فهرست چشم انداز 106 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - شماره 106 آبان و آذر 1396

 

طوفان نوح: داستان تمثیلی یا واقعه‌ای تاریخی؟

گزارش باستان‌شناسی طوفان و کشتی حضرت نوح[i]

نادر کریمیان سردشتی*

 

داده‌های قرآنی آکنده از گزارش‌های تاریخی است. باستان‌شناسی در قرآن کریم شامل 6 دوره تاریخی به هم پیوسته است: دوره آدمی، دوره نوحی، دوره ابراهیمی، دوره موسوی، دوره عیسوی و دوره محمدی. در این پژوهش به فرازی از دوره نوحی پرداخته می‌شود که تاریخ و حوادث و وقایع حضرت نوح و ساخت کشتی و جریان طوفان و حوادث پس از طوفان را گزارش می‌نماید. پژوهشگرانی که در پیرامون «اعجاز علمی قرآن» کتاب‌هایی پرداخته‌اند کمتر به مباحث باستان‌شناسی توجه و اهتمام داشته‌اند لذا در این پژوهش‌ها تلاش بر این است که آیات الهی و داده‌های قرآنی به‌وضوح «اعجاز» علمی، تاریخی خود را نشان دهند که در چهارده قرن پیش به پیامبر اکرم (ص) در محیط حجاز که عاری از هر نوع اطلاع‌رسانی علمی و وجود منابع علمی (به معنای امروزی بوده است) ابلاغ و اعلام شده است. قرآن وقایع تاریخی را با قاطعیت کامل بیان و گزارش می‌کند و در بیان قرآنی تصنع و تکلف نیست؛ بنابراین آنچه درباره قوم نوح، کشتی‌سازی، طوفان، و آرامش گرفتن کشتی بر سلسله کوه جودی در دیار کردستان نقل می‌کند و صحنه‌ها را بازگویی کند، هیچ‌گاه یک داستان تمثیلی نیست، بلکه واقعه‌ای تاریخی است که در برهه‌ای از زمان به حقیقت اتفاق افتاده و آثار آن و به نص قرآن به‌عنوان آیتی از برای آیندگان برای عبرت‌اندوزی و تجدید ایمان به داده‌های قرآنی برجای ‌مانده است.

 

مقدمه

حضرت نوح (ع) در روایت تورات نهمین نسل پس از آدم است. در دورهای که جمعیت بشر رو به افزایش نهاد، به‌تدریج سرکشی و شرارت بالا گرفت و بت‌پرستی و شرک فراگیر شد و دعوت نوح به پرهیزگاری و خداپرستی گوشی شنوا نمی‌یافت. وی چندین سده مردم را به توحید دعوت می‌کرد ولی جز اندکی به وی نگرویدند و لذا این پیامبر لب به نفرین گشود و نابودی کافران را خواستار شد. مشیت الهی نیز بر این قرار گرفت که جز نوح (ع) و مؤمنان همه هلاک شوند، پس او مأمور به ساختن کشتی بزرگی شد و چون کار تمام گشت، طوفانی عظیم درگرفت و او و کسان و پیروانش و جفتی از حیوانات اهلی و مأنوس با انسان سوار شدند و نجات یافتند و مابقی کافران در حوزه دعوت نوح (و نه همه انسان‌ها و موجودات) نابود شدند. پس از مدتی طوفان آب فرونشست و مسافران کشتی پیاده شدند و در سرزمینی به نام «جودی» (نام کوهی) ساکن و پراکنده شدند. به‌طور سنتی و در طبقه‌بندی نسب نامه تورات سه نژاد سفید و سیاه و زرد را به ترتیب از نسل سه فرزند او: سام و حام و یافث می‌دانند. در متون باستانی و الواح و کتیبه‌های سومری و اکدی اشاراتی به طوفان و سیلاب عظیم شده و از نظر باستان‌شناسان و زمین‌شناسان شواهدی علمی حاکی از سیلابی سهمگین در ناحیه بین‌النهرین (= میان‌رودان) به دست آمده است که نشان می‌دهد این واقعه تاریخی تحقق‌یافته و تمام گزارش‌های کتیبه‌های سومری، اکدی بابلی، تورات، تلمود و قرآن کریم بر این واقعه صحّه می‌گذارند. در قرآن کریم نام شریف حضرت نوح (ع) 43 بار آمده و از او به‌عنوان پیامبر اولوالعزم و صاحب شریعت یاد شده و هفتاد‌و‌یکمین سوره از قرآن به نام اوست.

 

پيشينه پژوهش‌های علمي در خصوص توفان نوح

جريان تاريخي توفان و كشتي نوح موجب شد كه بسياري از محققان و كاشفان و باستان‌شناسان به دنبال محل فرود كشتي روان شوند و لذا در سال 1833 میلادی یک هیئت ترك مأموريت يافتند درباره كوه آرارات و آتشفشان‌هاي آن تحقيقاتي ‌انجام دهند. اين گروه قسمت مقدم كشتي را كه از ميان یخ‌بندی‌ها خارج شده بود کشف كردند. در سال 1892 ميلادي دكتر نوري، رئيس روحانيون اورشليم، به کوه آرارات رسيد و به كشفيات تازه‌اي دست پيدا كرد و چوب كشتي را شناسايي کرده که قرمز تيره‌رنگ بود. در اثناي جنگ جهاني اول يك هوانورد روسي در هنگام پروازی اكتشافي بقاياي يك كشتي بسيار بزرگ را مشاهده كرد. پس از او يك محقق فرانسوی به نام ژان دوريكه به آرارات رفته و براي كشف كامل كشتي تحقيقاتي را به انجام رساند، و تاكنون صدها كتاب و مقاله در خصوص كشتي و توفان نوح نوشته‌شده است كه همه ثابت كردند كه اين گزارش نه‌تنها افسانه نبوده بلكه واقعيتي بوده که تنها کتاب‌های مقدس (تورات- قرآن) از آن خبر داده‌اند. پس از اينان چند محقق نیز پژوهش‌های علمي را منتشر كرده‌اند كه به معرفي برخي از آن‌ها مي‌پردازيم:

ويليام فاكسول آلبرايت (1891-1971 م) يكي از كارشناسان برجسته در حوزه‌ زبان‌شناسي تاريخي-باستاني 24 مه در يك خانواده مهاجر آلماني در شيلي به دنیا آمد. در سال 1913 از دانشگاه آيووا درجه ليسانس گرفت. در 1916 با ارائه پايان‌نامه‌اي به‌عنوان «حماسه توفان آشوري» (TheAssyran Deluge Epic) از دانشگاه جان هاپكينز بالتيمور در رشته زبان‌های سامي درجه دكتري دريافت كرد. وي زبان سامی را زیر نظر پل هوپت، استاد مسلّم آشورشناسي و زبان‌های سامي آموخت. در 1919 به عضويت مدرسه تحقيقات شرقي امريكا در اورشليم درآمد و مدت 12 سال از 1920 تا 1929 و از 1933 تا 1936 سرپرستي آن مدرسه را بر عهده داشت. طي همين سال‌ها به حفاري و اكتشافات در فلسطين و ماوراء اردن مشغول بود. در 1929 به بالتيمور بازگشت و در ژوئيه همان سال در دانشگاه جان هاپكينز به‌عنوان جانشین پل هوپت به سمت استادي زبان‌های سامي برگزيده شد. از 1929 تا 1958 استاد و سرپرست گروه زبان‌های سامي در همان دانشگاه بود. از 1934 تا 1968 بولتن مدارس امريكايي و از 1945 تا 1953 هشت شماره از نشريه SupplemetaryStudies زیر نظر او انتشار يافت. در اردن و سينا به اکتشاف‌های مهم باستان‌شناسي دست زد. به‌پاس خدمات وي مدرسه تحقيقات شرقي امريكا در اورشليم، مؤسسه تحقيقات باستان‌شناسي آلبرايت نام گرفت. دكتري افتخاري دانشگاه‌های اوپسالا، سنت اندروز، اوسلو، دوبلين و دانشگاه عبري اورشليم به وي اعطا شد. او عضو مكاتبه‌اي بسياري از مجامع علمي بود. به مناسبت هشتادمين سالگرد زندگي وی دو يادنامه، يكي در امريكا و ديگر در اسرائيل منتشر شد. 19 سپتامبر در سن هشتادسالگی درگذشت. آلبرايت در حوزه «باستان‌شناسي كتاب مقدس» فعالیت‌ها و پژوهش‌های علمي زيادي را به ثمر رساندند و در خصوص توفان نيز علاوه بر رساله دكترايش مقالات و پژوهش‌هایی همچون: «حماسه سومري درباره بهشت، توفان و هبوط آدم» (1919 م)، «گيلگمش و انكيدو، رب‌النوع حاصلخیزی بین‌النهرین» (1920 م)، «پادشاهان پيش از توفان بابل» (1933 م) را منتشر کردند.

ويلهلم آيلرز [Eilers, Wilhelm] (متولد 1906) ايران‌شناس و زبان‌شناس آلمانی نیز كه نماينده و مدير انستيتوي باستان‌شناسي آلماني (از سال 1926 تا 1945) که مرکز تحقيقات آن در اصفهان بود پژوهشي با عنوان «محل توقف كشتي نوح» (TheResting-Place of Noah's Ark در ûThe Christian World) در استراليا (5-1905 م) منتشر كرده است.

پير آميه (متولد 1922 م) باستان‌شناس مشهور كه مطالعات عميق و گسترده‌اي‌ درباره حوزه بين‌النهرين دارد مقاله‌اي با عنوان «مسئله بازنمود گيلگمش در هنر» به سال 1960 م منتشر ساخت.

كشفيات جان اسميت

پس از سال‌ها، موزه بريتانيا دانشمند جوان و باذوقي را به نام «جرج اسميت»(George Smith) استخدام كرد كه كتيبه‌هاي خط ميخي را تنظيم نمايد. روزي كه او مشغول كار بود، به کتیبه جالب‌توجهی برخورد كه در اصل شامل شش ستون بوده، ولي سه ستون آن در اثر شكستگي كتيبه از ميان رفته بود. وقتي اسميت در عبارات آن دقت نمود، معلوم شد كتيبه حاوي شرح داستان كشتي‌اي است كه بر روي قلة ‌كوهي بنام «نزير» بر خاك نشسته، و كبوتري كه از آن به پرواز درآمده چون نتوانسته است جايي براي نشستن بيابد ناگزير به داخل كشتي بازگشته است. ناگهان، دانشمند جوان متوجه شد مشغول خواندن متن كلداني داستان نوح است. هیجانی که از اين اكتشاف به اسميت دست داد، وي را از خود بيخود ساخت. روزنامه «ديلي تلگراف» بودجه قابل‌ملاحظه‌ای در اختيار او نهاد كه وي به بين‌النهرين رفته، براي كشف باقي اين داستان كوشش كند. اسميت به سال 1872 به نينوا رهسپار شد و تحقيقات و حفريات دانشمندان قبلي را به مقياس وسيع‌تري ادامه داد در میان كشفيات او در بين‌النهرين از همه مهم‌تر كتيبه‌هايي به خط ميخي بود كه تعداد آن‌ها از سي هزار تجاوز مي‌كرد. این‌ها بقاياي کتابخانه بزرگي بودند كه آن را آشور بانيپال با گردآوري كتيبه‌هاي زمان خويش، كه اغلب آن‌ها از روي كتيبه‌هاي كتابخانة ‌قديم بابل استنساخ شده بود، تأسيس کرده بود. آشور بانيپال، كه در زمان منسه وهوشع مي‌زيست، اشتياق وافري به گردآوري متون و كتيبه‌هاي زمان خويش داشته و در كتيبه‌هايي كه در کتابخانه نينوا گردآورده شرح اقدامات خود را جهت تهیه نسخ کتیبه‌ها و متون موجود در آن عصر گنجانيده است.

اسميت در مجاهدات خويش برای كشف اسناد و كتيبه‌هايي كه داستان نوح را تکمیل کند توفيق كامل يافت؛ و علاوه بر آن، اسنادي درباره داستان خلقت ‌به دست آورد و كتيبه‌هاي متعدد ديگري يافت كه وضع زندگي آشوريان قديم را کاملاً روشن مي‌ساخت. اطلاعاتي كه به اين وسيله درباره وضع زندگي و افكار آشوریان باستان دستگير دانشمندان گرديد بيش از آگهي است كه آن‌ها بر احوال ساكنان اوليه ‌انگلستان دارند.

همان‌گونه كه گفته شد، درباره توفان نوح اسناد فراواني از بابلی‌ها و آشوري‌ها به دست ما رسيده است. نغزترين چکامه‌ای كه در ميان آثار ادبي باستاني بابل مانده، شعري رزمي موسوم به «گيلگمش» است كه داراي دويست‌و‌پنج بيت مي‌باشد. اين چكامه ملاقات گيلگمش، پهلوان بزرگ آشور را با شخصي به نام «اوت -ناپيشتيم» كه به مقام خدايي ارتقا يافته بود، شرح مي‌دهد.

«گيلگمش» از آن شخص مي‌پرسد چگونه اين موهبت بزرگ بهره او گشته است. او نيز در پاسخ به توفان عظيمي اشاره مي‌كند و مي‌گويد چهار تن از خدايان بر آن شدند كه هستي بشر را از روي زمين براندازند. ولي «ائو» (Eu)، خداي زمين که معبود «اوت‌-‌ناپيشتيم» بوده، با آگاهي از قصد خدايان مزبور، «اوت‌-‌ناپيشتيم» را از توفان قريب‌الوقوعي مطلع مي‌سازد و به او مي‌گويد با ساختن سفینه‌ای برای خود و خانواده‌اش آماده استقبال سيل شود. به اين ترتيب، «اوت‌-ناپيشتيم» كشتي‌ مي‌سازد و آن را براي جلوگيري از نفوذ آب با زفت اندود مي‌كند و خوراك و آشامیدنی در آن جاي مي‌دهد، و از همه موجودات زنده در آن گرد مي‌آورد و افراد خانواده خود را با جمعي كارگر و يك نفر ناخدا سوار كشتي مي‌كند، «شمارش» خداي خورشيد، تاريخ وقوع توفان را تعيين مي‌كند و اين مطلب در شعر چنين آمده است: «بامدادان هنگام فجر ابر تيره‌اي از بنيان آسمان برخاست، و «رمان»(Ramman) در ميان آن رعدي ايجاد كرد. بعد «نينيپ» (Ninip) ويراني به وجود آورد. ارواح زمين مشعل‌هاي خود را برآوردند و با شعله آن زمين را منور ساختند. هر موجود روشن به تاريكي گراييد، در آسمان خدايان از سيل ترسان گشتند و گريخته، به آسمان «آنو» (Anu) صعود كردند. خدايان چون سگان به لانه‌ها خزيدند و از وحشت بر خود پيچيدند... شش شب و روز باد وزيد. سيل و توفان زمين را فراگرفته بود و چون روز هفتم رسيد، توفان فرونشست، دريا عقب كشيد و باد شوم پایان پذيرفت. چون پرچين بورياهاي مردابي پيدا شدند. پنجره را گشودم و روشنایی بر چهره من تابيد. خيره شدم و به زمين غلتیدم. بر زمين نشستم و گریستم. بر اطراف خود و كنار دريا نظر افكندم. كشتي بر زمين «نيسير» (Nisir) نشسته بود. كبوتري را بيرون فرستادم و آن بيرون رفت. ولي چون جاي نشستن نبود، بازگشت. پرستويي را بيرون فرستادم. كلاغي را فرستادم و بيرون رفت و به آب زد و صداي قارقار درآورد و بازنگشت. جانوراني را به چهار سمت روان كردم. بر قله ‌كوه قرباني گذاردم هفت و هفت ظرف بخور در آنجا نهادم. خدايان بوي مطبوعي را استشمام كردند. چون مگسان به دور قرباني گرد آمدند».

تشابهاتي را كه در بين داستان توفان بابلی‌ها و سفر پيدايش موجود است می‌توان به ترتيب ذيل خلاصه كرد:

1) خبر سيل و توفان قريب‌الوقوعي به پهلواني داده مي‌شود؛ 2) او سفينه ‌مي‌سازد؛ 3) براي اينكه آب به داخل كشتي نفوذ نكند، بدنه آن با زفت اندود می‌شود؛ 4) پهلوان جانوراني را با خود به كشتي مي‌برد؛ 5) سيل جاري مي‌شود و آنچه را در خارج كشتي است نابود مي‌سازد؛ 6) سيل و توفان فرومی‌نشیند و کشتی بر قله كوهي قرار مي‌گيرد؛ 7) پهلوان پرندگاني را از كشتي بيرون مي‌فرستد و آخرین آن‌ها برنمي‌گردد؛ 8) پهلوان، چون زمين خشكي مي‌يابد، به شکرانه آن قرباني‌ مي‌گذارند؛ 9) خدايان قرباني را قبول مي‌كنند؛ و10) از جهت آينده به او اطمینان داده مي‌شود.

با اين حال، بار ديگر در بين اين دو روايت از نظر ديني و اخلاقي به تضادهاي ‌شگرفي برخورد مي‌کنیم. در سفر پيدايش مي‌خوانيم كه سيل و توفان براي تنبیه بشر گناهكار و نابودي شريران فرستاده شد. در داستان بابلي اين واقعه معلول هوي' و هوس خدايان شمرده مي‌شود. به نظر نویسنده سفر پيدايش، نوح چون شخصي ‌پاكدامن بود، از خطر سيل در امان ماند. ولي در داستان بابلي پهلوان به كمك یکی از خدايان كه همدست او بود و نقش جاسوس را ايفا مي‌نمود، از خطر جان سالم به در مي‌برد. داستان كتاب مقدس مبتني بر يكتاپرستي است، درحالی‌که افسانه ‌بابلي به ابتدايي‌ترين نوع شرك و اعتقاد به وجود خدايان متعدد متكي مي‌باشد، به اين ‌معني كه در ميان خدايان نفاق و اختلاف مي‌افتد، خدايان يكديگر را وقتي جریان امور از مسير عادي منحرف مي‌شود سرزنش مي‌كنند، خدايان از ترس بر خود مي‌پيچند و گرسنه مي‌شوند و چون مگسان براي بویيدن قرباني گرد مي‌آيند. یکی از آنان با وجود خشم و عدم رضايت ديگران شخصي را از خطر مي‌رهاند و به آنکه نجات يافته در ميان خدايان جايي واگذار مي‌شود. بدین‌سان، یک ‌بار ديگر تفاوت‌ شگرفي كه در بين نحوه استنباط مفهوم وقايع توسط نویسنده سفر پيدايش و معاصرین او در عهد مترقي‌ترين تمدن‌هاي زمان وجود داشته خودنمايي مي‌كند.

اما درباره واقعيت اين سيل تحقيقات باستان‌شناسان شكي باقي نمي‌گذارد. یکی از آن باستان‌شناسان، بنام دكتر «وولي» (Woolley) است که از او یاد کردیم. وی كه در اور كلده، در جنوب بین‌النهرین، به تحقيق و حفاري پرداخته، نتیجه تحقيقات خود را چنين شرح می‌دهد:

«پس از آنكه بر عمق گودالي كه كنده بوديم افزوده گشت، ناگهان نوع خاك تغيير يافت و به‌جای خاك آغشته به زباله و ظروف سفالين، كه در طبقات متعدد بالا قرار داشت، به خاك كاملاً خالصي رسيديم. از وضع اين طبقه خاك پيدا بود كه آب آن را برجاي نهاده است. كارگران تصور مي‌كردند به قعر رود قديمي رسيده‌ايم ... آن‌ها را وادار كردم به حفر زمين ادامه دهند. خاك رس خالص تا عمق بيش از هشت‌ پا ادامه یافت. پس از آن، دوباره نوع خاك تغيير يافت و ما با طبقاتي كه مملو از زباله و آلات سنگین و ظروف سفالين بود، مواجه شدیم. طبقات بالاي خاك رس مملو از آثار تمدن سومري بود كه طبق جريان عادي خود تدريجاً تكامل مي‌يافت، ولي آثاری که در طبقات زيرين به دست آمد يادگار تمدني مخلوط بود ... طغيان عادي رود رسوباتی به اين ضخامت باقي نمي‌گذارد، و بي‌شك اين يادگار طغياني است كه در تاریخ اين ناحیه جهان بی‌سابقه بوده. دليل ديگر بر وقوع اين حادثه وقفه‌اي است که در جريان تمدن روی‌داده، به این معني كه تمدني كه در آنجا در حال رشد و تکامل بوده در زير خاك مدفون شده و پس از آن تمدني كاملاً متفاوت در جاي آن به وجود آمده است. و در اين نيز ترديد نمي‌توان داشت كه اين سيل همان سيلي است كه‌ به نام نوح در سفر پيدايش ضبط‌شده و در افسانه‌هاي سومري نيز منعکس شده است.

در حفرياتي كه در نقطه‌اي كمي بالاتر، يعني در «كيش» (Kish)، صورت گرفته، از این نوع خاك رس دوطبقه در ارتفاع متفاوتي مشاهده‌شده است.

تاريخ يكي از اين طبقات را 3300 ق.م و ديگري را 4000 ق.م تخمين زده‌اند. «لانگدن» عقيده دارد رسوبات اور كلده، كه بيش از هشت‌ پا ضخامت دارد، دنباله ‌رسوبات زيرين «كيش» است كه نوزده پا از رسوبات فوقاني پايين‌تر است. اگر این نظریه صحيح باشد، معلوم مي‌شود كه سيل بزرگ‌تر در حدود سال 4000 ق.م، و سیل كوچك‌تر در 3200 ق.م روي داده است. هرگاه تاريخ وقوع اين سيل را از روي‌كتاب مقدس تعيين كنيم، سال 2400 ق.م به دست مي‌آيد، و اگر از روي متن یونانی کتاب مقدس، كه به سال 300 ق.م ترجمه ‌شده، تعيين کنیم، سال 3200 ق.م ‌به دست خواهد آمد.

 

 آخرين يافته‌هاي باستان‌شناسي از كشتي و توفان نوح

کشتی برجای‌مانده دوره حضرت نوح امروزه در 5 کیلومتری مرز ایران و ترکیه در مناطق کُردنشین (کردستان شمالی) در مسیر جاده بازرگانی به دوغوبایزید (با فاصله 25 کیلومتر از شهر دوغوبایزید) بر بالای چند تپه از سلسله‌کوهای جوری (به قول قرآن) و آرارات کوچک (به اعتقاد مسیحیان و یهودیان) آرمیده است.

آخرين گزارش‌های علمي باستان‌شناسي متعلق به دكتر جاناتان گري (Dr.Jahnathan Gray) باستان‌شناس، محقق و سخنور استراليايي، است كه به مدت 30 سال در نقاط مختلف دنيا از قلب جنگل‌های آمازون تا اعماق درياهاي جهان به‌كشف و حفاري مشغول بوده است. وي گزارش خود را كه با همكاري استاد تريور (از دوستان جاناتان گري و از محققان و پژوهشگران رشته باستان‌شناسي) تنظیم کرده است و با عنوان «كشتي نوح كشف شد!» چندين كنفرانس و سخنراني برپا کردند و سخنراني وي یک ‌بار نيز در كليساي سن‌پيترز برپا شد و باب جديدي را در باستان‌شناسی كتاب مقدس گشود و كارهاي جان اسميت و وولي را تكميل کرد. اينك عين گزارش او را نقل مي‌كنيم:

در سال 1959، يك خلبان ترك بر اساس مأموريت محول شده، چندين عکس هوایی براي مؤسسه ژئودتيك تركيه برداشت. هنگامی‌که مأموريت به پايان رسيد، در ميان عكس‌هاي او تصويري جلب نظر مي‌كرد كه بيشتر شبيه يك قايق بود تا چیز دیگری، قايقي بزرگ كه بر سینه تپه‌اي، در فاصله بيست كيلومتري جنوب کوه‌های ‌آرارات آرميده بود.

بلافاصله پس از مشاهده اين تصوير، تعدادي از متخصصان، علاقه‌مند به پیگیری شدند. دكتر براندنبرگ از دانشگاه ايالتي اوهايو يكي از اين علاقه‌مندان‌ بود. او كسي بود كه قبلاً در زمينه كشف تأسيسات بر روي زمين از طريق هوا، مطالعات دانشگاهي داشت و پایگاه‌های موشكي كوبا را در دوران كندي كشف‌كرده بود.

دكتر براندنبرگ با دقت عكس‌ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار كرد: «من هيچ‌ شكي ندارم که شیء موجود در عكس‌هاي هوايي، يك كشتي است. من تا به حال در طول مدت فعاليتم، هرگز چنینشی عجيبي در يك عكس هوايي نديده بودم». پس‌از آن يك گروه كاوشگر امريكايي نيز به منطقه موردنظر اعزام شد، ولي حتي با انجام تحقيقات کوتاه‌مدت، نتوانست اطلاعات قابل‌توجهی به‌‌دست آورد.

 

1. زمین‌لرزه سال 1978 میلادی

17 سال از آخرين تحقيقات در منطقه گذشت و هيچ اكتشافي تا سال 1976 انجام نگرفت. در سال 1976 يك باستان‌شناس امريكايي به نام «ران ويت» تحقيقات جديد خود را در منطقه آغاز كرد. او بسيار زود دريافت كه این شیء قایق‌مانند، بسيار بزرگ‌تر از حدّي است كه او قبلاً تصور مي‌كرد. او به‌زودی با محاسبات دقیق دريافت كه طول این شیء عظيم‌الجثه بلندتر از طول يك زمین‌بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگي يك ناو جنگي است كه كاملاً در زمين دفن شده است. اما کشتی کشف‌شده در زير گل‌ولای قطوري دفن شده بود و به‌سختی به‌جز از ارتفاع بلند قابل رؤیت بود.

به دليل همين عدم مشاهده دقيق از سطح زمين، امكان هر تحقيقي غیرممکن بود. از سوي ديگر جسم کشف‌شده آن‌قدر بزرگ و سنگين بود كه هرگونه اقدامي را در وهله اول عقيم مي‌ساخت. «ران‌ويت» و گروه همراهش كه مشتاقانه كار را پیگیری مي‌كردند، به‌جایی رسيدند كه تنها وقوع يك حادثه عجيب و نادر مي‌توانست راهگشاي كار آن‌ها باشد:

«زمین‌لرزه!» آن‌ها متوجه شدند كه حركت دادن و درآوردن جسم مذكور از درون‌زمين، به دليل ابعاد وسيع و بزرگ آن غيرممكن است و تنها با يك لرزش زمين، این شیء مي‌تواند از دل خاك سر درآورد و موردكاوش قرار گیرد. زلزله‌اي كه البته مردم منطقه را دچار مشكل نكند، زلزله‌اي در خدمت تحقيق و کاوش!

از تحقيقات ران‌ويت مدت زيادي نگذشته بود كه در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمين‌لرزه‌اي در محل، باعث شد تا كشتي مزبور به‌طور شگفت‌آوري از دل کوه بیرون بزند و سطح زمين اطرافش را به پايين براند. بدين ترتيب ديواره‌هاي اين شيء ‌شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته‌تر شد. عجيب‌تر آنكه این زلزله هيچ خسارتي به روستانشينان و مردم منطقه از نظر مالي و جاني وارد نكرد. به‌گفته روستاييان، زلزله با تغيير رنگ آسمان به نقره‌اي آغاز شد و بدون خسارت پایان گرفت. با اين حادثه، عده‌اي از محلي‌ها آن را به فال بد گرفتند و به نقاط ديگري ‌مهاجرت كردند و بقيه تعبيرات «زلزله غيرعادي» و «معجزه» را بر زبان آوردند.

به دنبال اين زمین‌لرزه، ران‌ويت ادعا كرد که شیء مذكور مي‌تواند باقیمانده‌های کشتی نوح باشد. سپس بدبيني‌ها به خوش‌بینی‌ها مبدل و اين پرسش مطرح شد: «اگر اين جسم عظيم قايقي شكل به بلندي يك طول زمين فوتبال، در ارتفاع 189 متري کوه‌های آرارات، كشتي نوح نيست، پس چه چيزي مي‌تواند باشد؟ و اگر جسم كشتي نوح است، آيا توفان نوح واقعاً به وقوع پيوسته است؟ آيا ما شاهد بقایای کشتی حضرت نوح كه در كتب مقدس اديان جهان از آن صحبت شده است، مي‌باشيم؟»

وجود لايه‌هاي فسیل‌شده مخروج و مخلوط حيوانات چون فيل، پنگوئن، ماهي، درختان نخل و هزاران هزار گونه گياهي جانوري، تأييدي بر اين واقعیت است. اين سنگواره‌ها كه گاهاً دربرگيرنده حيوانات مناطق حاره و گرمسير با مناطق سردسیر است، نشان مي‌دهد كه با فرونشستن آب، جانوران و گياهان خارج‌شده، در زير رسوبات مانده و به فسيل تبديل شده‌اند. امتزاجي عجيب از جانوران خشکی و دريا، حاره و قطبي، كه مرگي آني و دل‌خراش را روايت مي‌كنند.

 

2. تاريخ چه مي‌گويد؟

داستان كشتي نوح از گذشته‌هاي دور موردتوجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از دو هزار سال پيش نقل كرده‌اند كه توريست‌ها و مسافران كنجكاو بسیاری این منطقه را در کوه‌های آرارات كشور تركيه، از قديم مورد بازديد قرار مي‌دادند و گاهی تكه‌هاي كوچكي از آن به غنيمت برده مي‌شد. در تاريخ آمده است كه حدود هشتصد سال پیش از ميلاد مسيح (ع) (2796 سال پيش) آشوريان اقدام به ورود به کشتی كردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن كه در زير زمين واقع شده بود، شدند این نشان مي‌دهد كه اقوال مختلف در مورد موقعيت جغرافيايي كشتي، متفق‌اند به گفته دكتر گري: «نوح با هفت نفر همراه خود كه همگي از پيروان او بودند و به فرمان خداوند دست به ساخت كشتي زد تا بتواند ضمن حفظ جان تمام افراد صالح و حفظ نسل جانوران گوناگون كه با وقوع توفان احتمال از بين رفتن نژاد آنان مي‌رفت، آن‌ها را از توفان مقرر، نجات دهد».

 

3. تكنولوژي پيچيده در ساخت كشتي

اينجا صحبت از نبوغ بشر در گذشته‌هاست. چه در آن زمان و چه قبل از آن، تحقيقات نشان مي‌دهد كه بشر، بسيار پيشرفته و متمدن بوده است و اينكه چرا سیر رشد و تعالي در مسير علمي بشر راكد ماند يا در حد انتظار، صعود نكرد، بحث دیگری مي‌طلبد. اينجا صحبت از ساخت يك قايق كرجي كوچك هشت‌نفره با ظرفیت چند حيوان كوچك براي عبور از يك مسيل آرام رودخانه‌اي نيست. بحث بر سر تكنولوژي پيچيده‌اي است كه مهارت ذوب فلزات، ابزار پيشرفته و نیروی انسانی حاذق مي‌طلبيده است. از آنجا كه ياران حضرت نوح تعداد بسيار کمی بوده‌اند، اين سؤال پيش مي‌آيد كه نوح به‌راستی چگونه اين كشتي را ساخته است؟ كشتي‌اي كه تاكنون از عجايب كتب مقدس به‌شمار مي‌رفت و اكنون يك واقعیت علمی لمس‌شدني است. آيا نوح به‌تنهایی توانسته است كشتي ناوگونه خود را به بلندی يك زمين فوتبال و به وزن تقريبي 32 هزار تن بسازد؟ آيا ساخت يك كشتي با دست خالي با امكانات آن زمان، به گنجايش 494 اتوبوس دوطبقه مسافربري با تصورات ما درباره قدما، همخواني دارد؟ به‌راستی چه تعداد جانور و چگونه ‌جمع‌آوري شدند و در كشتي جايگزيني شدند؟ آب و غذا چگونه تأمين مي‌شد؟ بايد كار جمع‌آوري و هدایت حيوانات كاري سخت بوده باشد ولي به‌هرحال فرمان خدا بايد انجام می‌شد.

ولي خوشبختانه تحقيق بيشتر در محل، حضور حیوانات را در كشتي يافت شده، تأييد كرد. كشف مقادير قابل‌توجهی فضولات حيوانات كه‌به صورت فسيل درآمده‌اند و از ناحيه خسارت‌دیده كشتي به بيرون رانده شده‌اند، فرضيه ما را بيشتر به واقعيت نزديك كرد. علاقه‌مندان به كاوش در مورد كشتي نوح‌بارها و بارها سعي كرده‌اند به درون كشتي فسيل شده راه يابند ولي هميشه با توده‌ای عظيم سنگ و خاك نيمه‌ويران مواجه شده‌اند. در آخرين تلاش‌ها، كاوشگران سعي كردند لايه‌هاي گل‌ولای خشک‌شده اطراف كشتي را درهم بشکنند و از ميان بردارند تا شايد راهي براي ورود به اتاقک‌های زيرين كشتي پیدا کنند، اما خيلي موفق نبودند. در سال 1991، گرگ بروور، باستان‌شناس، بخشي از یک شاخ فسیل‌شده جانوري شاخدار را كشف كرد كه از قسمت تخریب‌شده كه فضولات حيواني به بيرون ريخته شده بودند، به بيرون افتاده بود. به تشخیص محققان، اين شاخ كه مربوط به پستانداري بوده است، مقارن با شاخ‌اندازي سالانه جانور به هنگام خروج حيوان از كشتي در آنجا رها شده است.

 

4. كشتي نوح، زيربناي فلزي بدنه چوبي!

تصوير اشتباه از آهن، آلومينيوم و برخي فلزات ديگر، در زماني كه گمان می‌رود بشر از زندگي ساده‌اي برخوردار بوده، بسيار عجيب است، به‌خصوص كه اين فلزات‌ كاربردهاي ويژه صنعتي هم داشته باشند.

آزمایش‌های دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معين در ساختار کشتی تأييد كرده است.

اين آزمایش‌ها بارها و بارها تكرار شدند تا وجود هرگونه خطايي را منكر شوند. باستان‌شناسان با كشف رگه‌ها و تيرهاي باريك آهني الگويي ترسيم كرده‌اند كه‌ حاصل كار به‌صورت نوارهاي زرد و صورتي بر روي كشتي علامت‌گذاری شد. آن‌ها همچنین گره‌ها و اتصالات آهني محكم برجسته‌اي را يافته‌اند كه در 5400 نقطه کشتی به‌كار رفته‌اند.

تصويربرداري‌هاي راداري نشان داده كه در محل تصادم كشتي با صخره به هنگام فرود آمدن يا به‌عبارت ‌دیگر بر گل نشستن، نوارهاي آهني يا تيرهاي فلزی کج شده‌اند. آن‌ها مي‌گويند كه استفاده وسيع و همه‌جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.

به‌نظر مي‌رسد كه تمدن پيشرفته و بسيار رشديافته‌اي در آن دوران وجود داشته که به ‌هر حال نوح توانسته از آن بهره‌مند شود. تمدني كه توجه ذهن ما را از تمركز بر روی بناها و اماكن منحصربه‌فرد در نقاط دنيا به اين نقطه جهان معطوف مي‌كند.

اكتشافات آن‌ها زماني جالب‌تر شد كه آن‌ها توانستند طرح مشبكي حاصل از تقاطع تیرهای فلزي افقي و عمودي به‌كار رفته در بدنه كشتي به‌دست بياورند. تصاويري كه ‌نشان داده 72 تير فلزي اصلي در هر طرف كشتي به‌كار رفته است. به‌نظر می‌رسد که براي هر چيزي طرح و الگويي وجود داشته است. وجود اتاق‌ها و فضاي کوچک و بزرگ در طبقات مختلف نظريه وجود طرح مهندسي پيشرفته را تأييد مي‌كند. دكتر جاناتان گري با خوشحالي (خوش‌بینی) مي‌افزايد: «با جمع دو رديف 72 تايي‌تيرآهن‌ها در دو طرف كشتي، عدد 144 به دست مي‌آيد كه عدد مقدسي در انجيل به شمار مي‌رود!»

در طول تحقيقات، بررسی‌هایی درباره تعيين طول، عرض و قطر كشتي انجام‌گرفته است كه متخصصان را قادر ساخته تا از جزئيات كف كشتي، ساختمان و الگوي اوليه و مواد تشکیل‌دهنده آن اطلاعاتي به‌دست آورند.

دست‌يابي به چنين كشفياتي مبهوت‌کننده بود چراکه در بسياري از مواقع، درک واقعیت کشف‌شده از حد تصور خارج بود.

كشف يك لايه غلافي و كپسولي شكل در داخل كشتي از اين جمله بود كه درواقع كشتي را به دولایه يا پوست اصلي مجهز مي‌كرد. اين آزمایش‌ها وجود دیوارهای داخلي كشتي، حفره‌ها، اتاق‌ها و دهليزها و همچنين وجود دو مخزن بزرگ ‌استوانه‌اي را تأييد كرد. در اين آزمایش‌ها كه به «رادار اسكن» يا «اسكن‌هاي راداري» معروف‌اند، معلوم شد كه دو مخزن استوانه‌اي بزرگ كه هرکدام چهار متر و 20 سانتي‌متر بلندي و هفت متر و 20 سانتي‌متر عرض داشته‌اند و به دور هريك از آن‌ها كمربندي فلزي نصب‌شده بود، در نزديكي تنها در ورودي كشتي وجود داشته‌اند. در يكي از آزمایش‌ها اسكن راداري كه به درخواست شخص استاندار استان آگري تركيه انجام شد، معلوم شد كه جنس بدنه كشتي از سه لايه چوب ‌به‌هم‌چسبيده تشكيل شده است. اين سه لايه با مواد محكم چسبنده، به‌هم چسبيده شده بودند.

در سال 1991، يك عدد ميخ پرچ فسیل‌شده در حضور 26 نفر محقق شاهد، در بقاياي كشتي كشف شد. تجزیه‌وتحلیل تركيبات اين ميخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تيتانيوم و برخي از ديگر فلزات را تأييد كرد.

اين در حالي است كه گمان مي‌رفت در زمان حضرت نوح (ع)، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله كشف و استخراج نرسيده باشد. آيا ما نيازمند بازنگري در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستيم؟

 

5. لنگرهاي كشتي هم كشف شد!

بر بلندی‌های تپه‌هاي اطراف محل كشتي، باستان‌شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگي يافتند كه در بالاي هرکدام سوراخي بزرگ تعبيه شده بود.

اين اجسام مثلثي شكل سنگي نيمه‌صيقلي، بسيار شبيه به لنگرهاي کشتی‌های باستانی بودند كه دراگ ناميده مي‌شدند. این‌ها درواقع ابزاري بودند كه به علت وزن زياد به‌جای وزنه يا لنگر به هنگام پهلو‌گرفتن كشتي به آب پرتاب مي‌شدند، چگونه و با چه نيرويي؟ دقيقاً نمي‌دانيم ولي حدس‌هايي در اين زمينه وجود دارد. كشف شش وزنه يا لنگر سنگي، هر يك مجهز با سوراخي در بالاي آن، حدس ‌باستان‌شناسان را به‌ یقین تبديل كرد. اين وزنه‌ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن كشتي به آب پرتاب ‌شده بودند.

ازآنجاکه يكي از انگيزه‌هاي قوي در شروع كاوش‌هاي باستان‌شناسي، بررسي‌هاي انجيل‌شناسي بوده است، يافتن حقايق ديگري در مورد اندازه‌های کشتی نوح خالي از فايده نيست. از اندازه كشتي نوح در انجيل به 300 كيوبيت-ذراع یاد شده است. واحد كيوبيت يا ذراع در مصر قديم در زمان حضرت موسي (ع) برابر با 7/52 سانتي‌متر بوده است. با محاسبه اين رقم عدد 46/158 متر به دست مي‌آيد.

طول كشتي مورد كاوش توسط دو تيم مختلف در هر دو زمان، اندازه‌گيري شد. رقم به‌دست‌آمده دقيقاً 46/158 متر را نشان داد. اين محاسبات محققان را در ادامة‌ کاوش‌ها مصمم‌تر كرد. ولي واقعيت اين است كه هميشه تصور دنيا از كشتي نوح، يك كشتي چوبي كوچك از وسط دونيم‌ شده بود نه يك ناوگونه عظيم يا ساختار فلزی و چوبي و مهندسي پيشرفته.

 

6. نتایج تحقیقات جاناتان گری

جاناتان گري در ادامه اين‌مطلب، نكاتي را از منابع مختلف در تأييد اين تحقيقات مي‌آورد.

1. انجيل مي‌فرمايد كه كشتي نوح در ناحيه کوه‌های آرارات فرود آمده است.

2. بر اين اساس، كشتي بر روي سلسله‌اي از کوه‌ها نشسته است نه كوهي مجرد.

3. كشتي بر روي تپه‌اي كه در آن رشته‌کوه قرار دارد، فرود آمده است نه روی قله‌ای بلند و رفيع.

4. قرآن كتاب مقدس مسلمانان، مي‌فرمايد كه كشتي نوح بر روي كوه الجودي ‌نشسته است. كوهي كه در حال حاضر كشتي موردنظر بر آن قرار دارد به تركي كودي‌داگي يا همان كوه الجودي نام دارد.

5. متون مقدس بر وجود یک صخره بزرگ که به كشتي خسارت سنگيني ‌وارد كرده ‌است، حكايت دارند

6. آشور نصيرپال دوم پادشاه آشور، (859-883 قبل از ميلاد مسيح «ع») مدعي بود كه كشتي نوح در محلي به نام ني‌سير پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از 500 ياردي محل كشتي، دهكده‌اي وجود دارد كه اوزون جيلي نام دارد و پایین‌تر از آن بر روي نقشه‌هاي بسيار قديمي، محلي به نام ني‌سير يا نسير مشاهده ‌مي‌شود.

هم اينك دولت تركيه با اعزام گروه‌های باستان‌شناس، برخي از نقاط در عرض تخریب يا غارت كشتي را مورد حفاظت قرار داده و برخي از یافته‌های باستان‌شناسان براي حفاظت و مواظبت بيشتر موردتوجه ويژه قرارگرفته‌اند. کشف چهار ستون فلزي فسیل‌شده كه هرکدام 120 سانتي‌متر طول دارند و از بخش‌هاي‌مهم در ساخت كشتي بوده‌اند، ازجمله اين اشيا است كه هم‌اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات تركيه قرارگرفته است.

در دل کوه‌های آرارات در نزديكي مرز ايران و تركيه، جسم عظيم فسیل‌شده‌ای قرن‌هاست كه آرميده و توفان مهيب را پشت سر گذاشته است. كشتي بزرگ و مجهز که يكي از پيامبران خدا را كه رسالتش ياري داده اين فسيل عظيم‌الجثه، راز و رمزهای بسياري در دل خود نهفته دارد. قرن‌هاست كه موردتوجه بوده و ده‌ها سال کانون كاوش‌ها و کنجکاوی‌ها خواهد بود.

 

رشته‌کوه سَراة: محل حادثه طوفان و کشتی نوح

یکی از مسائلی که «مؤسسه احیاء فرهنگ اجتماعی» و «جمعیة التجدید الثقافیة الاجتماعیة» بر آن پای می‌فشارد اینکه محله حادثه طوفان و کشتی نوح در حوزه کوه سَراة در حجاز بوده است.

اما حوزه جغرافیایی و موقعیت و حدود سَراة بنا بر گزارش‌های جغرافیایی و تاریخی چنین است:

این کلبی در کتاب خود «افتراث العرب» گوید: «بلاد عرب در این جزیره‌ای که عرب‌ها در آن فرود آمدند و زادوولد کردند، چنان‌که در اشعار و اخبارشان آمده است، به پنج قسمت شد: تیهامه، حجاز، نجد، عروض و یمن. کوه سراة که بزرگ‌ترین کوه عرب است از قعر یمن آغاز می‌شود تا به حدود بادی‌الشام می‌رسد. عرب‌ها تایم کوه را حجاز می‌گویند، زیرا حاجز است میان غَور (= گودی) که تِهامه است و نَجد (= بلندی)». (بکری، معجم ما استعجم، ص 11؛ یاقوت، معجم البلدان، ج 2، ص 219)

این حقیقت جغرافیایی از نظر جغرافیدانان و علمای گذشته دور نمانده است. آن‌ها ارتباط میان حجاز و سَراة را دریافته بودند ولی در مقدار این علاقه اختلاف داشتند. ابن درید از بکری روایت می‌کند که حجاز را حجاز نامیده‌اند زیرا میان نجد و سراة مانع است؛ بنابراین اصل حجاز غیر از سراة است و در مشرق آن واقع شده است.

جلگه تهامه باریکه‌ای است در عرب آن و ارتفاعات جنوب جزیرة‌العرب تا شمال آن کشیده شده، سلسله در جنوب متصل و مرتفع است پس ارتفاعش کم می‌شود تا در وسط و شمال بریده می‌شود.

همدانی جبال سراة را چنین معرفی کرده است: جبل سراة که میان ناحیه مرتفع و ناحیه پست شبه‌جزیره فاصله است طود نامیده می‌شود. (صفحة الجزیرة العرب، ص 108)

یاقوت به نقل از نصر گوید: «سراة کوه‌هایی است متصل به یکدیگر که فاصله است میان تهامه و یمن» (یاقوت، ج 3، ص 65). و نیز یاقوت از حازمی روایت می‌کند که سراة جبالی است و نیز زمینی که میان تهامه و یمن حاجز است.

شماری از راویان فراتر رفته و گفته‌اند که حجاز همان سراة است، بکری می‌گوید: «کوه سراة حد میان تهامه و نجد است. ابتدای آن یمن است و آن بزرگ‌ترین کوه‌های عرب است و تا بادیة الشام ادامه دارد. عرب آن را حجاز گویند. چند وادی آن را قطع می‌کند تا به نخله رسد. از آن وادی‌هاست خیطی (در معجم البلدان خیض آمده به‌جای خیطی-م-) و یسوم که دو کوه‌اند در نخله و کوه‌های دیگر بدان پیوسته است چون جبل‌الابیض و جبل‌العرج و قدس و آرَه و اَشعَر و اَجرَد. (بکری، ص 8)

همدانی و یاقوت همانند این نوشته‌اند و یاقوت روایت خود را به سعید بن المسیّب نسبت داده. (یاقوت، ج 2، ص 206 و ج 3، ص 66)

صاحب کتاب نخبة الدهر از قدامة بن جعفر روایت کند که بزرگ‌ترین کوه یمن جبال سراة است و آن حجاز نامیده می‌شود؛ زیرا میان تهامه و نجد فاصله است. کوه سراة از یمن تا شام کشیده شده است. (نخبة الدهر، ص 220)

یاقوت می‌گوید: «گروهی گویند که حجاز کوه‌هایی است که حاجز میان تهامه و نجد است. فراز آن را سراة گویند. آن را به پشت ستور تشبیه کرده‌اند. (یاقوت، ج 3، ص 65)

اینکه بگوییم سراة همان حجاز است، سخنی است نه کافی و نه دقیق. معروف این است که بخشی از سراة مخصوصاً در جنوب و شمال آن حجاز نامیده نمی‌شود. بلکه بخش میانین آن حجاز نامیده می‌شود.

در این نوع پژوهش‌ها با توجه به عدم ارائه اسناد و مدارک باستان‌شناسی و صرفاً به اتکا برخی روایات جغرافیایی بدون لحاظ کردن همه وجوه آثار طوفان و کشتی‌سازی و دوره تاریخی حضرت نوح، ره به‌جایی نمی‌برد اما به لحاظ ارائه فرضیه‌ای جدید نباید از این نوع فرضیه‌ها بی‌اطلاع بوده تا صحت‌وسقم آن‌ها بهتر نمایان شود. قرآن کریم تأکید دارد که این کشتی را به‌عنوان آیتی برای عبرت آیندگان بر جای گذاشتیم و لذا شکی باقی نمی‌ماند که آنچه برجای‌مانده همچون کشتی یا جسد فرعون، ضمن اثبات اعجاز علمی قرآن، داده‌های تاریخی و معماری گزارش تمدن‌های گذشته از زبان قرآن را جهت هدایت ابنای بشر بیش از پیش تبیین علمی می‌نماید.

 

* عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری


[i]. این پژوهش در جلسات قرآنی ماه رمضان 1396 خورشیدی در منزل لطف‌الله میثمی ارائه شده است.

با توجه به محدودیت صفحات، پنج محور از مباحث این پژوهش شامل «واژه‌شناسی نوح»، «خدايان و بت‌هاي دوره حضرت نوح»، «نوح و طوفان نوح در سالنامه‌های یهودی»، «طوفان نوح در اساطير ملل» و «طوفان نوح در اسناد و مدارک و متون سومری و اکّدی (حوزه بين‌النهرين)» حذف شده‌اند. متن کامل این پژوهش به همراه منابع در سایت و دفتر نشریه موجود است.

 

     فهرست چشم انداز 106 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |