فهرست چشم انداز 104 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |    

 چشم انداز ایران - شماره 104 تير و مرداد 1396

 

چشم‌ها و گوش‌ها

 

علل رأی‌نیاوردن اصولگرایان

امیر محبیان: دوستان جز تأیید هیچ نقدی را نمی‌پذیرفتند

(شرق، 1/3/96)

جریان اصولگرایی دارای ریشه‌های قدرتمند اجتماعی است،‌ اما مدت‌هاست به‌دلیل خودداری از بازنگری در مبانی و حتی راهبردها و تاکتیک‌ها و به‌ویژه ادبیات ارتباط با افکار عمومی به حاشیه کشیده شده است. حتی زمانی که قدرت را در دوران احمدی‌نژاد به‌دست آورد به‌دلیل ضعف تشکیلاتی و ارتباطی، رئیس‌جمهوری را از دست داد.

قدرت و دیگر هیچ

اصولگرایی دارای مبانی و پرنسیب‌های ارزشمندی است که با دین پیوند خورده، اما اکنون می‌بینیم پوپولیسم و قدرت‌گرایی این اصول را از متن به حاشیه رانده است... اصولگرایان دچار اغتشاش هویتی شده‌اند اصولگرایی نباید با افراد تعریف شود، افراد باید نسبت خود را با اصولگرایی تعریف کنند. نمونه روشن آن هم به حاشیه ‌رفتن نهادهای مهم اصولگرایی نظیر جامعتین است. جامعتین از پیشگامی در جریان اصولگرا کاملاً به دنباله‌روی افتاده است.

حذف رقیب به هر قیمت

اصولگرایان باید مظهر عقلانیت،‌ صداقت و پاکدستی توصیه‌شده در دین باشند، نه مظهر خشم، نفرت، بی‌نظمی و حذف رقیب یا کسب قدرت به هر قیمت.

دیدار با تتلو فاجعه بود

ما اصولگرایان مدعی هستیم قدرت برای ما ارزش درجه دو را دارد و اهمیت نخست متعلق به ارزش‌های دینی است این‌که ما تصور کنیم هر کاری انجام می‌دهیم همان دین است،‌ غلط است. ما باید خود را با ارزش‌های دینی تطبیق دهیم. قدرت نباید آن‌قدر اهمیت یابد که هر کاری مجاز شود. این دیدار (دیدار رئیسی با تتلو خواننده زیرزمینی) نشانه‌ای از غلبه پوپولیسم و قدرت‌گرایی است. افول ما تا این حد بوده که از شاخص‌هایی مانند مراجع و علمای بزرگ دین به رپرهای زیرزمینی رسیده‌ایم؟ من مخالف آن نیستم که افراد توبه کرده و بازگردند، اشکالی ندارد ولی بسیار زشت است که به طمع رأی چنین کنیم.

این کار فقط حرکتی غلط نبود، فاجعه بود. علامتی از یک انحراف در رویکرد سیاسی تحت نام اصولگرایی بود...

سطح بالای آگاهی توده‌ها

اگر مردم با شعارهای پوپولیستی به افزایش نامعقول یارانه «نه» گفتند به دلیل ارتباط اصلاح‌طلبان با طبقات مستضعف نیست به دلیل سطح بالای آگاهی توده‌هاست که نمی‌توان آن‌ها را با این شعارها به‌سوی خود کشید.

 

استفاده از روش‌های سنتی علت شکست اصولگرایان

(اعتماد، 16/3/96)

محمدمهدی زاهدی، وزیر سابق وزارت علوم، معتقد است تفکر سنتی اصولگرایان دلیل شکست‌های انتخاباتی سال‌های اخیر جناح راست بوده است. زاهدی با بیان اینکه جریان انقلابی و ولایتمدار کشور که ادعای زیادی در حوزه سیاست دارند باید بدانند روش‌های کلاسیک و سنتی برای مباحث سیاسی و انتخاباتی جواب نمی‌دهد. باید رویکردهای جریان انقلابی با متدهای جدید علمی و منطقی و با بهره‌گیری از جریان نخبه‌گری کشور برای موفقیت به میدان بیاید. (نامه‌نیوز)

 

یک اصولگرا پا پیش بگذارد

یکی از نویسندگان، مطالبی درباره انتخابات دوازدهمین دور ریاست‌جمهوری دارد که در زیر تقدیم خوانندگان می‌شود:

هنگامی‌که شورای نگهبان آقای روحانی را برای ریاست‌جمهوری صاحب صلاحیت دانست، باورش برای من ساده نبود، به‌خصوص اینکه از سوی هیچ‌کدام از محافل «اصولگرا» صدای اعتراض و حتی پرسشی از شورای نگهبان بلند نشد که چرا یک آدم (به‌گمان آن‌ها) غربگرای نئولیبرال را واجد شرایط سخت و سنگین حضور در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری دانسته است! به‌منظور رفع این تناقض، به‌ناچار حدس زدم لابد همه آن هجمه‌های لفظی و رسانه‌ای از سر شوخی و سهل‌انگاری بوده و با گذر آقای روحانی از فیلتر شورای نگهبان که به‌معنای احراز شرایطی ازجمله حسن سابقه، امانت، تقوا، مدیر و مدبر و مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور در وی بوده است؛ غائله هجمه‌ها نیز پایان خواهد یافت.

... هیچ مفری برای رفع این تناقض پیدا نکردم تا اینکه برخی از «اصولگرایان» خود به کمک آمدند و به تلویح و تصریح اعلام کردند که حضور روحانی در انتخابات یک ضرورت است تا پاسخگوی عملکرد «فاجعه‌بار» خود باشد! یکی از سران آن‌ها نیز گفت شاید شورای نگهبان ترجیح داده است که روحانی و معاون او از سوی مردم رد صلاحیت شوند تا بهانه‌ای برای مظلوم‌نمایی در میان نباشد! و در نهایت سایت نزدیک به محمود احمدی‌نژاد نیز فاش کرد که در بین «اصولگرایان» باخت روحانی در انتخابات چندان قطعی و بدیهی بوده که می‌گفته‌اند «چوب خشک» هم در مقابل او رأی می‌آورد!

این نوع حرف‌ها گرچه از نیت «اصولگرایان» برای رضایت از تأیید صلاحیت روحانی یا سکوت در مقابل آن، پرده برداشت، اما رفع تناقض نکرد، چراکه صرف اطمینان به شکست یک نامزد در انتخابات نمی‌تواند توجیه مناسبی برای «صالح» دانستن او از سوی شورای نگهبان باشد!... آقای میرسلیم در پیام خود به روحانی تأکید کرده که به «جبران فرصت‌های سوخته» در چهار سال گذشته بپردازد... اگر قرار باشد روحانی برنامه رقیبان انتخاباتی خود را اجرا کند دیگر چه نیازی به برگزاری انتخابات و به رأی مردم گذاشتن برنامه‌های متفاوت و این همه دلهره و هزینه و... بود؟

تقاضا دارم یکی از «اصولگرایان» مروت کند و پا پیش بگذارد و به‌منظور رفع گیجی امثال من و اگر آن هم برایشان مهم نیست محض رضای خدا به این چند پرسش پاسخ دهند:

1. چرا شورای نگهبان آقای روحانی را که به‌گمان آن‌ها افکار و عملکردش یکسره مردود است، برای ریاست‌جمهوری ایران صالح تشخیص داده و او را واجد صفاتی چون امانت، تقوا، حسن سابقه، مدیر، مدبر و غیرذلک شمرده است؟

2. اگر تشخیص شورای نگهبان صائب است، چرا آنان از طرح اتهام علیه روحانی دست برنمی‌دارند و اگر صائب نیست، چرا نسبت به آن اعتراض نکرده‌اند؟

3. به نظر آن‌ها صرف شکست‌پذیری یک نامزد انتخاباتی ـ آن‌گونه که پاره‌ای محافل ادعا کرده‌اند ـ توجیه مناسبی برای تأیید صلاحیت آن نامزد است؟

4. آیا آن‌ها به‌واقع انتظار دارند که رئیس‌جمهور منتخب، برنامه رقیبان خود را به اجرا بگذارد؟

5. از این پس چگونه می‌خواهند با رئیس‌جمهوری که او را به انواع اتهام‌ها متهم می‌کنند، همکاری کنند؟

اگر به این پرسش‌ها پاسخ داده شود آن‌گاه نوبت طرح پرسش‌های شاید سخت‌تری از آقای روحانی هم فرامی‌رسد!

اعتراف روزنامه اسرائیلی درباره روحانی

برخلاف محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری سابق ایران که با حرف‌هایش درباره اسرائیل و امریکا موجب اعمال تحریم‌های سخت علیه ایران شد، اظهارات شیرین روحانی و لبخند اغواگرانه او می‌تواند معضل فکری جدیدی برای اسرائیل ایجاد کند.

روحانی یک بازاریاب فوق‌العاده است و با توجه به وجهه‌ای که دارد می‌تواند تحرکاتی مانند تلاش اسرائیل و امریکا برای توقف تولید موشک بالستیک در ایران را متوقف کند.

 

 

بدهی 45 میلیارد تومانی شهرداری به آموزش‌وپرورش

در حاشیه مناظرات انتخاباتی

(اعتماد، 18/2/96)

سید کاظم اکرمی: کیست که نداند سوءاستفاده از صندوق (ذخیره فرهنگیان) بیشتر مربوط به دولت قبل است. آقای وزیر محترم اطلاعات هم در گفت‌وگوهایی که با رسانه‌ها داشت تأکید کرده بود که اختلاس از صندوق مربوط به سال‌های 85 تا 92 بوده است... اما آقای قالیباف دلسوز فرهنگیان، خود در برابر مواد 13 و 16 قانون تشکیل شوراهای آموزش‌وپرورش چه کار کرده است. بند 3 ماده 13 قانون یادشده می‌گوید: «تا 5 درصد عوارض صدور پروانه‌های ساختمانی، تفکیک زمین‌ها و نوسازی را علاوه بر عوارض مذکور که شهرداری دریافت می‌کند باید در اختیار آموزش‌وپرورش قرار دهد.» در سه سال گذشته شهرداری چه کرده است؟ با بررسی‌های دقیقی که انجام داده‌ام می‌گویم فقط از ساختمان‌های سه‌طبقه این عوارض دریافت شده و چیزی حدود 30 میلیارد تومان به آموزش‌وپرورش تهران پرداخت شده است. از ساختمان‌های سه‌طبقه به بالا تقریباً عوارضی برای آموزش‌وپرورش گرفته نشده است. اکنون شهردار تهران، یعنی آقای قالیباف حدود 450 میلیارد تومان به آموزش‌وپرورش تهران بدهکار است.

 

عمل به وعده‌ها

ابراهیم اصغرزاده فعال سیاسی

(16/ 3/96 اعتماد)

آقای روحانی به مردم ضمانت داد نمی‌خواهد تدارکاتچی باشد. مردم پیام و حرف روحانی را به‌خوبی شنیدند و به حرف‌های او اعتماد کردند. آقای روحانی بدون شک باید به وعده‌هایش عمل کند، چراکه نتواند مقابل دولت پنهان و دارودسته کلاینتالیستی‌ها که امکانات قومی و قبیله‌ای و مالی و اقتصادی فراوانی دارند ایستادگی کند و آن‌ها را به عقب پس بزند آشفتگی و سرخوردگی اجتماعی ایجاد می‌شود که البته برای کلیت نظام سیاسی ایران بسیار مضر است... آن‌ها روحانی را باور ندارند. روحانی را غربگرا می‌دانند. روس‌ها روحانی را مانند قوام می‌دانند که رفت و استالین را دید... جامعه می‌بیند چرا این آدم تا پیش از انتخابات مطرود همین افراد بود، اما برای کسب رأی، این خواننده را به کمپین انتخاباتی کاندیدای‌شان برده‌اند. در همین انتخابات دیدم مغزهای بسیاری از خانواده‌های مذهبی که می‌خواستند به آقای رئیسی رأی بدهند سوت کشید که این چه کاری بود. اصلاً آن‌ها پس از همین اتفاق، انتخابات را تحریم کردند و الان نمی‌دانم چه بر سر اعتقادات و اعتمادشان به نیروهای اصولگرا آمده است. همین یک خطای استراتژیک سیاسی اصولگرایان بی‌اعتمادی عده زیادی از خانواده‌های مذهبی را به‌دنبال داشت. این بی‌اعتمادی در بلندمدت این افراد را به سمت دین‌گریزی یا فرقه‌گرایی می‌برد. آقایان اصولگرا باید پاسخ دهند با چه اصولی پشت پا به خط قرمزهای جامعه مذهبی کشور زدند.

 

مختصات اصولگراها از نظر محمد مهاجری، فعال رسانه‌ای

(اعتماد، 9/3/96)

1. سیزده چهارده سال پیش وقتی در سرمقاله کیهان از سازمان بازرسی انتقاد کردم و شما تلفنی و حتی بدون واسطه منشی به خاطر آن نوشته، مرا مرهون لطفتان کردید شیفته تواضع و حسن برخوردتان شدم. به خاطر همان سابقه وقتی نامزد ریاست‌جمهوری شدید در جایی نوشتم که گروه خونتان نمی‌خورد به ما اصولگراها.

2. عده‌ای دوره‌تان کردند و وارد بازار مکاره انتخابات شدید. ادبیاتتان تغییر کرد. لحنتان عوض شد. خلقتان تنگ شد. رفتارتان در مناظره‌ها تند شد. این بار در جایی نوشتم چه نزدیک شده‌اید به ما اصولگراها.

3. دیروز در جلسه تفسیر قرآن کریم دوباره برگشتید به روزهای مناظره. انگارنه‌انگار که 9-8 روز گذشته است از انتخابات. کاری به گلایه‌هایتان ندارم. شما قاضی‌اید و ناگزیرم بپذیرم که بر اساس شواهد و قرائن سخن گفته‌اید، اما به‌عنوان یک آدم مطلع ناگزیرم به حضورتان عرض کنم که اطلاعات ارائه‌شده به شما که مبنای قضاوتتان شده، شاید «حلال» نباشد. شاید شبهه‌ناک باشد. شاید راست نباشد. شاید آلوده به غرض باشد. شاید بی‌مرض نباشد. همه این شیوه‌های اطلاع‌رسانی، یافت می‌شود، در دکان ما اصولگراها.

4. آقای رئیسی! سید عزیز!  مراقب اطرافیان باشید. بسیار بزرگ‌ترها از شما غفلت کردند و فروغلتیدند. تاریخ بعد از انقلاب مشهد را بخوانید. حتماً برمی‌خورید به کسانی که به حرف نزدیکانشان اعتماد کردند و به سرشان آمد آنچه نباید می‌آمد. برخی از مشاوران و اعضای ستاد شما، آدم‌های کج‌خلق و تندخویی بودند و هستند که به فکر شأن و منزلت شما نیستند. اگر خواستید برایتان توضیح می‌دهم حال و روز  برخی از آن‌ها را که پیش‌تر مدیر دولت سازندگی بودند و 12 سال پیش صبح در ستاد احمدی‌نژاد بودند، ظهر به ستاد لاریجانی می‌رفتند و عصر هم خودشان را به ستاد قالیباف می‌رساندند. چنین اعجوبه‌هایی داریم ما اصولگراها.

5. اسم دکتر لاریجانی آمد. می‌خواهم بگویم سید عزیز!  در حرم حضرت معصومه (س) به سمتش کفش پرتاب کردند و خیلی از ما اصولگراها سکوت کردیم. می‌ترسم حواستان را جمع نکنید و دیری نپاید که همان کفش‌ها به مشهد هم بیاید و باز هم سکوت کنیم ما اصولگراها.

6. حق شماست البته که پیگیر تخلفات انتخابات باشید؛ اما دوروبری‌های شما بعضی‌هایشان بازماندگان همان دولت برآمده از 88 هستند که در گوشه‌ای از فتنه نقش داشته‌اند، اما آن‌وقت با زرنگی، سرشان را خم کردند تا دیده نشوند. الآن همان‌ها بلاتشبیه قرآن بر سرنیزه کرده‌اند و حرف همان معترضان به انتخابات 88 را می‌زنند. سید عزیز! قربان جدتان بروم. بازی نخورید از ما اصولگراها.

 

سلول‌های خفته داعش علیه دولت روحانی

(شرق، 20/3/96)

مردم با آرای 24 میلیونی خود نشان دادند همچنان دل‌بسته دیپلماسی هستند، اما حملات غیرمنتظره داعش به مجلس شورای اسلامی، نماد دموکراسی در ایران و مرقد امام خمینی (ره) خاستگاه انقلاب، معنا و مفهومی خاص داشت. این حملات، حمله به زیربنا و روبنای فکری حسن روحانی بود تا طعم پیروزی 24 میلیونی را به کامش تلخ کند. این بار سلول‌های خفته داعش نشان دادند در پس پشت بربریت‌شان اتاق فکری جدی وجود دارد که می‌داند مردم ایران که انقلابی بزرگ و جنگی هشت‌ساله و دوران پرالتهاب دهه 60 را پشت سر گذاشته‌اند با انفجارهای مهیب و کشتارهای وسیع و بی‌رحمانه متحد شده و با عزمی جزم برای مواجهه با داعش با نیروهای نظامی خود یک دل و یک‌صدا خواهند شد از این‌رو این حملات بیش از هر چیز حمله به دستاوردهای آتی این 24 میلیون رأی است.

 

 

تفاوت ماهوی میان کارنامه روحانی و رئیسی

فرخ نگهدار: انتخابات ۹۶ عرصه رقابت میان بد و بدتر نیست. این انتخابات عرصه رقابت میان ترس و امید است. تلاش رئیسی ترویج ترس و توقع نان از حکومت است و تلاش روحانی جلب رضایت شهروندان از راه گره‌گشایی از مسائل پیچیده کشور. مقایسه کارنامه ۳۰ ساله «روحانی ـ ظریف» با کارنامه «رئیسی ـ علم‌الهدی» تضاد عمیق آنان در مقام ریاست‌جمهوری را برای رأی‌دهندگان آشکار می‌کند.

 

یک بام و دوهوا

برخی معتقدند علت پیروزی حسن روحانی این بود که چهار سال تبلیغ می‌کرد، اما رقیب او، از روز کاندیداتوری تبلیغ را آغاز کرد. این پرسش مطرح است پاسخ انتخابات شورای شهر را چه بدهیم باز هم انکارگری و ندیده‌گرفتن واقعیات؟!

بری عمار

دلیل اعلام‌نکردن نتایج

اخبار منابع غیررسمی از پیروزی حسن روحانی با کسب حدود 25 میلیون رأی در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم دارند. این منابع رأی سید ابراهیم رئیسی را حدود 15 میلیون اعلام کردند دلیل اعلام نکردن نتایج آرای ریاست‌جمهوری، اختلاف ستاد آقای رئیسی با وزارت کشور بر سر موضوع سربرگ رأی‌های مهر نخورده است. بنا به گفته منابع مطلع، تعداد قابل‌توجهی (حدود پنج میلیون) برگ رأی از آرای رئیسی مهر نخورده و وزارت کشور اصرار به ابطال آن‌ها دارد، از طرفی مسئولین ستاد رئیسی مخالف این‌کار هستند، زیرا معتقدند این امر ناشی از کوتاهی مسئولین وزارت کشور بر سر صندوق آرا بوده و باید شماره سریال‌های برگه‌های مذکور بررسی و در صورت درست بودن، ابطال نگشته و در شمارش نهایی لحاظ گردند.

اصلح کسی نیست که خودش بیاید وسط!

گزیده سخنرانی استاد آقاتهرانی در نشست مردمی جبهه پایداری کاشان

مرحوم آیت‌الله خوشوقت به ما می‌فرمودند: «اصلح کسی نیست که خودش بیاید وسط و بگوید من می‌خواهم بیایم؛ باید پیدایش کرد و رفت درب خانه‌اش و با سلام‌وصلوات آوردش وسط و بعد هم باید برایش رأی درست کرد.» به این و آن گفت اگر می‌خواهی اقتصادت درست شود، به این شخص رأی بده. اگر می‌خواهی انقلابت درست شود، به این شخص رأی بده؛ و همین‌طور برایش رأی درست کنیم.

 

 

 

آیا برای تبلیغات انتخابات گنج پیدا کرده‌اید

(اعتماد، 28/3/96)

منتجب‌نیا نماینده سابق مجلس به هزینه‌های بسیار بالای رئیسی برای رأی‌آوری اشاره کرد و گفت: اصولگرایان و رئیسی تبلیغات بسیار گسترده و ده‌ها میلیارد تومانی برای این انتخابات کردند و مشخص نیست این پول‌ها از کجا آمده است! افرادی که مدام از فساد و مبارزه با فساد صحبت می‌کنند آیا گنجی پیدا کرده‌اند یا از صندوق امام رضا (ع) استفاده کردند؟ یکی از عوامل شکست همین مسئله ولخرجی و حاتم‌بخشی در تبلیغات آقای رئیسی بود.

 

ظرفیت‌های قانون اساسی از نظر بهمن کشاورز

رأی مردم سهام شرکت‌های سهامی نیست

(شرق، 10/3/96)

به‌موجب اصل ۵۶ قانون اساسی حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم کرده است. هیچ‌کس نمی‌تواند این حق الهی را از آنان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می‌آید اعمال می‌کند. در اصل ۵۹ قانون اساسی آمده است: در مسائل بسیار مهمِ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‌پرسی و مراجعه مستقیم به آرای مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آرای عمومی باید به تصویب دوسوم مجموع نمایندگان مجلس برسد و بالاخره در اصل ۵۸ قانون اساسی اعلام‌شده که اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای اسلامی است که از نمایندگان منتخب مردم تشکیل می‌شود و مصوبات آن پس از طی مراحلی که در اصول بعد می‌آید برای اجرا به قوه مجریه و قضائیه ابلاغ می‌شود.

  از این مجموعه می‌توان نتیجه گرفت که در نظام قضائی حاکم بر ایران چیزی بالاتر از نظر مردم نداریم. این معنا را می‌توان از اصل ششم قانون اساسی دریافت که در آن اعلام‌شده در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکای آرای عمومی اداره شود؛ همچنین از اصل هشتم همان قانون که برای مردم حقِ امر به معروف و نهی از منکرِ دولت را پیش‌بینی کرده؛ بنابراین آزادی در انتخاب و شرکت در اداره کشور از این طریق همان حقی است که به‌موجب اصل نهم قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و حتی با وضع قوانین و مقررات آن را از مردم سلب کند

در مقدمه قانون اساسی نیز آنجا که از شیوه حکومت در اسلام صحبت می‌شود، قانون‌گذار اعلام می‌کند که قانون اساسی زمینه مشارکت در تمام مراحل تصمیم‌گیری‌های سیاسی و سرنوشت‌ساز را برای همه افراد اجتماع فراهم کرده است تا در مسیر تکامل انسان هر فردی دست‌اندرکار و مسئول رشد و ارتقا و مدیریت شود.

آنچه گاهی مورد بحث و مناقشه قرار می‌گیرد روش و کیفیت اعمال این حق است. در این‌باره از دیرباز بحث‌های فراوانی مطرح شده و در نهایت متفکران به این نتیجه رسیده‌اند که تا زمان حاضر آنچه به‌اصطلاح «به عقل بشر رسیده» همانا حاکمیت اکثریت مردم بوده است. این چیزی است که در اصول استنباط نیز ما از آن به‌عنوان «بنای عقلای عالم» یاد می‌کنیم. گفته شده است اگر روزی روش دیگری ابداع یا کشف شد که تاکنون شناخته نشده بود، عقلا همان را اجرا و اعمال خواهند کرد.

بنابراین همان‌گونه که فرموده‌اند «میزان رأی ملت است» باید همگان بپذیرند و بپذیریم که وقتی با اعمالِ روش‌های متداول و پیش‌بینی‌شده در قانون مشخص شد که خواست و رأی اکثریت چیست، آن‌گاه باید همه بر آن گردن نهند؛ حتی اگر سلیقه شخصی و منافع فردی یا گروهی برخی رعایت و تأمین نشده باشد.

قائل‌شدن صفت برای آرای افراد یا گروه‌های گوناگون در جامعه ما و با توجه به اصول قانون اساسی که اصل تساوی را مقرر اعلام کرده است، پذیرفتنی نیست. رأی مردم سهام شرکت‌های سهامی نیست که احیاناً «سهام ممتازه» داشته باشیم. همچنین بحث از «آرای کیفی» که تلویحاً مردم را از نظر حق رأی به طبقاتی تقسیم می‌کند در شأن ایرانیان نبوده و آن بیان مشهور را به یاد می‌آورد که «همه مردم برابرند اما بعضی برابرترند». سازمان‌ها و نهادها و مؤسسات نظارتی، به هر حال و برحسب مقتضیات، کار خود را انجام می‌دهند و در نهایت باید نتیجه را حتی اگر مطلوب ما نباشد، بپذیریم؛ اما اینکه در موضوع واحد در دو زمان از دو فرد یا دو شخص مطلب واحدی شنیده شود، اما حکم یک مورد گرفتاری و رد انتقاد شدید و حکم مورد دیگر، تأیید یا سکوت باشد به‌شدت محل تأمل است.

خلاصه اینکه اگر مردم صاحب مملکت هستند ـ که هستند ـ باید ولی‌نعمت‌بودن و سروری آن‌ها را پذیرفت. والله اعلم.


واکاوی اتهامات یک سخنران

نویسنده: محمد پورحسینی، مدرس دانشگاه

(اعتماد، 9/3/96)

«آقای ظریف به امریکا تعهد داده تا سردار سلیمانی را به آن کشور تحویل دهد.»‌ در ادامه به بررسی موضوع از دو منظر حقوقی و فقهی اشاراتی خواهد رفت.

 تحلیل حقوقی:

با اینکه آقای نبویان به لحاظ فردی، فاقد منصب قضا بوده و حتی در صورت داشتن این منصب، در محلی خارج از مسند قضایی، اقدام به ایراد اتهام کرده‌اند، اما حتی بر فرض جمع‌بودن همه شرایط مفقوده، بر اساس ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، انتشار مشخصات مربوط به هویت متهم در کلیه مراحل تحقیقات مقدماتی توسط رسانه‌ها و مراجع قضایی و انتظامی، ممنوع است.

ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی، در بخش تعزیرات عنوان می‌دارد: «هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به‌وسیله نامه یا شکوائیه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی یا امضا یا بدون امضا، اکاذیبی اظهار کند یا با همان مقاصد، اعمالی را برخلاف حقیقت، رأساً یا به‌عنوان نقل‌قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد، اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا خیر، علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال یا شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم شود.»
طبق بند ۸ ماده ۶ قانون مطبوعات نیز، افترا و توهین به اشخاص از طریق انتشار عکس یا کاریکاتور منع شده است و بر اساس ماده ۳۰ همین قانون، انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت، افترا، ناسزا و به‌کار بردن الفاظ رکیک یا نسبت‌های توهین‌آمیز و نظایر آن به اشخاص ممنوع است. بر اساس قوانین فوق‌الاشعار، جرم نشر اکاذیب دارای دو عنصر مادی و معنوی است. عنصر مادی این جرم، اظهار و نشر اکاذیب یا نسبت‌دادن عمل خلاف حقیقت به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی کشور است که به یکی از راه‌های مذکور در ماده ۶۹۸ محقق می‌شود. جرم نشر اکاذیب، از نوع جرائم مطلق است و تحقق آن مشروط به ورود ضرر خارجی نبوده و به صرف انجام این عمل (نشر اکاذیب)، بدون توجه به اینکه ضرری به مجنی علیه وارد شده است یا نه جرم تحقق می‌یابد. عنصر معنوی جرم نشر اکاذیب، علم مرتکب بر بی‌پایه‌بودن مطالب خود است که اصطلاحاً به آن «سوءنیت عام» گفته می‌شود. هرچند در صدر ماده‌قانون فوق‌الذکر از «سوءنیت خاص» با عنوان «هر کس به‌قصد اضرار به غیر...» یاد شده است، اما به اعتقاد علمای حقوق، «سوءنیت خاص»، جزو عناصر معنوی جرم محسوب نمی‌شود. نکته‌ای که باید بدان توجه داشت اینکه، در جرم «نشر اکاذیب»، ضرورتاً باید این اقدام به‌صورت کتبی و نوشته صورت پذیرفته باشد، اما در جرم «انتساب عمل خلاف» (قسمت پایانی ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی)، موضوع جرم منوط به شیوه خاصی نبوده و به هر صورت، چه کتبی یا شفاهی، قابل ارتکاب
است.

تحلیل فقهی و اخلاقی:

همچنان که مرحوم شیخ انصاری در کتاب مکاسب بیان کرده‌اند دلایل چهارگانه بر حرمت دروغ دلالت می‌کنند که تمامی این دلایل شامل تهمت نیز می‌شوند. حرمت غیبت در شریعت اسلامی نیز نشان می‌دهد که حتی بیان حقایق در مورد اشخاص، محدودیت دارد. افزون بر این، افترا و تهمت به‌طور مستقل در منابع دینی مورد نهی قرار گرفته‌اند. قبح اخلاقی تهمت نه‌تنها به‌دلیل نقض کرامت انسانی، بلکه به‌دلیل ناجوانمردی مکنون در آن است. حرمت شرعی و زشتی اخلاقی «تهمت» در تعالیم اسلامی تدبیری در راستای پاسداشت ارزش و کرامت انسانی بوده است، از این‌رو نمی‌توان هیچ نوع مصلحتی را بهانه‌ای برای نقض آن قرار داد. در درجه‌بندی رذایل اخلاقی دروغ از بدترین گناهان دانسته شده است. زشتی و ناپسندی دروغ در آیاتی فراوان از قرآن کریم و نیز در بسیاری از روایات مورد تأکید قرار گرفته و با ایمان جمع ناشدنی معرفی شده است. تهمت از دروغ زشت‌تر و ناپسندتر است، زیرا همچنان که اشاره شد معمولاً ترکیبی از دروغ و غیبت است و افزون بر اینکه دروغ را در بردارد، به شخصیت و آبروی فرد نیز آسیب می‌رساند و او را بی‌ارزش می‌سازد. از دیدگاه قرآنی هر نوع رفتاری که با بی‌احترامی به فرد دیگر همراه باشد، ناپسند دانسته شده است. اگرچه ظواهر آیات قرانی و احادیث بر احترام و عزت مؤمنان دلالت دارند و همه موظف به تکریم شخصیت آنانند، ولی با نگاهی عمیق می‌توان دریافت که این احترام محدود به آنان نیست، بلکه همگانی است. مرحوم مقدس اردبیلی با تأکید بر ضرورت حفظ احترام کفار، شیوه برخورد با آنان را چنین بیان داشته است: «مسلمانی که عقیده کافری را مورد نقد و اعتراض قرار می‌دهد، فقط می‌تواند از «دلیل منطقی» علیه او استفاده کند و حق ندارد به او نسبت ناروا داده و او را قذف کند، حتی اجازه ندارد که زشتی‌های ظاهری یا عیوب باطنی‌اش را موجب ناسزا قرار داده و به او خطاب کند: ای جذامی، ولو در واقع هم جذامی باشد، یا او را کودن و پست بنامد! مسلمان حق ندارد، به دین و آیین کفر او دروغ ببندد و زشتی‌ها و ایراداتی که در آن واقعاً وجود ندارد، به آن نسبت دهد. از قواعد شهید هم همین‌طور استفاده می‌شود.»

سخن آخر:

اظهارات آقای نبویان که مصداقی بارز از یک اتهام بی‌پایه و افترای غیراخلاقی بوده و توسط سایت‌ها و انتشارات همسوی جریانات خاص نیز بدان‌ها دامن زده شده، مصداق تهییج و تحریک افکار عمومی و زمینه‌ساز بی‌اعتمادی مردم به مسئولان و خدمتگزاران نظام بوده و از این حیث نقض آشکار فرمایشات مکرر مقام معظم رهبری دایر بر ممنوعیت ناراضی‌سازی مردم از مسئولان است. مقام معظم رهبری در فرمایشات ۶ تیر ۱۳۹۰ در دیدار رئیس و مسئولان عالی قوه‌قضاییه و جمعی از قضات و کارکنان دستگاه قضایی، ایراد اتهامات بی‌پایه به مسئولان نظام و رسانه‌ای‌کردن این اتهامات در افکار عمومی قبل از بررسی قضایی را «کاری غلط و اقدامی جهت سلب اعتماد عمومی» دانسته‌اند.

معنای آرای حلال و حرام

شورای نویسندگان روزنامه اعتماد (8/3/96)

هرکس که وعده‌های غیرواقعی بدهد یا ماهیت اصلی وعده‌های خود را بپوشاند یا آن‌که از طریق شیوه‌های فریبنده و نیز تطمیع یا تهدید افراد رأی آنان را جذب کند آن رأی حلال نیست. بازار خریدوفروش رأی وقتی حلال است که رأی گرفته شود و به‌ازای آن برنامه ارائه شود. هر چیز دیگر همچون توزیع غذا، کارت‌پول، قول پرداخت وام یا پست و مقام و... موجب فساد این معامله شود و آن رأی را از چارچوب آرای حلال خارج می‌کند.

 

اولویت فراموش نشود

به نظر می‌رسد نیت هتاکان روز قدس علیه رئیس‌جمهور منتخب و نوحه قبل از خطبه‌های روز عید فطر این باشد که وظیفه اصلی رئیس‌جمهور که اجرای قانون اساسی است را تابع جواب‌دادن به این هتاکی‌ها نمایند یا این‌که مجلس شورای اسلامی از تعدیل نظارت استصوابی و تطبیق آن با قانون اساسی بر اساس اظهارات سخنگوی سابق شورای نگهبان آقای دکتر ابراهیمیان صرف‌نظر کند. دکتر ابراهیمیان معتقد است که رد یا تأیید صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان به دادگاه انتخاباتی و هم‌زمان به هیئت‌منصفه نیاز دارد.

 

آقای روحانی مراقب باشید؛ دستگیری شعاردهندگان روز قدس جمعه تله است! / محمد مهاجری

آقای رئیس‌جمهور! باورم این است که شما هوشمندتر از آنید که در دام بیفتید.

با اینکه دادستان محترم تهران طبق وظیفه ذاتی و قانونی‌اش دستور شناسایی هتاکان به شما را صادر کرده، پیشنهاد می‌کنم شما از طریق قانون و اگر راه قانونی ندارد، از طریق خواهش و تمنا نگذارید کسی بازداشت شود.

در میان افرادی که روز قدس شعار می‌دادند هرچند ممکن است عده‌ای با برنامه‌ریزی قبلی آمده باشند، اما  قطعاً اکثرشان احساس تکلیف می‌کردند و به همین دلیل عذرشان موجه است.

آقای رئیس‌جمهور! این افراد، آدم‌های عادی جامعه‌اند. غالباً به حقوقشان هم آشنا نیستند. اگر دستگیر شوند بلد نیستند از خودشان دفاع کنند و ناگزیر به زندان محکوم می‌شوند. در دوران حبس، زندگی‌شان مختل می‌شود. معیشتشان به هم می‌ریزد. خانواده‌شان نسبت به جمهوری اسلامی مسئله‌دار می‌شوند و ده‌ها مشکل ریز و درشت دیگر به‌وجود می‌آید.

آقای روحانی! در طول مدت تبلیغات انتخابات، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها، سایت‌ها و رسانه‌هایی که عمدتاً با پول مردم اداره می‌شوند، حرف‌های آدم‌های سیاسی را که صدها بدتر از شعارهای جمعه بود منتشر کردند. رسانه ملی مشابه همین‌ها را روی آنتن زنده برد. چرا دور برویم، چند نفر از حضرات نامزدها توهین و تهمتی نماند که نسبت به رئیس‌جمهور مستقر، فروگذار کرده باشند. شعارهای روز جمعه، ترجمان حرف‌های همین عزیزان بود. کرور کرور آدم‌هایی که مارک ارزشمداری دارند همین حرف‌ها را در تریبون‌های متعدد به‌کار بردند و کک کسی نگزید.

آقای رئیس‌جمهور! نگذارید زور قانون به ضعیف‌ها برسد. اجازه ندهید ضعیف‌کشی شود. جرم شعاردهندگان روز جمعه حداکثرش این است که روزی که وحدت لازم بود، شعار تفرقه دادند. از بس در این یکی دو روز همه محکومشان کرده‌اند مغموم و غصه‌دار شده‌اند و متهمان اصلی راست‌راست راه می‌روند و بشکن می‌زنند.

آقای روحانی! اگر زورتان به آن آدم گنده‌ها نمی‌رسد، این آدم ضعیف‌ها را نجات دهید. ممنون.

 

نحله جدید اخوان‌المسلمین

مدتی پیش از پیدایش بهار عربی ـ نحله‌ای از اخوان‌المسلمین با اتخاذ اسلامی معتدل، قانون‌گرایی، حق شهروندی و صندوق رأی را پذیرفتند. این مدل ابتدا سال 203 در ترکیه به قدرت رسید (حزب عدالت و توسعه) و در سال 2011 در تونس و مصر به قدرت رسید. راشدالغنوشی و محمد مرسی ولی از یک‌سو اسرائیل و از سوی دیگر عربستان سعودی و امارات با چنین مدلی به‌شدت مخالف بودند و این مدل را از شیعه هم خطرناک‌تر می‌دانستند، چراکه از یک‌سو از اهل سنت بودند و هم‌زمان دموکراسی،‌ قانون‌گرایی، حق شهروندی و صندوق رأی را پذیرفته بودند، طبیعی است که چنین مدلی به‌دلیل اهل سنت بودن حتی در حاکمیت عربستان و امارات نیز نفوذ داشتند و به فروپاشی سلطنت استبدادی و موروثی می‌انجامید. اخوان‌المسلمین امارات سال‌هاست که در زندان به‌سر می‌برند و از سه تا 15 سال محکومیت حبس دارند. البته قطر با این نحله از اخوان‌المسلمین روابط خوبی دارد و این امر یکی از موارد اختلاف قطر و عربستان به‌شمار می‌رود. اشغال نظامی بحرین و کودتا علیه محمد مرسی توسط عربستان در همین راستا بود. البته عربستان از منابع نفتی سرشار برخوردار است که دچار افت فشار شده‌اند و به‌شدت نیاز به گاز برای تزریق به مخازن دارند، اما این گاز در عربستان نیست، بلکه در قطر وجود دارد و شاید علت بنیادی سیاست خصمانه عربستان علیه قطر دستیابی به منابع سرشار گاز قطر باشد.

 

 

عربستان سلاح می‌خرد ولی ما سلاح می‌سازیم

کنفرانس خبری روحانی ـ اول خرداد 1396 در سالن اجلاس سران

 

حسن روحانی در واکنش به سؤالی درباره اظهارات آمریکایی‌ها و هم‌پیمانان آن‌ها درباره نقش ایران در جنگ سوریه، یمن و عراق گفت: ایران و آمریکا در طول 40 سال گذشته مسیر پرپیچ‌وخمی را با هم طی کردند. آمریکایی‌ها از انواع شیوه‌ها علیه ایران استفاده کردند و همواره هم شکست خوردند. از داستان طبس گرفته تا مداخلاتشان در جنگ 8 ساله تا فشارشان به ملت ایران از طریق تحریم‌ها. شاید آن‌ها یک‌جا موفقیتی نسبی به دست آوردند، آنجا که در مقابل ملت ایران سر فرود آوردند و پای میز مذاکره هسته‌ای نشستند و در نهایت به یک نتیجه برد برد رسیدیم که به نفع همه بود. آمریکا اگر راه دیگری انتخاب کند دوباره شکست می‌خورد. آمریکایی‌ها نسبت به منطقه ما همیشه اشتباه کردند و در حمله به عراق و افغانستان و تحریم ما و ورودشان به سوریه و یمن اشتباه کردند. آمریکایی‌ها منطقه ما را نمی‌شناسند و آن‌هایی که به آمریکایی‌ها مشورت می‌دهند، حاکمانی هستند که یا آن‌ها را منحرف می‌کنند یا با پول افرادی را در امریکا خریداری می‌کنند. من امیدوارم دولت آمریکا به فکر منافع ملت خودش باشد اگر به فکر منافع ملت‌های منطقه نیستند.

 

توضیحات حسن روحانی درباره شهدای مزار شریف

مدیریت اعتدال،‌ تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد

موقعی‌که طالبان بر کابل پیروز شده بودند ما با فاجعه‌ای روبه‌رو شدیم: تصرف مزار شریف. یکی از افرادی که توانسته بود فرار کند ماجرا را گفت و بعد متوجه شدیم بقیه افرادی که داخل سرکنسولگری بودند به شهادت رسیدند.

شهادت خیلی مظلومانه و غم‌انگیزی بود. طبیعی بود که تصمیمات حاد گرفته بشود و عده‌ای بیایند بگویند حالا ما از طالبان هم بخوریم. یکی از تصمیمات این بود که برنامه‌ریزی کنیم و حمله کنیم داخل افغانستان. من به‌شدت مخالفت کردم. گفتم خون بین مردم ایران و افغانستان نباید جاری شود. باید از راهش جبران کنیم. من گفتم آن‌هایی را که عامل قتل بودند می‌توانیم شناسایی کنیم که چه کسانی بودند؟ می‌توانیم ریشه‌یابی کنیم این کار، کار طالبان یا ISI پاکستان بود؟

تقریباً روشن شد چه کسانی عامل بودند، دستگیر کنیم، بیاوریم و این‌ها را محاکمه کنیم و به مجازات برسانیم، اما جنگ نه. حمله نظامی خیلی خسارت‌باره. خیلی بی‌گناه کشته می‌شوند. معلوم هم نیست پایان کار چگونه خواهد بود؟ من مطمئن شدم آن‌هایی که اصرار به حمله داشتند پذیرفتند. با خانواده حرکت کردیم برای زیارت‌خانه خدا. طوافم تمام شده بود به هتل آمدم. یکی از دوستان شورای امنیت ملی گفت آن چیزی که تو مخالف آن بودی داره میشه. گفتم: نگذار تا من برسم. به خانواده گفتم شب پرواز دارم؛ و آمدم ایران. دیدم تصمیم گرفته‌شده و نیروها در حال حرکت هستند و طرح این‌ها طرح ورود به خاک افغانستان است. من به آن‌ها گفتم این از آن کارهایی نیست که اگر ما رفتیم برگشت دست خودمان باشد.

این طرح خیلی اشکال دارد. حداقل سه اشکال را نتوانستند جواب دهند. نظر خود را برای مسئولان عالی‌رتبه نوشتم: انتقام خون چند نفر را گرفتن مساوی با حمله به یک کشور نیست. مردم از جنگ و درگیری خوششان نمی‌آید.

پاسخ آن نامه این بود که: «باید لغو شود.»

وقتی من پاسخ آن نامه را گرفتم دیدم مکه واقعی این بود.

 

چرا ابوبکر بغدادی را خدا منصوب نکرده است؟

انصاف نیوز: حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر «محمد مجتهد شبستری» در ارزیابی برخی نظرات درباره نقش رأی مردم در تعیین حاکم، پرسید: «چرا ابوبکر بغدادی را خدا منصوب نکرده است.» بر اساس یک سلسله مبانی و دلائل کلامی و فقهی مسلم است که حاکم مسلمان در همه عصرها باید از سوی خدا منصوب شود و نه از سوی مردم و احراز منصوب بودن شخص معین هم با همان مبانی و دلایل ممکن است.

 

فرشاد مؤمنی: چاره‌اندیشی دولت برای فساد

وقتی به تعاریف کلاسیک فساد بازمی‌گردیم پیشرفته‌ترین تعاریف این است که فساد به‌خودی‌خود اصالت ندارد و بازتاب یک ساختار نهادی است که به مسئله تولید و خلاقیت پشت کرده است و هر چه شدت پشت‌کردن آن بیشتر شود فساد نیز بیشتر می‌شود و توان رقابت اقتصاد ملی و مقاومت ملی سقوط می‌کند.

 

عدم کارآمدی سیاست‌های پولی و مالی و ضرورت تغییرات نهادی

محسن رنانی: دولت دنبال رشد اقتصادی ایران نرود، دولت وقتی دنبال ایجاد رشد اقتصادی می‌رود به‌جای رشد، تورم می‌آفریند. دولت فقط یک کار بکند: در اقتصاد ایران آشوب ایجاد نکند، همین و بس؛ و تغییر نرخ ارز خیلی آشوب به همراه دارد. من اکنون در این‌جا نمی‌خواهم تفاوت دیدگاه اقتصاد ارتدوکس ـ که همه دولت‌های بعد از جنگ تحمیلی مطیع دستورات آن بوده‌اند ـ و اقتصاد نهادی را بیان کنم، این را برای فرصت دیگری می‌گذارم؛ اما عرض می‌کنم دیگر جایز نیست برای اصلاح اقتصاد ایران به راه‌حل‌های پولی و مالی فکر کنید. درواقع ابزارهای متعارف اقتصادی ازجمله سیاست‌های پولی و مالی در اقتصاد امروز ایران با ناکارآمدی و فقدان اثربخشی مواجه شده‌اند و حل مسائل اقتصادی نیازمند تحول و تدابیری نو در عرصه سیاست و دست‌یازیدن به برخی تغییرات نهادی است.

و نکته آخر، این‌که بدون حمایت و همراهی مقام معظم رهبری با دولت، موفقیت دولت در زمینه مدیریت اقتصاد ناممکن است. بر «موفقیت اقتصادی» تأکید می‌کنم، چون ایشان مهم‌ترین فردی هستند که نه‌تنها می‌توانند در سخنان و مواضعشان علائم ثبات و اطمینان یا بی‌ثباتی و نااطمینانی را تولید کنند، بلکه با اشراف و اقتداری که نسبت به سایر ارکان قدرت در ایران دارند می توانند مانع تولید بی ثباتی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از سوی دیگر بخش‌های قدرت شوند.

 

همزیستی مسالمت‌آمیز با غرب نتیجه فعالیت حلقه نیاوران است

(شرق، 16/3/96)

حجت‌الاسلام علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به فعالیت 10 ساله حلقه نیاوران گفت: «همزیستی مسالمت‌آمیز با غرب نتیجه فعالیت این حلقه است؛ آن‌ها معتقدند نباید با غرب مقابله کنیم، خروشچف و گورباچف هم همین اعتقاد را داشتند و با غرب به تعامل پرداختند و نتیجه آن فروپاشی شوروی شد.»

افول اخلاقی

ترامپ درباره موشک بالستیک کره‌شمالی در توئیت خود نوشت آیا رئیس‌جمهور کره کاری بهتر از آن سراغ نداشت؟ این در حالی است که ترامپ اشغال نظامی بحرین و سرکوب و جنایت محرومین یمن و جنگ‌طلبی عربستان در منطقه را صحه می‌گذارد. قهقرای اخلاقی تا چه میزان؟!

 

علت جنگ‌افروزی پنتاگون

قبل از روی کارآمدن اوباما در امریکا گزارشی منتشر شد که پنج تریلیون دلار مخارج تهاجم امریکا به عراق شده است که از هر شش دلار که هزینه شده پنج دلار آن به جیب پنتاگون و فرماندهان رفته است و از آنجا که این معامله بادآورده بسیار شیرین است. هم‌اکنون درباره نئوکان‌ها و نظامی‌ها اطراف فرد بی‌مایه‌ای چون ترامپ را گرفته‌اند تا به جنگ‌افروزی جدیدی بپردازد و این در شرایطی است که ملت امریکا جنگ نمی‌خواهد.

 

اقدام عاجل برای رفع حصر خانگی

(اعتماد، 13/6/ 96)

علی مطهری در نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه درخواست کرد

نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه، به اظهارات اخیر وی درباره موضوع حصر واکنش نشان داد و از وی خواست اقدام عاجلی برای رفع حصر انجام دهد. به گزارش ایسنا، در نامه علی مطهری خطاب به آملی لاریجانی آمده است: با اهدای سلام، اخیراً در جمع مسئولان عالی قضایی فرموده‌اید: «نقل کرده‌اند که کاندیدایی در جمع هواداران خود خطاب به آنان گفته است که ما آمده‌ایم حصر را بشکنیم. شما چه‌کاره‌اید که بخواهید حصر را بشکنید؟» به عرض می‌رساند رئیس‌جمهور طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی مسئول اجرای قانون اساسی است و وقتی اقدامی مانند حصر خانگی برخلاف اصول ۳۲ تا ۳۷ قانون اساسی است، وظیفه دارد که در دفاع از حقوق شهروندی ملت اقدام کند، خصوصاً که شعارهای مردم در انتخابات اخیر نشان داد که این موضوع خواست اکثریت ملت ایران است. این، ادبیات مناسبی نیست که به رئیس‌جمهوری که مسئول اجرای قانون اساسی است و حدود ۲۴ میلیون رأی داشته و اگر از ادامه رأی‌گیری جلوگیری نمی‌کردند شاید ۲۶ میلیون رأی داشت بگویید شما چه‌کاره‌اید که بخواهید حصر را بشکنید؟ از شما سؤال می‌کنم شما که کاره‌ای هستید، برای حل این موضوع چه اقدامی کرده‌اید؟ آیا مجازات ادامه حصر خانگی تا زمانی که آن‌ها از دنیا بروند، بدون حکم دادگاه علنی صالح، کار درستی بوده است؟» در ادامه این نامه آمده است: «فرموده‌اید: عالی‌ترین نهاد امنیتی کشور در این زمینه تصمیمی را اتخاذ کرده است.» من عرض می‌کنم اولاً رئیس این عالی‌ترین نهاد امنیتی کشور رئیس‌جمهور است و می‌تواند برای تغییر این تصمیم اقدام کند. ثانیاً این نهاد زمانی که کشور در حال آشوب بود، اضطراراً این حق را داشته است که به‌صورت موقت چندماهه تا زمان برقراری آرامش حکم به حصر خانگی بدهد، اما بحث در ادامه آن است. آیا شورای عالی امنیت ملی پس از آرامش جامعه و رفع خطر می‌توانسته است حکم به مجازات ادامه حصر بدهد، یعنی کار قوه قضاییه را انجام بدهد؟ آن هم بدون هرگونه محاکمه‌ای و شنیدن دفاعیات آن‌ها و پرداختن به پرونده سایر طرف‌های فتنه سال ۸۸؟ همچنین فرموده‌اید: «به فرض که شورای عالی امنیت ملی مصوبه خود را ملغی کند و رفع حصر اتفاق بیفتد، در این صورت تازه‌کار قوه قضاییه برای رسیدگی قضایی به این موضوع آغاز می‌شود و تصمیم در مورد این اتهامات و نحوه رفتار با متهمان با قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده و در چارچوب مقررات قانونی خواهد بود.» همچنین در بخش دیگری از نامه مطهری تأکید شده است: «جالب است، در واقع می‌فرمایید قوه قضاییه پس از مجازات ۷ سال حصر خانگی بدتر از حبس، تازه آن متهم را محاکمه می‌کند تا ببیند مجازات او چیست. مستدعی است این حرف را تکرار نفرمایید که موجب وهن نظام جمهوری اسلامی است. حفظ اقتدار قوه قضاییه که جناب‌عالی به‌درستی دنبال آن هستید، با رفتار عادلانه این قوه و دفاع از حقوق آحاد ملت، حتی کسانی که به‌زعم شما فتنه‌گر بوده‌اند به‌دست می‌آید نه اینکه بخشی از وظایف خود را به شورای عالی امنیت ملی محول کنید و در عوض به اظهارنظر درباره برجام و سفر ترامپ به عربستان و مانند آن بپردازید. البته اظهارنظر درباره این مسائل پس از پاسخ به سؤالات قضایی مردم بی‌اشکال است.» در پایان نامه، مطهری نوشته است: «از جناب‌عالی می‌خواهم برای رفع ادامه حصر خانگی که می‌رود تبدیل به معضلی برای جمهوری اسلامی شود اقدام عاجل مبذول فرمایید.

بجاست که این هفت‌سال حصر خانگی به‌عنوان مجازات طولانی کردن اعتراضات آن‌ها که موجب سوءاستفاده دشمن شد منظور شود و به آن خاتمه داده شود. البته انتظار رسیدگی به اتهامات طرف‌های مقابل نیز به‌جای خود باقی است. برای آن مقام محترم آرزوی توفیق الهی دارم.»

 

ضرورت دیجیتالی‌کردن امور

محمود سریع‌القلم

اگر قرار باشد کشور پیشرفت کند، راه‌حل‌ها بسیار شفاف و ساده هستند. مدیریت نرم‌افزاری بر سیستم بانکی، مالیاتی، گمرکی و ده‌ها مورد دیگر. اگر کشور دیجیتالی نشود، همچنان باید در رابطه با بانکداری، گمرک و غیره همایش برگزار شود، چند وزیر و استاد دانشگاه و کارشناس سخنرانی کنند و در نهایت اظهار امیدواری بر اصلاح امور کنند.

فرمول‌های پیشرفت و توسعه آن‌قدر روشن هستند که می‌شود راحت آن‌ها را گوگل کرد و نیازی به جلسه، همایش و توجیه ندارد. در چهار سال آینده هدف دولت می‌تواند دیجیتالی‌کردن مدیریت کشور یعنی غیرفردی‌کردن مدیریت باشد. امروز نسلی که بین 25 تا 40 ساله است بیش از هر امر دیگری در پی ثبات و قابلیت پیش‌بینی در مدیریت کشور است. ثبات در مدیریت، امنیت روانی و اجتماعی به‌دنبال خواهد آورد. برای رشد، پیشرفت، توسعه، امنیت کشور و حتی برقراری عدالت، هیچ امری بالاتر و دیجیتالی‌کردن کشور وجود ندارد.

 

     فهرست چشم انداز 104 صفحه اول |  بايگاني سال 1396 |