فهرست چشم انداز 107 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - شماره 107 دي و بهمن 1396

 

محاسبه ویرانگر علی عبدالله صالح

علی عبدالله صالح (1948- 2017) با محاسبه‌ای ویرانگر پایان تراژیک و پرحسرتی برای خود و خاندان و حزب کنگره یمن رقم زد. او که نزدیک به چهل سال در متن و مرکز سیاست و قدرت در یمن بود، در آخرین محاسبه و یا قمار سیاست بباخت هر چه بودش و ویران شد. چرا؟ اشتباه محاسبه کجا بود؟

یکم: صالح گمان می‌کرد که نظام قبیله‌ای همچنان یک نهاد درجه اول و تکیه‌گاه مطمئن است. چنین نشد، با فراخوان او قبایل طرفدار یا هم‌پیمان او به صحنه نیامدند.

دوم: قدرت و هوشیاری امنیتی حوثی‌ها را دست‌کم گرفت. گمان کرده بود وقتی در زمان جشن میلاد پیامبر اسلام که یمن غرق شور و شادی ملی است، می‌تواند غافلگیرانه صنعا را تصرف کند. حوثی‌ها نشان دادند، گرچه در چهل نقطه در حال جنگ‌وگریز با نیروهای سعودی و هم‌پیمانان هستند، اما از موقعیت حساس صنعا هم به‌خوبی آگاه‌اند و از آن با دقت حفاظت می‌کنند.

سوم: صالح گمان می‌کرد به دلیل سابقه طولانی‌اش در ارتش، ارتش یمن از او حمایت خواهد کرد. چنین نشد و ارتش در این ماجرا وارد نشد...

این محاسبه اشتباه‌آمیز ویرانگر، دلایل و علل خود را دارد که موضوع این نوشته نیست. از سوی دیگر، اشتباه محاسبه‌ای از سوی طراحان و معماران اصلی قیام یا کودتای صالح هم انجام شد. همه عناصر لازم را از بعد سیاسی و نظامی و امنیتی و تبلیغاتی تدارک دیده بودند. همراهی نیروی هوایی ائتلاف در روز ماجرا، که با بمباران مواضع حوثی‌ها انجام شد. سازمان‌دهی تبلیغاتی وسیع و سنگین به نفع صالح، به حدی که او را که تا دیروز دیو و روباه می‌خواندند، لباس فرشته پوشاندند و مثل آهوی کوهی محبوبش کردند! ائتلاف نیز یمنی‌ها و حوثی‌ها را دست‌کم گرفته بود. گمان می‌کردند، نبرد صنعا مدت‌ها به طول می‌انجامد تا مردم صنعا و یمن خسته و آزرده شوند و ائتلاف نهایتاً نقش منجی را پیدا کند و صالح یک‌بار دیگر به مرکزیت برگردد. چنین نشد. اکنون هم که به ماجرای خونخواهی و انتقام دامن می‌زنند. گمان نمی‌کنم این سیاست راه به‌جایی ببرد. بایست ارزیابی واقع‌بینانه از یمن داشته باشند. نمی‌توانند حوثی‌ها را نادیده بگیرند. نمی‌توانند از موضع بالا و برتری‌فروشانه به یمنی‌ها نگاه کنند. نهاد قبیله و نگاه سلفی و سنتی به دین، دیگر آن کارآمدی سابق را در یمن ندارد. جهان و یمن تغییر کرده است...

منبع: روزنامه اطلاعات مورخ 18 آذر 96 به نقل از سایت مکتوب متعلق به سید عطاالله مهاجرانی

 

 ایران آمادگی دارد با عربستان و امارات درباره یمن گفت‌وگو کند

نویسنده: سید حسین موسویان دیپلمات سابق و پژوهشگر در دانشگاه پرینستون

سید حسین موسویان، عضو ارشد تیم پیشین هسته‌ای ایران و معاون اسبق سیاست خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران، در یک مناظره با موضوع بحران یمن که شبکه جهانی تلویزیون ملی چین در امریکا آن را پخش کرد، تصریح کرد: با مرگ علی عبدالله صالح، زمان آن فرارسیده که ریاض با حوثی‌ها برای صلح یمن مستقیماً گفت‌وگو کند. در این مناظره شخصیت‌های دیگری چون فاطمه الاثر از بنیاد عرب در واشینگتن، ثمر الحمدانی از یمن و افشین مولوی از دانشگاه جان هاپکینز حضور داشتند.

مرگ علی صالح چه تأثیری بر روند مذاکرات صلح یمن خواهد داشت؟

 اتحاد علی عبدالله صالح و حوثی‌ها یک اتحاد مصنوعی بود. صالح دونبش بازی می‌کرد. از یک ‌طرف با حوثی‌ها اتحاد مصنوعی برقرار کرده بود و از طرف دیگر هم محرمانه و در پشت پرده با سعودی‌ها و اماراتی‌ها مذاکره می‌کرد تا اینکه چند هفته پیش در پشت پرده با ریاض و ابوظبی توافق کردند که صالح در صنعا، جنگ داخلی علیه حوثی‌ها آغاز کند و هم‌زمان هم هفت گروه نظامی از هفت جبهه به صنعا حمله کنند و حوثی‌ها را ساقط کنند و یکی از پسران صالح را حاکم کنند. حوثی‌ها از این توطئه مطلع شدند و شد آنچه شد.

فراموش نکنیم که صالح و حوثی‌ها و زیدی‌ها برای چنددهه متحد عربستان بودند تا اینکه ریاض به جنگ آن‌ها رفت و ورق برگشت. به نظر من مرگ صالح می‌تواند به پروسه صلح یمن کمک کند؛ زیرا بازی دونبش صالح باعث شده که سعودی‌ها-اماراتی‌ها روی او حساب باز کرده بودند و لذا هیچ‌گاه حاضر به مذاکره جدی با حوثی‌ها نبودند. اکنون‌که صالح حذف‌ شده، زمان آن فرارسیده که ریاض با حوثی‌ها گفت‌وگو کند. سازمان ملل باید با اقتدار وارد عمل شود و گفت‌وگوهای صلح همه‌جانبه یمن با حضور حوثی‌ها و همه گروه‌های یمنی را رهبری کند. در مرحله اول باید آتش‌بس برقرار شود و همه طرف‌ها جنگ را متوقف کنند. سپس از طریق انتخاباتی آزاد، حکومتی با مشارکت همه اقوام و جناح‌های سیاسی تشکیل شده و به بحران و مصیبت در یمن خاتمه داده شود.

 با توجه به حمایت ایران از حوثی‌ها، ایران در برقراری صلح در یمن چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟

درباره نقش ایران اغراق‌گویی‌های زیادی شده است. عربستان و امارات قدرتمندترین ائتلاف ارتش جهان عرب را شکل داده و دو سال است که شبانه‌روز، کشور یمن و حوثی‌ها را بمباران می‌کنند. امریکا قدرتمندترین ارتش جهان را دارد که تمام‌عیار زمینی، هوایی و دریایی از ائتلاف عربستان حمایت کرده و می‌کند. همه هم قبول دارند که ایران در این جنگ مشارکت مستقیم ندارد. اگر مدعیان واقعاً معتقدند که ایران با حضور غیرمستقیم خود توانسته باعث شکست قدرتمندترین ارتش جهان، یعنی امریکا و نیز شکست قدرتمندترین ائتلاف ارتش‌های جهان عرب بشود، من پیشنهاد می‌کنم که سریعاً به تهران بروند و برای صلح با ایران مذاکره کنند.
واقعیت این است که حوثی‌ها هزار سال بر یمن حکومت کردند تا اینکه در اوایل دهه 60، با تجاوز نظامی مصر از قدرت کنار زده شدند.

در این مدت آن‌ها و صالح متحد سعودی‌ها بودند و برای بازگشت به قدرت می‌جنگیدند تا قدرت را گرفتند. بعد از حمله نظامی سعودی بود که حوثی‌ها با سعودی درگیر شدند. من معتقدم تجاوز نظامی عربستان و امارات، منشأ اصلی بحران و مصیبت‌های امروز یمن است، در غیر این ‌صورت ما می‌توانستیم خیلی زودتر به صلح دست یابیم.

به ‌هر حال ایران برای گفت‌وگو با عربستان و امارات برای حل بحران یمن و تأمین صلح و ثبات و امنیت در کشور یمن آماده است و هیچ‌وقت هم مشکلی با این گفت‌وگوها نداشته است. این عربستان است که باید تصمیم بگیرد آیا با گفت‌وگوی با تهران موافق است یا خیر؟

منبع: سایت الف

تاریخ: 15 آذر 96

پشت پرده تصمیم ترامپ درباره قدس

سید حسین موسویان

 

اقدام دونالد ترامپ در به رسمیت شناختن قدس به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی را باید با نگاهی گسترده‌تر و در ارتباط با اتحاد تازه شکل‌گرفته میان عربستان و رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه دید...

 

محمد بن سلمان چند هفته پیش محمود عباس را به ‌حضور خواند و در ملاقات خصوصی طرح صلحی را پیش‌روی او نهاد که محمود عباس را شوکه کرد. عباس به او گفت که این طرح از طرح‌هایی هم که خود اسرائیلی‌ها به ما پیشنهاد کرده‌اند خفت‌بارتر است. تعیین قدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل نیز بخشی از طرح پیشنهادی محمد بن سلمان بوده است. بن سلمان به او پاسخ می‌دهد: اکنون شرایط تغییر کرده، اگر این طرح را نمی‌توانی بپذیری بهتر است استعفا کنی. بن سلمان تأکید کرده که تأخیر در پذیرش و اجرای این طرح درنهایت باعث می‌شود تا امریکا به‌صورت یک‌طرفه قدس را به‌عنوان پایتخت اسرائیل به ‌رسمیت بشناسد و خلاص!

منبع: روزنامه همشهری

شنبه 18 آذر 1396

 

نشست واشینگتن درس‌های سوریه، رقبای قبل، دینامیک جدید

سازمان میراث ترکیه، اندیشکده ترکیه در واشینگتن برگزار می‌کند:

  پدیده عجیبی که در بحران سوریه مشاهده شد، ساماندهی و صدور بیش از 100 هزار تروریست از حدود  100 کشور برای ساقط‌کردن دولت قانونی سوریه بود. درس اول: در هیچیک از بحرانهای خاورمیانه چنین پدیدهای مشاهده نشد. منتهی سازماندهندگان تروریستها امروز متوجه شدهاند که هم خاورمیانه را به هم ریختند و هم امنیت خودشان مورد تهدید قرار گرفت. امروز امریکا، عربستان و متحدانش، اروپا و ترکیه نیز مزه ترورهای داعش را چشیده‌اند. لذا این درس اول از بحران سوریه است. استفاده از  زور و مداخله در امور سوریه برای «تغییر رژیم» شکست خورد. این هم درس دوم برای بانیان این استراتژی است که درباره دیگر کشورها تکرار نکنند.

درس سوم: به فرض اینکه بین دو گزینه دیکتاتوری و تروریست قرار گرفتید، انتخاب گزینه حمایت از تروریست‌ها بدتر است؛ زیرا آن‌ها هم دیکتاتورند و هم تروریست. اگر امروز داعش بر سوریه مسلط شده بود، دیکتاتوری حاکم می‌کرد که از همه دیکتاتورهای فعلی بدتر و وحشتناک‌تر بود... برداشت من این است که نتانیاهو به ترامپ گفته که جهان عرب مرده و نگران عکس‌العمل آن‌ها نباش.

منبع: خبر آنلاین

تاریخ: 21 آذر 96

 

خاورمیانه و افول قدرت امریکا

نویسنده: ویکتور مخین

 

برگردان: احمدرضا احسانی

ایران به‌تازگی گفته است همکاری مسکو و تهران در خودداری از استفاده از دلار در پرداخت‌های میان دو کشور، می‌تواند به انزوای ایالات‌متحده بینجامد و تحریم‌های این کشور را بی‌اثر کند. در این رابطه نباید فراموش کرد که خریدار بزرگ نفت یعنی چین، در محدودکردن دلار نقش عمده‌ای دارد. اکنون مدتی است چین برای معاملات نفتی خود در بورس، یوان را عرضه کرده و تا پایان سال جاری در افریقای جنوبی بورس یوان را افتتاح خواهد کرد. خبر جالب این است که چین اعلام کرده هر صادرکننده نفت که در معاملاتش ارز این کشور را بپذیرد می‌تواند در بورس شانگهای آن را به طلا تبدیل و از این فلز قیمتی برای محافظت از ذخایر ارزی‌اش استفاده کند و آن به این دلیل است که چین نیاز به طلا دارد و مدتی است که این فلز را در مقیاس عمده خریداری می‌کند.
بدون شک تمام صادرکنندگان نفت به‌ویژه آن‌هایی که روابط سیاسی ناخوشایندی با امریکا دارند، از این اقدام چین منفعت خواهند برد؛ چراکه کاهش نفوذ دلار بر توانایی واشنگتن در راه انداختن جنگ اقتصادی علیه برخی کشورها به‌شدت تأثیر منفی دارد. عرضه بورس نفت با استفاده از یوان چین، صادرکنندگان نفت مانند روسیه، ایران و ونزوئلا را قادر خواهد کرد از تأثیرات منفی تحریم‌های امریکا بر صنعت نفت‌شان فاصله بگیرند.
بنابراین زوال قدرت امریکا در حال روی ‌دادن است. دلار امریکا که ارز شماره یک جهان است، پایه‌های قدرت این کشور را می‌سازد و به ایالات‌متحده توانایی چاپیدن جهان را می‌دهد و مردم سراسر جهان هزینه امیال جاه‌طلبانه واشنگتن را می‌پردازند. دلار قبلاً از پشتیبانی طلا برخوردار بود، ولی بعداً این حمایت قطع شد و درواقع اکنون دلار بدون محافظ است.
ایالات‌متحده (در ابتدای دهه
۷۰) توافقی را بر عربستان سعودی تحمیل کرد که طبق آن، این پادشاهی کمک‌های نظامی امریکا را دریافت می‌کرد و از چاه‌های نفتی‌اش «حفاظت» می‌شد که البته معلوم نبود این حفاظت در مقابل چه کسانی است. در عوض سعودی‌ها نیز پذیرفتند تا تمام فروش نفتی خود را به دلار امریکا انجام دهند و منافع حاصله را صرف خرید اوراق قرضه (درواقع بدهی‌های) دولتی امریکا کنند. تا سال ۱۹۷۵ تمام اعضای اوپک زیر فشار ایالات‌متحده ناچار به تبعیت از این رویه شدند و درنتیجه جهان در باتلاق دلارهای نفتی گرفتار آمد.
این‌طور نبود که رهبران کشورهای نفتی از این رویه راهزنانه بی‌اطلاع باشند، اما آن‌ها نمی‌توانستند به‌تنهایی در مقابل این خواست ایالات‌متحده ایستادگی کنند؛ زیرا واشنگتن هر تلاشی را در نطفه خفه می‌کرد و حتی تا اشغال چنین کشورهایی پیش می‌رفت. به‌عنوان مثال عراق را در نظر بگیرید؛ ایالات‌متحده تحریم‌های شدیدی را علیه این کشور وضع کرد و باعث رنج فراوان مردم آن شد. تحریم‌هایی که از سال
۱۹۹۱ وضع شد و به نظر می‌آمد برای همیشه پایدار می‌مانند؛ اما در آغاز قرن ۲۱ رهبر عراق تصمیم گرفت تا در برنامه «نفت در مقابل غذا» از دلار استفاده نکند. تلافی این عمل بسیار سریع بود؛ تحت عنوان دموکراتیزه‌کردن عراق، ارتش امریکا این کشور را اشغال کرد و جنگ داخلی را در این کشور به راه انداخت که هنوز هم ادامه دارد، صدام حسین هم دار زده شد. نمونه دیگر معمر قذافی، دیکتاتور لیبی، بود؛ او تصمیم گرفت در معاملات مالی از دینار استفاده کند. تنبیه بسیار فوری بود، ناآرامی‌های به‌اصطلاح مردمی از خارج سازمان‌دهی شد و با تحمیل قطع‌نامه ضد لیبی بر سازمان ملل این کشور مورد حمله قرار گرفت و خود معمر قذافی هم به‌طرز وحشیانه‌ای کشته شد.  اما فکر خلاصی از حلقه خفه‌کننده دلار از بین نرفت و اکنون دولت‌های قدرتمندی که زیر نفوذ امریکا نیستند مانند روسیه، چین و ایران در حال انجام آن هستند. در این میان آینده عربستان سعودی که از فروشندگان عمده نفت خام به‌شمار می‌رود، در خطر است.
بدون هیچ‌گونه اغراقی باید گفت سرنوشت ایالات‌متحده که از هیچ اقدامی برای نگه ‌داشتن عربستان در حوزه نفوذش کوتاهی نکرده، به مواضع ریاض پیوند خورده است؛ بنابراین وضعیت مبهم این کشور از این زاویه سزاوار توجه بیشتری است؛ نخست اینکه سنت جانشینی در عربستان یعنی انتقال قدرت از پسری به پسر دیگر که از سوی بنیان‌گذار این کشور، ملک فیصل آل سعود، پایه‌گذاری شده، دیگر وجود ندارد. دوم، تصمیم غیرمترقبه پادشاه کنونی؛ یعنی سلمان بن عبدالعزیز آل سعود به برکناری جانشین قانونی و انتقال قدرت به پسرش محمد بن سلمان، شعله‌های جنگ قدرت در این کشور را افزون‌تر کرده است و سوم اینکه وارث جدیدِ فاقد تجربه کافی، مرتکب اشتباهات خطرناکی شده است. او مبالغ فراوانی را صرف حمایت از گروه‌های تروریستی در سوریه کرده، جنگی ویرانگر را در یمن به راه انداخته و درگیری شخصی مبهمی هم با قطر دارد. در حال‌ حاضر دور جدیدی از مبارزه قدرت در عربستان با تحریک امریکا به راه افتاده است. آشکار است که پادشاه کنونی قبل از انتقال قدرت به پسرش در تلاش است تا حلقه سیاسی اطراف خود را تصفیه کند و تمام حریفان حتی اعضای خانواده سلطنتی را از سر راه بردارد. در این راستا، با یک فرمان سلطنتی، کمیته ضد فسادی به ریاست وارث قانونی شاهزاده محمد بن سلمان تشکیل شد. از آغاز شروع به کار این کمیته یعنی دهم نوامبر،
۲۰۸ نفر در عربستان بازداشت شدند. بلافاصله پس از این بازداشت‌ها، وزیر خارجه امریکا در گفت‌وگوی تلفنی با همتای سعودی‌اش، عادل الجبیر، به بررسی شرایط جدید پرداخت و اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم دستورات جدید امریکا را به او ابلاغ کرد. در این حال واشنگتن با زیرکی تمام در تلاش است پادشاه آینده را در مقابل خاندان آل سعود منزوی کند تا او مجبور به اتکای مطلق به ایالات‌متحده باشد.  ازقضا شاهزاده سعودی، ولید بن‌طلال، یکی از ثروتمندترین افراد خاورمیانه و وزیر دارایی سابق عربستان، در میان بازداشت‌شدگان است. او نوه بنیان‌گذار عربستان و برادرزاده شش پادشاه سعودی ازجمله پادشاه کنونی است. او هیچ‌وقت دنبال کسب قدرت سیاسی نبوده و سرمایه‌گذاری و قمار در بورس را ترجیح می‌دهد.
موضوع پیچیده دیگر مربوط به معاملات نفت است و اینکه عربستان در فروش نفت به چین که از بزرگ‌ترین مشتریانش است، از چه ارزی باید استفاده کند. عربستان کماکان سرسختانه از واردکنندگان نفت چین، دلار امریکا مطالبه می‌کند. پکن از این سرسختی عربستان رنجیده‌خاطر است؛ زیرا برای خرید نفت گزینه‌های فراوانی در میان دیگر صادرکنندگان دارد. چینی‌ها به عربستان فشار می‌آورند که تعصب دلاری‌اش ممکن است بهای سنگینی برایش داشته باشد. تغییر از دلار امریکا به یوان چین، ضربه شدیدی به ایالات‌متحده، متحد اصلی عربستان، خواهد بود؛ اما یقیناً ریاض دیر یا زود تسلیم فشار چین خواهد شد. در این صورت چه اتفاقی برای ایالات‌متحده خواهد افتاد؟ قدر مسلم اجتناب تولیدکنندگان نفت از پرداخت‌های دلاری ضربه جبران‌ناپذیری به ایالات‌متحده وارد خواهد کرد و افول امپراتوری امریکا و پایان جاه‌طلبی‌های تسلط‌طلبانه‌اش را تسریع می‌کند.
منبع:
New Eastern Outlook

برگرفته از روزنامه شرق

تاریخ: 21 آذر 96

 

ترامپ بر سر دوراهی ایران و کره شمالی

نویسنده: سید حسین موسویان

بر اساس سرمقاله  حسین موسویان در روزنامه ایران، 3 دی 96، ایشان معتقد است در حالی که کاخ سفید برای بیرون آمدن از برجام و  جنگ با کره شمالی اجماع دارد، ولی نه کنگره و نه پنتاگون و نه وزارت خارجه و نه مردم امریکا تمایلی به بیرون آمدن از برجام و جنگ با کره شمالی ندارند. از طرفی مثلث اسرائیل ـ ابوظبی ـ عربستان بر امریکا فشار میآورد که از برجام خارج شود. 

کنگره در موقع معین دوماهه تصمیمی روی برجام نگرفت و بنابراین تصمیم نهایی با ترامپ است.  موسویان نتیجه میگیرد که امریکا به کره شمالی حمله محدودی خواهد کرد آنگاه خواهان مذاکره و توقف حمله میشود، اگر کره شمالی واکنش نظامی نشان داد جنگ ادامه خواهد یافت. این اقدامی است که اسرائیل هم موافق آن است و میگوید اسرائیل تأسیسات اتمی عراق و سوریه را بمباران کرد، ولی آن‌ها با اینکه مواضع تندی گرفته بودند واکنشی نشان ندادند و حاضر نشدند به جنگ تمام‌عیار دست بزنند.

تاریخ: 3 دی 96

منبع: روزنامه ایران

 

اختلافات پنهان عربستان و امارات

پایگاه اینترنتی روزنامه رأی‌الیوم (چاپ لندن) نوشت: ...بحرانی که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را دربرگرفته امنیت ملی امارات را در معرض خطر قرار داده است و هم‌اکنون این کشور از بیم آینده نامعلوم فراروی منطقه خلیج فارس، با پدیده‌ای به ‌نام فرار سرمایه‌ها روبه‌رو است... رأی‌الیوم می‌افزاید: ریاض ایران را عامل اصلی تهدید‌کننده ثبات در منطقه می‌داند... بن زاید با قاطعیت از نیروهای لائیک در خاورمیانه حمایت کرده و معتقد است که گروه‌های اسلام‌گرای سنی‌مذهب برای ثبات منطقه خطرناک‌تر از ایران هستند؛ اما در ارتباط با پرونده سوریه، همکاری میان ابوظبی و دمشق خشم ریاض را برانگیخته و عربستان آن را به‌عنوان جانبداری امارات از محور ایران تلقی می‌کند؛ با وجود تضاد موجود میان اهداف عربستان و امارات در مورد سوریه، دو کشور در مورد راه‌حل مسالمت‌آمیز سوریه مواضع متفاوتی در پیش گرفتند... امارات حاضر نشد از جریان اخوان‌المسلمین حمایت کند و جریان علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور مخلوع و مقتول یمن را به آن ترجیح داد. 

...بحران پیش‌آمده میان قطر و همسایگانش ظاهراً حکایت از آن داشت که روابط و ائتلاف میان امارات و عربستان در مراحل پیش‌‌رو قرار دارد، اما این ائتلاف مبتنی بر یک مصلحت مشترک و فاقد پایه و اصول ایدئولوژیک محکم و استوار است؛ با توجه به رویکردهای ژئوپلیتیک موجود در خلیج فارس بعید به‌نظر می‌رسد این ائتلاف بتواند تا ابد جایگزین شورای همکاری خلیج فارس شود.

منبع: روزنامه رأی الیوم

برگرفته از سایت ایرنا 

 

نظر نیویورک‌تایمز درباره محمد بن سلمان

سید حسین موسویان

 محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، با تحکیم قدرت در ریاض، قصد دارد خود را در موقعیت قدرتمندترین رهبر تاریخ این کشور قرار دهد. او این روند را با تشدید دشمنی و حتی سردادن شعار جنگ با ایران شروع کرده است... طبق گزارش نیویورک‌تایمز، او بهعنوان جوانی ناپخته، عجول و تشنه قدرت شهره شد... تظاهرات اخیر در شهرهای مختلف ایران که تعدادی کشته و زخمی داشته، اساساً بهخاطر نارضایتی مردم از شرایط اقتصادی است. در عین حال اخیراً آشکار شد که امریکا و اسرائیل چهار کارگروه برای مقابله با ایران تشکیل داده‌اند و محمد بن سلمان هم صریحاً اعلام کرد که جنگ را به داخل ایران میکشاند. لذا میتوان حدس زد که بعد از شکست طرح‌های کودتا در ترکیه، قطر، اردن، گروگان‌گیری نخست‌وزیر لبنان، اکنون اقدامات محور واشینگتن، ریاض، ابوظبی و تل‌آویو برای ایجاد ناامنی در داخل ایران تشدید شده و در منحرف‌کردن تظاهرات اخیر از مسیر مسالمت به سمت ایجاد خشونت و آشوب استفاده کنند...

 

منبع: http://lobelog.com/contrasting-leadership-styles-in-the-saudi-iran-conflict

 

تاریخ:15 دی 96

 

     فهرست چشم انداز 107 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |