فهرست چشم انداز 108 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - شماره 108 اسفند 1396 و فروردين 1397

 

آموزش تاریخ در راستای تحکیم صلح

رحیم روح‌بخش

  چهارمين همايش آموزش تاريخ در مدارس (کرمان) در تاریخ پنجم بهمن 96 در شهر کرمان برگزار شد. پیش از این نیز چهار همايش دیگر در شهرهاي تهران،‌ اصفهان و كرمان توسط كارگروه آموزش و پرورش انجمن ايراني تاريخ و با همكاري اساتيد و معلمان تاريخ این شهرها برگزار شده است. این همایش تجربه ارزشمندی است كه نيل به اهداف عاليه آن جز با همكاري اساتيد و معلمان تاريخ اقصي نقاط كشور ميسر نمي‌شود. طرفه اينكه گروه‌های تاريخ آموزش و پرورش چند استان ديگر ازجمله سيستان و بلوچستان و مازندران در نوبت بعدی برگزاري این همایش‌ها هستند. در زیر به شرحی مختصر از این همایش و سخنرانی دكتر عبدالرسول خيرانديش، استاد پيشكسوت گروه تاريخ دانشگاه شيراز، در مراسم افتتاحیه این همایش خواهیم پرداخت.

بدون تردید آینده رشته تاریخ در سرزمین ایران، مستلزم نوزایی همه‌جانبه و بازاندیشی در باب مفاهیم و ساحت‌های گوناگون این دانش است. با اندک تأمّلی در وضعیت کنونی این رشته، می‌توان به نقاط ضعف فراوانی در عرصه‌های گوناگون ازجمله روش‌های آموزش تاریخ (در مقاطع تحصیلی گوناگون)، کتاب‌های درسی تاریخ، سطحی‌نگری و نپرداختن به جزئیات تاریخ محلی، نوع نگاه جامعه به رشته تاریخ و دانشجویان این رشته، وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان و مواردی از این نوع پی برد. بی‌شک دیدن و بررسی کردن همۀ این مسائل و معضلات، اولین گام در جهت برون‌رفت از این رکود علمی است. به‌نظر می‌رسد در گام نخست باید تحولی عظیم در شیوه‌های آموزش تاریخ از آغازین مقاطع تا رسیدن به آخرین مقطع ایجاد کرد. تجربه سال‌ها تدریس در حوزه تاریخ به ما می‌آموزد که در این راستا پیش از هر اقدامی باید بر میزان اشتياق دانش‌آموزان یا دانشجویان افزود؛ شور و نشاطی که باید از معلمان و آموزندگان تاریخ به مخاطبان منتقل شود. تدریس تاریخ نیز همچون تدریس هر درس دیگر نیازمند تخصص، عشق و انگیزه است از طرفی دیگر، بسیاری از شیوه‌های تدریس رشته تاریخ قدیمی بوده و مدرسان این رشته نیازمند تکمیل دانش خود به‌ویژه آموختن نحوه استفاده از رسانه‌ها و فناوری‌های نوین، اینترنت، تصاویر و مواردی از این قبیل است.

آنچه مبرهن است در نگارش کتاب‌های درسی رشته تاریخ نیز باید از متخصصان این حوزه استفاده کرد و از طرفی، در نگارش کتاب‌های تاریخی نیز باید از ارائه تاریخ سیاسی صرف خودداری کرده و به سایر ساحت‌های تاریخ، توجه کرد. بدون تردید یکی از این ساحت‌ها، تاریخ‌نگاری محلی است. مسلّم است که مسئله عشق و علاقه به زادبوم و زادگاه و بیان وضعیت اجتماعی آن از گذشته‌های بسیار دور به‌عنوان یکی از ویژگی‌های انکارناپذیر تاریخ‌های محلی است و همین امر می‌تواند در افزایش انگیزه دانش‌آموزان و دانشجویان تاریخ مؤثر باشد. از همین رو، یکی از محورهای چهارمين همایش آموزش تاريخ در مدارس با موضوع «تاریخ محلی کرمان و پیوند آن با آموزش تاریخ» به‌طور ویژه به استان کرمان اختصاص یافته كه خوشبختانه با دریافت چندين مقاله علمی و کارآمد، نقش و جايگاه تاريخي اين استان در عرصه آموزش، به‌خصوص آموزش تاريخ بازكاوي شده است. علاوه بر آن شیوه‌های تدریس، کتاب‌های درسی، ایجاد انگیزش و موارد این‌چنینی فقط بخشی کوچک از نظام درهم ‌تنیده نهاد آموزشی تاریخ بوده و بدون تردید تغییر در نوع نگرش جامعه به تاریخ و از آن مهم‌تر تلاش برای فراهم کردن بستری برای اشتغال فارغ‌التحصیلان تاریخ و جلوگیری از سرخوردگی آنان از اولویت‌های آینده‌نگری رشته تاریخ است. امید آنکه این اهداف در آینده‌ای نه‌چندان دور تحقق یابد.

 به دنبال برگزاری سومین همایش آموزش تاریخ در مدارس، گروه تاریخ دانشگاه شهید باهنر و شعبه انجمن ایرانی تاریخ کرمان پیشنهاد برگزاری چهارمین دوره را در این استان به هیئت‌مدیره انجمن ایرانی تاریخ ارائه کرد که مورد تأیید واقع شد. در پي آن کارگروه آموزش و پرورش انجمن ايراني تاريخ متشكل از تعدادي از معلمان پژوهشگر تاريخ در تهران با همكاري گروه تاريخ دانشگاه كرمان، مسئوليت علمي و اجرايي همايش را عهده‌دار شدند. در گام نخست، طي فراخوان ارسال مقالات حول چهار محور اصلی «تاریخ آموزش در ایران»، «روش آموزش تاریخ در مدارس»، «معلم و آموزش تاریخ» و «تاریخ محلی کرمان و پیوند آن با آموزش تاریخ» (محور ویژه)، ارائه شد. لازم به ذکر است محور دیگری با توجه به چکیده‌های ارسالی در عرصه پژوهش‌های میان‌رشته‌ای تاریخ با وجود عدم اعلام در فراخوان با عنوان «محور عرصه‌های نوین تاریخ» به محورهای همایش اضافه شد. در مهلت اعلام‌شده، تعداد 140 چكيده مقاله دريافت شد كه از اين تعداد 135 چكيده پذیرفته شدند. دريافت اين تعداد چكيده مقاله از پژوهشگران گرامي، حاكي از دغدغه‌هاي روزافزون اساتيد و معلمان تاريخ نسبت به جايگاه و وضعيت آموزش اين دانش و بيانگر يك مرحله جهشي در تداوم این‌گونه همايش‌هاست. ناگفته پيداست كه اين تكاپوها، زمينه پيوند و همكاري بيش از پيش دو نهاد تأثیرگذار دانشگاه و آموزش و پرورش در عرصه آموزش تاريخ را فراهم كرده و زمينه‌اي براي تبادل تجربيات صاحبان انديشه اين دو عرصه آموزشي تاريخ ايجاد خواهد كرد.

پیش از ارائه سخنرانی‌ها، آیین افتتاحیه همايش در تالار وحدت دانشگاه شهید باهنر کرمان برپا شد. در اين مراسم  ابتدا دکتر محمد محسن بیگی، مديركل آموزش و پرورش استان كرمان، به ايراد سخن پرداخته و درباره اهميت درس تاريخ در مدارس گفتند: دانش‌آموزان به‌عنوان عضوی از جامعه ایران باید تاریخ و هویت خود را بشناسند و اگر ملتی جایگاه تاریخی خود را نشناسد، هویت گذشته‌ خود را فراموش می‌کند. وی استفاده دانش‌آموزان از تجربیات تاریخی را بسیار مهم عنوان کرد و گفت: مطالعه تاریخ برای دانش‌آموزان بسیار مهم و حیاتی است و آنان می‌توانند از گذشته برای ساختن آینده درس‌های فراوانی بیاموزند. مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان، نقش والدین در کنار معلمان را در آموزش و پرورش مهم عنوان کرد و گفت: تشویق دانش‌آموزان به مطالعه آثار و کتب تاریخی و شناخت صحیح از آن نیاز به حضور والدین و خانواده‌ها در کنار معلم دارد. سپس دکتر شهرام یوسفی‌فر، رئیس هیئت‌مدیره انجمن ایرانی تاریخ، گفت: آموزش تاریخ در کشور ما در دو حوزه انجام می‌شود: 1. مرحله پیشادانشگاهی؛ 2. مرحله دانشگاهی. در مرحله دانشگاهی آموزش کاملاً کلاسه‌بندی شده و خروجي مشخص دارد. جامعه مخاطب در دانشگاه‌های ما محدود و مشخص است، اما در حوزه پیشادانشگاهی اوضاع به‌کلی متفاوت است و جامعه ایران مورد خطاب و گفت‌وگو قرار دارد. این حوزه در حوزه‌های برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری علمی سر و کار با مخاطبانی از اعماق جامعه دارد. وی اهداف برگزاری همایش را این‌چنین برشمرد:

1.       توجه و بازمطالعه تجربه زیستی معلمان تاریخ به‌عنوان کسانی که در صف اصلی آموزش تاریخ قرار دارند؛

2.      دعوت به هم‌اندیشی در باب مسائل مشترک؛

3.       ارتباط بدنه دانشگاهی در تاریخ با معلمان تاریخ؛

4.       توجه فضای رسانه‌ای به سرمایه‌های ما در حوزه تاریخ آموزش ‌و پرورش؛

5.       گفتمان رسمی آموزش تاریخ برای جداکردن حوزه تاریخ از ضوابط و کژی‌ها و ناراستی‌ها و وادار کردن همه حوزه‌ها برای شنیده شدن حرف معلمان تاریخ.

دبير علمي همايش، دکتر جمشيد روستا، از همکاری و مساعدت نهادها و افراد یاری‌دهنده برگزاری همایش قدردانی کرد. در پايان نيز این‌جانب، به‌عنوان دبیر اجرایی همايش، سلسله همایش‌های آموزش تاريخ در مدارس را نماد واقعی فعالیت مدنی جمعی از معلمان دغدغه‌مند تاريخ عنوان كرده كه در همايش كرمان، بيش از پیش ‌زمینه تعامل و هم‌اندیشی بین معلمان و استادان تاریخ را فراهم كرده است.

پس از آن برنامه ويژه رونمایی از کتاب اسناد معارف کرمان از مشروطه تا پهلوی دوم تدوين خانم فاطمه‌بیگم روح‌الامینی، معلم بازنشسته و پژوهشگر تاریخ، با پخش كليپ موزه آگيرا انجام شد. در پايان مراسم افتتاحيه، دكتر عبدالرسول خیراندیش، استاد تمام گروه تاریخ دانشگاه شیراز، گفت: اگر آموزش تاریخ نیاز و کاستی و بایسته‌ای دارد، کمترین نقش را در این کاستی معلمان تاریخ‌ دارند. آموزش تاریخ مشکلاتی خارج از کلاس درس دارد. امروز ضرورت جامعه ما لزوماً از جنس تاریخ‌نگاری نیست. بلکه مسائل توسعه‌ای، فقرزدایی، گسترش عرصه‌های تمدنی و تکنیکی است. وی عنوان کرد: وظیفه تاریخ عرضه تجارب برای هدایت سیستم برنامه‌ریزی و هدایت اجتماعی است. گفتنی است: در این همایش به‌رسم ادب و شاگردی، از مقام پیشکسوتان، استادان و معلمان تاریخی که هرکدام نزدیک به سه دهه از عمر ارزشمند خودشان را صرف اعتلای دانش تاریخ کرده تقدیر به عمل آمد.

 در پايان شايد ذكر اين سؤال به‌عنوان دغدغه خاطر برخي از معلمان تاريخ نيز هست بيراه نباشد كه همایش‌هایی از اين نوع چه دستاوردي می‌تواند داشته باشد. آیا این‌گونه همایش‌ها می‌تواند تغييري در كتب درسي ايجاد كند؟

 از اين منظر با يادآوري مطلبي از خاطرات مرحوم بازرگان، شايد بتوان به بخشي از اين دغدغه‌ها پاسخ داد. هنگامی‌که زاهدی، نخست‌وزیر کودتا، بازرگان را در جریان اعتراض آن مرحوم و تعدادی از اساتید دانشگاهی به کنسرسیوم نفتی به‌واسطه علی‌اکبر سیاسی رئيس دانشگاه تهران مواخذه کرد، آن مرحوم پاسخ داد حداقل در آینده پیش فرزندانم شرمسار نخواهم بود و اگر بپرسند چرا در مقابل این خیانت سکوت پیشه کردید پاسخ خواهم داشت.

این‌جانب به‌عنوان دبیر اجرایی دو دوره سلسله همایش‌های آموزش تاریخ در تهران و کرمان، خوشبختانه بیشترین تعامل را با همکاران پژوهشگر و دغدغه‌مند درس تاریخ در اقصی نقاط کشور داشته‌ام و می‌توانم اذعان كنم كه دستاوردهای سلسله همایش‌های آموزش تاریخ از چند منظر مهم هستند:

1.      در حال حاضر معلمان تاریخ تنها گروه درسی هستند که موفق شدند در قالب یک نهاد مدنی مستقل، همایش‌هایی در آسیب‌شناسی کتب مربوطه برگزار کنند؛

2.      معلمان تاریخ از قبل این همایش‌ها، موفق شدند در قالب یک شبکه گسترده ارتباطی در اقصی نقاط کشور به هم‌اندیشی درباره معضلات فعالیت علمی خویش بپردازند؛

3.      با عنایت به تقلیل و تحقیر جايگاه معلمان تاریخ، این همایش‌ها فرصتی برای ابراز وجود برای این عزیزان به‌عنوان عنصری آگاه و نقش‌آفرین در میان سایر همکاران مدارس ایجاد کرده است؛

4.       ده‌ها معلم تاریخ به‌واسطه این همایش‌ها، دست به قلم برده و ضمن طرح دغدغه‌های خویش ساختار ناکارآمد آموزشی در حوزه تاریخ را به چالش کشیدند؛

5.       طی سه همايش اخیر، دو عرصه مهم، سیطره نگاه ايدئولوژيك و تمرکزگرایی کتب درسي تاریخ مورد نقد بنیادین ده‌ها معلم نویسنده به‌خصوص پژوهشگران حوزه تاریخ محلی قرار گرفت؛

6.       طی این همایش‌ها، بسیاری از اساتید دانشگاه و پژوهشگران تاریخ برای چاره‌جویی دغدغه‌های معلمان تاریخ به هم‌اندیشی پرداختند و به علت مدنی و مستقل بودن همایش‌ها، نقدهای اصولي خود را مطرح کردند؛

7.       چاپ قریب یکصد مقاله سه همایش اخیر می‌تواند دستاورد ماندگار همایش‌ها برای آيندگان باشد.

 

سخنراني افتتاحيه همايش

چنان‌كه گذشت، سخنران افتتاحيه اين همايش، دكتر عبدالرسول خيرانديش، استاد پيشكسوت گروه تاريخ دانشگاه شيراز، و از پیشگامان تألیف كتب درسي آموزش و پرورش بودند كه عين متن سخنراني ايشان تقديم خوانندگان می‌شود.

ضمن تشكر از برگزارکنندگان همايش و گلايه از اينكه بسیار  كساني که بايد در اين همايش حضور پيدا می‌کردند و نيستند. آموزش تاريخ در مدارس مسئله‌ای نيست كه محدود به معلم و كتاب تاريخ باشد،‌ بلكه گستره وسيع و طيفي از تصميم‌سازان و تصميم‌گيران، اعم از متوليان عرصه‌های سياسي، فرهنگي و اجتماعی را دربر می‌گیرد. من به‌عنوان كسي كه سالياني در حوزه كتب درسي تاريخ و مجله رشد تاريخ مسئوليت داشتم و به تعبيري قدمي و قلمي در اين راه برداشتم، معتقدم اگر آموزش تاريخ نيازها و کاستی‌هایی داشته باشد، كمترين نقش در اين مسير را معلم و تدريس تاريخ دارد. مشكلات آموزش تاريخ، بيرون از كلاس و درس تاريخ است. انسان هميشه می‌آموزد، آموزش فرآيند دائمي بوده و مربوط به زمان خاصي نيست. ما 150 سال است كه در دوران جديد و تحت تأثیر دولت‌ها و ملت‌های دنياي مدرن، صاحب آموزش و پرورش مدرن شده‌ایم و از همين منظر هم نظام نوين آموزشي در تاريخ اهميت پیداکرده است، اما در همين دوران، ما شاهد تغييراتي هستيم كه كليات آن بر آموزش تاريخ در مدارس تأثیر داشته است. پيش از آن طي هزاران سال، آحاد افراد جامعه ايران تحت تأثیر شرايط فرهنگ سنتي -شفاهي قرار داشتند، كه البته آن فرهنگ هم فواید خود را داشت.

اكنون سه تغيير عمده رخ ‌داده است. ما براي اولين بار در شرايطي قرار گرفتيم كه اكثريت جمعيت ما يعني بيش از 80 درصد جمعيت كشور ساكن شهرها شده‌اند، اين حجم شهرنشيني در تاريخ گذشته ما ديده نشده است. ديگر اينكه تعداد دانش‌آموختگان زن بسيار زياد شده و حتي در برخي رشته‌ها از شمار مردان پيشي گرفته است؛ لذا اين تغييرات (تحول جمعيت از روستا به شهر و افزايش زنان باسواد) را بايد مورد توجه قرار داد. حتي نسبت به ده سال پيش وارد دوره جديدي شده‌ایم. از طرف ديگر نسبت متوازني كه در طول تاريخ ما از حيث فرهنگي و تمدني ميان سه عنصر آب، خاك و انسان برقرار بود، به علت تحولات حاد تكنيكي به هم خورده و ديگر نمی‌توان به عناصر سازنده تمدن در اين فلات به‌مانند گذشته نگاه كرد. حال سؤال اين است كه اين سه عامل مهم براي درس تاريخ چه چيزي را می‌گویند: اين درس از منظر برنامه‌ريزان، قسمتي از محتواي تعليم و تربيتي دارد، حال چه فهمي از اين منظر در ذهن اصحاب تعليم و تربيت وجود دارد بماند. از سوي ديگر از منظر معلمان تاريخ، آموزش تاريخ يعني قسمتي از انتقال دانش به فراگيران. صرف‌نظر از آن دو رويكرد، مسئله مهم چيز ديگري است و آن اينكه، تاريخ كامل ايران تنها درسي است كه در تمام مقاطع تحصيلي به‌طور مستقل آموزش داده می‌شود؛ يعني، تعداد كثيري دانش‌آموز كه در دبستان تحصيل می‌کنند، يك بار تاريخ ايران را آموزش می‌بینند، سپس آن تعدادي كه وارد دبيرستان می‌شوند، مجدداً همان تاريخ را با تفصيل می‌خوانند، نهایتاً تعداد محدودي هم كه وارد رشته تاريخ در دانشگاه می‌شوند‌ يك بار ديگر تاريخ را آموزش می‌بینند. به تعبير ديگر از 2 ميليون نفر ورودي ابتدايي از هفت‌سالگی تا ورود به دانشگاه، حدوداً هزار نفر رشته تاريخ را انتخاب می‌کنند. سؤال اين است كه اين آموزش تاريخ در مقاطع مختلف تحصیلي چه دستاوردي دارد؟ واقع اينكه ما صرف‌نظر از آموزش تخصصي تاريخ در تمام اين مقاطع، به ارائه بينش و آگاهي از تاريخ به همگان احتياج داريم تا اين افراد بتوانند در هر مقطع كه از تحصيل فراغت يافته و صاحب هر منصب و شغلي در هر سني شدند، از آن بينش براي فهم جامعه و خويش بهره بگيرند. دستگاه تعليم و تربيت معمولاً از اين حيث مطالبه هويتي متفاوت از تاريخ و البته برخي ديگر از کتاب‌های درسي دارد. از این‌رو تفاوتي كه آموزش تاريخ با ديگر دروس دارد اين است كه در دروس ديگر، آموزش فرآیندي رو به تكامل است، مثلاً در ادبيات فارسي، در هرسال تحصيلي دايره لغات و مفاهيم نظم و نثر ادبی گسترش پيدا می‌کند؛ يعني تحصيل اين دروس رشد تكميلي دارد. سؤال اين است كه چرا آموزش تاريخ در تمام دنیا این‌گونه دیده شده؟ در اين رويكرد هدف اين بوده كه با عنايت به ریزش‌های دانش‌آموزی در مقاطع مختلف تحصيلي، دانش‌آموزان حداقل كليات تاريخ ايران را بدانند و به تعبيري كليه آحاد جامعه دركي از تاريخ داشته باشند.

 نكته درخور توجه اينكه اين نگاه درگذشته با ملاحظه اين نكته بود كه در دهه‌های پيشين، خیلی‌ها از مقطع ابتدايي به بعد ادامه تحصيل نمی‌دادند، اما الآن وضعيت تغيير كرده است. اينكه می‌گوییم 80 درصد جامعه ما شهرنشين شده‌اند، يعني اينكه، این‌ها براي ادامه تحصيل اهميت قائل می‌شوند و مهم‌تر اينكه تلقي و درك خود را از تاریخ‌ دارند. براي این‌ها شهر مهم‌ترین پديده سرمايه مادي است، در حالی‌که قبل از عصر مدرن، روستا حامل تاريخ و فرهنگ بوده و در همين روستا نيز به‌جز آن جنبه تاريخ كه ماهيت داستاني داشته، بقيه تاريخ اصولاً تاريخ مردانه و براي مردان بوده است. حتي در تاريخ رسمي و نیمه‌رسمی كنوني نيز اين فرهنگ غلبه كرده و زنان چنان‌كه بايد ديده نمی‌شوند. در حالی ‌که امروزه در ميان تحصیلکردگان ما كه تاريخ می‌خوانند يا تاريخ درس می‌دهند و حتی پژوهشگر تاريخ هستند زنان سهم به‌سزايي دارند. لذا بايد در اين زمينه هم در عرصه آموزش تاريخ چرخشي حاصل شود تا بتوانيم نياز خود را برآورده كنيم. حال سؤال اين است كه اين نياز اساسي چيست؟ بايد متذكر شد، كسي كه وارد مدرسه می‌شود، معمولاً طي دوازده سال تحصيلات عمومي را طي می‌کند، اگر به مرحله دانشگاهي و تخصصي هم برسد، برفرض بيست سال آموزش می‌بیند. با اين فرض نيرويي كه از دستگاه تعليم و تربيت كشور فارغ‌التحصیل می‌شود قرار است در يك شغلي به مدت سي سال - به‌عنوان يك دوره كامل كاري يك نفر- مشغول كار شود. حال اگر نقش تربيتي اين فرد را هم در خانواده در نظر بگيريم، قرار است اين فرد و فرزندانش- طي يك دوره شصت‌ساله- با داشتن يك بينش تاريخي در جامعه ايفاي نقش كنند. اين بينش تاريخي می‌تواند حامل چه پيام مهمي باشد؟ اينجاست كه لازم است به كساني كه مسئوليت برنامه‌ریزی،‌ برنامه‌سازی و اجرا را به عهده ‌دارند،‌ متذكر شد كه بدانند تاريخ درباره گذشته است، اما براي گذشته نيست. درواقع تاريخ براي آينده است. بايد اين درك را داشته باشيم كه امروز ضرورت جامعه ما چيست؟ اين ضرورتاً تاریخ‌نگاری نيست، بلكه مسائل عمده‌ای نظير مسائل توسعه‌ای، فقرزدايي، گسترش عرصه‌های تمدني و تكنيكي،‌ بهره‌مندی‌ها و دسترسی‌ها و خدمات و امثال آن است. به تعبيري اگر ما فقط به گذشته باشکوه خودبسنده كنيم، اين زندگي درگذشته است. حتي نبايد گذشته را به زمان حال و آينده بياوريم. چون ما در زمان حال زندگي می‌کنیم، تاريخ در مقام آموزش حق ندارد مردم را به گذشته ببرد. اقتضاي زمان حال، اقتضاي زمان خودش است. چنان‌كه گذشتگان ما در زمان حال خود زندگي می‌کردند. به‌این‌ترتیب بررسي كنيم اينكه براي اين دوره شصت‌ساله چه نيازهاي تمدني را آموزش بدهيم؛ يعني براي آينده عرصه‌های تمدني و زيستي خود را بررسي كنيم، سپس بر اساس آن، برنامه‌ريزان آموزش تاريخ به اين فكر باشند كه بتوانند سهم تاريخ را نيز در سيستم برنامه‌ریزی جامع كشور طرح كنند.

 مشكلي كه الآن داريم و افق معضلات آينده را نشان می‌دهد، مسئله توازن جمعيتي شهر و روستا و تحولات زیست‌محیطی است. ما در شرايط خاص تمدني ايران قرار داريم كه در گذشته اين شرايط را نداشتيم، اما همان گذشتگان توانستند بر مشكلات عصر خود فائق آيند و جامعه را پيش ببرند. حال در مواجهه با مشكلات كنوني،‌ كتاب درسي تاريخ از دوره ابتدايي تا دانشگاه چه حرفي براي گفتن می‌تواند داشته باشد؟ اگر حرفي نداشته باشند، تألیف و تدريس آن‌ها فایده‌ای نخواهد داشت. به‌عنوان نمونه‌ای تاريخي از نقش كتب درسي تاريخ مايلم به يك تجربه نقش‌آفرینی كتب درسي تاريخ در اروپا اشاره‌کنم. بعد از جنگ جهاني دوم، طي ارزیابی‌هایی كه از خسارات دو جنگ به عمل آمد، معلوم شد فقط در اروپا حدود 75 ميليون نفر از جنگ خسارت ‌دیده‌اند و بعضاً کشته‌شده‌اند. لذا در سال 1957 طي نشستي از صاحب‌نظران اين سؤال را مطرح كردند كه تاريخ چه سهمي در مشكلات گذشته داشته و براي آينده چه‌کار می‌تواند بكند؟ آنجا بود كه متوجه شدند آموزش تاريخ بايد در راستاي تحكيم صلح باشد و لذا بناي اين برنامه درسي در اروپا گذشته شد و بسياري از مشكلات اروپا حل شد. اين مسئوليت به‌عهده سياستمداران اروپا قرار گرفت و امروزه يكي از موفق‌ترین سیستم‌های اداري و سياسي را دارند كه موفق شدند در راستاي هم‌گرايي و اتحادیه‌های قاره‌ای نظير شوراي اروپا،‌ شينگن، بازار مشترك و غيره، اروپا را به‌سوی وحدت سوق بدهند.

نمونه ديگر كشور كانادا است. هدف ملي آموزش تاريخ در اين كشور، حفظ جنگل‌ها تعريف شده است. به‌واقع اگر سازمان جنگلبانی اين هدف را داشته باشد، بيراه نيست،‌ ولي اينكه دستگاه تعليم و تربيت آن كشور به اين نتيجه رسيده، اين هدف می‌تواند خيلي معنادار براي ما باشد. يا اينكه در ایالات‌متحده امريكا كه تاريخ كوتاهي هم دارد، هر ده سال يك بار، تعداد هزار پرفسور برجسته حوزه تاريخ كتابي در حدود هزار صفحه تدوين می‌کنند. البته اين برنامه پروسه‌ای طولاني طي می‌کند تا به امضاي رئیس‌جمهور برسد. در اين پروژه استانداردهاي ملي تاريخ ایالات‌متحده، آینده‌نگری و مسائل بسیار ديگری به‌طور دقيق و جزئی بررسی می‌شوند. به‌این‌ترتیب آموزش تاريخ بيش از اينكه غور در گذشته باشد، براي آيندگان تصميم می‌گیرد. به تعبير ديگر پاسخ آينده را در گذشته می‌جوید. يعني تاريخ علم گذشته‌شناس است، اما معطوف به آينده است؛ لذا ميزان دانش ما از تاريخ را، درك ما از آينده تعيين خواهد كرد... والسلام

 

     فهرست چشم انداز 108 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |