فهرست چشم انداز 110 صفحه اول |  بايگاني سال 1397 |    

 چشم انداز ایران - شماره 110 تير و مرداد 1397

 

چشم‌انداز خوانندگان

 

اميدوارم خوب و خوش و سلامت باشيد

ممنون از ارسال الكترونيكي چشم‌انداز ايران و چاپ خاطرات آقاي بهمن بازرگاني

همچنين خوشحال شدم ديدم مقاله‌اي از والتر بنيامين چاپ كرديد.

مؤيد و سلامت باشيد ـ اميرهوشنگ افتخاري راد

***

آقاي دكتر علوي و افراد زيادي از سرمقاله 109 نشريه تشكر كردند و گفتند جا دارد در زمان فعلي يك نظريه‌پردازي مناسب با وضعيت نيروها در كشور انجام بشود.

***

 

 با سلام و آرزوی سلامت برای جنابعالی و همکاران

 از ارسال شماره جدید چشم‌انداز چشم‌نواز و آگاهی‌دهنده به‌وسیله پست‌الکترونیک سپاسگزارم. از خدا وند قبولی طاعات شما را در این ماه مبارک خواستارم و التماس دعای خیر دارم.

سعید مینوکده


ولی‌فقیه، منتصب خدا یا منتخب مردم؟

گزارشی از یک جلسه

عباس توکل

یکی از موضوعات جنجالی و تأمل‌برانگیز در کشور ما مسئله ولایت‌فقیه است اما متأسفانه باید گفت کمتر جلسه و همایشی در میان اجتماع به این مسئله اختصاص یافته است. فضای آکادمیک و دانشگاه‌ها اما نشان داده که همواره تاب سکوت پیرامون موضوعات اساسی جامعه را ندارد و بی‌تفاوتی نسبت به آن‌ها را برنمی‌تابد. بر همین بنیاد روز یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان جلسه عمومی مناظره درباره مسئله ولایت‌فقیه برگزار شد. مناظره‌ای که به همت انجمن اسلامی دانشجویان بین دو تن از روحانیون مشهور یعنی آقای احمد عابدینی (شاگرد مرحوم آیت‌الله منتظری) به‌عنوان مخالف ولایت انتصابی فقیه و آقای قاسم روان‌بخش (شاگرد آیت‌الله مصباح یزدی) در نقش موافق و مدافع آن، شکل گرفت. متن زیر گزارشی مختصر و خودمانی از این جلسه پرتنش و طولانی است:

همه نشسته بودند که ساعت 15:30 سخنرانان آمدند و جلسه رسمیت یافت. عابدینی پس از تأکید بر اهمیت مناظره و گفتگو گفت: این جلسه بحث و امثال آن از اختلاف و تفرقه کم می‌کند. دعوا کافی است و اکنون برای حل مشکلات کشور نیازمند هم‌اندیشی، گفتگو و تبادل‌نظر هستیم.

روان‌بخش پس از تبریک اعیاد شعبانیه و تشکر از انجمن اسلامی گفت: این جلسه، همان کرسی آزاداندیشی مدنظر رهبری است.

عابدینی: ولایت با حکومت فرق دارد. پیامبر از طرف خدا رسول است، ولی رسالت او بدین معنا نیست که از جانب خدا حاکم نیز هست. بلکه وقتی مردم مدینه پیامبر را دعوت کردند و شرایط در مکه تنگ و سخت شد، رسول خدا به مدینه رفت و در آنجا توسط مردم عهده‌دار حکومت شد. پیامبر، حاکمیت را رسالت الهی خود نمی‌دانست و در امور مردم از آنان مشورت می‌گرفت درحالی‌که در امور دینی چنین نبود. اگر کسی ادعا کند حکومت رسول‌الله از جانب خداست، باید دلیل بیاورد.

روان‌بخش: بحث خوبی را شروع کردند چون تا ولایت پیامبر اثبات نشود، بحث به ولایت‌فقیه نمی‌رسد. ما سه نوع منکر حکومت داریم که شما باید بگویید از کدام نوع هستید: 1- نظریه علی عبدالرزاق مصری در سال 1925: اسلام صرفاً برای تعالی اخلاقی و هدایت بشر آمده و بس و در حکومت و سیاست دخالت نکرده و یک آیه در قرآن درباره سیاست نداریم؛ 2- نظریه آقای بازرگان (در کتاب خدا-آخرت): در قرآن آیات سیاسی وجود دارد، ولی ما نباید اجرا کنیم چون هرگاه حکومت دینی تشکیل شده، ناموفق بوده است و 3- نظریه روشنفکرانی مانند کدیور، مجتهد شبستری و سروش: اصلاًاسلام حق ندارد در بحث سیاسی وارد شود. این افراد سکولار هستند و امور دنیای مردم را کاملاً از دین جدا می‌دانند. اول باید مشخص شود حضرت‌عالی در کدام دسته‌اید؟

ما آیات فراوانی در قرآن داریم که صریح هم هستند: یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس...، اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...، آیات درباره قتال، آیات جهاد جاهد الکفار و المنافقین که همه درباره حکومت است. 70-80 درصد قرآن حکم حکومتی است.

عابدینی: من قبلاً مقاله خود را به انجمن اسلامی داده‌ام و به آن‌ها گفتم که پیش از جلسه آن را به طرف مذاکره‌کننده‌ام بدهند تا بخواند و با نظریاتم آشنا شود. چنین انتظار داشتم که شما آن را خوانده‌اید و تا همین دیشب هم از آن‌ها می‌خواستم تا مقاله، کتاب یا رساله‌ای از شما نیز به من بدهند تا بخوانم و از دیدگاه‌های شما مطلع شوم تا کمی جلو باشیم و مناظره به نتیجه‌ای برسد، ولی متأسفانه این اتفاق نیفتاده است. مثلاً در آن مقاله توضیح داده‌ام که ما با نظر علی عبدالرزاق مخالفیم. ضمناً چرا شما صحبت‌های مرا جواب نمی‌دهید و از دیگران اسم می‌برید؟! ممکن است من حرف و فکری نو داشته باشم. چرا ما همیشه دلمان می‌خواهد حرفی که دیگران زده‌اند را پیروی کنیم و فکر نو و تازه و کلاً هر نوآوری را نبینیم؟ آیا نمی‌شود خود عابدینی، یک نظریه چهارمی داشته باشد؟

با یک سرچ اطیعوا در قرآن نمی‌توان نتیجه گرفت که حکومت از خدا به پیامبر داده شده است. باید قبل و بعد آیه را دید. بحث آیه چیست؟ همان‌طور که می‌دانید اطیعوالله و اطیعوالرسول در مدینه نازل شده و مکّی نیست، درحالی‌که از ابتدا در مکه هم یاران پیامبر و افرادی که به او ایمان داشتند بودند. این آیه مدنی است و اشاره دارد به اهل مدینه که با پیامبر قراردادهایی بستند و از آن‌ها می‌خواهد به قول و قرارهای خود با پیامبر به‌عنوان حاکم مدینه، پای‌بندی نشان دهند. همچنین حکم این آیه مولوی نیست، بلکه ارشادی است.

روان‌بخش: مسلمانان در مکه هم نماز می‌خواندند و... ولی آیه اطیعواالله در مدینه نازل شد که ناظر به امور حکومتی است. ضمن آنکه آیه اوفوا بالعقود با آیه فاحکم بین الناس فرق دارد.

درباره نوآوری هم باید دانست که با بدعت فرق دارد. نواندیشی اگر از چارچوب خارج باشد، اسمش بدعت است نه نوآوری.

عابدینی: ما نمی‌گوییم آیه اطیعواالله مربوط به نماز است، بله، مربوط به حکومت است ولی از چه نظر؟ درباره حکومت است از این جهت که به مردم می‌گوید قولی که به پیامبر در جایگاه حاکم خود دادید را عمل و از او اطاعت کنید.

روان‌بخش: چرا در این آیه اطیعوا را تکرار کرده است؟ می‌توانست اطیعواالله و الرسول باشد، ولی اطیعواالله و اطیعوا الرسول آمده. پس درباره امور عبادی نیست، چون آن چیزی که خدا گفته و پیامبر هم می‌خواهد همان را بگوید نیاز به اطیعوا دوباره ندارد. نکته اینجاست که خود پیامبر هم هر چه گفت باید انجام شود و مربوط به احکام و دستورات پیامبر است نه خدا. در ضمن حکم ارشادی یعنی عقل به چیزی حکم می‌کند و بعد شرع به آن ارشاد می‌کند. مثل اینکه عقل می‌گوید عدالت خوب و ظلم بد است و بعد شرع با آیه اعدلوا هو اقرب للتقوی به آن ارشاد می‌کند. چرا شما می‌گویید اطیعوا حکم عقل است و این آیه ارشادی است؟ الآن این همه مردم با عقل خوشان به اینجا رسیده‌اند که از خدا اطاعت نکنند. پس درست است؟! ضمناً مصادیق عدالت را هم عقل معلوم نمی‌کند بلکه شرع معلوم می‌کند. برای مثال چون عدالت و مساوات خوب است پس در چهارراه همه با هم حرکت کنند؟! پس اینکه آمبولانس زودتر برود بی‌عدالتی است؟! و... پیامبر چرا این همه به خود زحمت می‌دهد و بارها اعلام می‌کند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه؟ این یعنی علی را نصب می‌کند و نشان می‌دهد عقل مردم نمی‌رسید. مردم خودشان نمی‌فهمیدند که علی از ابوبکر بهتر است و به همین دلیل پیامبر در غدیر علی را از طرف خدا به امامت و خلافت معرفی می‌کند.

عابدینی: تفاوت حضرت علی با دیگران چند درجه نبود، بلکه صدها درجه بود. اتفاقاً افرادی که ابوبکر را به‌جای علی انتخاب کردند از عقلشان پیروی نکردند. نگوییم از عقلشان پیروی کردند و به اینجا رسیدند! ابوبکر هیچ امتیازی نسبت به علی نداشت و همه می‌دانستند. آن‌ها از هوی و هوس خود پیروی کردند. من می‌گویم جامعه باید به حدی از رشد عقلی برسد که خودش انتخاب کند؛ بنابراین علی بهترین است و اگر مردم به آن رشد برسند او را انتخاب می‌کنند. در حقیقت دین هم آمده که تزکیه کند، تعلیم دهد و عقل مردم را رشد دهد، نه اینکه حکومت کند.

روان‌بخش: مردم در حکومت پیامبر و 23 سال زحمات و ارشادات آن حضرت به این حد از رشد نرسیدند و خواص و گل‌های سرسبد جامعه یعنی مهاجرین و انصار، پس از پیامبر به‌رغم نص صریح ایشان بر حاکمیت و امامت علی (ع) به انحراف رفتند. حال اگر حکومت دست دیگران باشد، آیا می‌گذارند جامعه به این رشد برسد؟

 

 

 

 

     فهرست چشم انداز 110 صفحه اول |  بايگاني سال 1397 |