فهرست چشم انداز 111 صفحه اول |  بايگاني سال 1397 |    

 چشم انداز ایران - شماره 111 شهريور و مهر 1397

 

چشم و گوش‌ها

فقدان مصلحت جامعه و افراد مفید

(صفیر حیات، شماره 19 و 20، فروردین و اردیبهشت، خرداد و تیر)

مدیرمسئول: «دین» به‌عنوان ضامن رستگاری انسان در دنیا، عقبا خود را متکفل تدوین مجموعه برنامه‌هایی می‌داند که از طریق وحی برای نجات و راهنمایی بشر نازل گردیده و به تأیید یا تأسیس شرع رسیده است،... قطعاً این سرنوشت لایق به حال اسلام نیست و باید تا دیر نشده هرچه سریع‌تر به فکر اصلاح نوع و روش عرضه اسلام برآییم. با واردکردن «تفکر شریعت سمحه و سهله» در دریافت‌های دینی و اصولی از این دست که بر اهل فن پوشیده نیست از پیری و خمودگی برخی مسائل جاری جلوگیری نماییم.

شاید سخنان حضرت امام خمینی (ره) می‌فرمایند: «اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها کافی نمی‌باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‌ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به‌طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم‌گیری باشد، این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی‌تواند زمام جامعه را به‌دست گیرد.»

چشم‌انداز ایران: با توجه به معیارهای مرحوم امام درباره اجتهاد، تکلیف فقهای شورای نگهبان چه می‌شود؟ پیام مردم در انتخابات‌های مختلف، خلاف مهندسی انتخابات و رد صلاحیت‌ها بوده است.

آیا آرای مردم که حق‌الناس تلقی می‌شود نادرست است یا مهندسی انتخابات؟

 

وظیفه خبرگان رهبری

(ستاره صبح، 17/6/97)

علی مطهری: اصل 111 قانون اساسی می‌گوید: «هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم و 109 گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل 108 است.» پس وظیفه اصلی مجلس خبرگان رصدکردن و نظارت بر بقای شرایط رهبر است. این شرایط مطابق اصل پنجم و 109 قانون اساسی عبارت‌اند از: صلاحیت علمی؛ عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام، بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری. در میان این شرط‌ها، شرط عدالت که ناظر بر عملکرد رهبر است از همه مهم‌تر است. مجلس خبرگان رهبری موظف است علاوه بر سایر شروط دائماً بر بقای شرط عدالت در رهبر نظارت داشته باشد و در قطعنامه پایانی اجلاس‌های خود گزارشی از این امر به مردم بدهد که مثلاً ما گزارشی از وضعیت نهادهای زیرمجموعه رهبری به ایشان دادیم یا چند سؤال را با مقام رهبری مطرح کردیم و ایشان پاسخ دادند؛ چیزی که مورد رضایت خود مقام رهبری نیز هست و ایشان بارها به‌ضرورت سؤال و انتقاد از خود تصریح کرده‌اند. متأسفانه مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی نظارت مصرح در اصل 111 قانون اساسی بر رهبر را به صیانت از رهبر تفسیر کردند. تفسیری که خلاف نص این اصل و تداعی‌کننده اندیشه سیاسی قرون گذشته اروپاست که می‌گفتند حاکم در مقابل خدا مسئولیت دارد و پاسخگوست، اما در مقابل مردم چنین نیست و همین امر باعث گریز مردم اروپا از دین شد. نگاهی به قطعنامه پنجمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری که صرفاً شامل رهنمودهای اقتصادی است نشان می‌دهد مجلس خبرگان به‌کلی از مسیر قانونی خود خارج شده و وارد حوزه اختیارات مجلس و دولت شده است. ورود به موضوع بازار ارز و سکه چه ارتباطی با وظایف این مجلس دارد؟ حال که مجلس خبرگان به وظیفه اصلی خود نمی‌پردازد بهتر است از برگزاری اجلاس‌های خود که موجب استهلاک بیت‌المال است صرف‌نظر کند.

 

توضیح دفتر مرحوم مهدوی کنی به اظهارات علی مطهری: مروری بر مواضع صریح مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی نشان می‌دهد که ایشان وظیفه خبرگان رهبری را صرفاً صیانت از «رهبر» ندانسته‌اند و هرگز وظیفه نظارتی این مجلس را نفی نکردند، بلکه در تفسیر این اصل قانون اساسی یکی از وظایف خبرگان را صیانت از «اصل ولایت‌فقیه» به‌عنوان عمود خیمه انقلاب و جایگاه و شئون رهبری، و نه شخص رهبر معرفی نمودند.

منبع: ایسنا

ایران و گذار از تله با ده ظرفیت استراتژیک

علی‌رغم بحران‌های انکارناپذیر گوناگون در این شرایط می‌خواهم امید بدهم

صادق‌الحسینی

1 ـ نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در ایران بسیار پایین‌تر از استاندارد جهانی است. طبق آمار IMF نسبت بدهی خالص دولت به تولید ناخالص داخلی ۲۹ درصد است. نکته مهم این است که بدهی خارجی نداریم و این حجم پایین از بدهی هم داخلی است که عملاً سقفی به‌لحاظ ثبات مالی برای آن وجود ندارد. این ویژگی منحصربه‌فرد می‌تواند به مهم‌ترین ابزار برای ساختن یک راه‌حل برای برون‌رفت تبدیل شود. راه‌حلی که با انتشار اوراق دولتی هم به رونق اقتصاد کمک خواهد کرد، هم با عملیات بازار باز به مدیریت نرخ بهره کمک کرده و هم مشکل نظام بانکی را تخفیف می‌دهد.

2 ـ پنجره ـ جمعیتی ایران تا سال ۱۴۲۰ باز است. این امکان کم‌نظیر می‌تواند به پتانسیلی عظیم برای رشد کشور بدل شود.

3 ـ مرزهای طبیعی و امتزاج قومی بالا از ویژگی‌های استراتژیک ایران است. همان‌طور که کاپلان در کتاب انتقام جغرافیا می‌گوید، ایران تنها کشور خاورمیانه است که مرزهای طبیعی و امتزاج بالای قومی دارد. این دو عامل سبب می‌شود در شرایط پرآشوب فعلی، خطر بزرگی تمامیت ارضی کشور را تهدید نکند.

4 ـ ایران برای چین به‌منظور دسترسی به مدیترانه و اروپا اهمیت استراتژیک دارد. هرچند در طرح جاده ابریشم جدید راه‌های جدیدی هم پیش‌بینی‌ شده که از بالای خزر می‌گذرد، اما تنها راه اقتصادی راه ایران است. لذا بازنده بزرگ در ایجاد بحران داخلی در ایران کشور چین است. چین در صورت ایجاد یا امکان ایجاد بحران یا ناآرامی در ایران همکاری‌های بسیار بیشتری خواهد کرد. به‌عبارت ‌دیگر، کمک به ایران در صورت تشدید تحریم‌ها یک اجبار استراتژیک برای چین است. ایران باید به‌خوبی و به‌موقع با این کارت بازی کند.

5 ـ ترامپ می‌توانست بسیار هوشمندانه‌تر عمل کند. او می‌توانست با اعمال تحریم‌های کاتسا و بدون نقض برجام عملاً ایران را فلج کند، اما او راهی را انتخاب کرد که پرستیژ بین‌المللی اروپا و شرق را نادیده می‌گرفت، لذا این شکاف فرصتی است که می‌تواند قدرت چانه‌زنی خوبی به ما برای گرفتن امتیازات مشخص اقتصادی بدهد.

6 ـ ایران تنها کشور منطقه است که امتیازاتی مشخص در سوریه، یمن، لبنان، عراق و افغانستان دارد.

7 ـ نظام سیاسی ایران آلترناتیو ندارد، لذا تصور درهم پیچیدگی ساختارها و از بین رفتن قدرت مرکزی تصوری خام‌اندیشانه است. این شرایط دست سیاست‌گذار را بازتر می‌کند و امکان سیاست‌گذاری‌های اصلاحی را در بحران کنونی به نظام تدبیر می‌دهد.

8 ـ وجود ساختارهای حمایتی نسبتاً کارآمد که به‌سرعت قابل بهره‌برداری هستند از دیگر بسترهای مهم برای ساختن راه‌حل است. یارانه نقدی و وجود ساختار سبد کالا به‌صورت مدرن می‌تواند به‌عنوان یک چتر امنیت غذایی با کمترین فساد سیستمی در کل کشور پهن شود.

9 ـ دارایی‌های عظیم دولت ایران که حدود ۱۸ هزار هزار میلیارد تومان تخمین زده می‌شود اهرمی است که برخی راه‌حل‌ها می‌تواند با اتکا به آن تعبیه و اجرا شود. دولت‌ها در همه کشورها این امکان را ندارند.

10 ـ ارتباط مویرگی با کشورهای هم‌جوار همچون عراق و افغانستان و وجود مهاجران فراوان امکان خوبی برای کم‌اثرکردن برخی از انواع تحریم‌ها خواهد داد که خود مبنای برخی دیگر از سیاست‌ها می‌تواند باشد.

11 ـ ایران در بدترین شرایط هم امکان‌ها و ظرفیت‌های بزرگی دارد. قدر این کشور را بدانیم و در این گرگ‌ومیش بین‌المللی و ضعف‌های داخلی به فکر ایران باشیم. اتحاد همه گروه‌های سیاسی، قومی و اقتصادی برای استفاده از این ظرفیت‌ها ضروری است.

 

 

تحلیل غلامرضا حیدری از جامعه ایران

غلامرضا حیدری، نماینده مردم تهران در مجلس، در نطق پیش از دستور خود گفت:... مگر ما قیم دنیا هستیم که می‌خواهیم بینی همه را به خاک بمالیم؟! باید واقع‌بین باشیم و واقعیت‌ها را آن‌گونه که وجود دارد ببینیم؛ بنابراین آن‌گونه که من یک پدیده را می‌بینم می‌تواند به‌گونه‌ای دیگر نیز دیده شود؛ بنابراین خود را حق مطلق نپنداریم و آنچه را با فکر ما تفاوت دارد، باطل نپنداریم.

... ساختار اداره کشور به‌گونه‌ای است که اختیارات در یک جا و مسئولیت‌ها در جای دیگری است و این امر موجب اصطکاک و کاهش شدید بهره‌وری در اداره امور کشور شده است.

بهوش باشیم که باندهای مافیایی پشت‌صحنه مؤسسات مالی، قاچاق کالا، بدهکاران بزرگ مالی، بازار شدید آشفته ارز و سکه، خفه‌کردن در استخر، ناگهان کلیت نظام را به خفگی بکشاند.

 

دکتر حسین راغفر اقتصاددان

برای بازگرداندن اعتماد عمومی چهار راه‌حل داریم: عفو عمومی، گفت‌وگوی همگانی، کاهش نابرابری‌ها و شفاف‌سازی.

 

به دام لفاظی‌های ترامپ نیفتیم

(جمهوری اسلامی، 6/5/97)

آقای رئیس‌جمهور! مردم ایران شما را به اعتدال می‌شناسند و روش اعتدالی شما در چهار سال اول ریاست‌جمهوری‌تان باعث شد در دور دوم هم به شما رأی بدهند... مردم اکنون به مرحله‌ای از بلوغ سیاسی رسیده‌اند که به‌درستی این نکته را درک کنند که باید انقلابی ماند و با روحیه انقلابی باید اهداف انقلاب اسلامی را محقق ساخت، نظام جمهوری اسلامی را تقویت کرد و بر مشکلاتی که دشمنان برای مردم کشور به‌وجود می‌آورند غلبه نمود... عاقلانه عمل‌کردن را که حلال مشکلات است علامت انقلابی‌بودن می‌دانند...

هرچند عده‌ای تلاش می‌کنند برجام را کوچک و حتی بیهوده جلوه دهند، ولی مردم ایران و عقلای جهان می‌دانند برجام دستاورد بسیار مهمی است که دولت شما توانست آن را برای ملت ایران به ارمغان بیاورد و کینه‌توزی ترامپ با برجام نیز رجزخوانی‌های هماهنگ ترامپ و پمپئو دامی است که برای کشاندن شما به داخل پهن شده است و شما نباید به این دام بیفتید. اینکه وقتی به مصاف لفاظی‌های ترامپ می‌روید همان کسانی که برای تخریب برجام هر کاری از دستشان برمی‌آمد کردند حالا از شما تمجید می‌کنند. روشن‌ترین نشانه این است که شما نباید گرفتار این دام شوید. مردم ایران قدر خدمات نظام جمهوری اسلامی را می‌دانند و همان‌طور که در جنگ تحمیلی نشان دادند هر متجاوزی را پشیمان می‌کنند. امروز هم اگر امریکای ترامپ حماقت کند همه در برابر او می‌ایستیم و پشیمانش می‌کنیم، اما این هوشیاری را هم داریم که بهانه‌ای برای ماجراجویی به‌ دستش ندهیم.

 

نشانی غلط برای ریشه‌یابی مشکلات

(جمهوری اسلامی، 14/5/97)

سردار حسین علایی در واکنش به طرح استیضاح وزیر تعاون، کار و امور اجتماعی نوشت: «استیضاح جناب آقای دکتر ربیعی، نشانی غلط ‌دادن به جامعه درباره ریشه مشکلات اقتصادی کنونی است. گرچه حق قانونی نمایندگان محترم است در وضعیت فعلی نمایندگان محترم مجلس باید بیندیشند که چگونه می‌توانند دولت را برای فائق آمدن بر طرح امریکا، اسرائیل و عربستان و سلطنت‌طلب‌ها و منافقین جهت فروپاشی اقتصاد ایران کمک کند. رأی اعتماد مجدد به وزیر محترم از التهاب‌ها خواهد کاست.» نکته تأمل‌برانگیز این است که از استیضاح قبلی این وزیر، بیش از چند ماهی نمی‌گذرد، ولی در عین حال عده‌ای از نمایندگان درصدد استیضاح وزیر آمده‌اند.

 

مداحی بی‌ترمز

(جمهوری اسلامی، 5/6/97)

معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی درباره سخنان سخیف یک مداح در دعای عرفه خیابان سعدی تهران گفت: نمی‌توانیم به این مداح تذکر بدهیم، چنین مداحی‌ها و اظهارنظرهایی برای جامعه مطلوب نیست. مراجع ذی‌ربط باید این مسئله را پیگیری کنند.» برخلاف گفته معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، نظارت این سازمان بر مداحانی که عضو کانون مداحان نیستند باید بیشتر باشد تا با خودسری‌های آنان اعتبار جامعه مداحان از بین نرود.

 

سودهای خاص در جیب‌های خاص

(شرق، 12/6/97)

مرکز پژوهش‌های مجلس پیش‌تر در گزارشی اعلام کرده بود 85 درصد ارزش سپرده‌های بانکی متعلق به 5/2 درصد سپرده‌گذاران است و غلامرضا مصباحی مقدم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، گفته 74 درصد از کل سپرده‌های بانکی متعلق به 1 درصد از سپرده‌گذاران است. به گفته او حدود 60 درصد نقدینگی کشور به سمت فعالیت‌های نامولد اقتصادی به‌کار گرفته شده است.

 

تحریم‌ها زمینه‌ساز دیکتاتوری یا دموکراسی؟

پروفسور پیتر بینارت، استاد دانشگاه نیویورک

ترجمه: دکتر اسفندیار خدایی

تجارت تاریخی نشان می‌دهند، تحریم‌های اقتصادی جوامع هدف را به‌سوی انحصارطلبان و نهایتاً دیکتاتوری سوق می‌دهد. پژوهشی از دو پژوهشگر دانشگاه میسوری نشان می‌دهد در جوامعی که هدف تحریم اقتصادی قرار گرفته در تمام شاخص‌ها دموکراسی افت داشته است. چرا؟

1 ـ تحریم‌ها موازنه قدرت را به نفع حاکمیت و هوادارانشان تغییر داده و موجب می‌شوند منابع اقتصادی به دست حاکمیت بیفتد. حاکمیت نیز منابع مالی را در جهت کم‌کردن اثرات تحریم‌ها روی هوادارانشان و تضمین حمایت آن‌ها خرج می‌کنند.

2 ـ تحریم‌ها سبب می‌شود نیروهای متخصص دست از کار و پژوهش بردارند، زیرا درآمدی عایدشان نمی‌شود و از کشورشان بگریزند.

3 ـ تحریم اقتصادی طبقه متوسط را که سبب نیروی متحرک و حکمرانی است متلاشی‌کرده به جمعیت فقیر و بیکاری تبدیل می‌کند که به علت فقر، فرهنگشان فاسد شده و تنها آرزوی نان دارند، نه توسعه!

 

یمن برای یمن

(جمهوری اسلامی، 6/5/97)

عبدالباری عطوان: در تاریخ هیچ ملتی یافت نمی‌شود که متجاوزان را دوست داشته باشد و افغانستان آینه عبرت است. ملت یمن هم از این قاعده مستثنی نیست، یمن را به یمنی‌ها واگذار کنید.

ترامپ نشانه‌های پایان یک دوران است

(اطلاعات، 31/4/97)

کیسینجر، وزیر خارجه اسبق امریکا، گفت: دنیا در شرایط بسیار خطرناکی به‌سر می‌برد و رهبران جهان برای ایجاد و حفظ نظم جهانی کوشش خاصی انجام نمی‌دهند. شیوه رهبری و سیاست‌های ترامپ، تأییدکننده فرضیه‌اش مبنی بر این‌که نظم جهانی دچار هرج و مرج‌ شده است. به همین دلیل من فکر می‌کنم ترامپ ممکن است یکی از شخصیت‌های تاریخی باشد که نشان‌دهنده پایان یک دوره است. متأسفانه ما رهبرانی نداریم که به‌دنبال بحث و بررسی مسئله ایجاد و حفظ نظم جهانی باشند و امروزه چنین مباحثه‌ای وجود ندارد و این چیزی است که به آن نیازمندیم.

 

ترامپ غیردموکراتیک‌ترین رئیس‌جمهوری امریکاست

(اطلاعات، 31/4/97)

آلبرایت، وزیرخارجه اسبق امریکا، ترامپ را غیردموکراتیک‌ترین رئیس‌جمهوری تاریخچه مدرن امریکا ارزیابی کرد که دنیا را به دو دسته بازنده و برنده تقسیم می‌کند. وی گفت ترامپ نمی‌فهمد که دموکراسی هم اراده اکثریت و هم حقوق اقلیت را دربرمی‌گیرد. ترامپ ارزش ویژه‌ای برای انتقال پیام‌های بی‌ادبانه و مختل‌کننده امور خود به عموم قائل است، اما این‌که پشت درهای بسته چه اتفاقی افتاده را نمی‌دانیم.

 

مکانیزم سقوط شاه

(ایران، 10/6/97)

مقصود فراستخواه: اگر دستگاه پهلوی با وجود آن همه رشد اقتصادی و حجم عظیم مدرانیزسیون دولتی نهایتاً از هم پاشید به این علت بود که آقایان در آن زمان مغرور به نفت و حامیان خارجی و متملقان ذی‌نفع داخلی و سهامداران میانی و کارشناسان و بولتن‌سازان دور و بر خویش شدند.

 

امریکا در خدمت ولیعهد عربستان

(جمهوری اسلامی، 20/5/97)

سوزان رایس، مشاور امنیت ملی دولت اوباما، گفت: امریکا در مشارکتی تازه و بی‌چون‌وچرا با عربستان سعودی دنباله‌رو شده است، نه راهبر. ما همواره تسلیم اقدامات ولیعهد سعودی شده‌ایم، حتی اگر اقداماتی ناشی از بی‌فکری و مضر باشد. ترامپ به دلایلی که همچنان نامعلوم است این پیام را به ولیعهد داده که امریکا در خدمت اوست.

 

سندرز علیه تبعیض در امریکا

(جمهوری اسلامی، 24/6/97)

سندرز در روز کارگر از دونالد ترامپ به‌خاطر توجه به ثروتمندان امریکایی انتقاد کرد... در زمانی که افرادی ثروت‌های هنگفت دارند نابرابری درآمدها، شکاف میان افراد بسیار ثروتمند و دیگران همچنان رو به افزایش است. لایحه‌ای در این زمینه ارائه داد که اگر کارگری دستمزد پایینی را دریافت کرده و مجبور شود از دولت فدرال کمک دریافت کند، به همان میزان از کارفرمایش مالیات گرفته می‌شود.

 

تحلیل اوباما از جامعه امریکا

قدرت بی‌سابقه اقلیت دو درصدی که سرمایه، دانش و اطلاعات را در امریکا در انحصار دارند

1 ـ یکی از شاخصه‌های دموکراسی این است که هیچ فردی به طبقه حاکم تبدیل نشود و پس از مدتی خدمت به‌طور داوطلبانه کنار کشیده و صحنه را برای نسل جدید باز کند. امروز دموکراسی را در تهدیدی جدی می‌بینم.

... اکثریت ما توافق داریم که با «عدالت برای همه» به رشد بیشتری می‌رسیم. عدالت برای همه یعنی عدم قضاوت یا ارائه فرصت‌ها بر اساس مذهب، رنگ، نژاد، جنسیت یا طبقه اقتصادی.

2 ـ امریکا خطاهای زیادی در رهبری جهانی داشته است. خطاهایی مثل جنگ ویتنام، جنگ عراق. امریکا گذشته‌ای پرخطا و جهتی رو به رشد داشته.

... رشد امریکا مدیون رهبرانمان نبوده، بلکه مدیون نیروهای فعال، خلاق و مبارز ولی خاموش و گمنام و بی‌صدا بوده است... ما با شعله‌ورکردن خصومت‌ها قدرت خود را حفظ کرده‌ایم. اکنون در چنین دوره‌ای قرار داریم. این دوره با ترامپ شروع نشد. ترامپ معلول است نه علت. ترامپ محصول کینه‌ها و تبعیض‌هایی است که ریشه در تاریخ ما و به‌خصوص در تحولات دهه اخیر دارد و اکنون در حزب جمهوریخواه لانه کرده است.

3 ـ اقلیتی که سرمایه و دانش و اطلاعات را در اختیار گرفته‌اند به قدرت بی‌سابقه‌ای تبدیل شده‌اند که می‌توانند قدرت سیاسی را با دورزدن مکانیزم‌های دموکراتیک تعیین کنند. این اقلیت با ایجاد معافیت‌های مالیاتی و حذف قوانین تنظیم سرمایه سبب عمیق‌ترشدن شکاف طبقاتی و نابرابری‌ها شدند. این شکاف‌های طبقاتی سپس به اختلافات قومی، نژادی، ملی و مذهبی دامن زد و سیاستمداران را به محافظه‌کاری کشاند. ده سال پیش وقتی رئیس‌جمهور شدم در بحران عظیمی قرار داشتیم، روزی ۸۰۰ هزار شغل از دست می‌دادیم، میلیون‌ها نفر بی‌خانمان شدند، ولی توانستیم از آن بحران عبور کنیم و با قانونمندکردن سرمایه شکوفایی اقتصادی را احیا کرده و با ایجاد بیمه درمانی برای همه و ایجاد فرصت‌های شغلی به سمت کاهش شکاف‌های طبقاتی رویم. این‌ها را می‌گویم که بدانید شکوفایی اقتصادی فعلی امریکا محصول چه دوره‌ای است و به یک‌سال اخیر مربوط نیست.

... اقلیت حاکم از اموال مردم و درآمد طبقه متوسط به دو درصد سرمایه‌دار و صاحبان کمپانی‌های بزرگ سوبسید می‌دهند، با متحدان امریکا دشمن شده و به روسیه نزدیک شده‌اند، سیستم دموکراتیک نظارت را به هم زده‌اند، سیستم ناکارآمد شده و تنها نیرویی که می‌تواند قدرت را مهار کند به صحنه‌آمدن شما مردم است. حتی اگر با ایده دموکرات‌ها مخالفید برای بازگرداندن حاکمیت قانون، پاسخگوکردن قدرت، بازگرداندن صداقت و مبارزه با فساد به صحنه آیید... ما باید برای بهترشدن مبارزه کنیم نه برای کامل‌شدن... در بین جمهوری‌خواهان کسانی که انسانیت دارند هم یافت می‌شوند. من در اوج سیاست‌های تبعیض‌آمیز و فساد کنونی خیزش جوانان را می‌بینم که آینده خوبی را رقم زده و کشور را از این وضعیت نجات می‌دهند.

 

حمله نظامی نئوکان‌ها به ایران؟

(اعتماد، 10/5/97)

سید حسین موسویان: در شرایط فعلی واشنگتن، نظامی‌ها و ترامپ خواستار جنگ با ایران نبوده و گفت‌وگوی بدون پیش‌شرط را ترجیح می‌دهند، اما سیاستمداران مهمی چون جان بولتون، مشاور امنیت ملی و پمپئو وزیر خارجه در ذهنشان تغییر رژیم، حمله نظامی و عدم گفت‌وگو با ایران است.

 

چگونه می‌توان از درگیری امریکا و ایران پرهیز و برجام را حفظ کرد

(ایسنا، 6/5/97)

سید حسین موسویان: 1. یک احتمال گفت‌وگوی مستقیم میان امریکا و ایران است که مطابق اعتقاد ترامپ تحریم‌های افراطی علیه ایران بالاخره سبب مذاکره میان ایران و امریکا خواهد شد. منتها در این شرایط پذیرش مذاکره توسط ایران به معنای تسلیم در برابر فشار و تهدید خواهد بود و این یعنی تحقیر ایران و شکستن غرور ملی ایرانیان؛ 2. گزینه دیگر ادامه برجام بدون امریکاست، مشروط بر اینکه امریکا برای سایر کشورها و همکاری اقتصادی با ایران مزاحمت ایجاد نکرده و سبب نقض برجام توسط آن‌ها نشود.

 

با مصدق نمی‌توان قرارداد بست؟!

پمپئو در جمع ایرانیان مقیم امریکا به فساد مسئولان کشور اشاره کرد. چند سالی است که چه از جانب اصولگرایان دلسوز و چه از سوی اصلاح‌طلبان و دیگر دلسوزان گفته می‌شود: تهاجم خارجی و انقلاب رنگی کاری از پیش نمی‌برند، اما فساد سیستماتیک موجب فروپاشی خواهد شد. ما در این امر قصور داشته‌ایم و متأسفانه پمپئو در جنگ روانی علیه ایران از این موضوع استفاده کرد. اگر او می‌خواست به دولت مصدق اشاره کند آیا می‌توانست نمونه‌ای از فساد ارائه دهد؟ حتی انگلیسی‌ها به نقل از دکتر آبراهامیان در کتاب «کودتا» گفته‌اند: «با مرد شریفی مانند مصدق نمی‌شود قرارداد نفت بست.» آن‌ها با مفسدان که با خود کمپانی نفت سنخیت داشتند و پس از کودتا قرارداد بستند.

انفعال در برابر ناروایی‌ها در حوزه علمیه

(شرق، 20/6/97)

در روزهای گذشته، محمدجواد حجتی کرمانی در پی حادثه اخیر مدرسه فیضیه قم به آیت‌الله مصباح‌یزدی هشدار داد که در حال حاضر، انگشت اتهام به‌سوی او و جبهه پایداری است و در همین راستا او را به مناظره دعوت کرد. وی همچنین در نامه‌ای به مسئولان حوزه علمیه نوشت: «سؤال من از مسئولان بزرگوار حوزه مقدسه علمیه قم که باید چشم‌ و چراغ دنیای اسلام و تشیع باشند، این است که اولاً چرا و چگونه می‌شود چنین ناروایی‌هایی در قلمرو اداره و مسئولیت شما برادران بزرگوار پدید آید و شما دست روی دست گذاشته باشید و ثانیاً در قبال حرکات زشت این عده که به نام حوزه و روحانیت انجام شده، حضرات بزرگوار چه عکس‌العملی داشته‌اید و برای تعقیب کسانی که آبروی حوزه مقدسه علمیه و عاصمه فقه و تشیع و انقلاب اسلامی را برده‌اند چه‌کار کرده‌اید؟

 

اسرائیل و ایران در سوریه

جوناتان اسپایر: پروژه ایران چندجانبه است و ایجاد ساختارهایی در داخل نیروهای امنیتی سوریه را نیز شامل می‌شود. بعید است اسرائیل با تکیه بر حملات هوایی و قتل‌های هدفمند بتواند ایران را به رویگردانی از تصمیم استراتژیک خود و رها کردن همه این سرمایه‌ها وادار کند. فارین پالیسی  

فروپاشی یا نقش‌آفرینی مردم؟

 

مناظره‌ای راهبردی میان عباس عبدی و علیرضا شجاعی‌زند در مجله فرهنگ و علوم انسانی عصر اندیشه انجام گرفته که گزینشی از آن را در این بخش می‌خوانیم. علاقه‌مندان می‌توانند مشروح مناظره را در شماره هفدهم مجله عصر اندیشه بخوانند.

عباس عبدی: در جامعه ایران، نهادها کارکرد خود را از دست داده‌اند و عمده مشکلات در اختلافات نهادی است. اگر کارکرد نهادها رو به بهبود نرود و از سوی دیگر تراکم مطالبات سال‌های گذشته و عدم پاسخگویی به آن‌ها به درخواست‌های اجتماعی را به‌صورت فورانی افزایش خواهد داد و حتی به بروز چالش‌ها و تنش‌های بیشتر می‌انجامد و روند فروپاشی جامعه را تسریع می‌کند. به‌خصوص حوزه اقتصادی، سیاست و اجتماعی که به‌شدت ضعیف و ناکارآمد شده‌اند و نظارت‌های پلیسی، قضائی و رسانه‌های رسمی عملاً بی‌اعتبار شده است. افزایش بی‌اعتمادی مردم و رشد تنش‌های سیاسی در سطح ساخت رسمی جامعه یکی از منابع تشدید تنش‌هاست و با این روند ظرفیت پایداری و انسجام اجتماعی کمتر می‌شود، ولی همچنان امید به اینکه به راه‌حلی برای برون‌رفت برسیم وجود خواهد داشت.

این دیدگاه در تعریف جامعه ایران می‌گوید ابتدا باید ببینیم منظورمان از جامعه ایران چیست. جامعه به‌تنهایی معادل مفهوم جامعه نیست. جامعه خود را در شکل سازمان‌ها و نهادها متجلی می‌کند؛ مانند نهاد دین یا دولت، آموزش و خانواده. این نهادها وظایف و کارکردهایی دارند که باید آن‌ها را شناخت. همه نهادها دچار تحول شده‌اند، اساساً جامعه مدرن جامعه متحولی است و تفاوت آن با جامعه سنتی در این است که تحولات در آن بسیار بطئی بود. جامعه‌ای پویاست که اعضا و نهادهای آن بتوانند به‌سرعت خود را با این تحولات تطبیق دهند و کارکردهای جدیدی از نهادها را به‌روز کند و جامعه را قوام دهند و به جلو ببرند. پرسش این است که آیا نهادها در جامعه کارکرد خود را دارند یا به سمتی حرکت می‌کنند که کارکردهای خود را بهبود بخشند؟

در میان نهادهای موجود، تنها نهادهایی که کارکرد خود را انجام می‌دهند نهاد خانواده و سپس نهاد حکومت و تأمین نظم است؛ البته نهاد حکومت هم در مواردی کارکرد نهادهای دیگر را تقبل کرده است و این سایر نهادها را ناکارکرد می‌کند. کارکرد اصلی نهاد سیاست، حل‌وفصل اختلاف‌ها از طریق مسالمت‌آمیز است. حکومت می‌تواند رئیس‌جمهوری را به سرمایه نمادین و اجتماعی تبدیل کند، ولی این اتفاق نمی‌افتد و این نشان می‌دهد نهاد سیاست قادر به ایفای نقش کارکردی خود نیست. نهاد خانواده هم که بالنسبه کارکرد خود را انجام می‌دهد، به‌دلیل بی‌ثباتی در کل جامعه دچار اختلال نسبی شده است؛ طلاق، جنایات خانوادگی، روابط نامشروع و خیانت در خانواده نشان‌دهنده این است که این نهاد نیز دچار مشکل است. در لایه‌های زیرین جامعه هم مشکلات بروزنیافته‌ای وجود دارد. تنها عاملی که قوام جامعه را حفظ کرده، قدرت دولت است، هرچند به‌صورت مکانیکی باشد، اما اینکه تا چه زمانی می‌توان این کار را انجام داد؟ مگر آنکه فرصتی برای بازسازی نهادها وجود داشته باشد. مجموعه نهادها، کارکرد اصلی خود را پیدا کنند و ارتباط مردم با همدیگر و بنیادهای جامعه بر پایه این نهادها قرار بگیرد. در این چارچوب و در جامعه ایران تجربه سیاست و دین یعنی دوقطبی شدن آن‌ها منشأ خطر است، زیرا عناصر تجزیه‌شده و دوقطبی در کنار هم قرار نمی‌گیرد و با هم تفاهم نمی‌کنند و به‌صورت دو جامعه خود را نشان می‌دهند که بقای هریک به حذف دیگری می‌انجامد. در جوامع دیگر مانند امریکا این تجزیه وجود دارد، ولی کاری به یکدیگر ندارند و این تفاوت ما با جوامع دیگر است.

عبدی ادامه می‌دهد: تغییر را باید به‌رسمیت شناخت و اگر هم غرب حرف ما را گوش نکرد، مسئله ما نیست، اما پذیرش مدرنیته بدون به‌رسمیت شناختن سنت و احترام واقعی به آن مثمرثمر نیست. توافق و تفاهم بر روش می‌تواند دربرگیرنده سنت و مدرنیته باشد. توجه داشته باشیم هریک می‌تواند علیه جریان دیگر موضع خود را بیان کند،‌ اما اگر یک طرف بخواهد با زور دیگری را به‌طرف خود بیاورد، مشکل‌ساز می‌شود. این دیدگاه نظریه جامعه فروپاشیده را در بوته نقد نهاده و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا مصادیقی از جامعه فروپاشی‌شده وجود دارد که فقط با قدرت حفظ شده باشد؛ یعنی دولت مطلقه‌ای توانسته باشد با توسل به زور یک اجتماع متفرق را به‌صورت تصنعی حفظ کند. به این مفهوم که نظامی که خود عامل فروپاشی اجتماع بوده حالا به مانع فروپاشی تبدیل شده باشد، آن هم نه با سیاست و تمهیدات درست و رفع مشکل، بلکه با قدرت سخت. طرفداران این نظریه در نقد نظریه فروپاشی جوامع می‌گویند فروپاشی اجتماعی بیشتر درباره کشورهایی صدق می‌کند که بر مبنای یک اتحادیه شکل گرفته است و فروپاشی بر پایه افتراقات قومی و مذهبی نیز به‌مراتب قوی‌تر از فروپاشی بر پایه ناکارآمدی و اختلافات نهادی است. نباید از نظر دور داشت که افتراق و کشاکش در همه جوامع وجود دارد و اختلافات نهادی و ضعف انسجام اجتماعی یک پدیده رایج در دوره مدرنیته متأخر و جهانی شده است، آنچه مهم است شیوه مواجهه با آن است. فارغ از اینکه یکی از کارکردهای حاکمیت، شناسایی ضعف‌های انسجام اجتماعی و برطرف‌کردن آن باشد، ضمن آنکه باید ببینیم چه عاملی فراتر از این‌ها شرایط ایران را خاص کرده است.

علیرضا شجاعی‌زند: آسیب‌ها و ناکارآمدی‌ها همیشه و در همه جوامع وجود داشته و جامعه ایران ویژگی خاصی ندارد، به همین دلیل هم با شرایط فوق‌العاده‌ای روبه‌رو نیستیم که با فروپاشی اجتماع مواجه شدیم. اصطلاح فروپاشی در زبان فارسی معنایی نزدیک به زوال و نابودی دارد و به‌ندرت از آن گسست و واگرایی و از هم جدا شدن پیوندهای اجتماعی تعبیر شده است. مترجمان نیز فروپاشی را در جامعه‌شناسی به‌معنای گسیختگی اجتماعی ترجمه کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد فروپاشی در نگاه تحلیل‌گران بیشتر از جنبه سیاسی به‌کار برده می‌شود.

اینکه با در نظر گرفتن شواهد و واقعیاتی از جامعه نتیجه‌گیری کنیم که این مسیر به یک نتیجه خاص؛ یعنی فروپاشی اجتماعی منتج می‌شود، این ادعا به اثبات نیاز دارد و مجموع عوامل مؤثر در وقوع آن و خود معلول باید رصد شوند. مدعیان نظریه فروپاشی «روند رو به گسترش فروپاشی» و فرآیند شکل‌گیری آن را در فکت‌ها و نمونه‌هایی نشان می‌دهند، اما باید توجه کنیم فکت‌ها از پشتوانه‌های نظری و مفهومی درست برخوردار باشند و مشکل روایی هم نداشته باشند و در قالب یک منطق روش‌شناختی و آماری استفاده شوند. در این صورت باید دید آیا آن‌ها معرف و نشانه‌های فروپاشی اجتماعی هستند یا خیر.

در رابطه با حاکمیت و جبران اختلافات کارکردی نیز این پرسش به ذهن متبادر می‌شود که آیا قدرت دولت همانند قدرت مطلقه و در مقابل مردم است و مردم هم بسان موم مطیع هستند و در اختیارند. در این صورت این تصویر از جامعه ایران با واقعیت جامعه همخوانی ندارد. مردم به‌مراتب قوی‌تر از دولت و حاکمیت نقش‌آفرینی می‌کنند و تا به حال اجازه نداده‌اند نظام فروپاشی شود. بدین‌گونه رابطه دولت-ملت از دیدگاه طرفداران کارکردگرایی را به نقد می‌کشند و به این پرسش مهم می‌پردازند که جامعه فروپاشیده چگونه می‌تواند نجات‌بخش نظام و حاکمیت و دولت‌ها باشد و آیا جامعه فروپاشی‌شده توان جبران گسست‌های سیاسی و ساختاری را دارد؟ برای نمونه می‌توان حادثه دی‌ماه 96 را از لحاظ حجم و گستردگی با اتفاقات سایر کشورها مقایسه کرد و آنگاه به این نتیجه برسیم که در کشورهای دیگر همین نارسایی‌ها و مشکلات و نقصان‌ها وجود دارد، اما مستقیماً آن را به حساب نظام سیاسی نمی‌گذارند و این‌چنین نتیجه‌گیری نمی‌شود که به‌دنبال این نارسایی‌ها مشروعیت آن نظام از دست رفته یا جامعه دچار فروپاشی شده است. ضمن آنکه در جامعه ایران مشارکت‌های سیاسی و انتخاباتی که به‌دفعات تکرار شده نشان‌دهنده این است که از مشروعیت نظام کاسته نشده است. در ایران کوچک‌ترین اتفاق چه به‌لحاظ حجم و چه موضوع یک‌باره به یک مسئله ملی تبدیل می‌شود، درحالی‌که در جوامع دیگر این‌گونه نیست. آیا عوامل و پارامترهای ویژه‌ای در جامعه ایران است که چنین سیاست‌هایی را رقم زده است.

طرفداران نظریه کارکردگرایی، نسخه شفابخش جامعه ایران را تطهیر دوگانه دین و مدرنیته می‌دانند. به‌شکلی که با تجدیدنظر باورهای دینی و سیاسی و فرهنگی آن‌ها را همسو و هم‌راستا با مدرنیته بسازیم، درحالی‌که در جوامع دینی نظیر ایران شرایط ویژه‌ای حاکم است. این دیدگاه مسئله جامعه ایران را نه مربوط به گفت‌وگو می‌داند و نه مربوط به به‌رسمیت شناختن مدرنیته و نه مربوط به عدم تعادل سازنده با غرب و مدرنیته، بلکه راه‌حل را در گفتن ما و شنیدن از سوی آن‌ها (غرب) ارزیابی می‌کند، به‌طوری‌که جرئت گفتن پیدا کنیم و به آن‌ها بفهمانیم که خوب است قدری هم بشنوند. با این توجه که نباید به منازعه کارسازی‌شده‌ای تن بدهیم و از موضع دفاع از سنت به تقابل با مدرنیته بپردازیم، بلکه بحث اصلی منازعه و رقابت میان دین و مدرنیته است، آن هم اسلام و مدرنیته و باید مراقب بود که این منازعه به دعوای سنت و مدرنیته کاهش نیابد.

 

     فهرست چشم انداز 111 صفحه اول |  بايگاني سال 1397 |