فهرست چشم انداز 107 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - شماره 107 دي و بهمن 1396

 

جناب آقای مهندس میثمی عزیز

با سلام و سپاس از ارسال شماره 105 مجله چشم‌انداز ایران

آنچه در چشم‌انداز ایران چشمگیر است جامعیت آن است و واقعاً چشم‌انداز مسائل مختلف جامعه و سیاست و فرهنگ و اقتصاد ایران است. یاد از دکتر ابراهیم یزدی که بجا و آموزنده بود. همچنین مباحث مختلفی در زمینه توسعه و بحث پرحاشیه مواد مخدر دولتی. اما مصاحبه با آقای دکتر منصوری برای من خیلی جالب بود. چه‌بسا بتوان شماره‌ای اختصاصاً برای این بازنگری بنیادی در کار و ساختار دانشگاه‌ها منتشر کرد. مصاحبه با آقای دکتر قانعی‌راد هم مثل همیشه پرنکته است و در میان بحث‌های دیگر مقاله آموزش اخلاق در مدارس مقاله بسیار خوبی است. اما هرکدام از این مقالات اما و اگرهایی هم دارد.

مثلاً آقای دکتر منصوری اشاره می‌کنند که تنبلی مشکل اساسی در پیش نرفتن تحقیقات دانشگاهی است. به نظرم این بیان تعجب‌آور است! بدیهی‌ترین مسئله در امور تحقیقاتی زیرساخت‌های لازم و سیاست‌های کلان مدیریت کشور است. فردی‌کردن مسئله‌ای که به سیاست‌گذاری مربوط است اصولاً علمی نیست. مثلاً سیاست‌گذاری به مقاله‌نویسی توجه کرد و انبوهی از مقالات نوشته شد. اگر همان سیاست به ارزیابی دقیق مقالات هم توجه می‌کرد کیفیت مقالات بالاتر می‌آمد. به همین نسبت باقی امور. وانگهی آقای دکتر منصوری در جایگاهی این سخن را می‌گویند که باید خودشان هم پاسخ بدهند که از موقعیت‌های دانشگاهی خود چگونه استفاده کردند و چه مسائلی را توانستند حل‌وفصل کنند و چه تحقیق تازه‌ای کرده‌اند. مشکلات دانشگاه مهم است که بحث شود، اما بحث اگر کارشناسانه نباشد به‌جایی نمی‌رسد. درعین‌حال ایشان در بخش دیگری از گفت‌وگو به مسئله سازوکار و تصمیمات وزارت علوم و بحث مخالفت با خلاقیت اشاره می‌کنند که نافی بحث تنبلی فردی است. یعنی مثل هر جای دیگر دنیا اگر نظام آموزشی تصحیح شود افراد هم چابک خواهند شد و نباشند هم از دور بیرون می‌روند. 

پیشنهاد ایشان در آخرین بند گفت‌وگو از همه جالب‌تر است که وزارت علوم حامی مالی طرح‌های دانشگاهیان باشد نه اینکه به تعداد سرانه دانشجو به دانشگاه پول بدهد. خود همین موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری چقدر می‌تواند در تصحیح روندها مؤثر باشد. در وضع فعلی افراد چابک از نظام آموزشی بیرون می‌مانند یا راهی خارج از کشور می‌شوند. یعنی اگر کسی در آن نظام ماند ناچار نمی‌تواند چابک باشد. یعنی اگر تنبلی هم هست باز ناشی از ساختار است!

با احترام و دوستاری، مهدی جامی

 

 پاسخ آقاي دكتر رضا منصوري به دكتر مهدي جامي

ممنون آقای میثمی که نظر آقای جامی را برای من فرستادید. بله اگر من مشکل علم کشور را معضلی تک‌پارامتری می‌دیدم حق با آقای جامی بود. من در شرایطی این حرف را زده‌ام که گفته‌ام شاید تا  بیست سال دیگر امیدی به فعال‌شدن نوعی سیاست‌گذاری خردمندانه در دولت برای علم نمی‌بینم. در این شرایط تنبلی ذهنی ما دانشگاهیان را مطرح می‌کنم که شاید امیدی باشد به حرکتی در علم ایران. فعال‌شدن دانشگاهیان و عمیق‌تردیدن اوضاع اجتماعی ما و نیز ورود بخش خصوصی به پژوهش تنها امید من در   بیست سال آینده علم ایران است. نه اینکه این ایده‌آل باشد بلکه این امید من است! من از راهکارهای ناشی از مَثل افلاطونی صحبت نمی‌کنم. صحبت من ناشی از درک عمیق از شرایط ماست در ایران!

***

جناب آقاي مهندس ميثمي مديرمسئول نشريه چشم‌انداز ايران

با عرض سلام و احترام، این‌جانب از خوانندگان هميشگي نشريه شما هستم و استفاده تاريخي و روحاني مي‌نمايم. ويژه‌نامه اخير مرحوم دكتر محمد مصدق خاطرات بسياري را در ذهنم به ياد آورد. بخش‌هاي مختلف كه به قلم نويسندگان و بزرگاني بود كه همه آن‌ها را به نيكي مي‌شناسيم و چه بسيار نكاتي را نوشته بودند و بسياري از وقايع مهم و آموزنده تاريخي به دلایلی از قلم‌ها افتاده بود. در سال‌هاي پيشين بسياري از وقايع به نقل از مغرضين نقل وارونه نشده بود و به دلايلي كسي نمي‌توانست پاسخ دهد. مي‌دانيم در وقايع عاشورا هم ابن مخنف وقايع‌نويس بود، ولي بعد يزيدخا و يزيدي‌ها در آن وقايع دست بردند و از اهميت افتاد. لازم مي‌دانم در اينجا بخش اول نامه مولا اميرالمؤمنين را به مالك اشتر از نهج‌البلاغه ترجمه شهيدي بياوريم. مي‌فرمايد: و مالك بدان كه من تو را به شهرهاي تو چنان مي‌نگرند كه تو در كارهاي واليان پيش از خود مي‌نگري و درباره تو آن مي‌گويند كه درباره آنان مي‌گويي نيكوكاران را به‌نام نيكي مي‌توان شناخت كه خدا از ايشان بر زبان‌هاي بندگان جاري ساخت... به هر حال اين شماره نشريه مرا به 65 ـ 64 سال پيش برد.

در تظاهراتي كه در تجريش شده بود از تهران به تجريش رفتيم. بر اثر كثرت جمعيت، وسيله بازگشت نبود. شخصي كه سرگرداني ما را ديد ما را به فرزند خودش راهنمايي كرد و گفت ما اتوبوس داريم معلوم شد ايشان مرحوم كريم پورشيرازي بود. اتوبوس ما را مقابل منزل مرحوم دكتر مصدق آورد و ايشان با همان لباس پيژاما، به تراس خانه آمد و به اظهار احساسات ما پاسخ داد.

20 مرداد اول اين خاطره‌ها بود. دستگيري‌ها و ضرب و شتم‌ها و سپس قلعه فلک‌الأفلاک خرم‌آباد. تقسيم‌بندي دستگيرشدگان كه تقسيم‌بندي آن‌ها كه از ملاير ـ نهاوند بروجرد ـ خرم‌آباد ـ دورود ـ ازنا به زير قلعه بازداشتگاه ارتش محلي كوچك به تعداد 84 نفر، بالاقلعه كه شب‌ها بازداشتي از تهران مي‌آوردند و براي اينكه رعب و وحشت ايجاد كنند با تانك بدرقه مي‌كردند. رعب و وحشتي برقرار بودكه كودتاچيان در جامعه ايجاد كرده بودند. نانوشته و در سينه‌ها مانده است. نه روزنامه‌هاي آن روز چيزي نوشته‌اند و نه كتابي، اما آنچه براي يك دوستدار ايراني جالب بود خاطرات و مطالبي كه روستاييان احمدآباد مستوفي بيان كرده‌اند، ما مردم خيلي علاقه داشتيم بدانيم در  زمان حصر، اين مرد بزرگ چه مي‌كند. در قدرت از قدرت استفاده نكردند. خانه خود را فروخت و با پول آن به امريكا رفت. با پول خود قاليچه خريد و به وكيل ايراني در هلند هديه داد. اين مطالب را در كتاب‌هاي شرح‌حال ايشان به‌تفصیل نوشته‌اند.

پيش از تو جهان بوده آن كن كه پس از تو / گويند نكو بوده و رسم فلان را

والسلام ـ  رسول حسني

با سلام

... اكثر مقالات ماهنامه چشم‌انداز ايران درباره چه بايد كرد؟ است و منجر به بازگشايي تفكر و عمل مي‌شود.

موفق باشيد ـ علي معرف

***

سلام خدمت آقا لطف‌الله

مطلب مربوط به مرحوم نیک‌بین را مطالعه کردم. برایم تعجب داشت که در این مطلب به مهم‌ترین فراز زندگی ایشان یعنی جدائی از سازمان پرداخته نشده. جالب اینکه به این «پرداخته نشدن»، افتخار هم شده. حتی یکی از افتخارات مرحوم نیک‌بین نیز نپرداختن به این موضوع عنوان‌ شده. صرفاً در مورد حواشی موضوع صحبت شده و نحوه رفتار سازمان با ایشان بعد از جدایی. البته بعد از اتفاقات خون‌بار شریف واقفی، شاید طبیعی باشد که آن برخورد یک برخورد بسیار بزرگ تصویر شده و به آن پرداخته ‌شده. در حالی که اصل بر برخورد خوب است و نه برخورد خون‌بار. 

در چند مورد، چه سخنرانان و چه فرزند ایشان از سکوت ایشان در مورد مسائل گذشته صحبت می‌کنند و آن را تحسین می‌کنند و می‌گویند ایشان به آینده نظر داشت. من متوجه نمی‌شوم که مبانی نظری این اظهارنظرها چیست؟  همواره شنیده‌ام که «گذشته چراغ راه آینده» است.  همه می‌گویند که باید تجربیات تاریخی ثبت و ضبط شود تا آیندگان آن را تکرار و تکرار و تکرار نکنند. حالا می‌بینیم که برعکس شده و باید بیاییم و تجلیل و تکریم کنیم از سکوت آن مرحوم و سکوت شهدای سازمان که چه‌کار خوبی کردند که در مورد این موضوع «سکوت» کردند.

و همین رفتار به‌عنوان یک اصل گرفته شود و شهدای زنده سازمان و تمامی یاران و همراهانی که از موضوع اطلاع داشتند، مجدداً به سکوت ادامه دهند و از این رویه تجلیل هم بکنند. حالا از این سکوت چه چیزی عاید جنبش می‌شود، خدا می‌داند. آیا این سکوت موجب می‌شود که دیگر در درون جنبش‌های مردمی اختلافی رخ ندهد؟ آیا این سکوت موجب می‌شود که جنبش‌های مردمی برای اختلافات داخلی خود روش و راه‌حلی به دست بیاورند؟

آیا این سکوت موجب می‌شود که تحلیل تاریخ جنبش انقلابی ایران در میان دو خط‌مشی متفاوتی که حنیف و نیک‌بین اتخاذ کردند به نتیجه مشخصی برسد؟

 ای‌کاش تا زمان از دست نرفته و هنوز فرصت حیات باقی است، نظرات آن دو جریان به شکل «آکادمیک» مدون و ارائه شود تا امکان ارزیابی آن فراهم شود. جنبش مجاهدین یکی از عمیق‌ترین تجربیات تاریخ معاصر ایران است و قطعاً مطالب و مباحث درون آن نیز از همین عمق نشأت گرفته. حیف است که با از دست رفتن افراد، این تجارب از بین برود.

محسن شریف‌زاده

***

سلام بر دوستان و سروران و دست اندرکاران عزیز مجله ارزشمند چشم انداز ایران.

و سپاس برای ارسال شماره 106 مجله. جامعیت و تنوع مباحث و جدی بودن آنها همیشه برای من آموزنده است.

در این شماره بخصوص از دو گفتگو در باره دانشگاه تکان خوردم! گفتگو با آقای ظریفیان و آقای منتظر. درود بر شما.

پیشنهادم این است که مصاحبه ها بدون مقدمه شروع نشود. یک پاراگرف مقدماتی خیلی کمک می کند به ذهنیت مخاطب و در مورد این دو بزرگوار به شناخت آنها. من که سالها ست در بیرون ایران هستم صرفا از طریق جستجو متوجه شدم که موقعیت علمی و کاری این دو بزرگوار چیست. و خوب است مجله خودش در معرفی افراد پیشقدم شود چنانکه در دیگر مقالات افراد معرفی شده اند.

 با سپاس بسیار و آرزوی کامیابی روزافزون.

 دوستار،

مهدی جامی

 

     فهرست چشم انداز 107 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |