فهرست چشم انداز 108 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - شماره 108 اسفند 1396 و فروردين 1397

 

چشم‌وگوش‌ها

 کانون ناآرامی‌های احتمالی پیش رو / داود فیرحی

جامعه ما نیز همانند زمین زیر پایمان، پر از گسل‌ها و شکاف‌های اجتماعی است؛ برخی از این شکاف‌ها تاریخی-‌جغرافیایی است؛ برخی قدیم و برخی جدید؛ برخی فعال و برخی نیز غیرفعال‌اند. از جمله مهم‌ترین شکاف‌های جامعه ما می‌توان به موارد زیر اشاره کرد؛

1.      گسل ملی-‌مذهبی که شکاف ملت-‌امت، ایرانیت و اسلامیت نیز خوانده می‌شود. این گسل که از قبل از مشروطه تاکنون برجسته شده، از جمله گسل‌های قابل توجه در آینده نزدیک خواهد بود.

۲. گسل زبانی-‌قومیتی؛ که البته جز موارد اندک تاریخی، وضعیت فعالی در ایران نداشته است. با این حال کشور چند زبانی مثل ایران هرگز نمی‌تواند نسبت به چنین گسل‌هایی غفلت کند.

۳. گسل مذهبی-‌مذهبی؛ شکاف تشیع و تسنن، شاید مهم‌ترین گسل اعتقادی درون دینی است که معمولاً نه تنها انسجام داخلی، بلکه سیاست خارجی ما را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۴. گسل مرکز-‌پیرامون؛ فقر و غنا و نابرابری‌های شمال و جنوب، دارا و ندار و فساد ناشی از این نوع بی عدالتی‌ها، از جمله گرفتاری‌های مهم جامعه ایران است و به‌تدریج نیز به مرحله بحران رسیده است.

۵. شکاف ایدئولوژیک؛ شهروند درجه یک و دو؛ انقلابی و غیرانقلابی، خودی و غیرخودی،... از جمله مرزبندی‌های سنگینی است که فضای اجتماعی ما را تحت تاثیر دارد.

۶. شکاف بومی-‌جهانی؛ ایده خاص‌بودگی، دگرستیزی، بومی‌گرایی و انزوا‌گزینی، در عین تلاش برای زیستن با نهادها و جهان جهانی شده، نیز از جمله گسل‌های 70-60 ساله جامعه ایران است.

۷. گسل دولت-‌جامعه؛ عقب‌افتادگی نهاد دولت و نظام حکمرانی نسبت به تحولات اجتماعی چهل ساله، از جمله مهم‌ترین گسل‌های فعال جامعه امروز است.

۸. گسل جنسیتی؛ مردانه بودن حوزه سیاست و اجتماع و اقتصاد از یک سوی و گسترش توانمندی‌های علمی، اجتماعی و رسانه‌ای بانوان، شکاف جنسیتی را به مسئله‌ای جدی در جامعه ما بدل کرده است.

۹. گسل نسلی؛ پدیده رهبران پیر و شهروندان جوان، از جمله مهم‌ترین مسائل در جوامع پسا انقلابی است. پدیده‌ای که به «تله بنیانگذار» معروف است؛ تله بنیان‌گذار ناظر به وضعیتی است که بین بنیان‌گذاران و مقتضیات یک نظم جدید به‌تدریج فاصله می‌افتد؛ رهبران قدیم که نسبت به تحولات و آینده جامعه اعتماد ندارند، میل به کنترل نظام سیاسی دارند و برعکس نظم سیاسی برای حفظ و تداوم خود میل به انطباق با شرایط جدید دارد؛ این شرایط معمولاً به قفل‌شدگی و ناکارآمدی دولت‌های برآمده از انقلاب‌ها ختم شده، رهبران انقلاب را در تقابل با نسل جدید شهروندان که فرزندان همان انقلاب‌اند قرار می‌دهد.

۱۰. گسل جمهوری-‌اسلامی؛ یا گسل دولت انتصابی-دولت انتخابی، یکی از تازه‌ترین و در عین حال مهم‌ترین گسل‌های حکمرانی در نظام جمهوری اسلامی است که پیامدهای سیاستی و اجرایی گسترده‌ای دارد. معمولاً چنین گسلی را بیماری «دو سر شدن دولت» می‌نامند. رویدادی که بی‌سابقه نیست و در برخی کشورهای مهم دنیا هم زمانی بروز کرده است؛ دوسر شدن به معنای نهادینگی دو دولت درون یک نظام سیاسی است و نتیجه عملی آن بدکارکردی یا اختلال در نظام‌های سیاسی این‌گونه است.

۱۱. گسل آرمان-‌واقعیت؛ نظام‌های انقلابی، به دلایلی، آرمان‌ها را تا منتهی الیه ممکن توسعه می‌دهند و به همین دلیل انتظارات فراوانی تولید می‌کنند؛ اما دولت پساانقلاب که اغلب «وضعیت استثنایی» دارد، به دلایل بسیار، توان تحمل و تأمین این آرمان‌ها را ندارد. گسل آرمان-‌واقع محصول این وضعیت است.

این شکاف‌ها کانون‌های بالقوه یا بالفعل ناآرامی‌های اجتماعی در جامعه ما هستند. نسبتی از نوع همبستگی یا حتی علت و معلولی بین اغلب این گسل‌ها دیده می‌شود و این امکان وجود دارد که فعال شدن یکی، خواه گسل کوچک یا بزرگ، دیگر شکاف‌های مهم‌تر را تحریک و فعال کند.

 

لازمه عبور از سرایط سخت کنونی

ایثارگران سیاسی؛ کنشگران مرزی و اجماع نخبگان

شاید محوری‌ترین ایده فراستخواه حول مسئله توسعه ایران را بتوان ایده «کنشگران مرزی»‌ دانست. فراستخواه معتقد است جامعه بدون وجود تعداد زیادی کنشگر مرزی،‌ نمی‌تواند از بحران‌های خود عبور کند. منظور او از کنشگران مرزی نیز نخبگانی است که در حکومت حضور دارند، اما انگیزه، توان و جسارت تعامل با جامعه و نهادهای مدنی را هم دارند و سعی می‌کنند با برقراری تعامل بین حکومت و جامعه، شکاف بین آن دو را کاهش دهند و مسیر اصلاح و تحول را باز کنند. او معتقد است برون رفت جامعه ما از بن بست کنونی نیز نیازمند مداخله کنشگران مرزی است.

دکتر محمود سریع القلم بر این باور است در شرایط کنونی ایران تقریباً تمام راه‌های تحول بسته است و نقطه کانونی برای برون رفت از وضعیت کنونی، «اجماع نخبگان» است. سریع‌القلم معتقد است بدون «اجماع نخبگان» هیچ‌گونه تحولی در شرایط کنونی جامعه ما امکان رخ‌ دادن ندارد.

در واقع می‌توان گفت هر دو متفکر یادشده از دو منظر به یک نتیجه رسیداند. کنشگر مرزی فراستخواه، خودش جزو نخبگان است اما برخی از نخبگان مورد نظر سریع‌القلم، از جنس کنشگر مرزی‌اند؛ به‌عبارت دیگر هر دو متفکر  راه برون‌رفت جامعه ما از فروبستگی کنونی را نه در هسته سخت حکومت و نه در پیکره جامعه می‌بینند؛ از دیدگاه آنان صرفاً نه به مقامات ارشد می‌توان امیدی بست و نه به توده‌ها، بلکه معتقدند «بازیگران میانی» که هم مَکانتی در حکومت دارند وهم مُکنتی برای ارتباط و تعامل با جامعه و نهادهای مدنی، باید پا به میدان گذارند و وارد عمل شوند و بکوشند تا عزم حاکمان را با خواست جامعه نزدیک و هماهنگ کنند. سریع‌القلم می‌گوید نخبگان اول باید بین خودشان گفت‌وگو کنند و برای برون رفت از شرایط کنونی، درباره قواعد بازی و همکاری به «اجماع» برسند و البته معتقد است که نهایتاً بحران‌ها، نخبگان را به سوی گفت‌وگو و اجماع می‌راند؛ در حالی که فراستخواه معتقد است کنشگران مرزی باید فعال شوند و شکاف ناشی از بی‌اعتمادی و گسست ناشی از نداشتن زبان مشترک بین حکومت و جامعه را رفو کنند.

به نقل از دکتر محسن رنانی، گفتوگوهای توسعه

 

دوازده اشتباه جمعی زمانه‌ انقلاب ۵۷

اين درس كمي نيست كه كجا اشتباه كرديم و كار از كجا خراب شد؟

يكي از جامعه‌شناسان ايراني كه به‌جاي تجليل از انقلاب به تحليل آن پرداخته به بررسي دوازده اشتباه كنشگران انقلابي در زمان انقلاب همت گماشته كه تلخيص آن در زير مي‌آيد:

كساني مانند پوپر با انقلاب به‌منزله يك روش، مخالف و كسان ديگر مانند ماركوزه موافق مشي انقلاب بودند. پرسش اين است كه اهالي زمانه انقلاب، عموماً دچار چه اشتباهاتي شده بودند؟ به عبارت ديگر عموم انقلابيون و عامه مردم از منظر ما و در تحليل امروزين مرتكب چه اشتباهي بودند؟ خطاي آنان چه بود؟

سه نكته مقدماتي

اولاً، در اينجا منظور از خطا، دقيقاً خطاي در رويكرد، خطاي در ديد، خطاي در محاسبه و خطاي در چشم‌انداز است.

ثانياً، وقتي از خطا سخن مي‌گوييم منظور خطاي جمعي است و نه خطاي فردي. عموم اهالي آن روز در ايران نمي‌دانستند نيت خير كافي نيست، رفتار هم بايد عقلاني و اخلاقي باشد.

ثالثاً، وقتي از خطا سخن به ميان مي‌آيد، ابداً افراد در نظر نيستند، بلكه خطاي روشي و خطاي در ديدگاه و ايده‌ها را بايد مطرح كرد. اساساً روش درست در تحليل تاريخ، ارزيابي رفتارها و ايده است و نه عاملان آن ايده‌ها و انديشه‌ها.

اهالی انقلاب، دچار چه اشتباهاتی بودند؟

1. تصور عمومي و رايج اين بود كه انقلاب، دواي همه دردها و راه‌حل همه مشكلات و مسير رهايي از همه دردها و رنج‌هاست. انقلاب در نهايت يك نوع جابه‌جايي در قدرت است، مگر در جابه‌جايي قدرت قرار است چه اتفاقي بيفتد؟

2. بر اين پنداشت بودند همين كه حاكمان فعلي بروند و قدرت در دست انقلابيون بيفتد. به‌سرعت همه گره‌ها باز مي‌شود. يكي مي‌خواست ظرف چند هفته، همه بي‌خانمان‌ها را خانه‌دار كند. ديگري مي‌خواست اقتصاد ايران را تنها ظرف يك شب به سامان كند.

3. چنين مي‌انديشيدند كه با خشونت انقلابي، هر ناممكني ممكن مي‌شود. انقلابيون با صبوري و طي مسير، با آرامش و گام‌هاي سنجيده، ميانه‌اي نداشتند. انقلابي بايد كه سريع و بي‌وقفه و قاطع به پيش برود و از هيچ نهراسد.

4. خويش‌محصور باشند و به هيچ‌چيزي وراي مرزهاي خود محتاج نيستند. نوعي خوداستقلالي و خودكفايي مطلق درون‌مرزي. آنان بر اين انديشه بودند كه مي‌توانند بدون ارتباط با ساير ملل و كشورها، رشد كنند و مسائلشان را حل نمايند. از اين‌رو نسبت به بحران در روابط بين‌المللي كمترين حساسيت را داشتند.

5. اين خطا شكل گرفت كه اساساً اين جمع و جامعه است كه بر شخص و فرد اولويت دارد و فرد همواره بايد فداي جمع شود. اين‌گونه پيش رفت كه مصلحت نظام، مهم‌تر از مصلحت شهروندان است.

6. بيش از آنكه شيوه حكومت‌كردن مهم باشد، شخص حكمران اهميت داشت. بيش از آنكه به سيستم عادلانه بينديشند، به حاكم عادل توجه كردند. به‌جاي نظام به ناظم انديشيدند و به‌جاي راه به راهبر.

7. تصور مي‌كردند بازيگران انقلاب، چه آنان ‌كه بيرون قدرت ايستاده بودند و چه آن‌ها كه قدرت را تصاحب كردند و بر صدر نشستند، تغيير احوال و روش دهند و به فساد گرايش پيدا كنند يا از قدرت خود سوءاستفاده كنند. علاوه‌ بر جهل نسبت به منطق قدرت، انسان و اميالش را نيز آن‌گونه كه بايد فهم نكرده بودند. خطاي دوگانه سبب شد كه سيستم پس از انقلاب، فاقد نهادهاي نظارتي و كنترلي مؤثر و قوي باشد. تعلق عاطفي بر جاي تعقل سياسي نشست.

8. احساس مي‌كنند رسالت تاريخي دارند كه جهان را تغيير دهند. قصد مي‌كنند همه بنبادهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و فرهنگ را از بيخ و بنيان بركنند و جامعه و تاريخ را از نو آغاز كنند.

9. نمي‌دانستند آن همبستگي و وحدت زمانه انقلاب، تداوم نمي‌يابد. نمي‌دانستند تنوع، تكثر و تفاوت، ذاتي روابط اجتماعي است.

10. اشتباه بزرگي است كه فضاي ايثار زمانه انقلاب را اصل تلقي كنيم و خواهان ادامه آن باشيم. اشتباه است، زيرا با ويژگي انسان واقعاً موجود ناسازگار است.

11. هنگامي كه حاكمان و قدرتمندان، مشروعيت خود را نه از سوي زمين كه از آسمان دانستند، مسلم است كه خود را پاسخگو به جامعه و مردم نمي‌دانند.

۱۲. مردم به‌اشتباه فکر می‌کردند رهبرانشان صاحب ایده و نظریه برای مدیریت سیاسی هستند. آنان کارآزموده نبودند و جهان امروز را نیز آن‌چنان‌که باید، نمی‌شناختند.

علی زمانیان

 

چهار عمل اصلي رياضيات در سياست

(اعتماد، 4/11/96)

سعيد حجاریان: دستاورد اعتراضات اخير، تعليق شعار «عبور از روحاني» نزد جناح راست بود، چراکه آن‌ها به‌صورت غريزي نتيجه گرفتند، بديلي در مقابل روحاني ندارند و بايد به هر روش او را حفظ كنند، چون دريافتند با معادله‌اي چند مجهول مواجه‌اند. جناح راست شاهد بود كه در برخورد با اين اعتراضات چهار عمل اصلي به كار گرفته شد؛ بعضي را جمع (بازداشت) بعضي را ضرب (كتك) بعضي را تفريق (تفرقه انداختن) و بعضي ديگر را تقسيم (تفكيك معترضان به معيشتي‌هاي برحق و سياسي‌هاي ناحق) كردند، اما بنياد اعتراضات همچنان پابرجا ماند.

 

انتقاد مهاجرنيا از اصولگراها

مي‌گويند سنجاق‌شدن مردم‌سالاري به اصل دين به علت رودربايستي امام در پاريس بود

(شرق، 4/11/96)

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد مهاجرنيا، عضو علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و عضو كميسيون كرسي‌هاي نظريه‌پردازي حوزه و استاد حوزه و دانشگاه، در جلسه هفتگي مجمع هماهنگي پيروان امام و رهبري استان قم گفت: متأسفانه برخي از نخبگان هنوز انديشه امام و رهبري را درك نكرده‌اند. ادعاي اصولگرايي هم دارند و رسماً مي‌گويند «اصل دين» است. «مردم‌سالاري» هم به آن «سنجاق» شده است و دليل سنجاق‌شدنش را هم رودربايستي امام در زمان اقامت در پاريس مطرح مي‌كنند. برخي هنوز در فضاي قبل از انقلاب هستند گويا «احكام امضايي» ولي‌فقيه را نمی‌بینند. کسانی که مي‌گويند در حكومت اسلامي رأي مردم هيچ اعتبار شرعي و قانوني ندارد؛ نه در اصل انتخاب نوع نظام سياسي كشور، نه در اعتبار قانون اساسی، نه در انتخاب رياست‌جمهوري و نه انتخاب خبرگان رهبري، ملاك اعتبار قانوني تنها یک‌چیزی است و آن «رضايت ولايت‌فقيه» است. خُب اين حرف براي قبل از انقلاب مناسب بود، نه براي چهار دهه بعد از انقلاب. امروز طبق قانون اساسی و ديدگاه مقام معظم رهبري «مردم‌سالاري ديني» ديدگاه اسلام است، سنجاق شده نيست و رضايت پيشيني و امضاي ايشان روي رأي اكثريت و مجلس و رياست‌جمهوري رفته است.

گفته مي‌شود «انتخابات» صرفاً به اين دليل پذیرفته‌ شده كه ولي‌فقيه مصلحت ديده است فعلاً انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود و هر زمان كه ولي‌فقيه اراده كند و مصلحت بداند نوع ديگري از حكومت را كه در آن چه‌بسا اصلاً به رأي مردم مراجعه نشود انتخاب كند. اينكه گفته شود شريعت حكومت نه‌تنها تابع رأي و رضايت ملت نيست، بلكه رأي ملت هيچ تأثير و دخالتي در اعتبار آن ندارد؛ اين حرف چه كمكي به جمهوري اسلامي مي‌كند؟

اگر ما فضا را طبق قانون اساسی باز بگذاريم، اين اعتراض‌ها قانوني صورت مي‌گيرند و نوعاً هم بخشي و جزيره‌اي است، اين‌طور نيست كه كساني بيايند و به همه‌چيز و به همه نظام اعتراض كنند. معمولاً جمعي به گراني، جمعي به تبعيض، جمعي به حقوق معوق‌شده‌شان در يك اداره و جمعي به رفتار مثلاً پليس يا شهرداري يا فلان مسئول اعتراض دارند و هيچ مشكلي هم پيش نمي‌آيد. خُب اگر اعتراض كنند، مي‌گويد فلان دستگاه اصلاح شود. ولي وقتي جلويش را گرفتي به مرحله‌اي مي‌رسد كه مي‌گويد آن دستگاه بايد منهدم شود و به‌تدريج به همه اركان جامعه تسري مي‌دهد.

چشم‌انداز ايران: اين مطلب بدين جهت آورده شد كه يكي از ائمه جمعه گفته بود بعد از هر انتخابات، ولايت‌فقيه تضعيف مي‌گردد. در حالي‌كه هر انتخابات با تنفيذ رهبری همراه است. مهم اين است كه در مردم‌سالاري ديني، دين عامل محدود کردن مردم‌سالاري نيست، بلکه دین عامل تحکیم و تقویت و وسعت مردم‌سالاری است.

 

درباره ناآرامي‌هاي دی‌ماه 1396

(اعتماد، 7/11/96)

امير محبيان، استاد دانشگاه و تحليلگر سياسي، درباره ناآرامي‌هاي دي‌ماه 96 گفت: بررسي‌ها نشان مي‌دهد يك پيش‌لرزه بود كه مي‌تواند زلزله‌اي هفت‌ونيم ريشتري را در پي داشته باشد... «يكي از بحران‌هاي موجود در كشور، بحران ناكارآمدي است؛ زيرا اين بحران در حال ايجاد نوعي بحران مشروعيت در كشور است... مشكلي كه شنيده نشود كم‌كم به مسئله و به‌تدريج به اعتراض تبديل مي‌شود. درنهايت اگر اين اعتراض شنيده نشود ممكن است يك انسداد يا شورش ايجاد كند كه آثار بسيار مخربي در پي دارد»... «سوءاستفاده ضدانقلاب نيز مسئله ديگري است اما تقليل اعتراضات به سوءاستفاده ضدانقلاب، چشم بستن به روي واقعيات است. متأسفانه بي‌توجهي به علوم انساني به تدبیر حاكميتي ما ضربه زده است... اين‌كه در ذهن پنهان يك جامعه «نهان روش» مثل ايران كه معمولاً بين آنچه مي‌انديشد و آنچه مي‌گويد فاصله است تا این‌ها را نبينيم نمي‌توانيم راه‌حل ارائه دهيم.»... عامل تشديدكننده ديگر را گسترش دسترسي مردم به گوشي‌هاي هوشمند به داده‌هاي غيررسمي اعلام و مطرح كرد: «ما هنوز بر اساس مدل‌هاي پيشين كه اگر مي‌خواهيد رفتار مردم را كنترل كنيد بايد ديتاهاي ورودي را كنترل كنيد عمل مي‌كنيم، اين مدل بسيار قديمي است و حداقل پنجاه سال است در دنيا كنار گذاشته شده است.»(جماران)

 

نقطه شروع بحران از اقدامات دشمنان نبود.

(شرق، 2/11/96)

وزير اطلاعات: نقطه شروع بحران از اقدامات شروع نبود، بلكه دامن زدن به نارضايتي‌ها باعث بروز حوادث شد كه البته همكاري و همدلي دستگاه‌هاي امنيتي، انتظامي و اطلاعاتي آن را برطرف كرد.

 

جريان احمدي‌نژادي در اعتراضات نقش داشت

(وقايع اتفاقيه، 15/11/96)

علي يونسي وزير اطلاعات دولت اصلاحات: در اعتراضات اخير متأسفانه برخي ائمه جمعه، صدا و سيما، برخي روزنامه‌ها، ارگان‌ها و نهادها در اين زمينه نقش داشتند... جريان احمدي‌نژادی نيز نقش مهمي در اين قضيه داشت.

 

سؤال عباس عبدي از احمد جنتي

(ستاره صبح، 23/11/96)

تابناك: عباس عبدي در يادداشتي با اشاره به حرف‌هاي روزهاي اخير آيت‌الله جنتي در انتقاد از وضع اقتصادي موجود نوشت: اول از همه اين اظهار ناتواني يا نامؤثربودن شخص ايشان در حل مسائل كشور جاي تعجب دارد، زيرا هنگامي‌كه درباره جايگاه شورای نگهبان سخن گفته مي‌شود آن را در حد بسيار بالايي ارتقا مي‌دهند، ولي اکنون‌که زمان مسئوليت‌پذيري درباره مسائل است قدرت اعضاي آن را در حد يك شهروند عادي و ناتوان معرفي مي‌كنند، ولي واقعيت جز اين است. اگرچه قصد نداريم كه همه قصور و تقصيرات را متوجه شورای نگهبان كنيم، قطعاً چنين كاري ناعادلانه است، ولي در فضاي كلي كشور بايد ميان قدرت و مسئوليت تناسب برقرار باشد. شورای نگهبان يكي از مؤثرترين نهادهاي كشور در خوب و بد وضع آن است.

 

عمل به قانون اساسی

(ستاره صبح، 23/11/96)

ايران: محمدجواد حجتي كرماني، عضو سابق مجلس خبرگان گفت: ما ضمن قبول ايرادات قانون اساسی، مي‌توانيم بگوييم اين اشكالات را در زمان مقتضي حل خواهيم كرد، الآن همين قانون اساسی قابل ‌اجراست و ما اگر به همين قانون اساسی عمل كنيم بسياري از مشكلاتمان حل مي‌شود، اما حرف من اين است. تمام کسانی که قانون اساسی را قبول دارند اعم از اصلاح‌طلب، اصولگرا، روحاني، بازاري، دانشگاهي و ساير اقشار با وجود همه اختلافاتشان بايد با يكديگر به گفت‌وگو بنشينند. در چهل سال گذشته ما مشغول دوقطبي‌سازي خودي و غيرخودي بوديم. در جريان 88 روزنامه‌هايي مثل كيهان و صدا و سيما هم بر اين طبل كوبيدند و بعضي در نماز جمعه گفتند سران فتنه بايد اعدام شوند.

 

جز روحاني كسي جربزه و جسارت جمع‌كردن اين بساط را نداشت

(شرق، 4/11/96)

ایسنا: حسام‌الدين آشنا: پشت سر هرکدام از اين مؤسسات و صندوق‌ها چنان محكم بوده كه تا كارشان به رسوايي نكشيد، امكان برخورد با آن‌ها وجود نداشت. وقتي هم كارشان خراب شد دولت را مجبور كردند از جيب ملت بدهي‌ها را بپردازد... او هزينه مبارزه بي‌امان با نزول‌خواران تسبيح به دست و پينه بر پيشاني را مي‌دهد آن‌ها مطمئن بودند به خاطر به گروگان گرفتن ميليون‌ها سپرده‌گذار خُرد مي‌توانند بساط باج‌گيري خود را حفظ كنند.

 

كاش آقاي حداد عادل آبرو بخرد براي ما اصولگراها

(خبرآنلاين: 8/11/96)

محمد مهاجري در يادداشتي در كانال تلگرامي‌اش نوشت:

رئيس سابق محترم مجلس شوراي اسلامي گفته است: عده‌اي از مسئولان از داخل حكومت، مؤسسات مالي و اعتباري را تشكيل داده‌اند.

1 ـ از جناب حداد عادل تقاضا دارم اسم اين آدم‌ها را كه حتماً مي‌دانند چه كساني هستند اعلام كنند. قطعاً اگر اين افراد در ميان جناح رقيبمان بودند، خاكشان را تا حالا هزار بار به توبره كشيده بوديم ما اصولگراها.

2 ـ اکنون‌که دولت اعتدال به دلايلي كه نمي‌دانم چيست، اسامي صاحب‌نظران اين مؤسسات را مخفي مي‌كند، فرصت طلايي براي آقاي حداد عادل ایجادشده تا فارغ از جناح و چپ و راست و خودي و غيرخودي، اين راز را برملا كند.

3 ـ من به سهم خودم ممنون خواهم شد از ايشان اگر با اعلام اين اسم‌ها، آبرو بخرد براي اصولگراها.

 

ائمه جمعه حرفي نزنند كه مردم پشيمان از نماز جمعه برگردند

(شرق، 25/10/96)

خبرآنلاين: آيت‌الله هاشم‌زاده هريسي درباره کنار گذاشتن مرحوم آيت‌الله هاشمي رفسنجاني از نماز جمعه تهران گفت: آقاي هاشمي مي‌توانست در اقامه نماز جمعه بماند و مسئله به شكل ديگري حل شود، اما اين اتفاق نيفتاد و شكل كار درواقع به‌منزله حذف آقاي هاشمي از نماز جمعه بود. اين از نقاط ضعف بود و نمي‌توانيم آن را بشوييم و پاک‌کنیم.

 

جرئت آقايان ضعيف است

(شرق، 25/10/96)

مهدي طباطبايي: ازنظر اخلاقي مي‌گويم چون جرئت آقايان ضعيف است مي‌خواهند حمايت‌هاي ديروز خودشان (از احمدي‌نژاد) را توجيه كنند. بايد صريح بگويند اشتباه كرده‌اند. آدم‌ها جرئتشان كم است. مدام بازي با كلمات مي‌كنند كه خودشان را تبرئه كنند.

 

از خلقت آدم تاكنون چنين فساد فكري وجود نداشته است

(وقايع اتفاقيه، 4/11/96)

محمدتقي مصباح يزدي، مدرس حوزه علميه و رئيس مؤسسه پژوهشي امام خميني (ره)، گفت: «خدا نكند روزي بيايد كه ببينيم دستاوردهاي انقلاب، بر باد رفته است و ما در خواب بوده‌ايم. سال‌هاي اخير با گسترش فضاي مجازي، زمينه ورود شبهات به ذهن بچه‌ها، جوانان و مردم به‌شدت فراهم شده است؛ ابتداي خلقت حضرت آدم تاكنون چنين فساد فكري وجود نداشته است؛ حتي بچه‌هاي كوچك در معرض اين شبهات قرار گرفته‌اند. يكي از مسئولان سطوح عالي نظام، دموكراسي را اوج تفكر بشري مي‌دانست، بدين معنا كه هر نظريه سياسي غير از آن، كمتر و كهنه‌تر از اين نظريه پيشرفته است! اين شخص در جلسه‌اي در همين مؤسسه اظهار داشت كه ولايت‌فقيه، از آن جهت كه در قانون آمده مورد قبول است. اين يعني چه؟ وقتي در قانون است، مي‌توان با يك رفراندوم، قانون را عوض كرد. برخي ولايت‌فقيه را ديكتاتوري مي‌دانند، حتي برخي مسئولان در داخل هم هرچند صريحاً نمي‌گويند، اما ته دلشان همين است و با كنايه منظورشان را مي‌رسانند، طبيعتاً اين افراد باور ندارند كه امر ولي‌فقيه، لازم‌الاجراست. امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند، اگر غلطي بخواهد بكند، به دست همين خودي‌ها انجام مي‌دهد.» (انتخاب)

 

محمد مهاجري: فكر مي‌كرديم اگر دولت را بزنيم، مردم براي ما هورا مي‌كشند

وبلاگ نويسنده: خطر همچنان وجود دارد و براي برطرف کردنش اقدامات پوپوليستي جواب نمي‌دهد.

صداوسيما و كانال‌هاي ضدانقلاب دقيقاً يك كار را انجام مي‌دهند.

موج مرجعيت فضاي مجازي زودگذر است.

به‌جاي فيلترينگ محتوا توليد كنيم.

يك تفكر سنتي در كشور ما وجود دارد كه فكر مي‌كند، با فيلتر فلان كانال و فلان مطلب، جلوي خيلي چيزها را مي‌توان گرفت. افرادي كه به اين تفكر سنتي اعتقاد دارند اگر 10 درصد زحمتي كه صرف بستن اين كانال‌ها مي‌كنند صرف اين كنند كه محتواي خوب و مؤثر توليد كنند، نيازي به بستن اين شبكه‌ها پيدا نخواهند كرد.

 

نظر آيت‌الله بيات زنجاني در خصوص اجراي حكم حد سرقت

(اعتماد، 1/11/96)

در پي انتشار خبر و تصاويري مبني بر اجراي حكم حد سرقت در مشهد روز گذشته صفحه توئيتر منتسب به آيت‌الله اسدالله بيات زنجاني نسبت به اين حكم واكنش نشان داد. آيت‌الله اسدالله بيات زنجاني از مراجع تقليد در حساب توئيتري خود نوشت: «اجراي حكم و حد سرقت زماني در اسلام محل بحث است كه حكومت شرايط اقتصادي و امنيتي مناسب را به‌وجود آورده باشد، شرايطي كه فرد را به سمت دزدي نراند و مادامی‌که اين شرايط فراهم نشود اجراي اين حكم امكان‌پذير نيست.»

 

برجام نبود، روزانه 1000 ميليارد تومان ضرر مي‌كرديم

(آسمان آبي، 30/10/96)

مسعود پزشكيان، نایب‌رئیس مجلس شوراي اسلامي تأكيد كرد: وضعيت بودجه در كشور بسيار وخيم است، به‌طوري‌كه بودجه سال آينده را نيز واقعاً روي هوا مي‌بنديم، چراکه هيچ اميدي به اين نيست كه اين ارقام بودجه‌اي حداقل در بخش درآمدي محقق شود.

 

 

جک استراو: دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران قابل تحسین است

(اطلاعات، 26/11/96)

ایرنا: «جک استراو» وزیر خارجه پیشین انگلیس دستاوردهای ۳۹ سال گذشته انقلاب اسلامی ایران را به‌رغم هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تحریم‌های بین‌المللی کشورمان در یک دهه گذشته، قابل‌توجه دانست و مورد تحسین قرارداد. وی اظهار داشت که صدام حسین هشت سال جنگ را با استفاده از تسلیحات اتحاد جماهیر شوروی و فرانسه و با کمک مالی عربستان سعودی و حمایت‌های آمریکا، انگلیس و تقریباً همه کشورهای بلوک غرب باهدف نابودی کامل انقلاب و اشغال اراضی، به ایران تحمیل کرد. استراو اظهار داشت که افزایش افراد تحصیلکرده و مدرنیزاسیون ازجمله دستاوردهای پس از انقلاب اسلامی ایران باوجود تحریم‌های بین‌المللی است.

 

رئیس سیا و تهدید سردار سلیمانی

(شرق، 11/11/96)

پومپئو رئیس سازمان سیا: من می‌خواستم پیام روشنی به قاسم سلیمانی بفرستم که امریکا، غرب، بریتانیا و دیگران در این منطقه دارای منافعی هستند و باید متوجه باشد که حمله به این منافع با مقابله‌به‌مثل روبه‌رو خواهد شد. اینکه ایرانی‌ها بخواهند به منافع امریکا ضربه بزنند برای ما تحمل‌کردنی نیست.

 

     فهرست چشم انداز 108 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |