیا اگر دید خود را نسبت به آن عوض کنیم، بسیاری از مشکلات امروزمان حل نخواهد شد؟

شهید مطهری می‌گویند وقتی مجتهد می‌خواهد بحث کند باید یک نکته را در نظر بگیرد که آیا استنباطش مطابق عدالت است یا نه؟ اگر برداشت شما غیرعادلانه باشد، درست نیست. من به بحث قاآقاآ

آقای مطهری این را اضافه میکنم که اخلاق در سلسله علل احکام است و شما نمی‌توانید احکام غیراخلاقی داشته باشید. اخلاق و عدالت امری انسانی است و بعثت پیامبران برای ایجاد قسط و تکمیل مکارم اخلاقی است؛ آیا دینی که هدفش برپایی عدالت و اخلاق است، می‌تواند احکام غیرعادلانه و غیراخلاقی داشته باشد؟ اگر داشت اشکال در نحوه برداشت‌هاست.

اگر ما تعریف عام عدالت را در نظر بگیریم؛ کدام حق بالاتر از این است که انسان حق تعیین سرنوشت خود را دارد؟ آیا حکومت مطلوب باید مورد رضایت مردم و برآمده از رأی مردم باشد؟ اگر عدالت و اخلاق را در سلسله علل احکام بدانیم، جامعه با اخلاق می‌تواند روابط بین انسان‌ها، رابطه بین شهروند و حکومت و روابط با دیگر جوامع را بر مبنای اخلاقی و عدالت برقرار کند و در این صورت بسیاری از مشکلات موجود حل خواهد شد/ خاتمی مدیا

 

 

کانون‌های نفوذ اقتصادی

(عبدالله شهبازی، 12/2/98)

در عمل که دولت‌ها برخلاف این مشی عمل کرده‌اند: مالکیت خصوصی مردم و اموال خصوصی آن‌ها را تباه کرده‌اند، در همه مسائل مقررات‌گذاری میکنند، خود انحصار می‌دهند و رقبا را با حمایت از انحصارگران در هم می‌شکنند. این اقتصاد لیبرال نیست، کمونیستی هم نیست، ملغمه‌ای پر از فساد است که کانون‌های نفوذ سود خود را در آن دنبال میکنند.

 

 

 

 

رونمایی از کتاب خاطرات ویلیام برنز

(16/2/98)
اخیراً ویلیام برنز معاون سابق وزارت خارجه امریکا خاطرات خود را انتشار داده که در آن کتاب از سیاست ترامپ درباره تحریم‌های ثانویه اروپا علیه ایران و همچنین از حمایت از عربستان در جنگ یمن و خروج از برجام انتقاد کرده و می‌گوید هدف ترامپ نوشتن قرارداد جدیدی با ایران نیست، بلکه هدف او تغییر رژیم است ولی به نظر

نمی‌رسد او به هدف خود برسد. به هم‌وطنان عزیز ترجمه این کتاب توصیه می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نویسنده: سعید حجاریان

انتشار یادداشت «اصلاح‌طلبی و مسأله بقا» چنان‌که انتظار می‌رفت، واکنش‌ها و پرسش‌های متعددی در پی داشت. طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت، صاحب این قلم یکایک نقدها و بعضاً اتهامات را پاسخ گوید. به همین جهت به ذکر چند مورد بسنده می‌کنم.

یکم) عدالت. سکوت و بعضاً چشم‌پوشی بخشی از جریان اصلاحات نسبت مسئله معیشت و به‌طورکلی مقوله عدالت، انتقادات بسیاری را متوجه این جریان کرده است. در بخشی از یادداشت مذکور آمده بود، «اصلاح‌طلبان ضمن تمرکز بر عدالت به‌معنی‌الاعم، به‌تعبیری باید سر خود را پایین نگه دارند تا از این طوفان به سلامت گذر کنند». این عبارت در زمره همان چشم‌پوشی‌ها صورت‌بندی شد. واقعیت آن است، اصلاح‌طلبی نمی‌تواند نسبت به عدالت بی‌تفاوت باشد اما باید این مقوله را مانند نگاه افرادی همچون جان رالز که کمابیش آن را در مقاله «منادیان عدالت انسانی» توضیح داده‌ام- به‌لحاظ ساختاری تمهید کرد و ضمن آن فاکتورهایی همچون قانون عادلانه، مبارزه با فساد سیستماتیک، نحوه بازتوزیع و را پی گرفت. اما چرا در این حوزه،‌ «خیابان»، از دستور کار اصلاح‌طلبی خارج است؟ چنانکه مشاهده می‌کنیم گروهی از مردم به‌منظور وصول مطالباتشان، بعضی به جهت بازپس‌گیری اموال به غارت رفته‌شان، عده‌ای در اعتراض به تعویق تحویل خودروی ثبت‌نامی‌شان، برخی در راستای تحقق مطالبات صنفی‌شان و افرادی در اعتراض به حجاب اجباری رهسپار خیابان می‌شوند. در یک نگاه تک‌علتی می‌توان همه این موارد را در ناکارآمدی دولت خلاصه و بحث‌های نظری و عمیق را تعلیق کرد و حکم به «ماندن در خیابان» داد اما، تجربیات مدیریت اعتراض حاکی از آن است می‌توان برخی را پیش از حضور در خیابان تطمیع کرد و در مقابل سایرین،‌ چهار عمل اصلی (جمع و ضرب و تفریق و تقسیم) را به کار گرفت و بدون خون‌ریزی و هزینه دادن غائله را ختم کرد. چنانکه آمار رسمی و شنیده‌های غیررسمی از قلت زندانیان معیشتی و کثرت سایر زندانیان اعم از سیاسی، دراویش و حکایت می‌کند؛ پس می‌توانیم نتیجه بگیریم، آمار زندانیان معیشتی، در حداقل میزان خود قرار دارد. حتی، متولیان امر «ناراضی معیشتی» را به «زندانی معیشتی» ترجیح می‌دهند و آن را ازجمله نشانه‌های ضعف قوه مجریه تلقی می‌کنند. اما در همین شرایط، در صورت حضور اندک نیروی سیاسی شناسنامه‌دار، سناریوی بازداشت تکرار و «اقدام علیه امنیت ملی» جایگزین مطالبه به‌حق مردم می‌شود. 
همچنین باید گفت، در اندیشه اصلاح‌طلبی همواره باید از تقدم «سازمان» بر «فرد» سخن گفت و ذیل آن،‌ اهمیت نهاد و سندیکا را ترویج کرد زیرا مطالبات صنفی سندیکای مستقل اعم از فرهنگی، کارگری و
به‌تدریج به سیاست ختم و در تئوری «فشار از پایین،‌ چانه‌زنی در بالا» فرمول‌بندی می‌شود. اما در مقابل، دامن زدن به جامعه توده‌وار و دنباله‌روی از توده منتشر به پوپولیسم و ندامت و فنا ختم خواهد شد؛ چنانکه احزاب چپ در جهان، اکنون، دنبال‌روی از توده‌ها حتی با گرایش سیاسی-انقلابی را ازجمله اشتباهات استراتژیک خود می‌دانند و نسبت به آن عمل، نادم هستند. 
لازم به ذکر است، پس از انتخابات سال
۸۸ طوفانی پدید آمد و کسی در اردوگاه اصلاح‌طلبی سر خود را پایین نگه داشت اما هزینه‌های بسیاری بر این جریان وارد آمد و تا امروز، همچنان شرایط پیش از هشتاد و هشت، مهیا نشده است. اساساً در طوفان‌ها می‌توان دو نوع سرخم کردن را در پیش گرفت؛ رویکرد اول، به‌سان سرو است. سرو در مقابل طوفان سر خود را پایین نگه می‌دارد اما جایگاه پیشینش محفوظ است. رویکرد دوم، سر خم کردن از جنس تملق و ابن‌الوقتی و به‌قصد کار و کسب سیاسی-اقتصادی است و طبعاً در اندیشه اصیل اصلاح‌طلبی، سرو محوری بر ابن‌الوقتی رجحان دارد. البته شاید بتوان از نوع سومی از سر خم کردن سخن گفت که در آن، فعالیت ایمن در خارج از کشور به حضور پرمخاطره در وطن ترجیح داده می‌شود. 

دوم)
  اپوزیسیون. در دو بخش از یادداشت مذکور از رویکردهای اپوزیسیون و استراتژی اصلاح‌طلبی در مقابل آن،‌ سخن به میان آمد. به‌نظر پس از بررسی مواضع می‌توان اپوزیسیون را به دو بخش غیرملی و ملی تقسیم کرد. گروه اول، حضور در جلسات ترامپ و همراهان وی را ازجمله افتخارات خود پنداشته و آن را در صدر شناسنامه سیاسی خود نشانده‌اند و از عناصر ملی‌گرایی تنها به لقلقه زبان اکتفا کرده‌اند. همچنان که سال‌ها قبل، شاپور بختیار –که خود را ایرانی، مصدقی و سکولار می‌خواند- بازی مشابهی در پیش گرفت و به دامن دشمنان ایران غلتید و بر اساس توضیحات محمدباقر بنی‌عامری در کتاب «قیام ۱۸ تیر نقاب» از دریافت کمک دشمنان ایران، دریغ نکرد. اکنون، با سنتز ملی-امریکایی و ملی-سعودی و حتی ملی-اسرائیلی مواجه شده‌ایم. در چنین شرایطی، یگانه راه ملی شدن اپوزیسیون غیرملی، مراجعه به کنسولگری و اخذ پاسپورت ایرانی یا لااقل کوششی عیان در این جهت است تا در پرتو آن، تفکیک رسمی میان اپوزیسیون ملی و غیرملی صورت بگیرد.
در همین بحث، از ضرورت وجود «رهبر» در میان اپوزیسیون سخن به میان آمد و این امر به بازتولید استبداد فردی ترجمه شد. طبیعتاً می‌توان رهبری اپوزیسیون را به سازمان رهبری تغییر داد اما این امر -در صورت اجماع گروه‌های اپوزیسیون- نافی دعوا نیست زیرا شواهد از رهبری‌طلبی و جدال حکایت می‌کند و اپوزیسیون در حسرت تشکیل سازمان رهبری روز را به شب می‌رساند.

سوم) تحول‌خواهی. در میان نقدها، یکی از ناقدین که برایشان احترام قائل هستم، فرمودند:‌ «اصلاح‌طلبان بخشی از نیروهای سیاسی ایران هستند اما در نقد و بازسازی خود در «سطح» باقی می‌مانند و به «عمق» نمی‌روند. آنان نه در «هدف» و نه در «روش» که مشخص‌کننده گرایش‌های اصلاح‌طلبی و براندازی و تحول‌خواهی است، تغییری نکرده‌اند و بدون این تغییر، بالا بردن پرچم «تحول‌خواهی» به‌جای «اصلاح‌طلبی» بیشتر از بیان یک «تغییر»، یک خطای اخلاقی و سیاسی مبتنی بر یک «تقلب» خواهد بود». پس از مواجهه این جمله، به‌یاد واقعه‌ای افتادم که چند سال پیش برایم اتفاق افتاد.  بنا بود به همراه خانواده به دیدار صاحبدلی برویم؛ دخترم از اینکه نزد وی بیاید، امتناع داشت و می‌گفت، اهل معنا ما فی‌الضمیر ما را می‌خوانند. از او خواستم بیاید و این مسئله را با خود آن شخص مطرح کند. به منزل ایشان رفتیم و من عبارت دخترم را بازگو کردم. وی گفت، «ما سارق نیستیم». می‌خواهم به ناقد محترم بگویم، ما سارق نیستیم و مصادره متقلبانه واژگان را نیز مقبول نمی‌دانیم. من در یادداشت مذکور ذیل رویکرد «فعالیت تمام‌قد» اصلاح‌طلبان اشاره داشتم، آن‌ها باید «روندها و چشم‌اندازها را به زبان قابل‌فهم تحلیل و ترجمه کنند و ذیل آن نقش، جایگاه و کارکرد خود را به‌عنوان نیروی تحول‌خواه تعریف کنند». به اعتقاد من، اصلاح‌طلبی یا به‌تعبیر دقیق‌تر هر اصلاح‌طلب باید سه مرحله را طی کند و سپس خود را اصلاح‌طلب بخواند. اولین آن مراحل «براندازی» ست؛ این مرحله معطوف به شخص است چنانکه در ادبیات دینی‌مان می‌خوانیم، «موتو قبلان تموتوا» یا «حاسبوا انفسکم قبلان تحاسبوا». براندازی، یعنی بمیرید پیش از آنکه میرانده شوید. همچنانکه در موضوع «هسته سخت اصلاحات» از مراحل چندگانه و آزمون «تمحیص» سخن گفتم. چنانکه می‌دانیم، یادداشت «اصلاح‌طلبی و مسأله بقا» در حال و هوای نوروز منتشر شد و من در دل آن مطلب، برای حال و روز اصلاح‌طلبی دعا کردم که تحولی رخ دهد و به مرتبه احسن الحال نائل و در نهایت، به صفت جمعی «تحول‌خواه» شوند؛ بدان معنا که رهبری و سازمان، و همچنین تاکتیک و استراتژی اصلاحات متحول شود؛ البته بر واژه رجیستر شده! «تحول‌خواهی» اصرار نمی‌ورزم و «تغییرخواهی» یا حتی «تطورخواهی» را جایگزین آن می‌کنم. پس از طی دو مرحله «براندازی نفس» و «تغییر جمعی» -که اتفاقاً در آیاتی نظیر «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» بدان اشاره شده است- اصلاحات بیرونی ممکن خواهد شد و اصلاح‌طلبان قادر خواهند بود بر جامعه خود و نیز ساخت قدرت تأثیر بگذارند. 

چهارم) مشارکت مشروط.
 شماری از نقدها بیانگر یک پرسش اساسی بود؛ «اصلاح‌طلبان برای چه کسی شرط می‌گذارند؟» و بر مبنای همین پرسش، مشارکت مشروط به‌عنوانی غیرعقلایی و انتزاعی تفسیر شد. واقعیت آن است، در مقطعی که دست‌اندرکاران انتخابات در خلوت و جلوت، علاوه بر قوانین منصوص از شروط تکمیلی سخن می‌گویند، طرح «مشارکت مشروط» عجیب به‌نظر نمی‌رسد. تجربه ادوار اخیر مجلس، از ضعف جدی پارلمان حکایت می‌کند و تعدد فیلترها پیام مثبتی به ما مخابره نمی‌کند. از این رو باید گفت، سویه اول مشارکت مشروط اصلاح‌طلبان نه معطوف به خود و حضورشان در قدرت، بلکه از سر دغدغه برای تشکیل پارلمان قوی و غنی در راستای منافع مردم است. هر چند نباید از سویه دوم که همان فیلتریزاسیون اصلاح‌طلبان باشد، غافل شد تا در پرتو آن راه قدرت‌طلبی و رانت‌خواری در پوشش اصلاح‌طلبی مسدود شود. 
البته در این میان، وجود و کارکرد پارلمان به‌دلیل تناقضات و تعارضات یا به‌تعبیری دیگر، «حاکمیت دوگانه» به‌طور جدی محل پرسش قرار گرفته است و شاید، تمهید «حاکمیت یگانه» و پایان دادن به این معضل، از معبر استعفای رئیس جمهور و برگزاری همزمان دو انتخابات در اسفندماه سال جاری بگذرد تا نتیجتاً، مجلس و دولتی همسو با روسای همسوتر بر مصدر امور قرار بگیرند.

*این یادداشت به‌طور همزمان در بیست‌ودومین شماره هفته‌نامه «صدا» مورخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ منتشر می‌شود.

 

کدام اصلاح‌طلبی؟ کدام بقا؟ سعید حجاریان
(سایت مشقنو)
🖊 انتشار یادداشت «اصلاح‌طلبی و مسأله بقا» چنانکه انتظار می‌رفت، واکنش‌ها و پرسش‌های متعددی در پی داشت. طبیعتاً نمی‌توان انتظار داشت، صاحب این قلم یکایک نقدها و بعضاً اتهامات را پاسخ گوید. به همین جهت به ذکر چند مورد بسنده می‌کنم.
🖊 پس از انتخابات سال ۸۸ طوفانی پدید آمد و کسی در اردوگاه اصلاح‌طلبی سر خود را پایین نگه داشت اما هزینه‌های بسیاری بر این جریان وارد آمد. اساساً در طوفان‌ها می‌توان دو نوع سرخم کردن را در پیش گرفت؛ رویکرد اول، به‌سان سرو است. سرو در مقابل طوفان سر خود را پایین نگه می‌دارد اما جایگاه پیشین‌اش محفوظ است. رویکرد دوم، سر خم کردن از جنس تملق و ابن‌الوقتی و به‌قصد کار و کسب سیاسی-اقتصادی است.

🖊 اپوزیسیون غیرملی حضور در جلسات ترامپ و همراهان وی را از جمله افتخارات خود پنداشته و آن را در صدر شناسنامه سیاسی خود نشانده‌اند و از عناصر ملی‌گرایی تنها به لقلقه زبان اکتفا کرده‌اند. همچنانکه سال‌ها قبل، شاپور بختیار      -که خود را ایرانی، مصدقی و سکولار می‌خواند- بازی مشابهی در پیش گرفت و به دامن دشمنان ایران غلتید و براساس توضیحات محمدباقر بنی‌عامری در کتاب «قیام ۱۸ تیر نقاب» از دریافت کمک دشمنان ایران دریغ نکرد.

🖊 در مقطعی که دست‌اندرکاران انتخابات در خلوت و جلوت، علاوه بر قوانین منصوص از شروط تکمیلی سخن می‌گویند، طرح «مشارکت مشروط» عجیب به‌نظر نمی‌رسد. سویه اول مشارکت مشروط اصلاح‌طلبان نه معطوف به خود و حضورشان در قدرت، بلکه از سر دغدغه برای تشکیل پارلمان قوی و غنی در راستای منافع مردم است. هر چند نباید از سویه دوم که همان فیلتریزاسیون اصلاح‌طلبان باشد، غافل شد تا در پرتو آن راه قدرت‌طلبی و رانت‌خواری در پوشش اصلاح‌طلبی مسدود

 

     فهرست چشم انداز 115 صفحه اول |  بايگاني سال 1398 |